صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

بازی کیش و مات روسی در بحران سوریه

اردشیر زارعی قنواتی

• از روزی که سیاست روسیه در قبال بحران سوریه به مرحله فعال تر و حمایتگرایانه تری ارتقاء یافت، دیگر بازیگران داخلی و خارجی بحران نیز به فراخور حال و مواضع خود به اجبار شاهد یک تحول و ضرورت تجدیدنظر در موقعیت "پیشینی" شدند ...

از روزی که سیاست روسیه در قبال بحران سوریه به مرحله فعال تر و حمایتگرایانه تری ارتقاء یافت، دیگر بازیگران داخلی و خارجی بحران نیز به فراخور حال و مواضع خود به اجبار شاهد یک تحول و ضرورت تجدیدنظر در موقعیت "پیشینی" شدند. تحرکات جدید مسکو در قبال بحران سوریه در شرایطی رقم خورده است که دیگر بازیگران عمده جهانی در قبال سیاست مداخله گرایانه خود در سوریه به صورت عینی شکست خورده و هم اکنون همگان به پیچیدگی وضعیت در بحران سوریه معترف شده اند. بازی جدیدی که مسکو آغاز کرده است یک حرکت کاملا منطقی و پراگماتیستی در قبال بحرانی می باشد که تمام راه حل های اشتباه موجود بطالت ذهنی و عینی خود را به اثبات رسانده است. بیش از چهار سال جنگ داخلی در سوریه که منجر به قربانی شدن حدود ۲۵۰ هزار تن، ویرانی کشور و آوارگی میلیون ها تن دیگر گردید، به خوبی نشاندهنده یک اشتباه راهبردی در عرصه سیاست بین المللی بود که امروز ضرورت خروج از این بن بست را برای همه طرفین درگیری اجتناب ناپذیر کرده است. بن بست سیاسی موجود زمانی رقم خورد و ناکارآمدی خود را نشان داد که تعیین اهداف اولیه در سیاست حذف "بشار اسد" از معادلات قدرت نه تنها تحقق نیافت که به صورت عینی موجب تقویت گروه های تروریستی هم چون دولت اسلامی (داعش) و جبهه النصره وابسته به القاعده نیز شد. با توجه به خطر تروریسم بنیادگرای اسلامی برای ثبات منطقه یی و نظام بین المللی و اینکه هم اینک مبارزه با این نوع از تروریسم به اولویت اصلی در عرصه جهانی تبدیل شده است، به درستی زمان تجدیدنظر در سیاست های شکست خورده پیشینی را موجب گردید. رهبران مسکو و به خصوص "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهوری این کشور با درک درست و شناخت عینی از این وضعیت، مهره های خود را در عرصه صفحه شطرنج بحران به حرکت در آورده اند و به نظر می رسد که حداقل برای تغییر در عرصه بازی تا حدود زیادی نیز موفق شده اند.
صدور تسلیحات پیشرفته و مستشاران نظامی روسیه به کشور بحران زده سوریه در طی هفته های اخیر یک حرکت زیرکانه و بازدارنده تلقی می شود که در شرایط آچمز شدن کشورهای غربی در این عرصه می تواند تمامی معادلات موجود و تحولات میدانی کنونی را دچار تغییرات اساسی کند. رویکرد جدید مسکو هر چند هنوز در ابتدای راه است اما در همین مقطع کوتاه نیز موجب وارد کردن یک شوک بزرگ و تاثیرگذار در موقعیت بحران سوریه شده است. روس به همان میزان که حمایت از دولت دمشق به عنوان یک متحد را در نظر داشته اند تا حدودی نیز به گسترش پدیده بنیادگرایی جهادی در منطقه و به خصوص سرزمین های قفقاز و آسیای میانه نیز توجه داشته و تهدیدات آتی این پدیده را بر ثبات کشور خود جدی گرفته اند. بعد از اینکه در روزهای اول انتشار خبر صدور تسلیحات پیشرفته و حضور فعال نظامیان روسیه در مناطق مدیترانه یی سوریه همچون بندر "طرطوس" و شهر "لاذقیه" با واکنش منفی و عصبی آمریکا و کشورهای اروپایی مواجهه گردید با "برهان قاطع" طرف روسی در ترسیم ضرورت مبارزه واقعی با تروریسم جهادی در این کشور، به نظر می رسد که هم اکنون با پالس هایی که از سوی محور واشینگتن – بروکسل صادر می شود به سمت یک همگرایی در خصوص چگونگی حل و فصل این بحران فاجعه بار حرکت می کند. از آنجا که غرب مدعی در طی دو سال گذشته و به خصوص ماه های اخیر به خوبی درک کرد که "سیاست تکلیفی" خود در مورد بحران سوریه شکست خورده است و بن بست ایجاد شده به صورت تصاعدی به تقویت شاخه های متنوع تروریستی در سوریه و منطقه پرآشوب خاورمیانه می انجامد، دورنمای یک راه حل سیاسی – امنیتی بازدارنده که هم اینک توسط روسیه دنبال می شود به نوعی جدا از گمانه زنی های مثبت یا منفی، تنها فرصت پیش رو جهت مدیریت بحران بوده است.
به موازات تشدید حمایت سیاسی و نظامی مسکو از دمشق در طی روزهای اخیر تحرکات سیاسی در بلوک غربی جهت تجدیدنظر اساسی در سیاست های گذشته دیده می شود. گفت و گوی تلفنی طولانی بین "سرگئی شویگو" و "اشتون کارتر" وزرای دفاع روسیه و آمریکا در مورد بررسی وضعیت بحران سوریه و هماهنگی های لازم جهت عدم تداخل عملیات هوایی بین دو کشور در آسمان سوریه به نوعی پذیرش تلویحی نقش جدید مسکو در عملیات رزمی این کشور بوده است. بلافاصله باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده اظهار داشت "اعتقاد دارد که گفت‌ وگو با روسیه درباره اقدامات نظامی احتمالی این کشور در سوریه گام مهمی است که باید هرچه زودتر برداشته شود". چند روز بعد نیز "جان کری" وزیر امور خارجه آمریکا هم زمان با "فلیپ هاموند" همتای بریتانیایی خود در لندن به صراحت از مسکو و تهران خواست تا بشار اسد را به پای میز مذاکره بیاورند و بر این نکته تاکید کرد که موضوع کناره گیری اسد از قدرت پیش شرط مذاکره نبوده و سرنوشت وی می بایست در طول مذاکرات مشخص شود. البته این ماجرا تنها به واشینگتن ختم نمی شود چرا که در هفته های اخیر صداهای بسیاری از پاریس تا مادرید و از برلین تا رم به گوش می رسد که همگی در یک نکته متفق القولند و آن اینکه مسکو و تهران باید پای ثابت مذاکرات بعدی بوده و کناره گیری اسد حداقل در طول یک دوره انتقالی نباید پیش شرط مذاکرات صلح به حساب آید. تحمیل واقعیات موجود و هم چنین نقش بازدارنده مسکو در طی هفته های اخیر در خصوص بحران سوریه تا به آن اندازه قاطع و مبتنی بر درک ضرورت تغییر شرایط و معادلات موجود بوده است که تاکنون هیچ صدای مخالفت قابل تاملی از ترکیه و محور عربی مخالف اسد به رهبری عربستان و قطر نیز به گوش نرسیده است. همین پذیرش تلویحی غرب و سکوت عربی – ترکی در مورد نقش جدید مسکو در سوریه نشان می دهد که رهبران کرملین بعد از چهار سال مماشات "سوراخ دعای" بحران سوریه و ایجاد توازن در عرصه معادلات منطقه یی و بین المللی را به خوبی پیدا کرده اند. در شرایطی که همه بازیگران در عرصه بحران سوریه به خوبی پی برده اند که در وضعیت فعلی بدیل حکومت اسد هرج و مرج در سوریه و تسخیر قدرت توسط داعش و النصره خواهد بود، حرکت سیاسی – نظامی روسیه با همراهی ایران چنانچه بتواند همکاری های منطقه یی و بین المللی را جلب کند تنها گزینه موجود برای خروج از بن بست خواهد بود. 

هیچ نظری موجود نیست: