صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

سوریه از زاویه نگاه روسیه
پایتخت سوریه یکی از قدیمی‌ترین پایتخت‌های فرهنگی تاریخی جهان و بخشی از میراث تمدنی اروپا محسوب می شود و سقوط آن بی شک مجوزی برای عقب نشینی بدون بازگشت تمدن از خاورمیانه خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری فارس، فئودر لوکیانوف رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه در یادداشتی که در پایگاه خبری روسیه فراتر از خبر به چاپ رسید به تحلیل چرایی حمایت روسیه از سوریه طی این چند سال بحران در این کشور و همچنین افزایش حمایت های نظامی این روزهای مسکو از دمشق پرداخته است.
متن کامل یادداشت رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه به شرح زیر است:
زمانی که اعتراضات در سوریه در سال 2011 آغاز شد دیدگاهها در خصوص اینکه چه آینده ای در انتظار این کشور است بسیار متفاوت بود.
تحلیلگران در غرب، ‌ترکیه و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس انتظار فروپاشی سریع نظام سوریه را داشتند چیزی شبیه تحولات تونس که بواسطه تحولات داخلی حکومت سقوط کرد و یا لیبی که بواسطه مداخلات خارجی سقوط کرد.
اما در روسیه همچنانکه همان موقع گفتم همواره به سوریه متفاوت از موارد دیگر کشورها نگاه می شد. به دلیل عدم تجانس ترکیب جمعیتی این کشور، توانایی های ارتش، همبستگی در هیات حاکمه و حمایت های ایران و مواردی غیر از این ها. نتیجه اینکه در روسیه ارزیابی این بود که عامل «دومینو» در سوریه تاثیرگذار نخواهد بود.
سیر تحولات نیز به خوبی ثابت کرد مسکو ویژگی های سوریه را با دقت کامل درک کرده است. سیر سریع رخدادها نشان داد مواضع اتخاذ شده( حمایت کامل از نظام رسمی دمشق و رد قاطع هرگونه دخالت خارجی) دست کم مواضعی ثابت بوده اگر سودآور نبوده باشد.
بین سال های 2011 تا 2015 اگرچه اوضاع در سوریه به هم ریخت اما پیش بینی‌هایی که قائل به حتمیت پیروزی انقلاب بود، از بین رفت.
بسیاری از رویدادها به همین منوال گذشت از جمله جنگی که ایالات متحده آمریکا در آستانه شروع از آن شانه خالی کرد و یا تلاشی که برای باصطلاح خلع سلاح شیمیایی سوریه شکل گرفت و یا تلاشهای بی انتهایی که برای یکپارچگی معارضان و ایجاد بستر مشترک بین دشمنان و دوستان اسد صورت گرفت. با این وجود این مسائل زمانی که داعش وارد صحنه تحولات سوریه شد به فراموشی سپرده شد و برگ های بازی به هم ریخت. و سوریه به شکل سابقش دیگر وجود نداشت و اساسا علامت سوال بزرگی بوجود آمد مبنی براینکه آیا سوریه ای باقی خواهد ماند ولو در اشکال مختلف؟
دادهای های غیر رسمی درباره فعال سازی حمایت های نظامی مسکو از دمشق این فرضیه را تقویت می کند که روسیه تصمیم گرفته است با عزم بیشتری در رفع این بحران مشارکت کند. وضع میدانی بسیار به هم ریخته است. تمامی بازیگران، درگیر نزاع های چند بعدی هستند. نیروهای ارتش سوریه بر ضد داعش و بر ضد نیروهایی هستند که نام معراضان معتدل بر روی خود نهاده اند. داعش بر ضد اسد و ضد معارضه فعالیت می کند. و معارضان نیز بر ضد همه وارد شده اند. این بدون احتساب کردها است که بر ضد ترکیه ای فعال شده اند که تلاش می کند در پوشش مبارزه با داعش (داعش در روسیه سازمانی غیر قانونی در روسیه محسوب می شود) از این فرصت برای رفع مشکل کردها استفاده کند.
فرض اینکه بتوان از این ملغمه نظامی – سیاسی بحران سوریه را حل و فصل کرد خوشبینی متهورانه ای است. خصوصا اینکه بدانیم بازیگران خارجی همچنان مانند سابق موضع واحدی در این خصوص ندارند.
در سوریه خصوصا و در خاورمیانه عموما کسب پیروزی به معنی خاص آن الان محال است. دیپلمات های روس دائما تاکید می کنند که مشکل اسد نیست بلکه دراین اصل است که«دخالت نکن تا آسیب نبینی». هدف اصلی از آن نیز حفظ وضع موجود است. لیکن این سیاست هنوز به جایی نرسیده زیرا در سوریه اساسا هیچ «وضع موجودی» وجود ندارد.
دیدگاه غربی بر این مبنا استوار شده است که این دعوا نه تنها نتیجه ای به عنوان جایگزین نظام فعلی  ندارد بلکه منجر به خلق داعش شده است.
اما نگاه روسیه و محتوای آن؟
روسیه معتقد است جزم باوری (دگماتیسم) غرب تمامی فرصت های مربوط به انتقال مسالمت آمیز قدرت در سوریه را ازبین برده است.
پایتخت سوریه یکی از قدیمی ترین پایتخت های فرهنگی تاریخی جهان و بخشی از میراث تمدنی اروپا محسوب می شود و سقوط ان بی شک مجوزی برای عقب نشینی بدون بازگشت تمدن از خاورمیانه خواهد بود. شایان ذکر اینکه دهها،‌ صدها و هزاران آواره هم اینک در اروپا غرق شده اند. این تعداد انسان درک کرده بودند که وقتی رنگ های سیاه داعش آینده را ترسیم می کند برای بخش متمدن جامعه سوریه نه جایی وجود دارد و نه کاری.
چه وقت و در چه حالتی می تواند تلاش های روسیه موفق شود؟ پاسخ: زمانی که با زبان واقعیت سخن بگوئیم. این وضعیت در حالتی است که استقرار یک نظام علوی را به عنوان یک امر واقع همانند اسراییل بپذیریم. نظامی که دارای قدرت و توان در دفاع از خود در سایه حمایت های خارجی است و اینکه در همان حال این پتانسیل را دارد که مانعی در برابر گسترش نفوذ داعش باشد. بدون شک این تشابه یک مکانیزم فرضی است لیکن در ابزارها با هم شباهت دارند.
تماس های دیپلماتیک بسیاری در تابستان سال جاری صورت گرفت به گونه ای که هیات های زیادی از خاورمیانه به مسکو سفر کردند. فعال شدن روسیه در این خصوص نباید با شگفتی دیگران مواجه شود زیرا آمادگی مسکو برای این فعالیت‌های بی پروا به دلیل تاکید او بر مراقبت از نظام علوی است و اینکه روسیه حفظ این نظام را به نفع همه می داند به استثنای دولت اسلامی (داعش).
تمامی رهبران اروپایی یکی پس از دیگری ناراحتی و نگرانی خود را از افزایش حضور نظامی سوریه در روسیه اعلام داشتند. به عنوان مثال دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس همزمان خواستار مداخله برای تحمیل شکست بر داعش شده است. اگر بپذیریم که تحمیل شکست بر داعش کار ممکنی است پس بدون شک بعدا دعوا بر سر سیطره بر سوریه خواهد بود. براین اساس ترس غرب به نظر توجیه پذیراست و لذا تمایل زیادی برای ایفای نقش مهم توسط روسیه در اینده سوریه وجود ندارد.
اما بیشترین تمایل در نزد هواداران این سناریو در نابودی داعش توسط نیروهای ائتلاف بین المللی و یا برپایی سوریه ای جدید نیست بلکه - مشخصا و حتما -  در تثبیت موقعیت دشمنان داعش درمناطقی مشخص و استمرار درگیریهای سخت بخاطر بقا است.
درچنین شرایطی تمرکز رفتارهای غرب نه تنها نمی بایست در جلوگیری از تحرکات روسیه باشد بلکه باید تاحد توان در تسهیل آن بکوشد اما کل تاریخ خاورمیانه جدید و روابط نیروهای خارجی با آن دلالت براین دارد که این نیروها تقریبا قدرتشان را در تحلیل انچه دراین منطقه می گذرد از دست داده اند و صرفا براساس امیال شخصی و تعصب ایدئولوژیک سابق تحلیل می کنند.


 * لازم به ذکر است انتشار این دیدگاه لزوما به معنای تایید همه یا بخشی از آن از سوی خبرگزاری فارس نیست.

هیچ نظری موجود نیست: