صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

انتفاضه‌ چاقو:‌ لزوم چرخش در هویت سیاسی فلسطینی ها

شمال میرزا

• اگر انتخاب هویت سیاسی اسلامی برای فلسطینیها در گذشته‌ یک انتخاب استراتیژیک بنا بر جبر تاریخ بوده‌ است، انتفاضه‌ سوم (چاقو) جهت اخذ پشتیبانی جهانی نیازمند چرخش دوباره به‌ هویت اصلی خود است چرا که‌ هویت اسلامی جنبش فلسطینیها نمیتواند همانند گذشته پشتیبانی جهانی را برای فلسطینیها فراهم کند ...

مناقشه ارضی‌ بین فلسطینیها و اسرائیلیها یکی از طولانیترین مناقشات سیاسی در جهان به‌ حساب میاید. درک کردن به‌ عمق این مسئله‌ در مرحله‌ اول نیازمند تفحص و تحقیق‌ در چگونگی پیوند و در هم تنیدگی‌ فاکتورهای سیاسی و مذهبی در همدیگر و در مرحله‌ دوم نیازمند مرور تاریخی به‌ عنوان بستری است که‌ چنین مناقشه‌ طولانی در تاریخ را رقم زده‌ است.
درست یک سال بعد از فرپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۷ بالفور وزیر خارجه‌ وقت بریتانیا در نامه ای به‌ فدراسیون جامعه صهیونیستهای بریتانیا و ایرلند‌ ‌ که‌ بعدها به‌ اعلامیه‌ بالفور مشهور شد قول مساعدت در تشکیل کشوری برای یهودیها را داد. در آن زمان سرزمین فلسطین‌ بنا بر معاهده‌ ساکس پیکو تحت سیطره‌ سیاسی امپراتوری بریتانیا بود. اعلامیه‌ بالفور به‌ طور ضمنی دفاع از ایده‌ صهیونیسم؛ مبنی بر بازگشت به‌‌ ''سرزمین موعد'' را تقویت میکرد که‌ در سال ۱٨۹۶ تیودور هرتز روزنامه‌نگار اتریشی و بنیانگذار صهیونیسم در کتاب خود به‌ نام ''کشور یهودیها'' تئوریزه‌ کرده‌‌ بود. تیودور تنها راه‌ حل مسئله‌ یهودیها در اروپا را در تشکیل دولت یهودی میدید. صهیونیسم اگر تا آن زمان تنها یک تئوری بود حالا با اعلامیه‌ بالفور و دفاع امپراتوری بریتانیا داشت به‌ یک واقعییت برگشت ناپذیر تبدیل میشد، واقعیتی که‌ از تولد ملتی به‌ قیمت آوارگی ملتی دیگر حکایت میکرد. جهت عینیت بخشیدن به‌ این تئوری صهیونیسم فعالانه‌ در میان یهودیهای دایاسپورا با برجسته‌ کردن مظلومیت یهودیها آنان را به‌ مهاجرت به‌ فلسطین ترغیب میکردند. تیودور هرتز در سال ۱۹۰۴ بدون داشتن برنامه سیاسی منسجم جهت پیاده‌ کردن تئوری خود مبنی بر ایجاد دولت یهودی فوت میکند و در سال ۱۹۰۶ بالفور در اولین ملاقات خود با چایم ویزمن یکی از رهبران برجسته‌ صهیونیستها که‌ بعدها ‌ اولین نخست وزیر کشور اسرائیل شد. پیشنهاد اوگاندا را برای تشکیل دولت یهود اعلام میکند که‌ با مخالفت چایم روبرو میشود. چایم عقیده‌ داشت که‌ یهودیها ریشه‌ در اورشلیم دارند (در آن زمان ۶۰۰۰۰۰ هزار یهودی در فلسطین زندگی میکردند) بنابراین با برگشت به‌ فلسطین آنان در واقع به‌ سرزمین مادری خود بر میگردند. تحت فشار لوبی یهودیها و در میان آنان هربرت ساموئل یهودی عضو کابینه‌ دولت بریتانیا، بالفورد با پیشنهاد چایم مبنی بر تشکیل دولت یهودی در سرزمین فلسطینیها موافقت میکند و در عین حال بالفور صیهونیستها را متعهد به‌ رعایت حقوق شهروندی عربها مینماید؛ امری که‌ به‌ دلیل ماهیت مذهبی بودن دولت اسرائیل هرگز عملی نشد.
در آن زمان یهودیها در سرتاسر جهان پراکنده‌ بودند. پراکندگی جمعیتی یهودیها در جهان پیشینه‌ تاریخی دور و درازی دارد. وسعت پراکندگی آنان از اروپا گرفته‌ تا خاورمیانه‌ و آفریقا را در بر میگرفت. بسیاری از آنان ضمن حفظ آیین یهودیت به‌ عنوان بخشی از هویت خود در فرهنگ ملل دیگر نیز حل شده‌ بودند اما بعد مذهبی آنان همواره‌ به‌ عنوان سپری برای حفظ موجودیت خود در مقابل ''دیگران'' از بخشهای دیگر هویتی آنان برجسته‌تر بوده‌ است.
آنتی سمتیسم به‌ مدت قریب به‌ ۱۰۰۰ سال به بخشی از عبادت در دنیای مسیحیت اروپایی مبدل شده‌ بود؛ یهودیان به‌ روایت تاریخ مسیحیت عامل و مسبب به‌ صلیب کشیدن عیسی بوده‌اند. انتقام از این تاریخ فجایع و تراژدی هایی چون کشتار رهین لاند در سال ۱۰۹۶، اخراج و آوارگی یهودیان در سال ۱۲۹۰، قتل و عام آنها به‌ سال ۱٣۹۱ در اسپانیا، کشتار یهودیان اوکراین منسوب به‌ کاساک در سالهای بین ۱۶۴٨-۱۶۵۷ و بالاخره‌ اقدام به‌ نسل کشی یهودیان منسوب به‌ هولوکاست در جنگ جهانی دوم توسط نازیها در سالهای ۱۹٣۷ را بدنبال داشته‌ است. یهودی ها پیش از ایجاد صهیونیسم هرگز به‌ فکر ''بازگشت'' به‌ فلسطین نبودند و به‌ اعتقاد بخشی از یهودی ها بازگشت به‌ اسرائیل با دکترین یهودیت در تناقض است.
صهیونیسم به‌ عنوان یک جریان سیاسی به‌ همه‌ ابزارها جهت تحقق بخشیدن به‌ ایده‌ هرتز متوسل میشود. صهیونیسم با آگاهی از اینکه‌ نمیتواند به‌ عنوان یک جریان سیاسی ملی گرا به‌ اهداف سیاسی خود نائل امده به‌ یهودیت به‌ عنوان تنها منبع هویتی متوسل میشود. یهودیت در واقع نه‌ یک ملت بلکه‌ یک مذهب است که‌ مردمانی با ملل متفاوت را شامل میشود. در واقع اگر ظلم تاریخی اروپاییها و در راس آنها مسیحیت نبود صهیونیسم هرگز موفق به‌ مهاجرت یهودیان جهان بسوی فلسطین نمیشد. این ظلم تاریخی مسیحیت به‌ یهودیهای اروپا بود که‌ یهودیها خود را تنها با یهودیت میشناختند بطوریکه‌ اروپاییها یهودیها را از هر نوع تعلق هویتی به‌ خود بی بهره‌ کرده‌ بودند و این هویت مذهبی بعدها به‌ عنوان ایدیولوژی صهیونیسم باقی ماند و دولت اسرائیل را بر روی آن بنیاد نهادند. صهیونیسم و به‌ تبع آن کشور اسرائیل در واقع حاصل مستقیم ظلم تاریخی اروپایهای مسیحی به‌ یهودیان بود.
ایده‌ صهیونیسم مبنی بر تشکیل دولت یهودی در ماه‌ مه‌ سال ۱۹۴٨ با اعلان دولت اسرائیل توسط دیوید بن گورین جنبه‌ عملی پیدا کرد و ایالات متحده امریکا‌ در همان روز آن را به‌ رسمیت شناخت و از اعلامیه‌ بالفور نیز پشتیبانی کرد. سازمان ملل در قطعنامه‌ شماه‌ ۱٨۱ رای به‌ تقسیم فلسطین به‌ دو کشور عرب و یهودی داد که‌ در واقع بخش مربوط به‌ تشکیل دولت فلسطینی برای عربها تا به‌ امروز محقق نشده‌ است. در آن ایام جنبش ناسیونالیستی عربی فعال و در اوج پویایی خود بود و مدتی کم بعد از اعلام کشور اسرائیل چهار کشور عربی به‌ رهبری مصر به‌ این کشور تازه‌ تاسیس حمله‌ کردند. ناسیونالیسم عرب ضربه‌ سختی از یهودیها خورد و بعد از آن اسرائیل بیش از پیش خود را به‌ عنوان یک کشور یهودی تثبیت کرد و از تمامی یهودیهای جهان خواست به‌ اسرائیل مهاجرت کنند. اعراب فلسطین جهت اعاده‌ حقوق خود اقدام به‌‌ تشکیل ارتش رهایی بخش کردند، نیرویی که از ناسیونالیسم عرب‌ الهام گرفته بود و‌ میتوان گفت که‌ عاری از هویت اسلامی بود. جنبش رهایبخش فلسطین تا آن زمان یک جنبش با هویت سکولار بود اما این هویت با شکست ناسیونالیسم عربی و گسترش نفوذ فکری اخوان المسلمین در جهان عرب و همچنین لزوم جایگزین کردن عنصر هویت جهت بسیج و موبلایز کردن؛ فلسطینیها از هویت سیاسی سکولار به‌ هویت سیاسی- مذهبی در جهت تحقق اهداف خود تغییر جهت دادند. این تغییر در هویت سیاسی یک تغییر استراتیژیک جهت پاسخ دادن به‌ نیازهایی بود که‌ تغییرات جهانی و منطقه‌ای آنان را تحمیل میکرد. هویت اسلامی به‌ بارزترین مولفه‌های هویت سیاسی فلسطینیها تبدیل شد و شکل و فرم این هویت انعکاس و واکنشی بوده‌ به‌ هویت سیاسی اسرائیلی که‌ بر‌ پایه‌های یهودیت بنا شده‌ است. انتخاب هویت اسلامی در مقابل هویت یهودی انتخاب ابزاری برای فلسطینیها در مقابل اسرائیل جهت حصول به‌ اهداف سیاسی و ملی بوده‌ است. اگر انتخاب هویت سیاسی اسلامی برای فلسطینیها در گذشته‌ یک انتخاب استراتژیک بنا بر جبر تاریخ بوده‌ است، انتفاضه‌ سوم )چاقو) جهت اخذ پشتیبانی جهانی نیازمند چرخش دوباره به‌ هویت اصلی خود است چرا که‌ هویت اسلامی جنبش فلسطینیها نمیتواند همانند گذشته پشتیبانی جهانی را برای فلسطینیها فراهم کند.

mirzas@tcd.ie  

هیچ نظری موجود نیست: