صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

پیروزی دوباره‌ی سلطان عثمانی

8 صبح : پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات اخیر ترکیه نشان داد که اکثریت جمعیت این کشور با سیاست‌های رجب طیب اردوغان موافق‌اند. رجب طیب اردوغان که ظاهرا خودش را وفادار به قانون اساسی سکولار ترکیه می‌داند، هیچ‌گاه تمایلات اقتدارگرایانه‌اش را پنهان نکرده است. اردوغان می‌خواهد قانون اساسی ترکیه را تعدیل کند و صلاحیت‌های اجرایی نخست‌وزیر را به رییس‌جمهور انتقال دهد. مخالفان لیبرال آقای اردوغان، او را متهم می‌کنند که در پی ترویج بنیادگرایی در جامعه ترکیه است. مخالفان اردوغان می‌گویند که رییس‌جمهوری ترکیه، ادای سلاطین عثمانی را درمی‌آورد.

برخی از رفتارهای رجب طیب اردوغان هم نشان می‌دهد که او بیشتر خودش را یک «خلیفه» حس می‌کند تا رییس‌جمهور یک نظام دولت- ملت سکولار. قطعه تشریفات او به باور بسیاری از صاحب‌نظران، نماد امپراطوری‌های گذشته ترکان است. او باری به یکی از سریال تلویزیونی تولید شده در ترکیه هم اعتراض کرد و خواستار توقف نشر آن شد. در این مجموعه تلویزیونی، زندگی خصوصی برخی از سلاطین عثمانی به تصویر کشیده شده است؛ سلاطینی که در خوشگذرانی و باده‌گساری افراط می‌کردند.
حزب عدالت و توسعه ترکیه اقدامات نمادین دیگری نیز انجام داده است که با آرمان‌های جنبش‌های بنیادگرا در دنیای اسلام هم‌خوانی دارد و این اقدامات به محبوبیت اردوغان در بین گروه‌های افراط‌گرا در خاورمیانه، جنوب آسیا و آسیای مرکزی افزوده است. به‌عنوان مثال حزب آقای اردوغان قانون منع حجاب را در ترکیه لغو کرد و حجاب اختیاری را حق زنان ترک خواند. پس از لغو این قانون بود که برخی از مجری‌های محجبه در تلویزیون‌های ترکیه ظاهر شدند و شماری از نمایندگان پارلمان ترکیه هم با پوشش مذهبی در پارلمان حضور یافتند.
این اصلاحات دست‌مایه تبلیغاتی بزرگ برای حزب عدالت و توسعه فراهم کرد و سران این حزب از جمله آقای اردوغان را محبوب قلب‌های جوانان بنیادگرای مسلمان ساخت. بنیادگرایان مسلمان که بیشتر از هر امری به بحث‌های هویتی و نمادین اهمیت می‌دهند، حالا رجب طیب اردوغان را قهرمان ایدیولوژیک خود می‌دانند. برخی از جوانان بنیادگرای کابل‌نشین هم حالا تصاویر اردوغان را در صفحات اجتماعی به اشتراک می‌گذارند و پیروزی او را قدمی ‌مهم در راه «احیای خلافت عثمانی» می‌خوانند.
سیاست خارجی اردوغان نیز به‌گونه‌‌ای بوده است که دل و دماغ بنیادگرایان مسلمان را شکار کرده است. روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه روابط دوستانه ترکیه و اسراییل را به هم زد. حمله کوماندوهای اسراییلی به یک کشتی ترکی در نزدیکی غزه در سال ۲۰۱۰، روابط دو دولت را چنان تیره کرد که تا حال ترمیم نشده است. اردوغان رسما از دشمنان اسراییل حمایت می‌کند. او بارها گفته است که حماس نماینده مشروع و قانونی مردم فلسطین است. این در حالی است که ایالات متحده امریکا، حماس را یک گروه تروریستی می‌داند. رجزخوانی‌های اردوغان علیه اسراییل، نقل مجلس بنیادگرایان مسلمان است.
اردوغان از جنبش اخوان‌المسلمین مصر نیز حمایت می‌کند. اردوغان متهم به حمایت از مخالفان بنیادگرای بشار اسد نیز است. در حال حاضر ترکیه پاتوق بسیاری از ناراضیان بنیادگرای کشورهای خاورمیانه است. گفته می‌شود که مسلمانان اروپایی شیفته ابوبکر البغدادی هم از راه ترکیه به عراق و سوریه می‌روند. با توجه به این واقعیت‌ها نگارنده فکر می‌کند که سیاست خارجی رجب طیب اردوغان شبیه سیاست‌های جنرال ضیاالحق حاکم نظامی ‌پاکستان در دهه هشتاد میلادی است. جنرال ضیاالحق در دهه هشتاد، اتحاد استراتژیک میان ارتش پاکستان و نیروهای بنیادگرای مسلمان ایجاد کرد.
همین ضیاالحق بود که پروژه استفاده از بنیادگرایی به‌عنوان ابزار سیاست خارجی را در پاکستان کلید زد. ضیاالحق خواب احیای امپراطوری مغلان هند ‌را می‌دید و خودش را در «لال قلعه» دهلی نشسته بر کرسی شاه جهان تصور می‌کرد که قلمرو حاکمیتش از هند تا آسیای میانه گسترده است. رویای آقای اردوغان نیز همین است. شماری از بنیادگرایان، در سیمای اردوغان، یک سلطان جبار عثمانی را می‌بینند که لشکر می‌آراید، «اسپانیا» را «فتح» می‌کند، نامسلمانان را گردن می‌زند و برده می‌آورد.
نتایج انتخابات ترکیه نشان می‌دهد که بیشتر جمعیت آن کشور، موافق سیاست‌های آقای اردوغان‌اند. رای موافق بیشتر مردم ترکیه به حزب آقای اردوغان نمایانگر آن است که سیاست داخلی و خارجی این حزب، مورد تایید نسبی ترک‌ها است. سیاست‌های مالی و اقتصادی حزب عدالت و توسعه، به باور برخی از صاحب‌نظران، اقتصاد ترکیه را سروسامان داده است و این امر در حمایت مردمی از آقای اردوغان بی‌تاثیر نیست. خزانه دولت ترکیه حالا پر است و تجارت در استانبول بیشتر از هر وقت دیگر رونق دارد. بیشتر مقام‌های فاسد دولت افغانستان نیز، پول‌های نامشروع‌شان را به استانبول انتقال می‌دهند و در آن‌جا خانه می‌خرند.
با وجود همه این‌ها ترکیه هم‌چنان متحد مهم غرب و ایالات متحده باقی مانده است. اردوغان در سخنرانی‌هایی که مخاطب آن غربی‌ها است از وفاداری‌اش به قانون اساسی ترکیه سخن می‌گوید و زمانی که مخاطب بنیادگرای مسلمان را در جلو خود می‌بیند، به تلویح از قانون اساسی ترکیه انتقاد می‌کند. این روش تمام سیاستمداران دنیای امروز است و به آقای اردوغان محدود نمی‌شود، اما چیزی که در قسمت آقای اردوغان تازگی دارد، محبوبیت گسترده او در حلقات بنیادگرای دنیای اسلام است.
در حال حاضر گروه‌های بنیادگرای مسلح مسلمان مثل القاعده، طالبان، جبهه النصره و دیگران که جامعه جهانی آنان را تروریست می‌داند، دولت ترکیه را دشمن خود حساب نمی‌کنند. ترکیه و منافع آن از حمله‌های آنان محفوظ است. گروه داعش مسوولیت حمله تروریستی بر آنکارا به دوش نگرفت. در مواد تبلیغاتی این گروه‌ها هم دولت ترکیه نکوهش نمی‌شود. تردید نباید کرد که این امر، معلول سیاست داخلی و خارجی اردوغان است. اردوغان آسیب گروه‌های افراط‌گرای مسلمان را به کشورش به حداقل رسانده است و از آنان برای رسیدن به اهداف بلندپروزانه‌اش به نحوی استفاده ابزاری می‌کند. اما روشن نیست که این وضعیت تا کی دوام می‌آورد. همه آنانی که از بنیادگرایی استفاده ابزاری کرده‌اند، روزی از آن زخم خورده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست: