صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

در پانزدهمين سالگرد حمله آمريکا به افغانستان؛

تروريسم؛ بهانه آمريکا براي حضور نظامي دائمي در افغانستان

موج  : ايالات متحده با در دست گرفتن رهبري جهاني مبارزه با تروريسم، بمباران کابل و مواضع طالبان در افغانستان را از 15 مهر 1380 (7 اکتبر 2001) آغاز کرد؛ جنگي که بهانه آن خونخواهي سه هزار کشته شده حمله به برج هاي تجارت جهاني در نيويورک و همچنين ريشه کن کردن تروريسم در خانه آن بود.
در اين رويداد نيروهاي جهادي افغانستان که تجربه مقابله با ارتش سرخ و پس از آن درگيري با شبه نظاميان طالبان را داشتند، با آمريکا همراهي کردند تا اين کشور را به آزادي برسانند.نتيجه به سرعت به دست آمد. طالبان سقوط کرد و حامد کرزي پس از مدتي، اولين رئيس جمهور افغانستان در قرن بيست و يکم شد. اما مهم ترين مسائل در اين ميان عدم نابودي کامل طالبان در اين کشور و کنار زده شدن نيروهاي جهادي ملي از عرصه دولت سازي بود. علاوه بر اين، آمار از مرگ بيش از چهار هزار نفر در سه ماهه اول اين نبرد خبر مي داد. اين آمار در حالي منتشر شد که هيچ يک از 19 تروريست شرکت کننده در حمله به برج هاي تجارت جهاني، تابعيت افغانستان نداشتند، اما اين ملت جنگ زده و فقير اين کشور بودند که تاوان سياست هاي جديد واشنگتن و تصميمات جنگ سالاران پنتاگون را براي دستيابي به منافع آمريکا مي پرداختند.حضور نظامي آمريکا به همراه کشورهاي عضو ناتو و همچنين متحدين غير عضو ناتو در اين کشور، طبق برنامه اي که به کابل ارائه کردند بايد در پايان سال 2014، بعد از گذشت بيش از 14 سال به پايان مي رسيد و پس از آن نيروهاي پليس و ارتش افغانستان، خود مسووليت تامين ثبات و مبارزه با طالبان را بر عهده مي گرفتند.بر اساس برنامه، همه کشورهاي حاضر در افغانستان سربازان خود را خارج کردند و تنها برخي از آنها از جمله تعداد محدودي مستشار نظامي را در کابل نگه داشتند اما کاخ سفيد که زماني يکصد هزار سرباز در اين کشور داشت، 9800 پرسنل خود را در افغانستان باقي گذاشت، تا نشان دهد حاضر نيست اين خوان ارزشمند را به سادگي ترک کند. بهانه مقامات آمريکايي براي اين تصميم جلوگيري از به وجود آمدن خلاء قدرت در افغانستان و پشتيباني از ارتش اين کشور در برخورد با افراط گرايان تروريست بود.در همين راستا، سال گذشته، دولت وحدت ملي افغانستان به رياست اشرف غني توافق نامه امنيتي با واشنگتن امضا کرد که عملا به حضور سربازان ايالات متحده مشروعيت مي داد. اما در اين جا اين بحث مطرح مي شود که چرا ايالات متحده ه رغم از دست دادن سربازانش در مبارزه با نيروهاي طالبان، قصد ندارد اين کشور آسيب ديده از جنگ هاي طولاني را رها کند.کن او‌کيف، تفنگدار پيشين نيروي دريايي آمريکا، در اين رابطه به دلايل مادي و اقتصادي اين تصميم اشاره مي کند. وي وجود منابع نفت در جمهوري‌هاي شوروي سابق و ذخاير عظيم معدني در افغانستان را از دلايل حمله به افغانستان و همچنين روند آرام خروج نيروهاي آمريکايي از آن کشور مي داند. به زعم وي افغانستان براي ايالات متحده دروازه دستيابي به ذخاير غني نفت و گاز جمهوري‌هاي شوروي سابق است.در همين راستا کافي است نگاهي به حضور افراد غيرنظامي و پيمانکار آمريکايي در افغانستان بياندازيم که وظيفه عقد قراردادهايي مانند قراردادهاي ساخت و ساز، امنيتي، تدارکاتي، فرهنگي را براي تامين امنيت و نيازهاي پولي و مالي نيروهاي نظامي آمريکا در افغانستان به‌عهده دارند. اگرچه که اطلاعات دقيقي در مورد فعاليت‌هاي اين پيمانکاران در افغانستان در دست نيست اما اخبار منتشر شده نشان مي‌دهد که بيشتر هزينه انجام شده آمريکا در افغانستان صرف اين پيمانکاران مي‌شود. ضمن آنکه گواه اين تحرک اقتصادي آمريکا در افغانستان، اعزام بيش از 800 هزار غيرنظامي در 15 سال اخير به اين کشور است.دليل دومي که مي توان براي علت تمايل آمريکا با حضور و تداوم در افغانستان اشاره کرد، بحث فروش تجهيزات نظامي است. طبق آمار منتشر شده از سوي موسسه تحقيقات بين المللي صلح استکهلم، در سال 2011، فروش 100 شرکت نظامي به 410 ميليارد دلار رسيد که 10 شرکت اول در اين فهرست آمريکايي و جزو غول هاي تسليحاتي جهان هستند. اين شرکت ها توانستند در 10 سال اول حمله به افغانستان، فروش خود را 51 درصد افزايش دهند و در همين رابطه بودجه پنتاگون که در سال 2000 معادل 312 ميليارد دلار بود، در سال 2011 به 712 ميليارد دلار رسيد. بيشتر خريداران محصولات نظامي آمريکا هم علاوه بر کشورهاي خاورميانه، دولت هاي شرق آسيا بودند. در واقع همان طور که حسن کاظمي قمي، سفير سابق ايران در افغانستان، در گفت و گو با خبرنگار موج، گسترش تروريسم را با تاريخ اشغالگري در افغانستان هم تاريخ مي داند، طبيعي است که مسابقه تسلحياتي نيز در کشورهاي پيرامون افغانستان و همچنين خاورميانه بعد از حمله سال 2003 به عراق اوج بگيرد.علت سوم تمايل رهبران آمريکايي به استقرار در افغانستان از ديد حسن کاظمي قمي، قرار داشتن افغانستان در مرکز تلاقي سه حوزه اسلامي، کنفسيوسي چيني و شرق تباري روسي است. وي با برشمردن موقعيت حساس افغانستان از بعد ژئوپلتيک و ژئواستراتژيک، عنوان کرد: انگيزه کاخ سفيد براي در دست گرفتن اين هارتلند زمينه ساز جنگ سال 2001 شد. با اين توضيحات بايد ديد نتيجه 15 سال حضور نظامي آمريکا در افغانستان براي مردم جنگ زده اين کشور چه عوايدي داشته است. يکي از ملموس ترين پيامدهاي استقرار نظاميان ايالات متحده، تداوم ناامني، گسترش تروريسم و بي ثباتي در افغانستان است. زيرا اگر آمريکا مي خواست که طالبان به طور کامل از صحنه اين کشور محو شد، ديگر توجيهي براي باقي ماندن در خاک افغانستان وجود نداشت. از طرفي ادامه و بعضا قدرت يابي طالبان در برخي از برهه هاي اين چندين سال در صحنه سياسي-نظامي افغانستان، بخشي از افکار عمومي، ارتش و مقامات افغانستان را مجاب مي کرد که اگر آمريکايي ها کشور را ترک کنند، کابل سقوط خواهد کرد.نتيجه ديگر حضور آمريکا در اين کشور، کشته شدن بيش از 10 هزار غيرنظامي افغان و نزديک به سه هزار نظامي خارجي در 15 سال گذشته است. در واقع نتيجه دوم کاملا مرتبط به نتيجه اول اين شرايط است. طبق آمار ارائه شده در حمله 11 سپتامبر سه هزار تن جان باختند اما طبق مطالعات پروفسور مارک هرولد که در روزنامه گاردين منتشر شد، تنها در سه ماهه اول جنگ سال 2001، بيش از چهار هزار نفر در افغانستان قرباني شدند که بيشترشان غيرنظاميان بودند. همچنين گفته مي شود در شش ماه اول سال جاري ميلادي، پنج هزار غيرنظامي در اين کشور جان باختند. اين رقم در سال گذشته حدود سه هزار و 188 غيرنظامي بود که از افزايش آمار تلفات به رغم تمايل آمريکايي ها براي تداوم حضور در افغانستان حکايت مي کند. در اين ميان نيروهاي آمريکايي نيز 2 هزار و 216 تلفات و 19 هزار 950 زخمي داشته اند.پيامد سوم اين وضعيت، عدم شکل گيري يک ارتش حرفه اي و ملي در افغانستان بود. زيرا پنتاگون براي در دست گرفتن امور و مديريت دولت کابل، تمايلي به ايجاد يک نيروي حرفه اي امنيتي در افغانستان نداشت. از اين رو امروز ما علاوه بر مشکلات لجستيکي و مالي در نظاميان افغان، شاهد وابستگي آنها به حمايت هاي نظامي آمريکا در مقابله با طالبان نيز هستيم.تداوم و افزايش کشت خشخاش نيز از ديگر نتايج حمله به افغانستان و حضور آمريکا بود. کن او‌کيف، تفنگدار پيشين نيروي دريايي آمريکا، در اين رابطه اعلام کرد تجارت هروئين هاي توليد شده در افغانستان يک تجارت چند ميليارد دلاري است که از چشم مقامات کاخ سفيد دور نمانده است، از اين رو ايالات متحده تلاش چنداني براي نابودسازي اين بخش از کشاورزي در افغانستان ندارد.با توجه با اين نکات، امروز نبايد از سقوط شهر سيصد هزار نفري قندوز در شمال افغانستان تعجب کنيم. زيرا در حالي که تنها يک سال از مهلت قانوني و وعده داده شده اوباما براي خروج کامل نظاميان از اين کشور باقي مانده، وجود هرج و مرج ترديدهايي را در اين مورد در اذهان مقامات کابل ايجاد خواهد کرد.ضمن آنکه بعد از اين حادثه، سناتورهاي جمهوري خواه با ارتباط دادن برنامه خروج سربازان از افغانستان و وقوع چنين حوادثي، خواهان تغيير در برنامه پنتاگون شدند. اين در حالي است که طبق نظر کارشناسان نظامي بسياري از هزاران نيروي نظامي مستقر در افغانستان حضوري طولاني مدت در پايگاه‌هاي دائمي خواهند داشت. زيرا در ژانويه سال 2009 صدها ميليون دلار صرف ايجاد زيرساخت‌هاي دايمي براي پايگاه‌هاي نظامي در افغانستان شد. از جمله اين هزينه‌ها بودجه 16 ميليارد دلاري براي تاسيسات نظامي در فرودگاه بين‌المللي قندهار بود.بر اين اساس، با توجه به ضرورت حضور ايالات متحده در اين کشور استراتژيک و براي ايجاد اجماع نظر در لويه جرگه، دولت و مردم افغانستان بايد بازهم انتظار سقوط يک شهر مهم ديگر در اين کشور به دست طالبان را داشته باشيم

هیچ نظری موجود نیست: