صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

واکنش کشورهای اروپایی به بحران پناهندگی در اروپا

موضوع مهاجرت و پناهندگی در اتحادیه اروپا زیرمجموعه دو سیاست کلان قرار می‌گیرند: امنیت منطقه‌ای در حوزه مِنا و حمایت از حاکمیت قانون، حقوق بشر و دموکراسی و در هر دو حوزه اروپا به‌شدت ضعیف عمل کرده است.

مقدمه
پاسخ به بحران پناهندگی و مهاجرت ازجمله عرصه‌هایی است که اروپایی‌ها بدترین عملکرد را از خود به نمایش گذاشته‌اند. این عملکرد نامناسب نشان‌دهنده فقدان اتحاد در میان دولت‌های اروپایی است. کل درخواست‌های پناهندگی در اتحادیه اروپا در سال جاری به بیش از890 هزار پرونده رسیده است که هشتاد درصد آن مربوط به پنج کشور آلمان، مجارستان، ایتالیا، فرانسه، و سوئد می‌شود. متأسفانه اروپا به‌ویژه کشورهای جنوبی، آن‌هم به‌صورت مستقیم (بحران مهاجرت) و هم غیرمستقیم (به‌دلیل فشارهای اقتصادی) از این سونامی انسانی به‌شدت ضربه خورده‌اند. علاوه‌براین، بحران مهاجرت نتایج اسف‌باری بر مواضع حقوق بشری اتحادیه اروپا وارد کرده است؛ زیرا آنان شجاعت سیاسی لازم برای پناه دادن مهاجران را نداشتند. موضوع مهاجرت و پناهندگی در اتحادیه اروپا زیرمجموعه دو سیاست کلان قرار می‌گیرند: امنیت منطقه‌ای در حوزه مِنا و حمایت از حاکمیت قانون، حقوق بشر و دموکراسی و در هر دو حوزه اروپا به‌شدت ضعیف عمل کرده است.
آنچه مدیریت این بحران را از دست اروپا خارج کرده، ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن است: هم تعداد افراد مهاجر زیاد است و هم طبیعت آن مختلط است. به عبارت دیگر، سیل مهاجران اروپا دربردارنده گروه‌های مختلف مهاجران با انگیزه‌ها و نیازهای مختلف است که از کشورهای گوناگون؛ اما زیر چتر یک شبکه قاچاق مشترک به اروپا سفر می‌کنند.
جهت‌گیری‌ها در برابر بحران
به‌لحاظ حقوقی، هرگونه واکنش به موضوع پناهندگی و مهاجرت در کشورهای عضو اتحادیه اروپا تحت تأثیر قوانین شنگن و پیمان دوبلین است. منطقه شنگن یکی از دستاوردهای سیاست مشترک اروپایی است که تردد آزاد میان مرزهای اروپایی را تضمین می‌کند. هر سیاست پناهندگی که توسط اروپا لحاظ می‌شود، باید این موضوع را نیز مدنظر قرار دهد که حرکت آزادانه افراد، کالا و سرمایه حفظ شود. طبق پیمان دوبلین نیز پناهجویانی که به یک کشور اروپایی وارد می‌شوند باید در همان کشور تقاضای پناهندگی کنند. زمانی که پیمان دوبلین در اروپا منعقد شد، شمار پناهندگان تا این حد زیاد نبود. بنابراین، به‌نظر می‌رسد که این چهارچوب‌ها تاحدزیادی تطابق خود را با واقعیت بیرونی ازدست داده‌اند. علاوه‌بر سازوکارهای درون‌اروپایی، این کشورها باید به کنوانسیون ژنو 1951 نیز متعهد باشند؛ اما این کنوانسیون از بسیاری جهات رعایت نمی‌شود. محدودیت‌های بعد حقوقی قطعاً مشکلاتی را در عملکرد سیاسی برجای خواهد گذاشت. سیاست‌های مهاجرتی اتحادیه اروپا بیش از آنکه در بروکسل تعیین شوند، به‌دلیل تأثیرگذاری مستقیم بر اقتصاد و امنیت، بیشتر پیرو قوانین داخلی کشورهای عضو هستند؛ به همین روی، بسیاری از کشورهای اروپایی در چهارچوب قوانین داخلی و نوع نگاه سیاستگذاران تلاش می‌کنند سیاست‌های مهاجرتی را برپایه شرایط خود اجرا کنند. از بعد سیاسی، حوزه پناهندگی در اروپا به ارکستر آواهای ناموزون با آکوردهای غیرهمسان تبدیل شده است. به‌طور کلی می‌توان دو جهت‌گیری را در موضع کشورهای اروپایی نسبت به این مهم شناسایی کرد:
1. اسکان در اروپا: برخی کشورها نظیر: آلمان، فرانسه، و ایتالیا بر پیش گرفتن سیاست مشترک و توزیع مهاجران در کشورهای عضو اتحادیه اروپا تأکید دارند. آلمان حدود شش میلیارد یورو بودجه اضافی را برای کمک به مهاجران و پناهجویان درنظر گرفته و اعلام کرده است که تا پایان سال جاری میلادی، پذیرای هشتصد هزار نفر از آنان خواهد بود. در آلمان، برخی مؤسسات درصدد ارائه آموزش‌های لازم برای برخی از مهاجرانند. سوئد نیز از پناهندگان حمایت بیشتری می‌کند و محیط بهتری برای پذیرش دارد. مهاجران نیز راحت‌تر در محیط آنجا ادغام می‌شوند. دولت سوئد هدف خود را جذب سریع مهاجران در بازار کار اعلام کرده و در این راه با ارائه دوره‌های آموزش زبان و آشنایی با قوانین کشور سعی در ادغام مهاجران در جامعه داشته است. حل‌وفصل معضلات مربوط به شکاف و انزوای مهاجران در جامعۀ سوئد، به یکی از دغدغه‌های اصلی این کشور بدل شده است. سازمان‌ها و نهادهای دولتی، خصوصی و غیردولتی در سال‌های گذشته هریک به‌نوبۀخود سعی کرده‌اند با اجرای طرح‌های مختلف نسبت به کاستن از عمق این شکاف اقدام کنند. کلیسا نیز از این سیاست حمایت می‌کند، به‌طوری‌که پاپ در تاریح 6 سپتامبر 2016 از کلیه قصبه‌های مذهبی خواست که به نشانه همدردی، یک خانواده مهاجر را تحت حمایت خود بگیرند. ایتالیا مشتمل بر 25 هزار و آلمان دوازده هزار قصبه مسیحی است. با طرح پاپ، حداقل 370 هزار خانواده مهاجر فقط درآلمان و ایتالیا تحت پوشش کلیسا سرپناه پیدا خواهند کرد. به‌نظر می‌رسد سرمنشأ این جهت‌گیری به نوعی عملگرایی اقتصادی بازمی‌گردد. کشورهایی نظیر: سوئد و آلمان و حتی اتریش درصد بیکاری پایین و جمعیت مسنی دارند. بنابراین، در سال‌های آتی، این کشورها نیاز مبرمی به نیروی کار، به‌ویژه در مشاغل یقه آبی خواهند داشت. پناهندگان نیروی کار جدیدی را به اقتصاد این کشورها پمپاژ خواهند کرد.
2. جلوگیری از مهاجرت در مبدأ: در بسیاری از کشورهای اروپایی، جنبش‌های پوپولیستی و بیگانه‌ستیزی بر سرکار آمده‌اند که در مقابل هر انعطافی مقاومت می‌کنند. بریتانیا، هلند، قبرس، جمهوری چک، مجارستان، و اسلواکی ازجمله کشورهایی هستند که در برابر مهاجران و پناهندگان سیاست سخت‌گیرانه‌ای را درپیش گرفته‌اند. این کشورها از تبیین سیاست مشترک و سهمیه‌بندی پذیرش مهاجر توسط کشورهای عضو خودداری می‌کنند. مجارستان، دولت آلمان را به تشویق مهاجران برای هجوم به اروپا متهم کرده و از برنامه‌ریزی برای کنترل شدید‌تر مرزهای خود خبر داده است. این سیاست مجارستان می‌تواند به پیچیده‌تر شدن معادله بینجامد؛ زیرا شبکه قاچاق انسان را قوی‌تر و گسترده‌تر خواهد کرد. دانمارک کارزار تبلیغاتی بزرگی در لبنان راه انداخته است که جلوی سفر پناهندگان به اروپا را بگیرد. در این کارزار بر محورهایی چون پنجاه درصد کاهش خدمات اجتماعی برای پناهندگان جدید تأکید شده است. دانمارک معتقد است که کنترل مرزها راه‌حل مناسبی برای مهار بحران نیست و باید از شیوه‌های دیگری مانند تبلیغات کمک گرفت. هلند در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا دارای سخت‌گیرانه‌ترین قوانین در قبال پناهجویان است. حدود دو سوم درخواست‌های پناهندگی در هلند رد می‌شوند. پس از رد درخواست پناهندگی، پناهجو باید طی 28 روز خاک هلند را ترک کند. دولت هلند خود را موظف به تأمین حداقل نیازهای پناهجویان می‌داند. مهاجرانی که خواهان اقامت در خوابگاه‌های پناهندگی نیستند، از این امکانات ناچیز نیز محروم می‌شوند. تغییر ترکیب جمعیتی اروپا به‌سوی اسلام یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کشورهایی است که از این سیاست پیروی می‌کنند. کشورهای اروپایی رویه سیاسی خود را نیز نادیده گرفته و به‌صراحت اعلام کرده‌اند که تنها مهاجران مسیحی را می‌پذیرند. ازجمله این کشورهای جمهوری چک، اسلواکی، و قبرس هستند. بسیاری از مسلمانان برای گرفتن پناهندگی در این کشورها خود را مسیحی معرفی می‌کنند که از اولین تبعات این امر بروز بحران هویتی در میان آنهاست.
طرح‌های اجرایی توسط اتحادیه اروپا
گذشته از اینکه جهت‌گیری‌ها در باب مسئلۀ پناهندگی در اروپا چه بوده است، کشورهای اروپایی در قالب اتحادیه اروپا طرح‌های عملیاتی ویژه‌ای را اجرا کرده‌اند تا بتوانند دژی را در برابر این سیل خروشان بنا کنند. ماره نوستروم  از مهم‌ترین طرح‌های اروپایی‌ها در این حوزه بوده است. در چهارچوب طرح ماره نوستروم در سال 2014، دولت ایتالیا بیش از 166000 نفر را از مدیترانه نجات داد. بودجه اولیه این طرح نه ملیون یورو بود و دو بعد دریایی و حفاظت از ساحل و عملیات‌های جستجو و نجات را شامل می‌شد. این طرح توانایی مقابله با قاچاقچیان انسان را نیز داشت. برخی از کشورهای اروپایی بر این باور بودند که عملیات نجات در مدیترانه بیشتر مشوق پناهندگان است. بنابراین، در اکتبر 2014، ایتالیا ماره نوستروم را لغو کرد.
پس از توقف طرح ماره نوستروم، کشورهای اروپایی آژانس مرزی اتحادیه اروپا (فرونتکس) را تأسیس کردند. فرونتکس عملیات ترایتون  را ساماندهی کرد که هدف اولیه آن کنترل مرزهای اتحادیه بود نه نجات مهاجران. برخلاف ماره نوستروم که از جنوبی‌ترین جزیره ایتالیا، لامپدوزا، تا صد مایل دریایی را شامل می‌شد، ترایتون محدود به سی مایل دریایی در حدفاصل سواحل ایتالیا و مالت بود. بودجه آن نیز یک سوم ماره نوستروم بود. در فاصله ژانویه تا مه 2015، حدود 470/41 پناهنده به ایتالیا رسیدند. درحالی‌که در همین بازه زمانی در سال 2015، تعداد آنها 101/39 هزار نفر بود. توقف ماره نوستروم تبعات هولناکی را به‌جای گذاشت و سبب غرق شدن 865/1 نفر در مدیترانه از ابتدای سال 2015 تاکنون شد. درحالی‌که با اجرای طرح ماره نوستروم تعداد قربانیان تنها 425 نفر بود؛ به همین دلیل، رهبران اروپا تصمیم گرفتند منابع و حوزه عملیاتی ترایتون را به سطح ماره نوستروم افزایش دهند. غیر از این دو طرح عملیاتی، شورای فوق‌العاده اروپا در 23 آوریل 2015 دستورالعمل اروپایی مهاجرت را منتشر کرد. این دستورالعمل در بردارنده ابزارهایی به‌منظور مدیریت امواج مهاجرت در چهارچوب برنامه اقدام خارجی اتحادیه اروپاست. این معیار بعد مهاجرتی سیاست همسایگی اروپا و رویکرد جهانی به مهاجرت و تحرک  را کامل می‌کند.
در میان ارگان‌های اتحادیه اروپا به‌نظر می‌رسد که کمیسون تکاپوهای بیشتری را از خود نشان داده است. کمیسیون اروپا طرحی را امضا کرد که طبق آن قرار شد چهل‌هزار پناهنده از ایتالیا و یونان به سایر کشورهای اروپایی انتقال داده شوند و بیست‌هزار محل اسکان برای پناهندگان خارج از اتحادیه اروپا تأسیس شود. غیر از این طرح، کمیسیون تدابیر دیگری را نیز اندیشیده است؛ مثل: تقسیم بیش از چهل‌هزار پناهجو در میان کشورهای داوطلب و برداشتن باری از دوش ایتالیا و یونان.
یکی دیگر از سیاست‌های کمیسیون تشکیل مراکزی مرکب از یوروپول، فرونتکس، یوروجاست (واحد همکاری‌های قضایی اروپا)، و آژانس مجری سیاست مشترک پناهندگی است که با همکاری دولت‌های عضو مسئولیت پذیرش و بررسی صلاحیت افراد در مرزهای اروپا را برعهده دارند و مهاجران حائز شرایط پناهندگی را از سایرین جدا می‌کنند. به‌طور کلی می‌توان گفت که این طرح‌ها هیچ‌کدام کارساز نبودند.
فرجام
غرق شدن تعداد زیادی از مهاجران در دریای مدیترانه انتقادات زیادی را معطوف به اتحادیه اروپا کرده است. ژان کلود یونکر ازجمله رهبران اروپایی است که معتقدند اتحادیه اروپا نیازمند نوآوری‌های زیادی در سیاست مهاجرتی خود است. وی خواهان همکاری نزدیک میان فرونتکس و آژانس حمایت از پناهندگی اروپا  است. اروپا و جامعه بین‌الملل نیازمند تعمیق اتحادی میان خود هستند. حمایت از پناهندگان به هسته ارزش‌های انسانی تبدیل شده است. گستره و طبیعت بین‌المللی بحران مهاجرت در اروپا مستلزم رویکرد چند‌جانبه و استفاده از ابزارهای مشترک سیاست خارجی اروپاست و کشورهای اروپایی به تنهایی از پس آن برنمی‌آیند.
کشورهای اروپایی باید میان حفظ حقوق بشر درمورد مهاجران و حفظ کنترل مرزهای خود موازنه ایجاد کنند، اما عملاً این کار بسیار دشوار است؛ چون کل قوانین اروپا و چهارچوب‌های سیاست‌ها درمورد مهاجران مبتنی‌بر تمایز میان مهاجرت اختیاری و اجباری است. این چهارچوب هنجاری ریشه در این فرض دارد که مهاجرت مختلط نیست و مردم به یک هدف مشخص مثل: کار یا درس مهاجرت می‌کنند؛ اما این ساختار هنجاری، مجموعه‌ای از تناقضات را ایجاد کرده است (داوطلبانه در برابر اجباری، مهاجرت در برابر پناهندگی و غیره). بنابراین، ماهیت پیچیده مهاجرت در اروپا کارایی قوانین هنجاری اتحادیه اروپا را درمورد مهاجرت زیر سؤال برده است. کشورهای جنوب اروپا به‌تنهایی قادر نیستند از پس این چالش برآیند و اروپایی‌ها خیلی دیر این مسئله را پذیرفتند. تلاش‌های مشترک اروپا به‌منظور غلبه بر بحران هنجاری ضروری است. حجم کمک‌ها برای حل بحران پناهندگی واقعاً زیاد بوده، اما اراده سیاسی لازم برای اسکان مهاجران وجود نداشته است. اروپا با درهای باز و بازارهای کار منعطف می‌تواند از بحران مهاجرت به‌عنوان فرصتی برای جذب نیروی مستعد کار/رونق تولید و کمک به رشد اقتصادی استفاده کند. این سیاست را آمریکا نیز در قرن بیستم در برابر هجوم سیل مهاجران اروپایی در کمال موفقیت اجرا کرده بود.

هیچ نظری موجود نیست: