صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

غرب هم عامل و هم قربانی ترور
سپهر جمشیدی

• بیم آن می رود سرنگونی بمب افکن سوخوی ۲۴ روسیه توسط ترکیه نه حادثه و اتفاق بلکه فعال شدن ترکیه برای ایفای نقش در جلوگیری شتابنده اضمحلال و سقوط داعش از طریق ایجاد تحریکات مستمر روسیه بوده که تمرکز بر داعش پس از حوادث پاریس زدوده و امکان فعال شدن دو قطبی روسیه - غرب (ناتو ) را ایجاد نماید ...

عده ای به گونه ای ایده آلیستی و ذهنی چگونگی شکل گیری و سپس دولت سازی (امارت) داعش را خود اتکا به امر ایدئولوژیک و نتیجه عملی نظریه پردازان اسلام سیاسی و اذهان تحت تاثیر قرائت اسلام افراطی دانسته و زمینه آن را تا ۲۰۰ سال قبل هم تسری میدهند و چنین نتیجه گیری می کنند :
۱ـ تمایلات ایدئولوژیکی و فرهنگ مبتنی بر آن اساس شکل گیری؛ اوج گیری و قدرت گیری داعش است؛ نه تبعیض؛ بی عدالتی؛ فقر؛ تحقیر؛ جنگ های تجاوزکارانه و ...؛ به عبارتی الگوهای ذهنی برساخته مبناست؛ نه بستر مادی و مبتنی بر آن الگوهای ذهنی.
۲-انتساب غرب و امپریالیسم در شکل دهی؛ حمایت و حتی استفاده از آنها (داعش ؛ القائده و...) توسط غرب امری بی مبناست.
تمایل ذاتی این تحلیل فروکاستن مقوله ای این چنین مهم و ضد بشری مثل تروریسم در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا به امری ذهنی و نه مادی اساس تفاوت در اندیشه ایده آلیستی و ماتریالیستی و از طرفی اسلوب صوری در مقابل دیالکتیکی می باشد. بدینوسیله مسائلی مثل ایجاد و رشد این پدیده در بستر تاریخی از استفاده هدفمند از اسلام سیاسی و افراطی به عنوان کمربند سبز برعلیه اتحاد شوروی به خصوص در دهه ۸۰ و تمرکز این تقابل در افغانستان دمکراتیک انکار می شود. ضمنا خارج ساختن مالکیت و مدیریت منابع نفت و گاز در دو منطقه مهم دارای این کالای راهبردی یعنی منطقه منا ( خاور میانه و شمال افریقا ) توسط امپریالیسم توهم توطئه اعتبارسازی می شود. همچنین ریشه تروریسم اسلام افراطی و سیاسی یعنی تبعیض؛ بی عدالتی؛ جنگهای تجاوزکارانه؛ فقر و تحقیر به اعتقاد انها خالی از اعتبار است .
برای تمام این موارد ارجاع به گفتگوی کنراد شولر جامعه شناس؛ کارشناس اقتصاد و سردبیر روزنامه عصرما ارگان مرکزی حزب کمونست آلمان با مجله روسیه امروز را توصیه می کنم.*

برخی را حجم کرکننده تبلیغات این گروههای تروریستی با تفکرات اسلام افراطی مبنی بر جولان بر روی آیات و روایات و یا احکام فقهی و نیز دوگانه سازی اسلام و کفر؛ تسلیم سطحی نگری و بناچار تحلیل در دایره سیاست گذاری های گروههایی مثل داعش کرده است و گرنه پس از دو سال جولان داعش در منطقه و قربانی گرفتن های بی شمار از مردم منطقه یکباره به محض حملات کور در پاریس به تب و تاب نمی افتادند و از فرط تندروی تصور نمی کردند که گویا شامگاه ۱۲ نوامبر روز قیامت اتفاق افتاده است . واقعیت این است که بخصوص داعش مثل تمام گروههایی که نگاهشان معطوف به تسخیر عرصه قدرت است ( البته این گروه با اسلحه و ابزار ترور ) وقتی در روی زمین و در واقعیت قافیه را می بازند (صدمات شدیدی که برای اولین مرتبه از جانب روسیه متحمل گردید ) از فرط استیصال ؛ گسیختگی و عدم تحرک در منطقه و حتی عزیمت و فرار ؛ برای قدرت نمایی دروغین به شکارهای تسلیم در اروپا روی می اورد . جایی که می داند با نمایش گسترده این امر غیر مترقبه می تواند احیانا حجمی از شکست هایش را جبران نماید. ضمن آنکه یکبار هم که شده به اعضای خود عمل به تبلیغاتش را به اثبات رساند.
داعش به دنبال حکومت کردن است و الا خیلی پیش از اینها می باید نوک حملات خود را به جای مردم مسلمان و هم دین و آیین خود (البته در اسم، نه معنی ) به جوامع دمکرات و از نظر آنها کافر و آغشته به انواع به اصطلاح گناهان وارد می کرد.
مطابق فهرست دانشگاه مریلند شدیدترین و بیشترین حملات تروریستی را به ترتیب عراق ؛ افغانستان، پاکستان، نیجریه و سوریه داشته اند و کشورهای به ظاهر در خط مقدم تنازع داعش و سایر گروههای تروریست اسلام گرا به شرح ذیل است : آمریکا رتبه ۳۰، نروژ ۴۴، فرانسه ۵۶ و آلمان ۸۳ و ضمنا این آمار، حملات تروریستی را در کل و نه سازمان معینی نشان می دهد که بی گمان القائده که اعمال تروریستی اش بیشتر جهانی و نه منطقه ای و کشوری بوده در تغییر رتبه کشورهای اروپایی و امریکا نقش بالا برنده را داشته است. واقعیت دیگر این است که از همین رتبه ها نیز انگیزه دوسوم عملیات تروریستی در اروپا جدایی طلبی و قومی ناسیونالیستی ارزیابی شده است.
در اینجا ما ازمرور پدیده تاریخی حذف دولت دمکراتیک افغانستان و نیز تحمیل نوعی شکست به اتحاد شوروی که اتفاقا مصیبت آتی (امروز) بشریت بخصوص مردم بی دفاع منطقه را پیش بینی کرده بود وبنابراین سعی در مقاومت در مقابل هجوم هماهنگ امپریالیسم از طریق بازوی مسلح و تروریست قسمتی از مخالفین دولت دمکراتیک افغانستان را داشت می گذریم . واقعیات تاریخی به خوبی دست غرب و امپریالیسم رادر شکل دهی، رشد و حمایت گروههای تروریست اسلام گرا ثابت نموده است.
در زمان حاضر کافی است از سربازگیری جریان داعش از کسانی که در حاشیه ای ترین مناطق پاریس و بروکسل زندگی می کرده اند و نیز در شرح زندگی آنها، بیکاری و فقر از طرفی و بی هویتی، تبعیض و احساس تحقیر از سمت دیگراست که بستر ساز میل به افراط گرایی در آنها گردیده نظر کنیم. آنها در هر کجا ( که احساس اشتغالی مبتنی بر ضربه زدن به جوامعی که آنان را بی هویت کرده و تحقیر و تبعیض را در حق آنها روا داشته) بتوانند چه در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا و ... و یا امریکا و اروپا آمادگی اعمال خشونت آمیز را می یابند.انها دراین بستر واقعی ذکر شده ( و البته خطابه های مذهبی با قرائت افراطی با توان شستشوی مغزی توسط رهبرانشان ) توان نیروی منفی را یافته و در جهت عملیات مخرب سازمان دهی می شوند.

و اما امپریالیسم چرا وچگونه درتشکیل و یا دست کم در خدمت چنین گروههایی در آمده است :
۱- کام شیرین شان در به شکست کشاندن اتحاد شوروی در دهه ۸۰ از جمله با توسل به چنین گروههایی در افغانستان آنها را برای طی همین مسیرتشویق نمود (بعضی تئوریسین های سرمایه داری حتی آن را زمینه فروپاشی اتحاد شوروی قلمداد کرده اند ).
۲- تضعیف و یا نابودی تمام آن دولت ها و کشورهای عربی که عملا بطور بالقوه امکان خطر برای اسرائیل و کشاندن آن به سر میز مذاکره و اجبارش به تن دادن به خواست منطقی فلسطینیان را داشتند.
۳- بی ثباتی و در نتیجه چندپارچگی کشورهای مهم منطقه تا حد امکان در راستای طرح خاورمیانه جدید.
۴- تضعیف نیروهای دمکرات و چپ در کشورهای منطقه که از چکاچاک شمشیرها نه دل خوشی دارند و نه بهره ای، چرا که محیط گفتگو متجلی کننده منطق انسانی آنها است .
۵- بستن فضا در خود کشورهای غربی با استفاده از بهانه ترور به ضرر نیروهای ترقیخواه و به نفع نیروهای راست افراطی و فاشیسم.
۶- تضعیف ایران از طریق ناکارآمد کردن سنگرهای سوریه و حزب الله و کشاندن ایران به ایفای نقش مطابق خواسته امریکا و حتی ایفای اتوریتی به ایران که مطلوب نظامیان باشد.
۷- ایجاد اختلافات قومی و مذهبی از جمله ایجاد دوگانه سنی - شیعه برای احتراز از هم آوایی و هم نوایی احمتالی کشورهای منطقه و استفاده از این کینه ها در ایجاد نامدیریتی منابع نفتی از جمله در اوپک به ضرر منافع مردم صاحب نفت و به نفع کنسرن های نفتی و امپریالیستی.
۸- خرید نفت غارتی تروریستها توسط ترکیه وغرب(دو گانه نفع برنده و تقویت کنسرن ها - تروریستها )
(رجوع به انستیتوی مطالعات حقوق بشر دانشگاه کلمبیا مبنی بر اینکه ترکیه علاوه بر داد و ستد، نقل و انتقال تجهیزات نظامی، کمکهای پزشکی و پشتیبانی لجستیکی با داعش یکی از خریداران عمده نفت از آنهاست. و نیز گزارش مستند فایننشیال تایمز و گزارش دیوید کوهن معاون خزانه داری امریکا درهمین زمینه )
۹- حتی اگر به فرض در شکل گیری مستقلانه داعش ها بحثی نباشد تمام واقعیات منعکس شده و اثبات شده به نقش فرصت دادن های بی شماربه داعش و حصول چنین قدرت ویرانگری اشاره دارد؛ مثل کمکهای پیاپی ترکیه (عضو ناتو)، کمکهای مالی و تسلیحاتی عربستان که سلاحهای مخرب غرب رادر اختیار آنها قرار داده اند.
۱۰- تفکر دیرپای غرب نشان داده است که اگر منابع نفت و گاز در منطقه دیگری به جز خاور میانه و شمال افریقا متمرکز بود تحرکات و تروریسم و دلایل ذهنی شکل گیری ایدئولوژی های افراط گرایی با ادیان همان مناطق (کم یا بیش ) شکل می گرفت (۷۰ ٪ منابع انرژی در منا قرار دارد). این را دیک چنی معاون بوش موقعی که زمانی که رئیس هالی برتون بود، می گوید: باید علیه عراق وارد جنگ شد زیرا خداوند متعال چنین خواسته که نفت امریکا زیر خاک عراق مدفون باشد . و در جای دیگر: مسیرهای جهانی حمل و نقل از کنار کشورهای اسلامی می گذرند همه انها باید تحت کنترل غرب باقی بماند.
۱۱- اخیرا ولادیمیر پوتین گفته به دنبال سر نخ حملات تروریستی است و از جمله برای جاسازی یک کیلو تی ان تی در غذای گرم مسافرین پرواز شرم الشیخ به سنت پترزبورگ رقم تطمیع کننده ۵۰ میلیون دلاری را که بسیاری از تروریستها را وسوسه می کند تعیین کرده چرا که انگشت اشاره احتمالی سازمانهای اطلاعاتی غرب را نادیده نمی گیرد. بطور مثال در حمله به مجله فکاهی شارلی ابدو عجیب نیست که مهاجم پاسپورتش را در محل جا بگذارد و یا در حمله شب ۱۲ نوامبر پاریس دوباره مهاجمی پاسپورت سوریه ای خود را جا می نهد؛ اشتباهات بچه گانه کسانی که چنان حرفه ای عملیاتها را سامان داده اند. یا در تعقیب مهاجمین سعی در دستگیری کسی نمی شود .همگی کشته می شوند چرا؟ احتمال بهره گیری سازمانهای اطلاعاتی غربی برای رسیدن به اهداف سیاسی نیست؟ برای اینکه سازمان ناتو نه برای تقابل با داعش بلکه جهت مقابله با روسیه از عملیات تروریستی به نام داعش استفاده لازم راببرد؟ در همین رابطه با خبر چند روز گذشته اکنون اوضاع بقدری در منطقه پیچیده شده است که بیم آن میرود سرنگونی بمب افکن سوخوی ۲۴ روسیه توسط ترکیه نه حادثه و اتفاق بلکه فعال شدن ترکیه برای ایفای نقش در جلوگیری شتابنده اضمحلال و سقوط داعش از طریق ایجاد تحریکات مستمر روسیه بوده که تمرکز بر داعش پس از حوادث پاریس زدوده و امکان فعال شدن دو قطبی روسیه - غرب (ناتو ) را ایجاد نماید که البته به نظر میرسد مورد استقبال غرب در شرایط حاضر قرار نگرفته باشد.

پایان: برای اینکه صرفا راه حل های درازمدت داده نشده باشم در برابر پرسش مهم هم اکنون چه باید کرد و راه های نزدیکتر به حل بحران چیست؟ کافی است نظرات کاملا واقع گرایانه منتسب به سیاست مداران ذیل به کار بسته شود :
-اولا یلپکه سیاست مدار چپ آلمان که می گوید:
۱- در درجه اول خویشتن داری آنچنانکه سوء قصد پاریس فقط به این دلیل که این بار به طو عمده اروپائیان یکی از متروپل های غربی قربانی آن شده اند بُعد تازه ای را در تروریسم نشان نمی دهد.
۲- عدم بکار بردن استانداردهای دو گانه در مورد حمله به غیر نظامیان در اروپا و غیر اروپا.

دیتمار بارچ رهر حزب چپ ها در پارلمان آلمان:
۳- قطع کلیه عملیات نظامی در سوریه ؛ چرا که یکی از دلایل پیدایش داعش جنگ تجاوزکارانه امریکا در عراق بود.
۴- قطع اسلحه به مناطق جنگی .

و سارا واگن کنشت رهبر فراکسیون چپ در پارلمان آلمان که معتقد است:
۵- داعش خود را در شهرهای بیش از صدهزار نفر جمعیت پنهان می کند از این رو در حمله به این شهرها در درجه اول مردم غیر نظامی قربانی می شوند و با مرگ هر غیر نظامی نفرت رشد می کند که می تواند زمینه رشد و حمایت از گروههای تروریستی را فراهم آورد.
۶- سهیم کردن دولت اسد در مذاکرات صلح اما نه برای تثبیت آن دولت بلکه برای آنکه تضمین بین المللی برای انجام انتخابات آزاد در سوریه تثبیت شود.
در انتها: مارپیچ خشونت فقط وقتی متوقف خواهد شد که نابرابری و بی عدالتی پایان یابد. به قول شولر : تا عدالت نباشد صلح هم نخوهد بود. 
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ٨ آذر ۱٣۹۴ -  ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵ 

هیچ نظری موجود نیست: