صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

   
استاد صباح

آيا تروريزم، اسلام افراطي ، قتل وويرانگري باهم برادرنيستند؟؟؟
حرف هاي ناگفته پيرامون يکي ازطولاني ترين جنگهاي تاريخ ونقش افراطيون بنيادگرا درين جنگ خانمانسوز. « بخشي ازکارنامه افراطيون اسلامي زيرنام دين ، جهاد ومقاومت،کتاب تاريخ خونين افغانستان»  - 1-  
 

هرزمان شیشه ی مابشکند ازسنگ دیگر
هرزمان  میهن ما درگرو جنگ دیگر
هرزمان کشورما طعمه ی نیرنگ کسی
هرزمان مردم ما درتلک «لنگ» دیگر
دین چو کالاست به بازارسیاست ، اینجا
گاه یکی چنگ زند گاه دیگری چنگ دیگر 
این چه وحشت ، اين چه نيرنگ وجفا
که همه عمر برقصند و به آهنگ دیگر
هیچ کس نیست که از بهر وطن کار کند
همه درتاریخ کشور شده اند ننگ دیگر
زپی قدرت و ثروت همه سرگردانند
 روزيک رنگ ديگرند وفردا رنگ دیگر
به سخن گفتن بیهوده همه استاد اند
 صبح یک انگ زنند وچاشتها انگ دیگر
پیرومرشد همگی پیرو شهوت شده اند
همه چسپیده به شوخ دیگروشنگ دیگر.
تاکه این مردم بیکاره  به قدرت باشند
گاه یک زنگ خطرخیزد  وگاه زنگ دیگر..
ميدهند بيگانه گان رنگ رنگ سلاحي نو
بهري جنگ افروزان هرروزتفنگ ديگر
تا به کی شیشه ی ما بشکند ازسنگ کسی ؟؟
تا به کی  مردم ما طعمه ی نیرنگ دیگر؟؟.
تروروبنيادگرايي درادبيات سياسي وروابط بين الملل به كاربرد سيستماتيك ارعاب وخشونت پيش بيني ناپذيربرضد حكومتها ، سازمانها وملتها براي دستيابي به اهداف سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي اطلاق مي شود. گرچه مي توان پيشينه تروريسم را به دوران جنگ سرد ورقابت ميان دوابرقدرت شرق وغرب براي ضربه زدن به ديگري نسبت داد ؛ اما آنچه اكنون ازآن به عنوان تروريسم ياد مي شود با تروريسم دوران جنگ سرد كاملاً متفاوت است چه آنكه تروريسم درآن دوران عملياتي پراكنده ، محدود ونسبتاً مشخص بوده كه بيشترجنبه داخلي داشته وبه طورعمده متوجه رهبران و ديپلمات ها مي شده و به عنوان بخشي از روابط بين الملل مورد حمايت يكي از دو قطب بوده است.
واژه‌ي تروريسم به لحاظ معنايي مناقشه برانگيزاست وتعاريف مختلفي ازآن ارائه شده و هيچ يك از تعاريف اين واژه به لحاظ جهاني پذيرفته نشده است. فرهنگ لغت انگليسي آكسفورد تروريسم را خط مشي‌ كه هدف آن حمله ازطريق ايجاد وحشت درمخالفان، به كارگيري روش‌هاي تهديد وحاكم كردن ارعاب يا وضعيت وحشت آفرين مي‌باشد، تعريف كرده است. تروريسم واژه‌اي است كه بسيارسخت معنا مي‌پذيرد وبه مدلول عيني ومشخصي ارجاع نمي‌دهد وبراي توصيف خشونت مورد كاربرد دشمن به مثابه‌ي امري غيراخلاقي وشيطاني به كارمي‌رود.
هيچ گروهي تاكنون خود را تروريست نخوانده است. چه درزماني که گروه هاي اسلامي افراطي تحت نام جهاد وبعدها مقاومت همه روزه مصروف تخريب وسوزاندن موسسات عام المنفعه ازقبيل ادارات دولتي ، دفاترسازمانهاي کمک رساني ، مکاتيب ، شفاخانه ها ، ويراني پل وپلچک ها ونهادهاي جامعه مدني وتروروانفجارهاي ويرانگر بودند وبعدها بنام مقاومت اکثريت پل وپلچکها وراه هاي عبورومرورمردم ماينگذاري وتخريب گرديد ، خصوصا پس ازاين كه ايالات متحده جنگ برضد ترور خود را در واكنش به حملات يازده سپتامبر دوهزارويک ميلادي  به راه انداخت، كاربرد اين واژه ازگستره‌يي وسيع‌تر برخوردارشد. تعاريف ارائه شده از وا ژه تروريسم دربرگيرنده‌ي برخي معيارهاي مشترك هستند كه عبارتند از:
- ترور اقدامي خشونت آميز است؛
- انگيزه اقدام تروريستي سياسي يا مذهبي
- هدف تروريسم، شهروندان غيرنظامي
- هدف تروريسم ايجاد رعب و وحشت
- هدف تروريسم ارعاب حكومت وجامعه
- فرد يا گروه تروريست، غير دولتي هستند؛
- اقدام تروريستي اقدامي غيرقانوني بوده.
هيچ يك از اين معيارها به لحاظ جهاني به عنوان معيارهايي ضروري يا كافي براي تعريف تروريسم شناخته نشده‌اند.  واژه تروريسم ازواژه Terrorisme كه درقرن هجدهم درفرانسه مطرح شد، برگرفته شده است.  اصل اين واژه از فعل‌هاي Terrere( به معناي ترساندن) و Deterrere( به معناي ترساندن از ) در زبان لاتين مشتق شده است. كاربرد معاصر اين واژه به سال 1795 برمي‌گردد كه از اين واژه براي توصيف اقدامات ژاكوبن‌ها درفرانسه استفاده مي‌شد. جهان هنوز درتوضیح ریشه ها و دلایل تروريازده سپتامبر، حیران و فاقد زبان مشتركی است.
عده ای براین نظراند كه این، واكنشی است دربرابرتحمیل یكجانبه وعجولانهء ارزش های دمكراتیك جوامع غربی به جوامع اسلامی. برخی از «ستیز فرهنگ ها» سخن می گویند و اقدامات خشونت باری نظیر این ترورها را نیز حاصل خشم و دشمنی و بعضاً بغض و كین نسبت به ثروت و قدرت و فرهنگ مدرن درجهان اسلام و بویژه درمیان عرب ها می دانند و عده ای دیگرعملیات تروریستی  يازده سپتامبر را ناشی ازناسازگاری، حقارت و احساس یأس ِ انسان هائی می دانند كه دراثرمواجهه با دگرگونی های پرشتاب و بنیادین در راستای مدرنیزاسیون، شاهدند كه چگونه ارزش ها و ُسـنّت های مقدّس شان بی اعتبار می شوند و روند میرائی و زوال را می پیمایند.
بنیادگرائی اسلامی را می توان واكنش قهرآمیزمسلمانان افراطی در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش های غرب دانست.
بنیادگرائی اسلامی، اساساً یك ایدئولوژی جهان سومی است و به همین جهت دركشورهای دموكراتیك و پیشرفته و صنعتی، پایگاهی ندارد. این ایدئولوژی ازآغاز قرن بیستم و همزمان با حضور روزافزون کشورهای استعماری غرب در كشورهای مسلمان آشكار شد كه در مصر و سوریه بصورت گروه «اخوان المسلمین» و درافغانستان تحت نام جهاد، مقاومت ، طالب وگروه هاي ديگرتروريستي ظاهر گردید.
مسئله دیگر، مفهوم «شهادت»، دراسلام است كه نوعی حقانیّت دینی و تاریخی به «شهید» می دهد كه طی آن، اگر چه فرد (شهید) اززندگی دُنیوی دست می شوید، اما با شهادت خویش به «لقاالله» نائل می گردد ودر «آن دنیا» جاوید می مانَد. این چنین است كه بقولي «شهید، قلب تاریخ است» یا گفته ديگر«شهید، شمع تاریخ است» ... اعتقاد به «شهادت»، از خودبیگانگی فرد را دامن می زند و درارتكاب عمل باعث نوعی «بی حسی اخلاقی» می گردد كه طی آن، هرعمل و جنایتی «مشروع» می شود . بنیادگرای اسلامی - بصورت جنبشی تمام خواه وایدئولوژیك  چه درحوزهء عمل و چه درحوزهء عقاید، شباهت های فراوانی با توتالیتاریسم و خصوصاً فاشیسم دارد.

جهاد چیست؟ وچه معنا ميدهد؟؟؟
 
به نام دین حدين دین راشکستند
دو بال مرغ آمین را  شکستند
به مذهب وبه مردم کينه  دارند
چوچنگيرکيش وآئين راشکستند.
مجاهد کیست؟ ودست آوردهاي جهاد چیست ؟
مجاهد به خاطرچوکی وپیسه جهاد کرد ، غریب وبیچاره را کشت  ، بی پدروبی مادرویتیم بیوه وطن رامهاجرکرد، اين جهاد است ؟؟؟ امریکایی ، انگلیس ، جرمني ، عربي، پاکستانی وایرانی وحدود پنجاه کشوررا دروطن آوردند، این جهاد است ؟؟؟ با شوروي پروتوکول کردند ، همرای امریکا پیمان بستند ، درعربستان قران خوردند،  ازپاکستان فرمان بردند، ازايران بوجي هاي دالرگرفتند . شيرپورراچپاول نمودند، زمين ودارايي هاي ملي وشخصي راتاراج کردند ، فرزندان خويشرا درغرب فرستادند،آياهمين  جهاد است ؟؟؟ بلدنگ وقصربناکردند،  رشوت خوردند،  زورگویی نمودند، راه گرفتند، موترشیشه سیاه وتعقیبی دارندوچريک ( بچه ) نگاه ميدارند وچريک مي رقصانند، همين جهاداست؟؟؟
جهاد واژه عربی است  واين نام در طول قرنها شامل دو معنی متفاوت بوده است. یکی تند روی بیشتر و یگری تند روی کمتر. اولی براین باور است که مسلمانان قرائتی را باید کافردانست و واجب القتل. (اینست که میبینیم افغانها- الجزائریها- و مصریها مصروف جنگ وستيز و کشتار جهاد هستند.) دومین معنی جهاد همانست که صوفیها و درویشان به آن استعان دارند. اینها معنی قانونی و واقعی جهاد را طرد میکنند - از لشکر کشی بیزارند- وازمسلمین میخواهند که ازمال ومنال این دنیا چشم بپوشند تا رستگار شوند.
جهاد درمعنی کشورگشائی آن همیشه از جنبه های اساسی زندگی مسلمانان بوده است. باین دستاویزبود که درسال 632 مسلمانان سرتاسر شبه جزیره عربستان را تحت تسلط داشتند. باین جهت است که مسلمانان یک قرن بعدازين تاريخ سر زمین وسیعی راکه از افغانستان تا اسپانیا امتداد داشت باشغال خود درآورده بودند. پس ازآنهم با تحریک و توجیه جهاد بود که سرزمینهای دیگری ازقبیل بالکان- هندوستان- سودان- وآسیای صغیرهم بتصرف مسلمین در آمد.
امروزجهاد مهمترین سرچشمه تروریزم بوده ومشوق حرکتهای خشونت آمیز توسط گروههای خود جوش جهادی میباشد. چند نمونه از این گروههای جهادیستی اینها هستند:
جبهه اسلامی بین المللی برای جهاد علیه یهودان و صلیبیان .
لشکر جهاد. این یکی مسئول کشتاربیش ازده هزارتن مسیحی اندونزیا.
حرکت الجهاد اسلامی. پیش قراول خشونتهای کشمیر.
جهاد اسلامی فلسطینی. درنده ترین گروه تروریستی
جهاد اسلامی مصری. مسئول قتل انور السادات وشمار فزونی از دیگران و...
جنگ وجهاداسلامي وشرعي درپاکستان ، سربريدن ، شلاق کوبيها، حملات انتحاري ومردم ستيزي .
جهادومجاهد وطالب درافغانستان ،ويراني وبربادي ، حملات انتحاري وافراطگرايي ،قتل وخونريزي، دزدي وچپاولگري، وحشت ودهشت، پولپرستي ، کرسي طلبي وچپاول زمين ودارايي ملت  ...
جهاد اسلامی یمنی. مسئول کشتن مبلغان دینی مسیحی.
تعدادي ازانديشمندان برخلاف  سردسته هاي که ازنام جهاد مصروف قتل وويرانگري اند ؛ سه استاد پوهنتون آمریکائی در مورد جنگی نبودن مفهوم جهاد چنین میگویند:
- ابراهیم الرابی استاد الهیات پوهنتون هارتفورد میگوید: جهاد تلاشیست علیه وسوسه های درونی و علیه همه مبانی وسوسه در اجتماع.
- داکترفرید ایسک استاد الاهیات پوهنتون آبرن میگوید: جهاد یعنی مبارزه علیه ستم جنسی اپارتهید جنسی. جهاد یعنی هواداری ازحقوق زنان.
- بروس لارنس استاد الهیات پوهنتون دوک میگوید: جهاد یعنی محصل درسخوانی باش- همکار بهتری باش- شریک بهتری باش. مهمترازهمه اینها برخشم غریزی خودت غلبه کن.
چه خوب میشد اگر روزی جهاد به مرحله ی ازتکامل میرسید که تنها خواستش تشویق مسلمین بود برای غلبه برخشم غریزی. بازگشت ازبیراهه تروریزم و کشورگشائی و برده داری تنها با همت خود مسلمانان واذعان آنها بواقعیات تلخ و انکارناپذیرمفهوم تاریخی جهاد امکان پذیراست.
 ازاینها گذشته مسلمانان همراه با عذرخواهی ازقربانیان جهاد دست بساختن یک زیر بنای غیر خشونت آمیز جهاد اسلامی بزنند(که البته این را باید سخت ترین مرحله دانست) واز راه اندازی جهاد قتل وکشتاردست بردارند. متاسفانه چنین حس پشیمانی هنوز بین مسلمانان رسوخ نکرده است: جهاد خشونت بارهمچنان وتا آینده ای نامعلوم ادامه خواهد داشت.
نوت : بهره ازمنابع خبري ، روزنامه ها، راديوتلويزيون ووبگاه هاي تحليلي وتحقيقي ودرکتاب همه منابع وماخذ تذکرگرديده است .  ادامه دارد... 

هیچ نظری موجود نیست: