صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

تأملی بر حال و آینده افراط گرایی و سلفی گری
زمینه‌هاي اجتماعی حضور داعش در قفقاز و آسیای مرکزی
امروز در قفقاز شمالی و جنوبی، موج همسویی یا مخالفت با اندیشه هاي «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) به خوبی احساس می شود. مناطق مسلمان قفقاز شمالی به ویژه چچن و داغستان که دارای اکثریت بالای جمعیت مسلمان هستند، زمینه هاي مناسبی برای همنوایی با داعش دارند، چرا که با حکومت روسیه سابقه تنش و درگیری (از جمله دو جنگ چچن در دهه 1990) داشته اند؛ علاوه بر آن، كشورهاي آسياي مركزي نیز، به دلايلي چند از زمينه هاي مناسبي براي گسترش افكار تندرو اسلامي برخوردارند. اين كشورها در بسياري از شاخص هاي فرهنگي و فرهنگِ ديني، توسعه متناسبی نيافته اند و به همين دليل مردم به صورت بالقوه گرايش زيادي به انديشه هاي دينيِ وارداتي دارند كه عمدتا از مسير افغانستان و در قالب سلفي گري و تندروي وارد اين منطقه شده است.

ایراسزمینه‌هاي اجتماعی حضور داعش در قفقاز
امروز در قفقاز شمالی و جنوبی، موج همسویی یا مخالفت با اندیشه هاي «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) به خوبی احساس می شود. مناطق مسلمان قفقاز شمالی به ویژه چچن و داغستان که دارای اکثریت بالای جمعیت مسلمان هستند، زمینه هاي خوبی برای همنوایی با داعش دارند، چرا که با حکومت روسیه سابقه تنش و درگیری (از جمله دو جنگ چچن در دهه 1990) داشته اند، در فضای امنیتی که دولت روسیه تدارک دیده زندگی می‌کنند و شاخص هاي بیکاری و رکود اقتصادی زندگی آن ها را دشوار کرده است. در سایر جمهوری هاي مسلمان قفقاز شمالی، به دلیل آنکه جمعیت مسلمان کمتر از نصف جمعیت بوده و در کنار سایر اقوام عمومی مسیحی و ارتدوکس زندگی می‌کنند، زمینه هاي مناسبی برای گسترش افکار اسلامی تندرو و تجزیه طلب وجود ندارد. شاید کارباردینو بالکاریا بیشترین تاثیر را از جنبش هاي اسلامی اخیر پذیرفته باشد، ولی جمعیت مسلمان آن کم و غیرفعال است.
در قفقاز شمالی جمهوری هاي داغستان و چچن به سه طریق با اندیشه ها و محیط «داعشی» در ارتباطند: یکی از طریق شبه نظامیانی که از مناطق سوریه و عراق باز می گردند و سابقه حضور در عملیات هاي داعش را داشته اند. به خاطر کنترل شدیدی که دولت روسیه و سایر دولت های آسیای مرکزی و قفقاز بر ورود و خروج افراد از کشورهایی چون ترکیه که دروازه داعش به شمار می‌آید، انجام می‌دهند، و با همکاری نیروهای امنیتی کشورهای درگیر، عملا بسیاری از سربازان داعش شناسایی شده و در صورتی که شانس بازگشت به کشور خود را به دست بیاورند به احتمال زیاد دستگیر می شوند.
دومین راه ارتباط قفقازی ها با داعش از طریق قفقازی هاي مقیم شامات (سوریه و عراق) است. تعداد زیادی از این قفقازی ها که عمدتا در سوریه به سر می برند و «الشیشانی» نامیده می‌شوند، اعراب بومی منطقه هستند که ریشه قفقازی دارند و صدها سال پیش در دوران تزار به امپراتوری عثمانی کوچانده شده اند. این دسته اگرچه سابقه حضور در قفقاز شمالی را دارند ولی به دلیل آنکه بومی این مناطق نیستند امکان شناسایی آن ها زیاد بوده و نیز امکان ارتباط گیری شان با مردم منطقه کمتر از نیروهای بومیِ ضددولتِ روسیه است. تعداد آن ها چندان زیاد نیست ولی حرفه ای تر از همه دسته هاي قفقازی هاي حاضر در شامات هستند.
دسته سوم از نیروهای داعشی که با قفقاز در ارتباطند، قفقازی نبوده و اعرابی هستند که برای مبارزه به قفقاز می روند. تعداد آن ها بسیار کم بوده و معمولا نیز در منطقه توسط نیروهای امنیتی روسیه شکار می شوند و به دلیل آن که با زبان هاي مردم قفقاز آشنایی ندارند، با افراد معدودی می توانند در ارتباط باشند.
در قفقاز جنوبی به دلیل آن که تنها دولت مسلمان منطقه شیعی است، اندیشه هاي سنی و اندیشه های تندرو چندان جایگاهی ندارند. هرچند به دلیل ناآگاهی مردم از دانش اسلامی و تفاوت مذاهب، برخی از آرای تندرو و سلفی در قفقاز جنوبی منتشر شده است، ولی به طور کلی رابطه ای که شیعیان با امامان خویش دارند و سنت هاي موجود در رویکرد امامیه به دین، از جمله عاشورا، توسل و... عملا امکان بسط اندیشه هاي سلفی به صورت جدی در میان شیعیان را منتفی می کند.
بنابراین تعداد داعشی هايی که به صورت بالقوه توان حضور در منطقه قفقاز را دارند چندان زیاد نیست. آنچه داعش را خطرناک می کند، اندیشه داعشی است که از ورای مرزها گذشته و در محیط رنجدیده و آسیب دیده قفقاز گسترش می یابد و زمینه هاي اظهار نارضایتی مردم از دولت روسیه را فراهم می‌آورد. اندیشه داعش، قدرتمندترین ایده هاي ضد حکومتی، ضد مسیحیت، ضد غرب، ضد دولت و حاکمیت و طبقات بالای جامعه را در اختیار خیل عظیمی از مردمی که محرومیت را با تمام وجود تجربه کرده اند و پیش زمینه اندیشه هاي برابرگرایانه سوسیالیستی را نیز در ذهن خویش دارند، قرار می دهد و بنابراین هرگاه قدرت و کنترل دولت مرکزی کاهش یابد (به ویژه در قفقاز شمالی) امکان توسل بخش هايی از نخبگان نظامی مخالف دولت روسیه به این اندیشه ها وجود دارد. نباید فراموش کرد که تکثر اقوام در قفقاز و سنت طریقتی نقشبندیه موجب می شود این منطقه هیچ گاه به سمت و سوی اندیشه هاي سلفی گری عربی (مثلا از نوع مناطق داخلی و کویری خاورمیانه عربی) میل نکند، ولی سنت آزاد زیستن و مخالفت با حکومت در قفقاز شمالی، از هر اندیشه ضدحکومتی با آغوش باز استقبال می‌کند.
زمینه‌هاي اجتماعی حضور داعش در آسياي مركزي
كشورهاي آسياي مركزي به دلايلي چند از زمينه هاي مناسبي براي گسترش افكار تندرو اسلامي برخوردارند. اين كشورها در بسياري از شاخص هاي فرهنگي و فرهنگِ ديني، توسعه مناسبي نيافته اند و به همين دليل مردم به صورت بالقوه گرايش زيادي به انديشه هاي دينيِ وارداتي دارند كه عمدتا از مسير افغانستان و در قالب سلفي گري و تندروي وارد اين منطقه شده است. همچنين وجود دولت هاي سكولاري كه بر اساس روابط قومي بر سر حكومت مانده اند، تنش هاي قومي-طايفه اي را به صورت بالقوه در اين پنج كشور در ميانه گسل هاي اجتماعي-سياسي و اقتصادي آسياي مركزي قرار داده و بحران هاي برآمده از تنش هاي مرتبط با قوميت سياسي موجب شده اين گسل ها بسيار شكننده شده و به صورتی زيانبار درآیند.
البته در اين بین، دولت قزاقستان را به خاطر درصد بالاي جمعيت مسيحي اين كشور و رشد نسبتا قابل قبول آن در مقايسه با چهار كشور ديگر آسياي مركزي بايد استثنا كرد. ولي منطقه دور از پايتخت تركستان و حضور جمعيت هاي مسلمان با رويكرد خاص طريقتي كه از انواع افراط گرايي اسلامي متاثر شده اند، خطر تندروي را به اين كشور نيز سرايت داده است. خطر اصلي در كشورهاي ازبكستان و تاجيكستان (همسايگان افغانستان)  قرار دارد. در تاجيكستان تعداد افرادي كه به داعش پيوسته اند يا با آن ها همنوايي می كنند بيشتر از ساير نقاط است و در ازبكستان نیز، زمينه هاي همنوايي با داعش بالا است. به دليل قدرتمندي دولت در ازبكستان، افراط گرايي و همسويي با داعش در اين كشور قابل كنترل تر است هرچند مرزهاي گسترده ازبكستان با خطر سلفي گري «داعشي» و «غير داعشي» روياروست. تاجيكستان از يكسو با دولتي ضعيف رو به رو است كه به جز مشكلات مربوط به مشروعيت، از اقتصادي ناتوان رنج می برد. انديشه هاي اسلام گرا نيز در اين كشور با سركوب جدي رو به رو شده و با توجه به متن سنتي جامعه، ناآگاهي مردم و نخبگان ديني از تنوع الگوهای ديني در جهان اسلام و قرارداشتن در مسير صدور انديشه هاي تندرو از افغانستان، زمينه براي پذيرش انديشه هاي سلفي و داعشي فراهم است. قرقيزستان به خاطر فقر زيادي كه در اين كشور وجود دارد و فرهنگ نسبتا متفاوتش، در رده بعدي اهداف تندروهاي اسلامي قرار می گيرد. تركمنستان نيز دولت و جامعه اي بسيار سنتي و منزوي دارد كه انگيزه، توان و سودي در حركت بسوي دنياي خارج (اسلامي يا غربي) نمي بينند و بيشتر در چارچوب سنن غليظ تاريخي خود زندگي می‌كنند.
بدين ترتيب در آسياي مركزي كشورهاي ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان بيش از بقيه در معرض انديشه هاي افراطي ديني قرار داشته و با داعش نيز همنوايي می كنند، ولي تاجيكستان از زمينه هاي مناسب تري براي گسترش انديشه هاي تندرو سلفي برخوردار است و همنوايي بيشتری از سوي مردم اين كشور با داعش ديده می شود، از جمله آن ها می‌توان به تاجيك هايي كه در سوريه حضور دارند، اشاره كرد.
ظهور اندیشه‌هاي تندروانه در قفقاز و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
هرچند کشورهای قفقاز شمالی ارتباط مستقیمی با ایران ندارند، ولی ظهور و بروز اندیشه هاي تندرو و افراطی به ویژه از نوع سلفی، وهابی و داعشی آن، می تواند امنیت ملی ایران را تهدید کند. مردم ایران شیعی بوده و در یک دولت دینی زندگی می کنند. اندیشه هاي افراطی به دلیل ماهیت ضدشیعی شان هم دین، فرهنگ و سنن مردم ایران را نمی پذیرد و هم ساختار حکومتی اش را. از سوی دیگر، با عطف به تجربه دهه های اخیر و در جنگي كه ايران با عراق داشت، اين كشور در اقدامی افراط گرایانه، از سلاح كشتارجمعي (شيميايي) عليه ايران استفاده كرد و با وجودي كه اين عمل خلاف كنوانسيون هاي بين‌المللي و حقوق بشر بود، جامعه جهاني واكنشي به اين اقدام عراق نشان نداده، ايران قرباني فضاي بين‌المللي محافظه كار و واقع گرا شد. بنابراين تلاش ایران باید برآن باشد که با شکل دهی به همکاری های راهبردی با همسایگان و دولت های سنی مذهب میانه رو در پیرامون، از گسترش ایده های افراط گرایانه در منطقه جلوگیری به عمل آورد.

هیچ نظری موجود نیست: