صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۷, شنبه

در جستجوی مراد

ناصر آقاجری

• متاسفانه مردمی که هنوز مانند مردم سده های میانه اندیشه می ورزند و به خود باور ندارند ودر جستجوی مراد هستند؛ آنهم در قرن ۲۱ خود را در باتلاقی گرفتار کرده اند مرگ بار و بدون هیچ ارزش انسانی. ولی همیشه راهی برای برون رفتن وجود دارد مهم این است که، ما بخواهیم، و با شناختی علمی با این ناهنجاری های سرمایه داری جهانی برخورد کنیم ...

کار مختص جامعه انسانی نیست در میان جانورانی که به صورت اجتماعی زندگی می کنند مانند حشراتی چون زنبور عسل و مورچه ها کار و تقسیم کار و توزیع مواد غذایی گردآوری شده یک واقعیت غیر قابل انکار است و حتا در برخی اجتماعات مورچه ها، به نگهداری شته ها برای گرفتن شیره از آنها صورت می گیرد. در هر صورت نتیجه کار جمعی به همه ی اعضای جامعه می رسد در جهان جانوران، خودی و غیرخودی معنایی ندارد. معیار ارزش ها کار مفید است. ولی امروزه در کشور مدعی... ماهها از پرداخت حقوق که تنها دارایی کارگران برای تداوم زندگیشان است خود داری می کنند، دولت هم که باید نماینده همه ی مردم باشد با پاسداری از منافع اقلیت یک درصدی ها (نولیبرالهای وطنی و بیگانه) چشم بر این جنایات فرو بسته است و ازخود نمی پرسند خانواده های کارگران بدون دریافت حقوق چگونه باید زندگی کنند. فراموش کرده اند مشروعیت این دولت ها به همان ۹۰ درصد آرایی است که مردم به آنها داده اند. با حذف تدریجی قانون کار و مواد قانون اساسی خود را در عمل و به صورت قانونی از مشروعیت انداخته اند. از سوی دیگر مردم ما به خود باوری نرسیده اند و مانند جهان بینی عصر فئودالی در جستجوی مرادی هستند تا آنها را هدایت کند.

در ایران در دگرگونی های سال های ۵۷ مردم به دلیل سرکوب خونین دوران شاه با اندیشه های پیشرفته جهان آشنایی نداشتند از این رو با همان باورهای دوران واپس گرایی، بدون باور به خود، و بیگانه از ارزشهای فردیشان، سرگشته ی بیابان های ناآگاهی شدند، و فریاد مردمی مولوی را که نزدیک به یک هزار سال قبل در زیباترین فرم اعلام نمود، نشنیدند: ...معشوق همین جاست بیایید بیایید... گر صورت بی صورت معشوق ببینید... هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید.
از این رو انقلاب را واگذار کردند و از میدان نبرد طبقاتی خارج شدند، با این خوش بینی که با رفتن دیکتاتور، خود به خود همه مشکلات حل خواهد شد. با کناره گیری مردم از انقلاب و پس از گذرجامعه از توطئه های متعدد امپریالیسم جهانی و با پایان جنگ، همان مناسباتی که دشمن استقلال ما بود (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) و کشور های زیادی را به ورشکستگی کشانده بود، و خواست و پیشنهاد امپریالیسم جهانی بود، به مراد، "دولت سازندگی" تیدیل شد یا در حقیقت دنباله روی و تقلید از مرجع جهانی این دولت ها (صندوق بین المللی پول) و بدین گونه روند بازگشت به حاکمیت بی قانون قاجاریه، شکل گرفت. جنبه های منفی قانون اساسی تقویت شد، و جنبه های مردمی آن دور زده شد. تا بزعم "نولیبرالهای وطنی" شرایط مساعد برای سرمایه گذاری غربی ها و شرقی ها و دلالان بازار سرمایه، فراهم شود. البته به قیمت حذف همه ی مواردی که در قانون اساسی در راستای منافع مردم بود. در حقیقت "سردار سازندگی" با کمک اقتصاددانان (مقلدان) صندوق بین المللی پول {گروه سر سپردگان هایک فاشیست، غنی نژاد، زیبا کلام، دادخواه و حواریون} انقلاب را به گور سپردند. برآیند این واپس گرایی، امروز در مناطق آزاد تجاری – صنعتی نمودی چرکین دارد. پیمانکاران پلیس خصوصی دارند، موظف به بیمه کردن کارگران نیستند، می توانند احکام دادگاه را ندیده بگیرند و کارگران را بدون دلیل موجه اخراج کنند. (به کتاب روابط کار، قراردادهای کار... در مناطق آزاد تجاری – صنعتی مراجعه گردد.) این شرایطی را که حاکمیت اسلامی پس از جنگ در محیط های کار ایجاد نموده، پروژه ها را به جنگلی با مناسبات دنیای وحش تبدیل کرده است. همه علیه هم کارشکنی می کنند. قویترها ضعیف ترها را پای مال می کنند. کارگران برای نگهداری کارشان تن به هرکاری حتا آدم فروشی برای پیمانکاران می دهند. پیمانکاران از هر کارگر، کار چند کارگر را انتظار دارند آنهم بدون پرداخت سر ماه حقوق و اگر کارگر نتواند یا نخواهد به صورت مضاعف استثمار شود، بدون درنگ اخراج می شود. در این بازار، خرید و فروش؛ جان و هستی کارگران با حداقلی که پرداخت نمی شود، مبادله می گردد. نیروی کار نمی تواند با حقوق برابر، وارد معامله و بستن یک قرارداد شود. از سوی دیگر دولت های پس از جنگ با قانون زدایی یک طرفه، بنفع سرمایه داران ساختار نسل کشی تدریجی نیروی کار را رقم می زنند و صدای اعتراض کارگران را با نهادهایی که در مناطق به اصطلاح آزاد تجاری – صنعتی ایجاد کرده اند در گلو خفه می کنند. تا روزی در مدارس ایران و جهان دانش آموزان بخوانند: در حاکمیت اسلامی چگونه کارگران به وحشیانه فرمی استثمار مضاعف و سرکوب می شدند. در آن درس ها خواهند خواند، که در این حاکمیت که معمولا باید "معنویت" را پاس بدارند در یک قرارداد ساده و یک طرفه بازار کار، طرف خریدار براحتی به قراردادش (پرداخت حقوق) تا ماهها عمل نمی کند ولی هیچ نهاد شرعی و یا غیرشرعی او را مورد پرسش هم قرار نمی دهد. ولی اگر کارگران از فشار فقر و گرسنگی و گرانی که خانواده هایشان را به نابودی کشانده است، دست از کار بکشند (اعتصاب) واجب الشلاق و زندان می شوند!! و یا به وسیله پلیس خصوصی مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و برای همیشه از کار محروم می شوند (بلک لیست).

متاسفانه مردمی که هنوز مانند مردم سده های میانه اندیشه می ورزند و به خود باور ندارند و در جستجوی مراد هستند؛ آنهم در قرن ۲۱ خود را در باتلاقی گرفتار کرده اند مرگ بار و بدون هیچ ارزش انسانی. ولی همیشه راهی برای برون رفتن وجود دارد مهم این است که، ما بخواهیم، و با شناختی علمی با این ناهنجاری های سرمایه داری جهانی برخورد کنیم.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران
ناصر آقاجری

Kmkoomak.wordpess.com

هیچ نظری موجود نیست: