صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

بانو سمیرا جان  پوپلزی


نميدانم چگونه !

با چه دستي

اشك هاي درشت زندگي را پاك كنم 

با اضطراب

نطفه ي سرد و سقط شده ي زندگي را 

به آغوش گرم ميگيرم



نميدانم چگونه !

با چه دستي

اشك هاي درشت زندگي را پاك كنم 

با اضطراب

نطفه ي سرد و سقط شده ي زندگي را 

به آغوش گرم ميگيرم

اما چون خون جاري از آغوشم 

از لإي انگشتان لاغرخشكم

ميريزد

وأين زمين تشنه هنوز هم 

خون سرد مینوشد 

مرده ها هم مضطرب

براي سهو زنده گان 

انگشت افسوس ميگزند

من

براي بقاي نسل آدم 

سخت انديشمندم
مگر ميشود هنوز هم 

به عشق آدم به آدم !!!!

مطمئن بود

هیچ نظری موجود نیست: