صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

۱۸ سپتامبر ۲۰۱۵

سهم امریکا در فاجعه

فرار جنگ زدگان چقدر است؟

مجله اشپیگل 38 – ترجمه رضا نافعی



fluechtlinge1انبوه پناهجویان

«در پس پرده چه می گذرد؟»

(بکار بردن چنین توصیفاتی در باره آمریکا از سوی اشپیگل که سخنگوی بخشی از نخبگان حاکم بر آلمان است در چند سال پیش قابل تصور نبود- آینده ما)

آیا ننگ یک مقوله سیاسی است؟ آیا در سیاست شرم هم وجود دارد؟ در این صورت سیاست آمریکا در بحران پناهجویان سیاستی است ننگین و باید عرق شرم بر چهره آمریکائیان بنشیند هنگامی که چشمشان به مردگان می افتد، به غرق شدگان و به آنها که در آب خفه شده اند و آمریکا برای نجات آنها دست به هیچ کاری نزده است. آیا آمریکا آنها را چون مسلمان هستند به چنگال مرگ می سپارد؟ این بزرگترین فاجعه پناهجوئی پس از جنگ جهانی دوم است. مسئولیت هیچ کشوری در پیدایش این فاجعه به اندازه ایالات متحده آمریکا نیست. دیر زمانی که آمریکا در خاور نزدیک قدرتی است فقط ویرانگر .

آنچه آنها در افغانستان و عراق از خود باقی گذاشتند آشوب بود و ویرانی و در سوریه با حساب های سیاسی خود جنگ داخلی را دامن زدند. سندی که در ماه مه منتشر شد حکایت از آن دارد که آمریکا می دانست که «احتمالا در شرق سوریه یک امیر نشین سلفی برپا خواهد شد» – افزون بر این در سند آمده است :» این درست همان چیزی است که دولت های پشتیبان اپوزیسیون در سوریه می خواهند، تا رژیم سوریه را منزوی کنند.» واشنگتن می خواست با اسد که دوست روس ها و ایرانی هاست بجنگد و برای انجام این کار اجازه داد که رژیم آدمکش دولت اسلامی (داعش) پای به عرصه وجود بگذارد. اما این به آن معنی نیست که دشمن دشمن من دوست من است.

وقتی آمریکائی ها امروز به پشت سر خود می نگرند، چه می بینند؟ سرزمینی سراسر ویران و انباشته از کالبد های بی جان. آنها که از این سر زمین خود می گریزند چند نفرند؟ 10 میلیون یا 15 میلیون؟ از سال 2011 که جنگ آغاز شد 4 میلیون سوریائی میهن خود را ترک کرده اند. اردن به 630 هزار نفر از آنها پناه داده است، لبنان به 1،2 میلیون، ترکیه به دو میلیون نفر. و آمریکا به 1500 نفر.

وقتی از دولت آمریکا پرسیدند که آیا نباید «گامهای بیشتری برداشته شود؟ یک سخنگوی دولت گفت : بی تردید اروپا برای حل این مسئله امکانات کافی در اختیار دارد». این مثل آنست که به کاخ سفید تلفن کنند و کسی گوشی را برندارد .

پس از آن دستگاه اداری اوباما گام بیشتری برداشت. جان کری وزیرخارجه آمریکا گفت احساس «وظیفه» می شود که باید سوریه ای های بیشتری را پذیرفت. حالا صحبت از پذیرفتن سالی 5 هزار نفر بیشتر است. مضحک است. در حال حاضر روزی صدها سوریائی فقط وارد برلین می شوند. پیشنهادی که آمریکا برای پذیرفتن پناهجویان می کند – که هم کم است و هم دیر- نشان می دهد که پناهجویان چقدر برای آمریکا بی اهمیت هستند.

این رفتار یک دلیل ساده دارد: ترس. مایکل مک کاول سناتور جمهوریخواه آمریکائی، رئیس کمیته قدرتمند Commttee on Homeland Security می گوید چالش سوریه «بزرگترین تمرکز تروریست های اسلامی در تاریخ است». وقتی یک سوریائی در آمریکا پناه می جوید آنوقت، مرکز مبارزه با تروریسم، وزارت خارجه و افزون بر این ها کارمندان وزارت دفاع از میهن که آموزش های ویژه دیده اند همه می خواهند در باره آن اظهار نظر کنند. یک چنین کنترل امنیتی بین 18 تا 24 ماه به طول می انجامد.

اینجا باید یک اصطلاح اقتصادی بکار برد که اکثر مردم به آن خو گرفته اند: اخلاق یک سرمایه است. غرب مقادیری زیادی از این سرمایه را از دست داده است. آلمانها در حال حاضر در صدد ترمیم آن برآمده اند. ولی آمریکا ورشکسته است.


هیچ نظری موجود نیست: