صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

افشاگری به مثابه جاپاس و چرخ پنجم دمکراسی

اردشیر زارعی قنواتی

• ذات افشاگری شکستن انحصار، مبارزه با فساد موجود، پوشش خلاء اطلاعاتی و آگاهی بخشی نسبت به حق شهروندی برای درک بهتر و بدون سانسور رخدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است. استقبال افکارعمومی از افشاگری در حوزه ملی و بین المللی دقیقا به این حق شهروندی جهت دستیابی به حقیقت برمی گردد که از آن می توان به عنوان تثبیت و تعیین روندهای دمکراتیک یاد کرد ...

جهان امروز به دلیل نقش رسانه و به خصوص اینترنت در شکل دهی افکارعمومی و بسترسازی برای نقش آفرینی دوگانه هرم قدرت و نهاد مدنی در عرصه سیاسی – اجتماعی، یک موقعیت ژلاتینی و سیال را نمایندگی می کند که بیش از گذشته متکی به خبر و آگاهی بخشی است. اینکه گفته می شود مطبوعات و رسانه رکن چهارم دمکراسی است بدون تردید در همین راستا قابل تامل می باشد و عدم توجه حاکمیت های سیاسی و نهاهای مدنی نسبت به این مولفه آلترناتیوی، می تواند تبعات ویرانگری داشته باشد. به همین دلیل ارتباط و انطباق خروجی خبر و گزارشات مستند و معتبر نسبت به تحولات جاری در هر جوامعی می تواند معیار و شاقول قضاوت در خصوص مشروعیت بخشی و دمکراتیزاسیون آن جامعه تلقی شود. در این چارچوب به هر میزان که نظام سیاسی حاکم و سازمان های مردم نهاد در موقعیت دمکراتیک تری قرار داشته باشند، همسویی و انطباق منافع آنان با خروجی خبر و گزارشات جاری به درجه بالاتری قرار داشته و روند آگاهی بخشی و تبادل اطلاعات از کانال های رسمی و مسئول توجه عمومی را بهتر جلب می کند. عکس این قضیه نیز صدق می کند و آن اینکه به هر اندازه که رابطه ی ساختارهای حاکم و جوامع مدنی در یک کشور از موقعیت غیردمکراتیک و متصلب تری برخوردار باشد، لاجرم حوزه عمومی و رسمی رسانه موقعیت برتر و اعتباری خود را از دست داده و در این شرایط مسئولیت و ضرورت خبررسانی به سمت حوزه غیررسمی رسانه و در شرایط کنونی به خصوص عرصه سایبری و شبکه های مجازی غیرقابل کنترل سوق می یابد. در این شرایط یک پدیده جدید رسانه یی شکل می گیرد که مبنای آن عبور از خطوط ترسیم شده رسمی و قانونی در جوامعی است که مسیر متعارف ارتباطات و خبرسانی مجاز را سد کرده و در واقع بر هم زننده تناسب منطقی بین روندهای دمکراتیک و حقوق شهروندی برای کسب اطلاعات لازم بوده اند. این پدیده رسانه یی چه در شکل سنتی یا اشکال مدرن آن در تعریفی قرار می گیرند که از آن به عنوان "افشاگری" نام برده می شود. کمیت و کیفیت افشاگری ارتباط انکارناپذیری با روند دمکراتیک در جوامع امروز دارد و میزان شدت و حدت آن می بایست با این معیار مورد سنجش قرار گیرد. به این مفهوم که هر اندازه که جوامع از اصول دمکراتیک تری پیروی کنند اطلاع رسانی از طریق کانال های رسمی و نرم معمول رسانه مسئول انجام می شود و به عکس به هر میزانی که ساختار موجود متصلب و غیردمکراتیک باشد نقش افشاگری برای جبران این نقص در اطلاع رسانی پر رنگ تر خواهد شد.                                    
پدیده افشاگری در ذات خویش یک موجودیت ضدسیستمی و اپوزیسیونی است که هدف خود را شکستن تصلب و انسداد در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی می داند و به همین دلیل همیشه نقش بازدارندگی و ضدانحصار در حیطه خبر و رسانه جریان اصلی حاکم بر ساختار حاکم و نظام مسلط در حوزه داخلی و خارجی را بازی می کند. همین نقش بازدارنده و ضدانحصار موجب می شود که موقعیت افشاگری و نهاد افشاگر در جایگاه "معترض به نظم موجود" در حیطه رسانه و مطبوعات مسلط بر جامعه سیاسی – اجتماعی قرار گیرد. در چنین جوامعی به واسطه انحصار و مدیریت خبر و اطلاع رسانی در دست نهاد قدرت، دو وضعیت متفاوت می تواند اتفاق بیافتد که در حوزه سنتی و بدنه اجتماعی "شایعه" با یک ذات غیرمعتبر این نقصان را پوشش دهد یا اینکه در عرصه مدرن اطلاعات و خبر افشاگری با استناد به اطلاعات منتشر نشده و رخدادهای غیرعیان وارد زیست اجتماعی می شود. به همان میزان که شایعه بر اساس نرم سنتی و غیرمستند خود می تواند مخرب و غیرسازنده تلقی شود و یک موجودیت کاذب را برای مهندسی افکارعمومی دنبال کند اما افشاگری به دلیل ذات مدرن و سازنده ی خود این امکان را دارد که ناگفته ها و خبرهای معتبر محبوس شده را در معرض دید و نگاه مخاطب قرار دهد. به همین دلیل افشاگری به مفهوم امروزی پدیده ی نوینی است که با استفاده از حفره های موجود در سیستم حاکم و چرخه معیوب جریان رسانه اصلی بار مهم بازتوزیع انباشت اطلاعات پنهان نگاهداشته شده را به دوش می کشد. از آنجا که متاسفانه در جهان واقعیت دمکراسی کامل به مفهوم نظری و عملی آن به درجات متفاوت در هیچ سیستم و نظام سیاسی وجود خارجی ندارد، هم اکنون که امکانات دیجیتالی و سایبری در دسترس عموم قرار دارد حوزه نفوذ و نقش نهادهای افشاگر در پیوند دوسویه کنشگران سیاسی و رسانه یی در این راستا پر رنگ تر از همیشه شده است. یکی از دلایل اصلی تمایل و اعتماد مخاطب مدرن به حوزه اینترنت در مقابل رسانه رسمی و چاپی در واقع به همین ذات فضای بازتر و هم چنین امکان شبکه سازی برای تبادل اطلاعات غیررسمی در این حوزه برمی گردد. هر چند که تحقیقات و مستندات جدید که آن هم در واقع مدیون افشاگری بوده است (ویکی لیکس و ادوارد اسنودن) به خوبی نشان می دهد که فضای سایبری نیز به شدت زیر ذره بین و کنترل نهادهای بزرگ اطلاعاتی، سیستم ملی مسلط و هژمون های بین المللی قرار دارد اما به واسطه ذات گسترده و نامحدود این عرصه، توانمندتر از آن بوده است که بتوان این غول جسته از چراغ جادو را به شیوه سنتی و اعمال اتوریته قهری هم چون رسانه رسمی دوباره به حبس کشید. در اینجا با تمام محدودیت ها یک تفاوت بنیادین بین رسانه سنتی و رسمی با رسانه مدرن و سایبری وجود دارد و آن اینکه در مورد اول به راحتی با توجه به کنترل سیستمی می تواند صدای معترض را خاموش و سرکوب کرد ولی در مورد دومی تنها می توان صدای معترض و افشاگر را رصد، تعقیب و متحمل هزینه کرد بدون اینکه بتوان جریان پیوسته اطلاع رسانی را از دور خارج کرد. مقایسه عینی این تفاوت را دقیقا می توان در مورد توقیف مطبوعاتی و تلویزیونی رسانه های رسمی دید که با امضای یک مسئول اجرایی یا قضایی به معاق می روند در صورتی که شبکه های اجتماعی مجازی و کنشگری رسانه سایبری با تمام محدودیت های احتمالی و تعقیب فعالین آن همواره حیات و روح زنده خود را در این تقابل بین قدرت و مردم به واسطه امکان عبور از محدودیت ها هم چنان حفظ می کند.                                                            
در این چارچوب کلی رویکرد به سمت افشاگری با استفاده از امکانات موجود، یک پیوند ارگانیک و دیالکتیکی با ذات دمکراسی در حوزه داخلی و پالایش نقض حقوق بشر و پشت پرده نقض حقوق بین الملل در عرصه جهانی و ژئوپلتیک خواهد داشت. آنچه امروز در جریان بازیگری عرصه سایبری و شبکه های مجازی در خصوص موتورمحرکه جنبش های اجتماعی و سیاسی مشاهده می شود در ارتباط با همین کنشگری اطلاعاتی افشاگرانه در نظام بین المللی که هم اکنون سایت افشاگر "ویکی لیکس" و فعالین برجسته یی چون "ادوارد اسنودن" نماد عینی آن می باشند، بازتاب دهنده همین واقعیت ذاتی در عرصه خبر و اطلاع رسانی معترض نسبت به وضع موجود بوده است. اما همیشه موضوع افشاگری به مفهوم مطلق یک کنش صرفا اپوزیسیونی مطرح نبوده و در مواقعی به منزله یک ابزار رقابت بین جناح های سیاسی در یک نظام و ساختار مستقر نیز می تواند کارکرد معترضانه خود را ایفاء کند. در این موقعیت درون ساختاری از آنجا که هیچ وقت دمکراسی کامل وجود ندارد و در پشت پرده سیاست همیشه "زشت و زیبا" منطق رخدادها و وقایع زیست اجتماعی را نمایندگی می کند، بازیگران رقیب سیاسی و نهادهای مدنی از قدرت اطلاعاتی خود برای آچمز کردن دیگری استقاده می کنند. در این چارچوب جامعه با یک نوع از افشاگری کنترلی و مدیریت شده مواجهه می شود که بخشی از حقیقت اطلاعاتی را تنها برای رقابت سیاسی در تسخیر قدرت و سلب مشروعیت رقیب به درون جامعه تزریق می کند. معمولا قدرت و تاثیر در بازتاب هر نوع افشاگری به ماهیت و ذات ملی یا بین المللی آن بستگی خواهد داشت چرا که در مورد رقابت سیاسی درون ساختاری هدف و مرجع حوزه سرزمینی ناسیونال است و در خصوص افشای اطلاعات فراملی فرم موضوع به تاثیرات ژئوپلتیک و بین المللی ارتباط پیدا می کند. ولی در یک مورد می توان به جرات اذعان کرد که ذات افشاگری شکستن انحصار، مبارزه با فساد موجود، پوشش خلاء اطلاعاتی و آگاهی بخشی نسبت به حق شهروندی برای درک بهتر و بدون سانسور رخدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است. استقبال افکارعمومی از افشاگری در حوزه ملی و بین المللی دقیقا به این حق شهروندی جهت دستیابی به حقیقت برمی گردد که از آن می توان به عنوان تثبیت و تعیین روندهای دمکراتیک یاد کرد. به همین دلیل با تمام تهدیدات و اتهامات، نهادها و شخصیت های افشاگری چون سایت اینترنتی ویکی لیکس و روزنامه گاردین یا امثال "بردلی مانینگ" درجه دار ارتش آمریکا که بسیاری از اطلاعات سیاه این نهاد در جریان حمله به عراق را افشا کرد، به همراه ادوارد اسنودن که کوهی از اطلاعات طبقه بندی شده و ناقض حقوق بشر در نهادهای اطلاعاتی بزرگی چون (ان اس آی) را در دید مخاطبان قرار داد هم اینک به پیشاهنگ شکستن خطوط قرمز تعیین شده در مسیر مدیریت و مهندسی خبر و اطلاعات در دنیای رسانه رسمی تبدیل شده اند.                           
پدیده افشاگری هر چند که قدمت تاریخی دارد اما به واسطه تسلط حوزه سایبری بر جهان اطلاعات امروزی یک اهرم قدرتمند برای بازدارندگی نهاد قدرت و دمکراتیزه کردن مناسبات ملی و بین المللی تلقی می شود که مصونیت قدرت را نقض می کند. همین نقض مصونیت قدرت که موجب فربه تر شدن نهاد مردم در مقابل سیستم های مستقر می شود در ذات خود یک روند دمکراتیزاسیون و بازدارنگی جهت متوازن سازی بین هژمون قدرت و نهاد مردم خواهد بود. این تغییر در معادلات و مناسبات قدرت به موازات بالانس بین دوگانه دولت – ملت، از طرف دیگر نقش نهادهای معتبر و رسمی فعال در حوزه حقوق بشر و حامی حقوق بین الملل را در سازمان های بالادستی چون سازمان ملل متحد ارتقاء خواهد داد. اینکه امروز صدای نهادهایی هم چون "دیده بان حقوق بشر، سازمان عفو بین المللی، کمیته بین المللی کار، یونیسف" که از زیر مجموعه های سازمان ملل متحد می باشند، برای دمکراتیزه کردن روندهای جاری در عرصه افکارعمومی ملی و بین المللی به مراتب بلندتر از روابط مهندسی شده در ژئوپلتیک جهانی است، هر چند که در بیشتر مواقع معمولا نادیده گرفته می شود، اما در پی ریزی فونداسیون جامعه عاری از خشونت و فساد در آینده نقش تعیین کننده یی بازی خواهد کرد. نمونه عینی این وضعیت در طی هفته های اخیر اعتراض شدید این نهادهای بین المللی نسبت به حضور عربستان در راس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و همچنین افشای دخالت واشینگتن و ریاض برای پس گرفتن درخواست تحقیق و تشکیل کمیته حقیقت یاب جهت بررسی نقض حقوق بشر در بحران یمن بود که هر چند موفق به اعمال نظر و مطالبه مدنی خود نشدند ولی دستان آلوده در مناسبات جهانی را در دید جهانیان قرار دادند. این در حالی بود که بنا بر گزارش مستند یونیسف در جنگ داخلی و تهاجم نظامی عربستان و متحدینش به یمن تاکنون بیش از ۵۰۵ کودک کشته و ۷۰۲ تن زخمی شده اند. هم چنین در این جنگ ده میلیون کودک به کمک فوری غذایی و ۱,۷ میلیون دچار سوء تغذیه و ۱,۴ میلیون تن از آنان آواره شده اند. چنانچه "ژولیان هارنیس" نماینده یونیسف در یمن می گوید "هر روزی که می‌گذرد آرزوها و رویاهای کودکان در هم می‌شکند، خانه‌هایشان و مدارسشان نابود می‌شود، و بیماری و سوءتغذیه به طور فزاینده‌ یی جانشان را تهدید می‌کند".                                                         
تحقیقات و اطلاعات جدید به خوبی نشان می دهد که در چارچوب مناسبات مهندسی شده، چهار چرخه و مفهوم جامعه دمکراتیک لنگ می زند و موقعیت تعدیل کننده و نقش افشاگری به عنوان چرخ پنجم و یدکی این ماشین زیست بشری بیش از هر زمان دیگری در جاده ناهموار سیاسی – اجتماعی معاصر ضرورت بنیادین دارد. اولویت و الزام این مطالبه اجتماعی به دلیل مهندسی افکارعمومی در جریان اصلی رسانه ملی و بین المللی بیش از هر زمان دیگری حس می شود تا جایی که امروز با افشاگری های انجام شده اثبات گردید که حتی جوامع نسبتا دمکراتیک اروپایی – آمریکایی نیز از حدی از سانسور و انحصار اطلاعاتی رنج برده و بسیاری از حقایق در معرض دید افکارعمومی قرار ندارد. از طرف دیگر تاثیر افشاگری همیشه رسواگرانه نخواهد بود و در بعضی مواقع می تواند سازنده و هشداری به سیستم سیاسی مستقر ملی و نظام بین الملل جهت تصحیح خطاهای ویرانگر جهت "بازسازی" وضعیت موجود هم مورد استفاده قرار گیرد. در این وضعیت افشاگری در خدمت اصلاحات و رفرم سیستمی قرار گرفته و در بسیاری از جوامع امروز مورد استقبال هم زمان نهاد قدرت و مردم قرار گرفته و به جای مفهوم عبور از خط قرمز در اصل موجب گسترش شعاع میدانی این دایره قراردادی می شود و قدرت مانور برای سازمان اجتماعی و نظام مستقر را فراهم می کند. به همین دلیل موقعیت افشاگری در چارچوب رادیکال – اپوزیسیونی یا اصلاحی – پوزیسیونی به شرط اتکاء به اطلاعات مستند و معتبر در ذات خود یک نیروی سازنده و منحصر به رعایت حقوق شهروندی برای ساختمان جامعه دمکراتیک تلقی می شود. استقبال افکارعمومی ملی و بین المللی در طی سال های اخیر از موج های افشاگری به خوبی نشان می دهد که نهاد مردم در قاعده هرم اجتماعی تشنه اطلاعات و گزارشات مستندی از پشت پرده عرصه سیاست است که با تکیه بر آن می توان نهاد قدرت را در راس هرم اجتماعی به چالش کشید و موجب دمکراتیزه کردن جامعه ملی و نظام بین المللی گردید. 

هیچ نظری موجود نیست: