صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

بحران سوریه از نگاه بشار اسد

ابوالقاسم گلستانی

• بشار اسد رئیس جمهور کشور جنگ زده ی سوریه در گفتگو با چند رسانه ی روسی از جمله «راشا تودی» دیدگاه ها و نظرات خود را پیرامون بحران این کشور بیان کرده است. بشار اسد در این گفتگو تاکید می کند غرب از یک سو برای آوارگان اشک می ریزد، اما از سوی دیگر تفنگ را به سوی آنان نشانه می رود ...
توضیح مترجم: در مصاحبه ی نادر و در عین حال جامع با شبکه های رسانه ای روسیه شامل راشا تودی ((Russia Today، روسیسکایا گازتا (Rossiyskaya Gazeta)، شبکه ۱، راشا ۲۴، ریا نووستی ( (RIA Novostiو کانال ان تی وی، رهبر سوریه بشار اسد در باره ی تهدیدهای تروریسم منطقه ای و جهانی، نیاز به جبهه ی متحد علیه جهادی ها، تبلیغات غرب در باره بحران آوارگان و راه های فراهم کردن صلح برای کشورش که در اثر جنگ به ویرانه مبدل شده، سخن گفت. این مصاحبه تلوزیونی در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵ برابر با ۲۵ شهریور ۱٣۹۴ در سایت "راشا تودی"منتشر شد. شایان ذکر است که این ترجمه از روی متنی انجام شده که وبسایت آر.تی. از روی مصاحبه کامل تلوزیونی با بشار اسد تهیه کرده است، و مطابقه ی راندومِ متن مکتوب شده با گفتارهای شفاهی توسط مترجم موید یکسان بودن محتوای این دو فرمت است. در پایان این متن فارسی، لینکی ارائه شده که حاوی منبع این مصاحبه به زبان انگلیسی است، هم به صورت ویدئو و هم متن مکتوب.
      
پرسش ۱: آقای رییس جمهور، از طرف رسانه های شرکت کننده در این مصاحبه از شما سپاسگزارم که به همه ما فرصت می دهید تا در این مرحله وخیم از بحران سوریه پای صحبت های شما بنشینیم. نخستین سوال را از خودم شروع می کنم: آخرین تحولات در مبارزه با داعش (ISIL)، وضعیت همکاری روسیه و سوریه، و همچنین مسایل مرتبط با مهاجرت عظیم آوارگان سوری که به عناوین اصلی خبری در اروپا تبدیل شده، چیست؟     
اکنون بحران سوریه دارد وارد پنجمین سال خود می شود. شما همه ی پیش بینی های رهبران غربی را که دولت تان عنقریب سرنگون می شود بی اعتبار کردید، و همچنان در مقام رییسِ جمهوری عربی سوریه به مسوولیت خود ادامه می دهید. اخیراً شایعات زیادی از سوی برخی رسانه ها شده که مقاماتی از دولت شما در دیدار با دشمن تان عربستان سعودی گفته اند فرایند سیاسی در سوریه وارد مرحله ای تازه شده، ولی از سوی دیگر اظهارات مقامات عربستان سعودی که همچنان بر کناره گیری تان از قدرت پافشاری می کنند، حاکی از این واقعیت است که به رغم آن که مرزهای سوریه توسط گروه هایی چون داعش مورد تهدید بسیار جدی است، تغییرات ادعا شده بسیار اندک است.            
حال بفرمایید موضع شما در خصوص این فرایند سیاسی چیست؟ نظرتان در باره ی سهیم کردن قدرت با آن دسته از اپوزوسیون چیست که همچنان آشکارا می گویند که هیچ راه حل سیاسی در سوریه وجود ندارد مگر اینکه کناره گیری فوری شما را نیز شامل شود؟ آیا علامتی به شما فرستاده شد حاکی از این که آنها مایل اند با شما و دولت شما در قدرت سهیم باشند؟ علاوه بر این، از آغاز بحران در سوریه بسیاری از آن گروه ها از شما خواسته اند که دست به اصلاحات و تغییرات سیاسی بزنید. اما آیا تحت شرایط حاضر، با وجود جنگ و گسترش مداوم تروریسم در سوریه، چنین تغییری ممکن است؟

رییس جمهور اسد: نخست اجازه دهید این پرسش را تقسیم کنیم. این شامل چند سوال در یک سوال است. اولین قسمت به فرایند سیاسی مربوط است. از آغاز بحران ما رویکرد مذاکره را پذیرفتیم، و چندین دور مذاکره بین سوری ها در سوریه، مسکو، و ژنو انجام شد. در واقع، تنها گام برداشته شده یا به دست امده در مسکو- ۲ بود، نه در ژنو، نه در مسکو-۱، و در حقیقت این یک گامی جزیی است، نه گامی همه جانبه، و این طبیعی است، زیرا این بحران بزرگ است. شما نمی توانید در عرض چند ساعت یا چند روز به راه حل ها دست یابید. این گامی به جلو است، و ما منتظر مسکو- ٣ هستیم. به نظرم، ما همزمان با نبرد با تروریسم برای رسیدن به یک توافق حمعی برای آینده سوریه، باید به مذاکرات بین طرفهای سوری، هیأت های سیاسی یا جریانات سیاسی ادامه دهیم. بنابراین، این چیزی است که ما باید دنبال کنیم.   

پرسش ۲: آقای رییس جمهور، شما در پاسخ اول روی مسأله اپوزوسیون داخلی تأکید کردید؛ من مایلم برگردم به همان موضوع زیرا این برای روسیه خیلی مهم است. اپوزوسیون داخلی می گویند که قصد دارند از دولت سوریه در نبرد پشتیبانی کنند؛ انتظار شما از آن اپوزوسیون برای همکاری و هماهنگی با مقامات سوری چیست؟ چشم اندازهای شما از کنفرانس های مسکو- ٣ و ژنو- ٣ چیست؟ آیا اینها دروضعیت کنونی سوریه مفید واقع خواهند شد؟     

رییس جمهور اسد: همان گونه که می دانید، ما در حال جنگ با تروریسم هستیم، و این تروریسم مورد حمایت قدرتهای خارجی است. این بدان معناست که ما در یک وضعیت جنگ تمام عیار قرار داریم. به عقیده من، هر جامعه و هر فرد میهن پرست، و هر حزبی که واقعاً به مردم تعلق دارد، باید زمانی که جنگی علیه دشمن وجود دارد، متحد شود؛ خواه این تروریسم داخلی باشد یا خارجی. اگر از سوری ها پرسیده شود که خواسته اشان امروز چیست، اولین چیزی که آنها می گویند این است: ما خواهان امنیت و آسایش برای هر فرد و خانوده هستیم.   
لذا، ما به عنوان نیروهای سیاسی، خواه در درون یا بیرون دولت، باید حول آنچه مردم سوریه می خواهند، متحد شویم. این بدان معناست که ما باید نخست علیه تروریسم متحد شویم. این عقلانی و اظهرالمن الشمس است. به همین دلیل، من می گویم ما به عنوان نیروهای سیاسی، یا دولت، یا به عنوان گروه های مسلحی که با دولت می جنگید، باید در حال حاضر برای نبرد با تروریسم متحد شویم. این در عمل اتفاق افتاده است. گروه های مبارز ضد تروریست هستند که قبلاً علیه دولت سوریه می جنگیدند، اما اکنون در کناز دولت سوریه قرار دارند. ما در این خصوص پیشرفت هایی داشتیم اما من می خواهم از این فرصت استفاده کرده، همه ی نیروهای سوری را برای نبرد علیه تروریسم به اتحاد فرا بخوانم، زیرا این راهی است برای محقق کردن اهداف سیاسی یی که ما سوری ها در حرف و عمل سیاسی نیاز داریم.

مداخله مصاحبه گر: در ارتباط با کنفرانس های مسکو-٣ و ژنو-٣؛ آیا شما چشم اندازهای مثبتی از آنها انتظار دارید؟

رییس جمهور اسد: اهمیت مسکو-٣ در این واقعیت نهفته است که راه ژنو-٣ را هموار می کند، زیرا حمایت بین المللی در ژنو بی طرفانه نبود، حال انکه حمایت روسیه بی طرفانه است. جانبدار نیست، و مبتنی است بر قوانین بین المللی و قطعنامه های شورای امینت [سازمان ملل]. دیگر اینکه اختلافات مهم حول موضوع هیأت انتقالی در زنو وجود دارد. مسکو-٣ باید این مسکلات را بین طرف های مختلف سوری حل کند؛ و وقتی که ما به زنو-٣ برسیم، آن هماهنگی بدست امده بین طرفهای سوری موجب خواهد شد ژنو-٣ موفق از کار در آید. ما معتقدیم که موفقیت زنو-٣ دشوار است مگر اینکه مسکو-٣ موفق شود. به همین دلیل، ما از برگزاری این مذاکرات در مسکو استقبال می کنیم.

پرسش ٣: من مایلم با موضوعِ همکاری بین المللی برای حل بحران سوریه به پرسش ادامه دهم. آشکار است که ایران از زمان حل مسأله هسته ای نقش فعال تری در مسایل منطقه ای بازی می کند. ابتکارات اخیر ایران در خصوص رسیدن به یک توافق بر سر اوضاع سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟ و، به طور کلی، اهمیت حمایت ایران از شما چیست؟ آیا حمایت نطامی وجود دارد؟ و، اگر چنین است، میزانش چه اندازه است؟

رییس جمهور اسد: در حال حاضر، عملاً ابتکاری از سوی ایران وجود ندارد. اما برای ابتکارات ایران اعتقادات یا اصولی وجود دارند که مقدمتاً بر حاکمیت سوریه، تصمیمات مردم سوریه و نبرد با تروریسم استوارند. رابطه بین سوریه و ایران رابطه ای قدیمی است، بیش از سه و نیم دهه. بین ما اتحادی مبتنی بر اعتماد متقابل حکم فرما است. به همین دلیل ما معتقدیم که نقش ایران با اهمیت است. ایران از سوریه و مردم سوریه حمایت می کند. به لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی در کنار دولت سوریه قرار دارد. وقتی سخن از همکاری نظامی می کنیم، بدین معنا نیست که – بر خلاف ادعای برخی رسانه های غربی – ایران ارتش یا نیروی مسلحی به سوریه فرستاده است. این حقیقت ندارد. ایران برای ما تجهیزات نظامی می فرستد، و البته نقل و انتقال کارشناسان نطامی بین سوریه و ایران وجود دارد. این وضعیت، همیشگی بوده، و برای تقویت همکاری بین دو کشوری در وضعیت جنگی این امری طبیعی است. بله، پشتیبانی ایران از سوریه در مجاهدت هایش در این جنگ دشوار و بی رحمانه مهم است.

پرسش ۴: در ارتباط با عوامل و حامیان منطقه ای، شما اخیراً از هماهنگی های امنیتی با قاهره در مبارزه با تروریسم سخن گفتید، و این که سوریه و مصر در این خصوص در جبهه ی نبرد یکسانی قرار دارند. رابطه کنونی شما با قاهره با توجه به این که آن کشور میزبان گروه هایی از اپوزوسیون است، چگونه است؟ آیا شما رابطه ای مستقیم دارید، یا شاید با وساطت روسیه، به ویژه در پرتو روابط استراتژیک بین روسیه و مصر؟ رییس جمهور السیسی همین امروز به مسکو دعوت شده است.

رییس جمهور اسد: روابط بین سوریه و مصر قطع نشده که دوباره برقرار شود، حتا در چند سال گذشته، حتا زمانی که رییس جمهور محمد مورسی، از اعضای سازمان تروریستی اخوان المسلمین، حاکم بود. نهادهای مصر بر حفظ عناصر معینی از این رابطه پای فشردند. اولاً، برای آن که مردم مصر از انچه در سوریه دارد اتفاق می افتد، آگاهند، و دوم این که نبردی که ما در گیرش هستیم عملاً علیه یک دشمن واحد است. این اکنون برای هر کس روشن شده است. تروریسم در لیبی، مصر، یمن، عراق، در دیگر کشورهای عرب، و در برخی کشورهای مسلمان چون افغانستان، پاکستان، و نقاط دیگر گسترش یافته است. به همین دلیل، می توانم بگویم که بینش مشترکی بین ما و مصریان وجود دارد؛ ولی روابط ما در حال حاضر در سطح امنیتی برقرار است. هیچ تماس سیاسی وجود ندارد. منطور این است که مثلاً بین وزارتخانه های خارجه سوریه و مصر روابطی برقرار نیست. تماسهای ما تنها در سطح امنیتی صورت می گیرد. ما فشارهایی را که ممکن است شامل حال مصر یا هر دو طرف باشد، درک می کنیم. اگر چه بین ما و مصر پیوندی قوی برقرار نیست، اما این رابطه از طریق مسکو برقرار نمی شود. همان گونه که گفتم، هیچ گاه متوقف نشده که از نو به وجود آید، ولی بهبود روابط بین روسیه و مصر موجب مسرت ما می شود. در عین حال، بین دمشق و مسکو رابطه ای خوب، قوی و تاریخی برقرار است، لذا طبیعی است که موجب مسرت مسکو خواهد شد که در روابط بین سوریه و مصر تحولات مثبت به وجود آید.
  
پرسش ۵: آقای رییس جمهور، به من اجازه دهید به پرسش مربوط به مبارزه با تروریسم برگردم. به ایده ی ایجاد منطقه ای عاری از تروریست های داعش در شمال کشور در مرز ترکیه چگونه نگاه می کنید؟ در چنان وضعیتی، نظرتان در باره ی همکاری غیر مستقیم بین غرب و سازمانهای تروریستی مانند حبهه النصره و دیگر گروه های تروریستی چیست؟ و برای نبرد با تروریست های داعش، با چه کسی مایل به همکاری هستید؟   

رییس جمهور اسد: وقتی از پاکسازی مرز سوریه با ترکیه از وجود تروریستها حرف می زنیم، بدین معناست که تروریسم در مناطق دیگر مجاز و آزاد است. تروریسم باید از همه جا ریشه کن شود؛ و ما سه دهه است که داریم برای ائتلاف بین المللی برای مبارزه با تروریسم فراخوان می دهیم. در مورد همکاری غرب با حبهه النصره، این حقیقت است، زیرا ما می دانیم که ترکیه از النصره و داعش از طریق تأمین آنها به سلاح، پول و داوطلبان تروریست کمک می کند. و همه می دانیم که ترکیه روابط نزدیک با غرب دارد. اردوغان و داوود اغلو قادر به هیچ حرکتی در این مورد نیستند مگر اینکه نخست با ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی هماهنگی کرده باشند. النصره و داعش با چنین نیرویی در منطقه که غرب آن را پوشش می دهد، عملیات می کنند، زیرا دولت های غربی همواره بر این باور بوده اند که تروریسم برگ برنده ای است که انها می توانند هر از چند گاه از جیب در آورند و از آن استفاده کنند. اکنون، آنها می خواهند از النصره در برابر داعش استفاده کنند، شاید برای اینکه داعش آن گونه که باید مهار شدنی نیست. اما این بدان معنا نیست که آنها خواهان ریشه کن کردن داعش هستند. اگر چنین قصدی داشتند، قادر به این کار بودند. از نظر ما داعش، النصره و همه سازمانهای مشابه که سلاح حمل می کنند و غیر نطامیان را می کشند، سازمانهای افراطی اند.      
اما این که ما با چه کسی مذاکره می کنیم، مساله ای بسیار مهم است. از آغاز ما گفتیم که ما با هر کس وارد مذاکره می شویم به شرطی که گفت و گو به نفی تروریسم و در نتیجه به دستیابی ثبات منتهی شود. این البته شامل قدرتها و نظامهای سیاسی می شود، اما گروه های مسلح نیز هستند که ما با آنها وارد مذاکره شدیم و در مناطق دردسر دار که اکنون آرام شده اند، به توافق رسیدیم. در مناطق دیگر، این گروه های مسلح به ارتش سوریه پیوستند و به سهم خود مشغول نبردند، و شماری از اینها به شهادت رسیدند. بنابراین، ما با همه مذاکره می کنیم به جز سازمانهایی مثل النصره و داعش که دکترین انها بر پایه تروریسم استوار شده. آنها سازمانهای ایدئولوژیکی اند و کارشان صرفاً مخالفت با دولت نیست، و این در مورد برخی گروه های مسلح نیز صادق است. دکترین انها بر تروریسم استوار است، و در نتیجه مذاکره با این سازمانها نمی تواند به نتیجه ای واقعی بیانجامد. ما باید با آنها بجنگیم و ریشه کن شان کنیم و مذاکره با انها کاملاً بی ثمر است.
  
دخالت مصاحبه گر: شما به شرکای منطقه ای اشاره کردید؛ با چه کسی حاضرید در نبرد با تروریسم همکاری کنید؟

رییس جمهور اسد: طبیعتاً با کشورهای دوست، به ویژه روسیه و ایران. با عراق هم همکاری می کنیم، زیرا این کشور گرفتار نوغ مشابهی از تروریسم است. اما در مورد سایر کشورها، ما هیچ کشوری را از قلم نمی اندازم، به شرطی که آن کشورها اراده ی نبرد با تروریسم را داشته باشند، و نه آنگونه که "ائتلاف بین المللی" به رهبری ایالات متحده دارد عمل می کند. در واقع، از زمانی که این ائتلاف آغاز به عملیات کرد، داعش گسترش یافته و همچنان در حال گسترش است. به عبارت دیگر، ائتلاف شکست خورده و تأثیری واقعی در این معضل ندارد. در عین حال، کشورهایی چون ترکیه، قطر، عربستان سعودی، و کشورهای غربی پوشش دهنده ی تروریسم مانند فرانسه، ایالات متحده، یا دیگران، نمی توانند با تروریسم بجنگند. شما نمی توانید در ان واحد هم با تروریسم باشید هم علیه آن. اما اگر این کشورها تصمیم بگیرند سیاست های خود را تغییر دهند و پی ببرند که تروریسم مثل عقرب است، اگر آن را در جیب تان بگذارید، نیش تان می زند، اگر آن کشورها به این درک برسند، ما هیچ اعتراضی به همکاری آنان نداریم، به شرطی که چنان ائتلاف ضد تروریستی از نوع واقعی باشد و نه تقلبی.     

پرسش ۶: وضعیت کنونی ارتش سوریه چگونه است؟ ارتش شما ۴ سال در حال نبرد بوده است. آیا در اثر جنگ از پا افتاده، یا به واسطه مشارکت در عمیات نظامی قوی تر شده است؟ و آیا نیروهای ذخیره برای پشتیبانی از ارتش موجود است؟ سوال مهم دیگر هم دارم: شما گفتید شمار بزرگی از مخالفان سابق به سمت شما آمده اند و مشغول نبرد در کنار نیروهای دولتی اند. اینها چه تعدادی هستند؟ و میزان کمک شان علیه گروه های افراطی چه قدر است؟   

رییس جمهور اسد: البته، جنگ بد است. و هر جنگی ویرانگر است، هر جنگی جامعه و ارتش آن کشور را تضعیف می کند، صرف نظر از اینکه کشور چه قدر قوی یا غنی باشد. اما مسایل نمی توانند به این شیوه مورد ارزیابی قرار گیرند. جنگ می تواند جامعه را علیه دشمن متحد کند. وقتی کشوری مورد تجاوز قرار می گیرد، ارتش به مهم ترین نماد جامعه مبدل می شود. جامعه پذیرای ارتش می شود و برای آنکه از سرزمین مادری دفاع شود، از ارتش حمایت همه جانبه می کند، از جمله از نظر منابغ انسانی، نیروهای داوطلب، احضار به خدمت سربازی. در عین حال، جنگ تجربیات عملی و نظامی فراوانی به نیروهای مسلح درگیر می دهد. لذا، جنگ همیشه دارای جنبه های مثبت و منفی است. نمی توانیم بگوییم که ارتش ضعیف تر یا قوی تر می شود. اما در عوض؛ پذیرش ارتش و حمایت اجتماعی از آن تضمین کننده ی نیروهای داوطلب ارتش است. بنابراین، در پاسخ به سوال شما که "آیا نیروهای داوطلب وجود دارد؟" ... بله، قطعاً، زیرا بدون چنین نیروی داوطلبی، ارتش قادر نبود در چنین جنگ دشواری چهار سال و نیم مقاومت کند، به خصوص برای آن که دشمنی که ما با آن امروز در حال نبرد هستیم، از منابع نامحدود انسانی برخوردار است. ما امروز جنگجوهای تروریست از ٨۰ تا ۹۰ کشور داریم، لذا دشمن ما از حمایت عظیمی در کشورهای مختلف برخوردار است، از کشورهایی که مردمانش می آیند و دوشادوش تروریست ها می جنگند. اما در مقابل ارتش ما تقریباً به صورت انحصاری از نیروهای سوری تشکیل شده است. بنابراین، ما نیروهای داوطلب داریم، و این به ما در ادامه جنگ یاری می رساند. عامل دیگر اراده و ایمان مردم ماست. ذخیره های ما نه تنها دارای قدرت انسانی بل که دارای ایمان هم هستند. ما برای جنگیدن با تروریست ها و دفاع از خاک خود بیش از هر زمان در گذشته مصمیم تر هستیم. این امر باعث شد برخی جنگجویانی که سابقاً به دلایل گوناگون علیه دولت می جنگیدند، به اشتباه خود پی ببرند و به دولت بپیوندند. حال، آنها دوشادوش نیروهای مسلح ما مشغول نبرد در نقاط مختلف کشور هستند.         

پرسش ۷: آقای رییس جمهور، روسیه ۲۰ سال با تروریست ها در جنگ بوده و هنوز هم است، و ما شاهد جلوه های مختلف آن بوده ایم. اکنون به نظر می اید که رهبری مبارزه با تروریسم در دست شماست. جهان شاهد شکل تازه ای از تروریسم است. در مناطق اشغال شده توسط داعش، آنها دارند محاکم، وزارتخانه ها و ادارات زیربط خود را پایه ریزی می کنند، و گزارشها حاکی است که "دولت اسلامی" قصد آن دارد که سکه ای به نام خود ضرب بزند. آنها دارند چیزی شبیه به دولت می سازند. این خود ممکن است به جذب پشتیبانانی تازه از کشورهای مختلف بیانجامد. آیا می توانید برای ما توضیح دهید شما با چه کسی در جنگید؟ آیا آن شامل گروه بزرگی از تروریست هاست یا دولتی است جدید که قصد دارد به شکل افراطی مرزهای دنیا را از نو ترسیم کند؟ امروز "دولت اسلامی" چیست؟   

رییس جمهور اسد: البته، گروه تروریستی داعش سعی کرد ظاهر دولت به خود بگیرد تا همان طور که خودتان گفتید، بتواند داوطلبان بیشتری را که دوست دارند با رویاهای گذشته زندگی کنند – مثل زمانی که دولتی اسلامی وجود داشت که برای دین کار می کرد – جذب کند. اما این ایده آل غیر واقعی است. گمراه کننده است. هیچ دولتی نمی تواند ناگهان و خلق الساعه شکل و قالب تازه ای برای یک جامعه بیاورد. دولت باید محصول جامعه اش باشد. برای آن که دولت بتواند ترجمان یک جامعه باشد، باید حاصل تکامل طبیعی آن جامعه باشد. و در نهایت این که، دولت باید تصویری از جامعه خود باشد. شما نمی توانید دولتی را که ظاهر آن با جوهر آن نمی خواند، بنا و آن را در جامعه تثبیت گردانید. حال، ما سوال می کنیم، آیا بین داعش، یا آنچه آنها "دولت اسلامی" می نامند، با جامعه سوریه شباهت و سنخیتی وجود دارد؟ قطعاً خیر.      
درواقع، ما گروه های تروریسی داریم، ولی آنها ترجمان و تصویر جامعه نیستند. شما امروز در روسیه گروه های تروریستی دارید، اما انها جامعه روسیه را نمایندگی نمی کنند، و هیچ سنخیتی با جامعه باز و کثرت گرای روسیه ندارند. به همین دلیل، اگر آنها سعی کردند سکه ضرب کنند یا تمبر و پاسپورت داشته باشند، یا همه این فرم ها را که نشانگر وجود یک دولت است داشته باشند، بدان معنا نیست که آنها واقعاً به عنوان دولت وجود دارند: نخست برای آنکه آنها با مردم فرق دارند و، دوم اینکه، مردم آن مناطق به سمت دولتی حقیقی، دولتی سوری، و دولتی ملی هجوم می آورند، هر چند حتا در مقطعی با دولت شان در جنگ باشند. اقلیتی بسیار کوچک دروغهای آنها را باور می کند. آنها به یقین دولت نیستند، آنها یک گروه تروریستی اند. اجازه دهید صریح حرف بزنیم: این تروریست ها سومین بخش از سموم سیاسی و ایدئولوژیک تولید شده توسط غرب به قصد دستیابی به اهداف سیاسی هستند. نخستین بخش اخوان المسلمین بود که در چرخش قرن پیشین پدید آمد. دومی القاعده در افغانستان برای نبرد با اتحاد شوروی بود. و سومی داعش، جبهه النصره و گروه های دیگر از این دست هستند. داعشی ها که هستند؟ و آن گروه ها چه کسانی اند، چگونه پدید آمده اند؟ آنها محصول افراط گرایی غرب هستند.

پرسش ٨: آقای رییس جمهور، در آغاز بحران سوریه، مسأله کردها اغلب مورد بجث قرار می گرفت. پیش تر دمشق به خاطر موضعش در قبال اقلیت کردها به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. اما اکنون، عملاً ، در برخی مناطق، سازمانهای کردی متحد شما علیه داعش هستند. آیا در خصوص این پرسش که کردها از نظر شما چه کسی هستند و شما برای آنان که هستید، موضع مشخصی دارید؟   

رییس جمهور اسد: نخست اینکه شما نمی توانید بگویید که در ارتباط با کردها سیاست دولتی خاصی وجود داشت. یک دولت نمی تواند بین اعضای جمعیت هایش تبعیض قایل شود؛ وگرنه، موجب تفرقه در کشور می شود. اگر ما بین اجزای متفاوت جامعه فرق قایل می شدیم، اکنون اکثریت این اجزا از دولت پشتیبانی به عمل نمی اورند، و کشور از همان آغاز از هم می پاشید. به دید ما، کردها جزیی از بافت سوری هستند. آنها خارجی محسوب نمی شوند – آنها در این منطقه زندگی می کنند، مثل عربها، ارامنه و اقوام و فرقه های متعدد دیگر که در طول قرنها در سوریه زیسته اند. بر ما دانسته نیست که برخی کردها چه زمانی به این منطقه امدند. بدون این گروه ها، یک سوریه همگون و متجانس وجود نداشت. لذا، آیا انها امروز متحدان ما محسوب می شوند؟ خیر، آنها مردم میهن پرست ما محسوب می شوند. اما از سوی دیگر، شما نمی توانید همه کردها را در یک مقوله جای بدهید. مثل هر بخش دیگر سوریه، جریانات متفاوتی در میان آنان یافت می شوند. آنها به احزاب گوناگون تعلق دارند. برخی از آنها چپ گرا و برخی راستگرا هستند. قبایل و گروه های گوناگون و جود دارند. بنابراین، هدف این نیست که از کردها به عنوان یک گروه یا جمعیت حرف بزنیم.
خواست های معین کردی وجود دارد که از سوی برخی احزاب و گرایشها بیان می شود، اما برای کردها خواست های کردی وجود ندارد. کردهایی هستند که تماماً در جامعه ادغام شده اند؛ و من مایلم تأکید کنم که آنها در این مرحله "متحد" حساب نمی شوند، آن گونه که برخی مطرح می کنند؛ جزیی از مردم سوریه هستند. تعداد زیادی سربازان کرد ریزش کرده وجود دارند که سابقاً با ارتش سوریه جنگیدند، ولی این بدان معنا نیست که آنها جزء جداناپذیر جامعه محسوب نمی شوند. با این جال، گرایشها وجود دارند که دارای خواست های معینی اند، و ما در آغاز بحران به آنها رسیدگی کردیم. خواست های دیگر هم وجود دارد که دولت نمی تواند به آنها رسیدگی کند. چیزهایی هست که به کل جمعیت و قانون اساسی مربوط است، و قبل از اینکه درباره انها تصمیمی توسط دولت گرفته شود، باید مورد حمایت مردم قرار گیرند. در هر صورت، هر چه پیشنهاد می شود باید در چارچوبه ملی باشد. به همین دلیل، من می گویم که ما با کردها هستیم، و با بخشهای دیگر جامعه. همه ما برای جنگ با تروریسم متحدیم.
این چیزی است که قبلاً در موردش حرف زدم: اینکه ما باید در جنگ با داعش متحد شویم. پس از این که ما داعش، النصره و دیگر تروریستها را شکست بدهیم، خواست های کردها که برخی گروه ها عنوان می کنند می تواند در سطح ملی مورد بحث قرار گیرد. در این خصوص مشکلی وجود ندارد، و تا مادامی که خواست ها در چارچوب وحدت سوریه و وحدت مردم و تمامیت ارضی سوریه، جنگ با تروریسم، تکثر سوریه، و آزادی این تکثر در مفهوم قومی، ملی، فرقه ای و دینی طرح شوند، ما آنها را رد نمی کنیم.

پرسش ۹: آقای رییس جمهور، شما تا حدودی به این پرسش پاسخ داده اید، اما من مایل به پاسخ دقیق تر هستم، چون برخی نیروهای کرد سوریه خواهان اصلاح قانون اساسی اند. به عنوان مثال، آنها خواهان پایه ریزی دولتی محلی و حرکت به سمت خودمختاری در شمال کشور هستند. این خواست ها اکنون بین کردهایی که با درجه معینی از موفقیت در حال نبرد با داعش هستند، دارد همه گیر می شود. آیا شما با این اظهار نظر موافقید که کردها می توانند روی نوعی قدرشناسی شرط بندی کنند؟ آیا این جایی در مذاکره دارد؟

رییس جمهور اسد: وقتی ما از کشور دفاع می کنیم، انتظار نداریم که مردم از ما قدردانی کنند. این وظیفه طبیعی ماست که از کشور دفاع کنیم. اگر انها مستحق قدرشناسی اند، پس هر شهروند سوری که از وطنش دفاع می کند، به همان اندازه شایسته ی قدرشناسی است. ولی به عقیده من دفاع از کشور یک وطیفه است، و وقتی شما وطیفه تان فریاد می کنید، نیاز به ستایش ندارید. اما آنچه شما گفته اید به قانون اساسی سوریه مربوط است. اگر شما بخواهید در کشورتان روسیه، به عنوان مثال، ساختار موجود را تغییر دهید، به طور نمونه مرزهای جمهورها را از نو ترسیم کنید یا به یک جمهوری بیشتر از دیگری قدرت اعطا کنید، این هیچ ربطی به رییس جمهورتان ندارد. این به قانون اساسی مرتبط است. نه رییس جمهور و نه دولت هیچ کدام مالک قانون اساسی نیستند. تنها مردم مالک قانون اساسی اند و تغییر قانون اساسی به معنای دیالوگ ملی است. ما با هیچ خواسته ای مشکل نداریم. به عنوان دولت، ما هیچ اعتراضی به این مسایل نداریم تا زمانی که آنها به وحدت و کثرت و آزادی شهروندان سوری خدشه وارد نسازند.            
اما اگر گروه ها و حوزه های معینی در سوریه دارای تقاضاهای معینی باشند، آن خواست ها باید در چارچوب ملی و در گفتگو با نیروهای سیاسی سوری طرح شوند. وقتی مردم سوریه بر سر برداشتن گامهایی در جهت فدرالیسم، خودمختاری، تمرکز زدایی یا تغییر کل نظام سیاسی به توافق برسند، آن گاه این خواست ها و از حمله تغییر قانون اساسی در دستور کار قرار می گیرند. بنابراین، گروه های مورد بحث باید مردم سوریه را به ضرورت تحقق پیشنهادهای خود متقاعد کنند. در این خصوص، طرف آن گروه ها بیشتر مردم اند تا دولت. وقتی مردم سوریه تصمیم بگیرند گام معینی بردارند و از حرکت مشخصی حمایت کنند، طبیعتاً ما آن را تأیید خواهیم کرد.

پرسش ۱۰: ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا نزدیک به یک سال است که در خاک سوریه و در همان مناطقی که نیروی هوایی سوریه به حملات هوایی علیه داعش دست می زند، حملات هوایی انجا می دهد، با این حال هیچ حادثه ای که حاکی از برخورد بین ائتلاف و نیروی هوایی سوریه باشد، وجود نداشته است. آیا در نبرد با داعش بین دولت شما و ائتلاف امریکایی هماهنگی مستقیم یا غیر مستقیم وجود دارد؟

رییس جمهور اسد: تعجب خواهید کرد اگر بگویم خیر. در حالیکه ما با دشمنِ، اجازه دهید بگویم، مشترک می جنگیم، و در حالیکه ما به یک هدف و در یک منطقه بدون هماهنگی و در آن واحد ضربه می زنیم، برخوردی بین ما روی نمی دهد. این در واقع عجیب است، ولی این حقیقت است. هیچ هماهنگی یا تماس بین دولت سوریه و دولت ایالات متحد یا بین ارتش سوریه و ارتش امریکا نیست. این بدان دلیل است که آنها نمی توانند اعتراف کنند؛ انها نمی توانند این واقعیت را بپذیرند که ما تنها قدرتی هستیم که در زمین با داعش در حال نبردیم. شاید امریکا تصور می کند که اگر با ارتش سویه همکاری کند، این می تواند به معنای قبول اثر بخشی ما در نبرد با داعش از سوی آن کشور باشد. این متاسفانه بخشی از نابینایی تعمدی دولت امریکا است.

پرسش ۱۱: پس حتا هماهنگی غیر مستقیم هم نیست، مثلاً از طریق کردها؟ برای اینکه ما می دانیم که امریکا با کردها همکاری می کند و کردها هم تماسهایی با دولت سوریه دارند. پس، هماهنگی غیر مستقیم هم نیست؟

رییس جمهور اسد: خیر، حتا از طریق نیروی ثالث، از جمله عراقی ها، چون قبل از این که آنها حملات را آغاز کنند، ما را از طریق عراقی ها در جریان گذاشته بودند. از آن پس اما حتا یک پیام یا تماس مستقیم یا از طریق واسطه وجود نداشت.

پرسش ۱۲: بسیار خب. پس اجازه دهید کمی جلوتر برویم. شما در غرب زندگی کرده اید، و در موردی به محافل مرتبط با برخی رهبران غربی راه یافتید که از آغاز بحران سرگرم حمایت از گروه های مسلحی بوده اند که برای سرنگونی شما می جنگند. چه احساسی دارید در باره ی روزی که دوباره با آن رهبران غربی کار کنید، و شاید با انها دست بدهید؟ آیا قادر خواهید بود بار دیگر به انها اعتماد کنید؟

رییس جمهور اسد: اولاً، این رابطه شخصی نیست؛ رابطه ای است بین دولت ها، و و زمانی که در باره ی رابطه بین دولت ها حرف می زنید، از اعتماد حرف نمی زنید؛ از سازوکار حرف می زنید. لذا، اعتماد امری بسیار شخصی است که شما نمی توانید در روابط سیاسی بین، مثلاً افراد، به آن متکی باشید. منظور این است که مثلاً در سوریه شما مسوول ۲٣ میلیون نفر از مردم هستید، و در کشوری دیگر مثلاً ده ها میلیون. شما نمی توانید سرنوشت آن ده ها میلیون یا صدها میلیون نفر را محول کنید به اعتماد یک یا دو نفر در دو کشور. لذا، باید سازوکاری وجود داشته باشد. وقتی سازوکار داشته باشید، می توانید در باره اعتماد به شیوه ای دیگر حرف بزنید، اما نه به صورت شخصی. این یک. دوم این که مأموریت اصلی هر سیاستمدار یا هر دولت، رییس جمهور، نخست وزیر، یا مقام دیگر، این است که به نفع مردمش و کشورش کار کند. اگر دیدار یا دست دادن با کسی در دنیا به سود مردم سوریه باشد، باید آن کار را بکنم، خواه مایل به آن باشم یا نباشم. بنابراین، این برای خودم نیست که ممکن است آن را بپسندم یا نپسندم، یا هرچه؛ بل که برای ارزش خاص گامی است که باید برداشته شود. پس بله، ما اماده ایم هر گاه برای سوریه نفعی داشته باشد. من آن کار را خواهم کرد، هر چه که باشد.

پرسش ۱٣: در خصوص ائتلاف ها در نبرد با تروریسم و داعش، رییس جمهور پوتین برای نبرد با به اصطلاح "دولت اسلامی" برای تشکیل یک ائتلاف منطقه ای فراخوان داد، و دیدارهای اخیر مقامات عَرَب از مسکو به این موضوع ارتباط دارد، اما وزیر امور خارجه سوریه، ولید معلم گفت که تشکیل چنان ائتلافی به یک معجزه نیاز دارد. همان گونه که دمشق برشمرد، ما اینجا در باره هماهنگی امنیتی با دولت های اردن، ترکیه و عربستان سعودی حرف می زنیم. پیش بینی تان در مورد چنان ائتلافی چگونه است؟ آیا به عقیده شما این تلاش نتیجه ای خواهد داشت؟ شما گفتید که هر رابطه ای بر منافع استوار است، پس آیا شما مایل به همکاری با این کشورها هستید، و چه حقیقتی پشت دیدارهای بین سوریه و عربستان سعودی، ان گونه که رسانه های گزارش دادند، پنهان است؟

رییس جمهور اسد: در خصوص مبارزه با تروریسم، این مساله ای بزرگ و گسترده است که جنبه های فرهنگی و اقتصادی را شامل می شود. بدیهی است که دارای جنبه های امنیتی و نظامی هم است. ما امروز در شرایط مبارزه با تروریسم زندگی می کنیم، ما با گروه های تروریستی مواجه نیستیم، ما با ارتش های تروریستی با تسلیحات سبک، متوسط و سنگین سر و کار داریم. آنها میلیاردها دلار سرمایه برای جذب داوطلب دارند. پس در این مرحله باید به جنبه های امنیتی و نظامی اولویت داده شوند. بر این اساس، ما معتقدیم که چنین ائتلافی باید در مناطق گوناگون عمل کند، اما نخست باید روی زمین جنگید. طبیعتاً، این ائتلاف باید دولت هایی را در بر گیرد که معتقد به مبارزه با تروریسم هستند.
در چنین وضعیتی، آن که از تروریسم حمایت می کند، نمی تواند همان کسی باشد که با تروریسم می جنگد. این کاری است که این دولتها هم اکنون دارند می کنند. عربستان سعودی، ترکیه و اردن که وانمود می کنند بخشی از ائتلاف علیه تروریسم [به رهبری امریکا] در شمال سوریه اند، در واقع حامی تروریسم در جنوب، شمال و شمال غربی اند، یعنی در همان مناطقی که تصور می شود آنها مشغول نبرد با تروریسم هستند. بار دیگر می گویم که، در چارچوب منافع عمومی، اگر این دولت ها تصمیم بگیرند به موضع صحیح برگردند، یعنی برگردند به جایی که واقعاً با تروریسم بجنگند، ما با آنها و دیگران همکاری می کنیم. در چنین وضعیتی، ما انها را نادیده نمی گیریم و به گذشته نمی چسبیم. سیاست پیوسته تغییر می کند. ممکن است از بد به خوب یا به عکس تغییر کند، یک هم پیمان ممکن است به دشمن و یک دشمن به هم پیمان تبدیل شود. این طبیعی است. وقتی آن کشورها با تروریسم بجنگند، ما با انها همکاری خواهیم کرد.        

پرسش ۱۴: آقای رییس جمهور، موج عطیمی از پناهجویان وجود دارد، بیشتر از سوریه، که عازم اروپا هستند. برخی می گویند این اشخاص عملاً از سوریه نا امید شدند. آنان به شدت از مقامات سوری ناراضی اند زیرا این مقامات قادر نبوده اند امنیت شهروندان خود را تأمین کنند و آنها ناگزیر به ترک میهن خود شدند. نظرتان در باره این اشخاص چیست؟ آیا آنها را بخشی از رأی دهندگان سوری در آینده می بینید؟ آیا انتطار دارید برگردند؟ و دومین سوالم مربوط است به احساس گناه اروپاییان از این آوارگی یی که هم اکنون در جریان است. آیا شما فکر می کنید اروپا باید خود را گناهکار بداند؟

رییس جمهور اسد: قطعاً هر کس که سوریه را ترک می کند، به سهم خود به کشورش خسارت وارد می سازد، صرف نظر از وضعیت و توانایی های آن شخص. این البته شامل تروریست ها نمی شود. شامل همه شهروندان می شود به جز تروریست ها. پس، بله، مهاجرت سوری ها خسارت سنگینی برای سوریه باقی می گذارد. شما سوالی در خصوص انتخابات ها مطرح کردید. ما سال گذشته، انتخابات ریاست جمهوری در سوریه داشتیم، و پناهندگان زیادی در کشورهای مختلف، به خصوص لبنان بودند. به گفته تبلیغات غرب، انها از دست دولت، سرکوب های دولتی و کشتارهای دولتی گریختند، و انتظار می رفت دشمن دولت باشند. اما تعجب غرب این بود که بیشتر انها به رییس جمهوری رأی دادند که قرار بود آنها را بکشد. این ضربه ی سختی به ماشین تبلیغاتی غرب بود. البته، رأی دادن شرایط معینی دارد. باید سفارتی وجود داشته باشد، همان گونه که باید سرپرستی دولت سوریه در فریند رأی گیری تأمین شود. این مسأله به رابطه بین دولت ها بستگی دارد. رابطه چندین کشور با سوریه تیره است و سفارتهای ما آنجا بسته است، در نتیجه شهروندان سوری نمی توانند در ان کشورها رأی بدهند. آنها باید به کشورهایی بروند که صندوقهای رأی گیری مستقر است، و این سال گذشته اتفاق افتاد.  
اما اروپا، البته که مقصر است. امروزه اروپا سعی می کند بگوید که احساس گناه می کند زیرا نه حمایت مالی از پناهجویان به عمل آورد و نه به آنان اجازه داد قانونی وارد کشورشان شوند. به همین دلیل آنها راه خطرناک دریا را انتخاب کردند و خیلی ها جان خود را از دست دادند. ما برای هر قربانی متأسفیم، اما آیا قربانی یی که در دریا غرق می شود برای ما عزیزتر از قربانی یی است که در جنگ کشته می شود؟ آیا انان عزیزتر از اشخاص بی گناه هستند که تروریست ها سرشان را قطع می کنند؟ آیا شما می توانید برای مرگ یک کودک در دریا متأسف باشید ولی برای هزاران کودکی که در سوریه توسط تروریست ها کشته شدند، متأسف نباشید؟ و یا برای مردان، زنان و سالخوردگانی که به چنان سرنوشتی دچار شدند؟ این استانداردهای دوگانه اروپایی دیگر پذیرفتنی نیست. برای مردم جهان به روشنی فاش شده اند. این قابل درک نیست که مرگ عده ای شما را متأثر کند ولی مرگ سایرین شما را متأثر نسازد. آنچه اصل است جان هزاران نفر است که بی گناه گرفته شده است، ولو به اشکال مختلف. لذا، اروپا مسوول این فجایع است زیرا همان گونه که در دقایق پیشین گفته ام، از تروریسم حمایت کرد، و هنمچنان در حال حمایت از آن است. هنوز آنها را "معتدل" می نامد و وارد دسته بندی های اپوزوسیون می کند، در حالی که همه این گروه ها در سوریه افراطی محسوب می شوند.        

پرسش ۱۵: اگر مانعی ندارد، من مایلم برگردم به سوال مربوط به آینده سیاسی سوریه. آقای رییس جمهور، مخالفان شما، چه انها که علیه مقامات مسلحانه می جنگند و چه انها که مخالفان سیاسی تان محسوب می شوند، هنوز بر ان هستند که یکی از مهم ترین شرایط صلح کناره گیری شخص شما از زندگی سیاسی به عنوان رییس جمهور است. شما به عنوان رییس جمهور و یک شهروند سوری چه نظری در این مورد دارید؟ آیا شما از جنبه ی نظری برای آن آمادگی دارید اگر احساس کنید چنین چیزی ضرورت دارد؟

رییس جمهور اسد: افزون بر چیزی که شما می گویید، تبلیغات غرب از همان آغاز روی رییس جمهور بودن به عنوان علت استوار بوده. چرا؟ زیرا آنها می خواهند نشان دهند که کل مشکل در سوریه در یک فرد خلاصه می شود؛ و در نتیجه واکنش طبیعی بسیاری از مردم این است که، اگر مشکل تنها یک نفر است، اهمیت آن فرد نباید بیش تر از کل سرزمین باشد. پس باید اجازه داد افراد بروند پی کارشان و مسایل حل شوند. این شیوه ای است که غرب برای ساده جلوه دادن قضایا به کار می گیرد. در این خصوص، آنچه در سوریه دارد اتفاق می افند، مشابه موردی است که در کشور شما اتفاق افتاده. نگاه کنید به آنچه که از زمان کودتا در اوکرایین در رسانه های غرب گذشت. اتفاق چه بود؟ رییس جمهور پوتین از یک دوست به دشمن غرب تبدیل شد، ضمن این که او را یک تزار خوانده اند. او دیکتاتوری ترسیم شد که مخالفانش را در روسیه سرکوب می کند، و به رغم اینکه در انتخاباتی دموکراتیک به قدرت رسید و غرب خود این را اذعان کرده بود، متهم شد که شیوه برگزاری انتخابات غیردموکراتیک بود، و حال دیگر دموکراتیک نیست. تبلیغات غربی این گونه است. آنها می گویند اگر رییس جمهور برود، مشکلات حل خواهد بود. این در عمل به چه معناست؟ از نظر غرب، این بدان معناست که تا زمانی که شما در قدرت هستید، ما از تروریسم حمایت می کنیم، زیرا سیاست غرب که اکنون در سوریه، روسیه و دیگر کشورها دنبال می شود، تغییر ریاست جمهورها، و تغییر دولت هاست، یا به گفته خودشان سرنگون ساختن رژیم ها. چرا؟ زیرا، آنها دولت های مستقل را نمی پذیرند. مشکل شان با روسیه چیست؟ مشکل شان با سوریه چیست؟ مشکل شان با ایران چیست؟ اینها همه کشورهای مستقل هستند. آنها فرد معینی می خواهند که برود و جایگزین کسی شود که به نفع شان عمل کند و نه در راستای منافع کشور خودش. از نظر ما، رییس جمهور از درون مردم و از طریق انتخابات می آید، و اگر برود، از طریق مردم می رود. او به خاطر تصمیم امریکا، تصمیم شورای امنیت [سازمان ملل]، کنفرانس ژنو یا بیانیه ژنو نمی رود. اگر مردم بخواهند او بماند، او باید بماند، و اگر مردم او را کنار بزنند، بی درنگ باید برود. این اصلی است که ما مطابق آن به این مسأله نگاه می کنم.   

پرسش ۱۶: عملیات نظامی بیش از چهار سال در جریان است. قاعدتاً شما غالباً اوضاع را تحلیل و مسایل را مرور می کنید. آیا به اعتقاد شما، لحظه ای سرنوشت ساز وجود داشت زمانی که پی بردید جنگ اجتناب ناپذیر است؟ و چه کسی کمک کرد نخستین جرقه جنگ زده شود؟ نفوذ واشینگتن یا همسایگان خاورمیانه ای شما؟ یا از طرف شما اشتباهاتی وجود داشت؟ آیا مسایلی هست که برای شان متأسف باشید؟ و اگر فرصت بازگشت وجود داشت، آنها را تغییر می دادید؟   

رییس جمهور اسد: در هر دولتی اشتباهاتی رخ می دهد، و اشتباهات می توانند هر روز رخ بدهند، اما آن اشتباهات می تواند تعیین کننده ی یک لحظه سرنوشت نباشند. پس آن چیست که این اشتباهات را ناگهان به شرایطی سوق می دهد که ما امروز داریم در سوریه تجربه می کنیم؟ شما شاید متعجب شوید اگر بگوم که لحظه سرنوشت ساز در آن چه در سوریه روی داد چیزی است که خیلی از مردم حتا به آن فکر هم نمی کنند. آن جنگ عراق در ۲۰۰٣ بود، زمانی که ایالات متحده به عراق تجاوز کرد. ما با ان تجاوز به شدت مخالفت کردیم، زیرا ما می دانستیم که اوضاع به سمت تقسیم جوامع و ایجاد بی ثباتی و ناامنی سوق می یابد. و ما همسایه عراق هستیم. در عین حال، ما متوجه شدیم که جنگ کشور عراق را به سمت اختلافات فرقه ای خواهد کشاند، به جامعه ای تقسیم شده علیه منافع خودش. در غربِ سوریه، کشوری دیگر با خصوصیات فرقه ای – یعنی لبنان، وجود دارد. ما در وسط قرار داریم. ما خوب می دانستیم که مشکلات در کشورهای مجاور بر سرنوشت سوریه تأثیر می گذارند. در نتیجه، آغاز بحران سوریه، یا انچه در آغاز رخ داد، نتیجه ی طبیعی آن جنگ و وضعیت فرقه گرایانه در عراق بود، که قسمتی از آن به سوریه سرایت کرد، و برای غرب آسان بود که برخی گروه های سوری را به دلایل فرقه ای تحریک کند.   
نکته دوم، که ممکن است کم اهمیت تر تلقی شود، این است که غرب تروریستهای افغان را در اوایل دهه ۱۹٨۰رسماً به رسمیت شناخت و آنها را در آن زمان "مبارزان آزادیخواه [مجاهدین]" نامید؛ در ۲۰۰۶ هم وقتی که به اصطلاح "دولت اسلامی" در عراق به کمک امریکا ظهور کرد، غرب با آن نجنگید. تمامی اینها به اتفاق هم شرایط لازم را برای بروز بی ثباتی فراهم کردند، بی ثباتی با حمایت غرب و پول کشورهای خلیج، به ویژه قطر، عربستان سعودی، و با حمایت لجستیکی ترکیه، مخصوصاً برای این که رییس جمهور اردوغان از نطر فکری به اخوان المسلمین تعلق دارد. در نتیجه، او اعتقاد دارد که اگر اوضاع در سوریه، مصر و عراق تغییر کند، این به معنای پیدایش سلطنتی جدید است، نه این بار سلطنت عثمانی، بل که یک پادشاهی از نوع اخوان المسلمین که از سواحل آتلانتیک تا سواحل مدیترانه ادامه خواهد یافت و رهبری اش با اردوغان خواهد بود. تمام این عوامل با یکدیگر اوضاع را به گونه ای رقم زدند که ما امروز شاهدیم. بار دیگر، من می گویم که اشتباهات وجود داشت، و اشتباهات همیشه موجب شکاف و نقاط ضعف می شوند، اما آنها به تنهایی برای به وجود اوردن آن وضعیت کافی نیستند، همان گونه که توجیه گر آنچه اتفاق افتاده نیستند. و اگر این شکاف ها و نقطه ضعف ها علت باشند، چرا آنها به انقلاب ها در دولت های خلیج منتهی نمی شوند – به خصوص در عربستان سعودی که بویی از دموکراسی نمی برد؟ به اعتقاد من، پاسخ این پرسش آن قدر بدیهی است که نیاز به گفتن ندارد.        

آقای رییس جمهور، از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما گذاشتید و پاسخهای مشروحی که به سوالات ما داده اید، سپاسگزاریم. ما می دانیم که سپتامبر ۵۰-مین سال تولد تان است. شاید بهترین آرزوها در شرایط کنونی بازگشت هر چه سریع ترِ صلح و امنیت به کشورتان باشد. سپاسگزاریم.

منبع: راشا تودی:
www.rt.com

هیچ نظری موجود نیست: