صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

کشمکش عربستان سعودی  و جمهوری اسلامی ایران
سیامک بهاری

• شعله ور شدن اختلافات، رقابتها و منافع متضاد این دو قطب اسلام سیاسی عملا بخشی از منازعات آشکار و نهان ویرانگر منطقه است. به هر درجه که اوضاع وخیم تر می شود، دامنه و ابعاد این تیرگی وسیعتر می شود. “کلید داران کعبه” مداخله، گردنکشی و سهم خواهی جمهوری اسلامی را نمی توانند تحمل کنند، و جمهوری اسلامی گسترش دامنه و قدرت سعودی ها را. ...

دعوا بر سر چیست؟
کشمکش جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با حادثه کشتار حجاج ایرانی در مکه شعله ورتر شد. شعله ور شدن اختلافات، رقابتها و منافع متضاد این دو قطب اسلام سیاسی عملا بخشی از منازعات آشکار و نهان ویرانگر منطقه است. به هر درجه که اوضاع وخیم تر میشود، دامنه و ابعاد این تیرگی وسیعتر می شود. “کلید داران کعبه” مداخله، گردنکشی و سهم خواهی جمهوری اسلامی را نمی توانند تحمل کنند، و جمهوری اسلامی گسترش دامنه و قدرت سعودی ها را.

اوضاع بشدت متحول منطقه این دو قطب ایدئولوژیک اسلام سیاسی شیعه و سنی را هر روز بیشتر در مقابل هم قرار میدهد.

تجار دین در عربستان سعودی نه تنها بر یکی از نفت خیزترین مناطق جهان که به بر یکی از پرسودترین و بی رقیب ترین دکانهای دینی جهان تکیه زده اند. ارزش مالی جلب زائران مکه در چهار فصل سال به رقمی معادل ٣۲ میلیارد دلار و فروش نفت بالغ بر رقم نجومی ٣۰۰ میلیارد دلار میگردد. همسویی تاریخی و دیرینه خاندان آل سعود بعنوان مالکین بی رقیب این ثروت عظیم با غرب، بویژه انگلیس و آمریکا جایگاه ویژه ای به موقعیت جهانی آنها بخشیده است.

نارضایتی آشکار عربستان سعودی از توافقات لوزان و روند نزدیکی جمهوری اسلامی به غرب، بویژه به امریکا، علیرغم اینکه در کل جمهوری اسلامی را در موقعیت ضعیف تری در منطقه قرار داده است اما سبب بازتر شدن دست جمهوری اسلامی برای رفع موانع مالی در تامین هزینه مداخله های بیشتر در منطقه خواهد شد. شائبه‌ای که عربستان سعودی را مداوما در معرض تهدید جدی تری قرار میدهد، دخالتهای آشکار و نهان نظامی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی و عربستان سعودی در منطقه و رویارویی این دو قطب در بحرین، یمن، سوریه، لبنان، عراق و حتی در منازعات فلسطین در کرانه غربی و غزه عملا به جنگی نیابتی در منطقه بدل کرده است. تقویت جریانات شیعی و دامن زدن به نارضایتی آنها در داخل عربستان و تقویت جریان سَلَفی گری در ایران نیز بخشی از این تنش فراگیر است.

هم پیمانی و ائتلاف ده کشور به رهبری عربستان سعودی، برای دخالت در اوضاع سیاسی یمن و سرکوب حوثی ها عملا به ایجاد یک قطب سیاسی و نظامی در مقابل گردنکشی های جمهوری اسلامی و انزوای کشنده آن بدل گردیده است.

این دو قطب ارتجاعی درعین حال وجه تشابه زیادی در عملی کردن خواستها و منافع خود دارند. بسته نگهداشتن جامعه، زن ستیزی عمیقا مذهبی و ایدئولوژیک، سرکوب عریان و بی محابای مخالفین سیاسی در کنار ایجاد و تقویت و نقطه اتکا انواع سازمانهای تروریستی اسلامی در سطح بین المللی، در کنار تجارت صنعت دین و تاکید بر نمانیدگی قطبی از اسلام سیاسی با هزینه کردن هر جنگی علیه طرف مقابل بخش اصلی صورت مسئله بحران در خاورمیانه اند.

سانحه در مکه، هیاهو در ایران

آنچه در مکه رخ داد و منجر به کشته و زخمی شدن انبوهی از حجاج شد، بسرعت و حتی قبل از اینکه یک گزارش و تحقیق نیمه رسمی منتشر شود به حمله ای وسیع از جانب جمهوری اسلامی به “کلید داران کعبه” بدل گردید.

در داخل، کشته شدن حجاج ایرانی به سرعت به صحنه رقابتهای جناحی کشیده شد. دو جناح اصلی حکومتی در ایران برای پیشی گرفتن از یکدیگر، آتش حمله به حاکمان عربستان سعودی را تندتر کردند. جناح رفسنجانی و روحانی که خود را در سیاستهای منطقه ای معتدل تر از خامنه ای نشان میدادند، بسرعتی غیرقابل انتظار عربستان سعودی را زیر آماج انواع حملات خود گرفتند. روحانی در حرکتی نمادین سفر خود در مقر سازمان ملل را نیمه تمام گذاشت تا به اصطلاح به ماجرای کشته شدن حجاج ایرانی از نزدیک نظارت کند. فضای تبلیغاتی کم سابقه ای توسط جناح دولت مهندسی و راه اندازی شد.

خامنه ای که در ابتدا موضعی نرم تر و تا حدودی بینابینی گرفته بود، برای جا نماندن از رقبای داخلی، آتش حمله خود را تیز تر کرد و تا تهدید نظامی پیش رفت.

سر به نیست شدن مهره های درشت امنیتی وابسته به خامنه ای موضوع را پر تنش تر کرده است. غضنفر رکن آبادی سفیر سابق در لبنان و رابط و حافظ اسرار جمهوری اسلامی با حزب الله لبنان و علی اصغر فولادگر رئیس دفتر اطلاعات راه بردی سپاه پاسداران هر دو از دانه درشتهای امنیتی جمهوری اسلامی به همراه چندین افسر بلندپایه امنیتی دیگر از جمله حسن دانش، فواد مشغلی، عمار میرانصاری و حسن حسنی اوضاع را پیچیده تر از ظاهر آن کرده است.

حالا مشخص شده که رکن آبادی با نام و مشخصات پاسپورتی دیگری با تیم همراهش در دستوری اضطراری عازم این سفر شده است. او آخرین بار یک روز قبل از حادثه در حالیکه پیام خامنه ای را در مراسم مشهور به عرفه برای حجاج ایرانی قرائت میکرده است، دیده شده و ویدئوهایش موجود است. ما اسمش در هیچ یک از مبادی ورودی عربستان وجود ندارد.

اگرچه حادثه مرگبار امسال از نمونه های پیشین مشابه در سال ١۹۸۷ که جمهوری اسلامی با برپایی تظاهراتی به نام برائت از مشرکین علیه حکام سعودی برپا کرد و منجر به حمله پلیس عربستان و کشته شدن ۴۰۲ نفر و زخمی شدن ۲۷۵ نفر گردید و حادثه سال ١۹۹۰ که بدلیل خرابی دستگاههای تهویه هوا ١۴۰۰ نفر جان خود را از دست دادند، نمونه کوچکتری بود، اما دامنه تبلیغاتی به مراتب حجیم تر و گسترده تری نسبت به گذشته را بخود اختصاص داد. رقم کشته شدگان تا کنون بیش از ۴۶۵ نفر و مفقودین ۲۴١ نفر اعلام شده است.

تقریبا تمامی مسئولان رده بالای حکومتی در باره این رویداد با اظهار نظرهای گوناگون تلاش داشته اند بر دیگری در حمله به سعودیها پیش بگیرند. اعلام سه روز عزای عمومی برای کشته شدگان تلاشی برای نشان دادن دخیل بودن جامعه در این امر است. اما این موضوع برای بخش وسیعی از مردم ایران، اسباب جوک و طنز و دست انداختن مناسک حج و تاکید بر مضر بودن این مراسم بغایت ارتجاعی و عقب مانده مذهبی است.

خالد الجبیر وزیر امور خارجه عربستان با پس زدن تقاضای ملاقات محمد جواد ظریف و ندادن ویزای ورود به وزیر ارشاد و تاکید بر ورود محرمانه عناصر امنیتی جمهوری اسلامی تحت عنوان حجاج مکه، به تبلیغات جمهوری اسلامی پاسخ داد.

منافع مردم ایران و عربستان علیه حاکمیتهای ارتجاعی

این سانحه عملا در امتداد جنگ و درگیری نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بویژه در یمن و سوریه خود به صحنه جنگ تبلیغاتی وسیعی بدل گردیده است. جنگی که ذره ای به منافع مردم دو کشور ارتباطی ندارد. در هر دو طرف مناقشه دو حکومت فوق ارتجاعی و بشدت فاسد، یکی دست در دست منافع استراتژیک غرب و امریکا و دیگری در حسرت جایگزینی قدرت در منطقه با قربانی کردن منافع مردم کشور خود با سرکوب عریان و انواع فشارهای ایدئولوژیک پیش از اینکه در منطقه نقش ارتجاعی خود را ایفا کنند، جهنمی سوزان برای شهروندان کشور خود مهیا کرده است. سرکوب کوچکترین آزادیهای مدنی و اجتماعی، زن ستیزی بی بدیل و فساد حکومتی بی نظیر مردمی فقیر و تحت انقیاد قوانین ضد بشری مذهبی حاصل هردو حاکمیت در ایران و عربستان است.

بی اعتنایی چشمگیر مردم به ستوه آمده ایران در مقابل تبلیغات شبانه روزی و اشک و آه حکومت برای رو شدن فعالیتهای امنیتی اش بخوبی نشان میدهد که جامعه راه خود را بدرستی از منافع حکومتی جدا کرده است.

مسئله روز مردم ایران، گرانی و بیکاری و فقر و سرکوب آزادیهای ابتدایی و فضای خفقانی است. همانند میلیونها مردم گرسنه و فقیر عربستان که بر کوهی از ثروت با فلاکتی دردناک و در شرایطی قرون وسطایی تحت سیطره حاکمین و شاهزادگان سعودی است.

مبارزه ای بی وقفه علیه این دو قطب ارتجاعی در جریان است. مبارزات قدرتمند زنان ایران علیه قوانین ارتجاعی اسلامی بدون تردید راه را برای میلیونها زنی که گرفتار فتواهای شیوخ و مفتی های تحت امر دربار سعودی هستند، باز خواهد کرد. رهایی از چنگال بیرحم زن ستیزی قرون وسطایی اسلامی، رها شدن از شر فتوا و احکام ضد بشری، نجات یافتن از دست حاکمین فاسد و جبار و خونریز، نقطه اشتراک میلیونها مردم ایران و عربستان است.

هر درجه از تبلیغات زهرآمیز شیعه گری و سنی گری طرفین، مستقیما منافع و اشتراکات عمیق مردم ایران و عربستان را هدف قرار داده است.

بدون این قطب های ارتجاعی و مهندسین سازمانهای تروریستی، بدون حکومت های اسلامی چه از نوع جمهوری اسلامی و یا سعودیش، قبل از هر چیز مردم مصیبت دیده سوریه، یمن، بحرین، ایران و عربستان نفسی به راحتی خواهند کشید. بسته شدن تجارت دین و دم و دستگاه تحمیق مذهبی، آرزوی میلیونها مردم قربانی منافع دکان مذهب است. بدون این دوقطب جنایتکار جهان آسوده تر زندگی خواهد کرد.

در پس همه جار و جنجالهای تبلیغی طرفین، مردمی در هر دو سو، بدون ذره ای منفعت در تصمیمات حاکمیت های تحمیلی، بدون ذره ای اشتراک منافع، خواهان برچیدن این بساط وحشت هستند. یک نقطه مشترک ذاتی هر دو حکومت، تنفر عمیق مردم از وجود منحوس آنهاست. 

هیچ نظری موجود نیست: