صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۹, چهارشنبه

واشنگتن و مسکو! به بمباران خاتمه دهید و حمایت از دیکتاتورها را متوقف سازید
بیانیه کمپین برای صلح و دموکراسی
پروین اشرفی

• فقط نیروهای دموکراتیک بومی قادر به پایان بخشیدن به مصائب مردم هستند. ما به حمایت خود از عناصر اصیل دموکراتیک در انقلاب سوریه ادامه میدهیم... ما باید بیشترین فشار را به ایالات متحده آمریکا و روسیه بیاوریم تا سیاست هایی را که به دیکتاتورها اجازه میدهد در کمال مصونیت از مجازات، به شکنجه و کشتار خود ادامه بدهند، به کنار بگذارند ...

واشنگتن و مسکو
به بمباران خاتمه دهید
و حمایت از دیکتاتورها را متوقف سازید
بیانیه کمپین برای صلح و دموکراسی
۱۰ اکتبر ۲۰۱۵

قدرت های خارجی دارای سابقه طولانی شرم آوری در حمایت ریاکارانه شان از دیکتاتورها در خاورمیانه می باشند، زیرا ماندن دولت های استبدادی دوست در منطقه، با اهداف ژئوپولیتیک آنها جور در می آید. و امروز آن سیاست های جنایتکارانه، بطور وقیحانه ای به نمایش گذاشته شده اند.

ایالات متحده آمریکا
پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا رهبر اتحاد با پادشاهی عربستان سعودی در دنیا بوده است. پادشاهی عربستان سعودی یک استبداد خشن فوق ارتجاعی بنیادگراست که امسال بیش از ۱۰۰ نفر را گردن زده است، شاید هم بیشتر از داعش. اکنون عربستان سعودی کمپین بمباران یمن را رهبری می کند که کلا صدها غیرنظامی را به قتل رسانده است. تسلیحات – از جمله بمب های خوشه ای – مشاوران نظامی و حمایت های دیپلماتیک برای این کمپین بمباران، توسط واشنگتن فراهم شده است.
دیکتاتوری مبارک در مصر به مدت سه دهه از سوی ایالات متحده حمایت شد. او در بهار عربی سرنگون شد، اما زمانی که ارتش مصر دوباره قدرت را به دست گرفت، جان کری، وزیر امور خارجه اعلام کرد که آنها در حال "باز گرداندن دمکراسی" هستند - و کمک نظامی ایالات متحده آمریکا از سر گرفته شد.
همچنانکه اسرائیل به تقریبا ۵۰ سال حاکمیت مستبدانه خود در سرزمین های اشغالی فلسطین ادامه میدهد، واشنگتن نیز کمک های نظامی و حمایت های دیپلماتیک ، که اشغال را ممکن میگرداند، در سازمان ملل فراهم میسازد.
اگرچه دمشق مدتهای طولانی ای با اتحاد جماهیر شوروی و سپس با روسیه متحد شده بود، اما واشنگتن سرکوب خونین جنبش فلسطین و چپ لبنان در سال های ۱۹۷۰ توسط سوریه را پشتیبانی نمود و بر روی حمایت سوریه در اشغال عراق در سال ۱۹۹۱ و "جنگ برعلیه ترور" حساب کرد. اطاق های شکنجه اسد، برای تحقق سیاست "شکنجه نیابتی" ایالات متحده آمریکا، بطور بخصوصی مفید واقع شد. این امر شامل فرستادن زندانیان به سوریه، بعنوان بخشی از برنامه "تسلیم فوق العاده" مطروحه از سوی دولت جورج بوش بود.
سودمندی اسد برای واشنگتن زمانی به پایان رسید که او بیش از حد به ایران نزدیک شد و احتمال آن میرفت که در سال ۲۰۱۱ توسط انقلاب سوریه سرنگون شود. آن زمان بود که سیاست ایالات متحده آمریکا تغییر کرد و کوشید در میان شورشیان نفوذ کند، اگرچه انواع سلاح هایی که میتوانست به دست شورشیان برسد را با دقت محدود مینماید. اخیرا اوباما، به همراه بریتانیا، فرانسه و دیگر متحدین ایالات متحده آمریکا، به یک سیاست بمباران انتخابی، نه بر روی اسد، بلکه بر روی داعش و گاها بر روی دیگر گروه های اپوزیسیون روی آورد که موجب شد اکثر شورشیان، این کمپین هوایی را محکوم نمایند. واشنگتن بطور کلی تمایل به یک "راه حل یمنی" دارد، یعنی حفظ دستگاه دولت پلیسی بعثی های سوریه در قدرت، منتها ترجیحا بدون خانواده مافیایی اسد. اگرچه اخیرا به سوی "راه حل سیاسی" مورد علاقه پاریس و لندن متمایل شده است، راه حلی که ممکن است شامل حفظ اسد نیز گردد.
اگر بخاطر اشغال عراق توسط ایالات متحده آمریکا نبود، داعش احتمالا حتی وجود نمیداشت، یا حداقل فاقد قدرتی بود که اکنون داراست. داعش از درون هرج و مرج شدید و نزاع های فرقه ای باطل که عراق را به دنبال اشغال توسط آمریکا در خود فرو برد، از طریق بکارگیری هزاران نفر از جنگجویان جهادی در عراق و بخصوص در شرق سوریه سر برون آورد. این امر اما آنگونه که بسیاری میگویند بخاطر این نبود که رژیم صدام کاملا برچیده شده و یک "خلاء قدرت" به جا مانده بود، بلکه به این دلیل بود که تغییر رژیم، از بیرون و توسط یک دولت آمریکایی ای تحمیل شده بود که تحقیر مردم عراق و دشمنی با دموکراسی واقعی را نشان داد. چنانچه حکومت سرکوبگر صدام حسین در درون و توسط ائتلافی از سنی، شیعه و جنبش های دموکراتیک سکولار برعلیه استبداد سرنگون میشد، تاریخ پس از آن در عراق – و سوریه - ممکن بود اساسا متفاوت میشد. بدیهی است که ساختن چنین ائتلافی، با در نظر گرفتن سابقه طولانی فرقه گرایی در عراق ، سخت بوده است، اما تجاوز ایالات متحده، مانع هرگونه امکان پیشرفت در این زمینه گردید.
ما هرگونه دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا و حمایت از دولت های خودکامه و مستبد در خاورمیانه و در سرتاسردنیا را محکوم کرده و خواهان توقف فوری آن هستیم. بمباران سوریه و عراق توسط ایالات متحده آمریکا باید متوقف گردد. به همین ترتیب بمباران افغانستان، جایی که کشتار وحشتناک بیماران درمانده و پرسنل پزشکی بیمارستان در کندوز، به ویژه بر خشم و نفرت نسبت به جنایت های جنگی ایالات متحده آمریکا افزوده است.

روسیه
روسیه یکی از پشتیبانان بزرگ استبداد خانواده اسد از همان آغاز قدرت در سال ۱۹۷۰ بوده است. از زمان قیام علیه بشار اسد در سال ۲۰۱۱ تاکنون، حمایت روسیه - در کنار حمایت از سوی ایران و حزب الله – برای حفظ بقاء رژیم اسد دارای اهمیت بوده است. این پشتیبانی، کمک های بیرونی به اپوزیسیون اسد را به مراتب افزایش داد. اکنون روسیه تلاش های نظامی خود را به نمایندگی از سوریه مستبد بطور چشم گیری افزایش داده است که همراه است با بمباران، پرتاب موشک های کروز و اعلام امکان وارد کردن نیروهای زمینی "داوطب".
داعش توسط بسیاری، از جمله شورشیان سوریه مورد مخالفت قرار گرفته است، اما دخالت نظامی روسیه منحصر به حمله به داعش نیست. در واقع از همه لحاظ به نظر میرسد که حملات روسیه بر روی نیروهای غیرداعشی، از جمله علیه گروه های غیرجهادی متمرکز شده است. واضح است که این امر در خدمت تقویت رژیم اسد می باشد (و از قضا ممکن است با تضعیف آنهایی که علیه داعش می جنگند، به داعش نیز کمک نماید). بعلاوه، بمباران روسها تاکنون تعدادی از مردم غیرنظامی را کشته و به تأسیسات پزشکی آسیب رسانده است و گزارشاتی از استفاده از مهمات خوشه ای نیز وجود دارد.
پوتین با تمرکز خود بر روی شورشیان غیرداعشی، متفاوت از اسد رفتار نمیکند. اسد همواره آتش خود را بر روی گروه های شورشی غیرداعشی متمرکز کرده است. در سال ۲۰۱۴، فقط ۶ درصد عملیات "ضد تروریستی" اسد، داعش را مورد هدف قرار داده بود (و داعش در مقابل این لطف اسد، فقط ۱٣ درصد حمله های خود را متوجه نیروهای امنیتی سوریه نمود). گزارش شده است که نیروی هوایی سوریه از سال ۲۰۱۲، علاوه بر بمب های بشکه ای و گاز کلر، از بمب های خوشه ای نیز استفاده کرده است.
قدرت دقیق نیروهای غیرجهادی در میان شورشیان سوریه نامشخص است، اما شکی نمیتوان داشت که حمله به آنها، به طور عظیمی به منافع دیکتاتوری اسد می دمد، به همین دلیل است که اعتراضاتی علیه بمباران شهر حلب توسط روسیه، وجود داشته است.
البته اسد از نقش جدید روسیه به هیجان آمده است و پوتین هم در پشت دعوت اسد مخفی شده است تا دخالت خود را توجیه نماید. اما دعوت توسط یک دیکتاتور، هیچ مشروعیتی بیشتر از آن دعوتی که زمانی دولت ویتنام جنوبی از نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا به عمل آورد، به آن نمی بخشد، یا زمانی که حکومت نظامی السالوادور، مشاوران نظامی ایالات متحده آمریکا را به السالوادور دعوت کرد. حمایت از مستبدان غلط است، با دعوت یا بدون آن.
ما مداخله روسیه به نفع دیکتاتوری سوریه را محکوم نموده و خواهان توقف فوری آن می باشیم.
قدرت های بزرگ مدتهاست که منافع تنگ خود را در خاور میانه، چه به منظور منافع نفتی و چه منافع استراتژیک، و بدون هیچ نگرانی ای در مورد رفاه و حقوق دموکراتیک مردم آن منطقه، دنبال می کنند. در حال حاضر، خطر فزاینده ای از درگیری ابرقدرت، همراه با پیامدهای مهمی وجود دارد.
مردم مسلح و غیر مسلحی وجود دارند که دیکتاتوری ها را در سرتاسر منطقه به چالش می کشند و مشتاق آینده ای دموکراتیک هستند. ما با همین مردم است که همبستگی خود را اعلام میداریم.
خیزش های مردمی ملهم از بهار عربی، دوره جدیدی از چالش های دموکراتیک از پائین را در مقابل حکومت های پلیسی در خاورمیانه گشود. علیرغم شکست هایی در مصر، یمن، بحرین و مناطق دیگر، و با وجود کاهش شدید قدرت نیروهای اپوزیسیون سکولار و دموکراتیک غیر جهادی در سوریه، انقلاب مردم همچنان تنها راه حل مترقی در مقابل مشکلات ناشی از استبداد، سرکوب و نزاع های فرقه ای در منطقه، باقی میماند. مداخله ایالات متحده آمریکا و روسیه، همچنین مداخلات قدرت های منطقه ای مانند عربستان سعودی، ایران و ترکیه ، در راستای تقویت نیروهای دموکراتیک نبوده و در عوض مانع مقتدری را در مقابل موفقیت های آنان ایجاد کرده و در واقع تهدیدی است به بقای نیروهای دموکراتیک. همه این حکومت ها از دموکراسی در خاورمیانه به مثابه سم، وحشت دارند.
ما رویکرد اتخاذ شده توسط دولت اوباما و بسیاری از چپ ها، که حمایت از اسد و یا رژیم او را به مثابه تنها گزینه در مقابل داعش انتخاب کرده اند را قویا رد می کنیم. بربریت و ستمگری شدید داعش بیشتر دنیا را ترسانده است. اما رژیم سوریه، یعنی حکومت شکنجه که در دنیای امروز به یکی از مرگبارترین رژیم ها تبدیل شده است، آلترناتیو نیست، و واقعیت این است که کشتار وحشیانه مردم سوریه توسط این رژیم، به ترویج و گسترش داعش خدمت میکند.
درد و رنج مردم سوریه و مردم دیگر در خاورمیانه وحشتناک بوده است. فقط نیروهای دموکراتیک بومی قادر به پایان بخشیدن به مصائب مردم هستند. به همین دلیل ما به حمایت خود از عناصر اصیل دموکراتیک در انقلاب سوریه ادامه میدهیم. پیروزی آنها به هیچ وجه تضمین نیست، اما حداقل ما باید بیشترین فشار را به ایالات متحده آمریکا و روسیه بیاوریم تا سیاست هایی را که به دیکتاتورها اجازه میدهد در کمال مصونیت از مجازات، به شکنجه و کشتار خود ادامه بدهند، به کنار بگذارند.

۱۰ اکتبر ۲۰۱۵
کمپین برای صلح و دموکراسی
www.cpdweb.org
     

۱ نظر:

ناشناس گفت...

لطفا برای آگاهی عموم منعکس کنید.

این بیانیه توسط یک سازمان قلابی آمریکایی به مسئولیت جووان لندی joanne Landy می باشد که با دولت آمریکا برای تبلیغات بنفع جنگ های امپریالیزم و صهیونیزم همکاری دارند. این خانم یکی از اعضاء شورای امور خارجه یعنی council on foreign relations می باشد که بدست دیوید راکفلر برای حمایت از منافع وال استریت با کنترل سیاست های دولت تروریستی آمریکا برپا شده است.

من نمی دانم خانم اشرفی از اعضاء این سازمان قلابی و سازمان سیا هستند یا فقط مترجم این بیانیه خجالت آور. مهم نیست که از اعضاء این سازمان باشند همانقدر که این را ترجمه کرده اند نشان می دهد که با اهداف صهیونیستی و امپریالیستی این گروه شیاد همراه و همفکرند.
اگر روی لینک داده شده کلیک کنید صفحه رسمی این سایت زیر نام campaign for peace and democracy ظاهر می شود. این مطلب را به انگلیسی در بالای صفحه اول می توانید مشاهده کنید. این گروه شیاد را بسیاری از افراد مترقی و با سواد و علیه امپریالیزم و صهیونیزم افشا کرده اند از جمله جیمز پتراس و ادوارد هارمن. جووان لندی از تروتسکی های کمپ سوم است که همان نئوکان ها بیرون آمدند.
اگر روی endorsement که در طرف چپ صفحه قرار دارد نام بسیاری از شیادان دیگر از جمله نوام چامسکی ، حمید دباشی، نادرهاشمی (از مهره های سازمان سیا که برای حمله به لیبی و سوریه بیانیه های زیادی را امضاء کرده است) هادی قائمی ، ژانت آفاری وووو مشتی دیگر را مشاهده خواهید کرد.
این مهره های دولت با شعارهای گمراه کننده نظیر "نه صدام و نه جنگ" ، "نه رژیم نئوکراسی و نه جنگ"، "نه به قذافی دیکتاتور ، نه جنگ" و حالا "اسد باید برود" از تمام سیاستهای دولت تروریستی و پلیسی آمریکا حمایت کرده است اما بیانیه ای برای بسیج مردم جهان علیه جنگ های تروریستهای صهیونیست یهودی هنوز بیرون نداده است. آیا این خانم ای پیشینه ی این سازمان صلح قلابی بیخبر است یا اینکه او هم جزو این شیادان است؟