صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

دفاع از محیط زیست از مبارزه عدالتخواهانه جدا نیست

سهراب مبشری

• نقص اصلی همه تلاشهای نافرجامی که تاکنون برای کنترل تولید گازهای گلخانه ای صورت گرفته است، پیروی از منطق و مکانیسم های بازار آزاد است. اگر تجربه بیست ساله برنامه ناموفق کنترل گازهای گلخانه ای یک چیز را نشان دهد، این است که نمی توان نظام اقتصادی کنونی جهان را حفظ و در عین حال با گرمایش کره زمین مقابله کرد ...

عملیات و تبلیغات جنگی دولت فرانسه و متحدانش پس از حملات تروریستی در پاریس، در هفته های اخیر رویدادی قریب الوقوع در همین شهر را تحت الشعاع قرار داد. از دوشنبه نهم آذر، کنفرانس سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی در این شهر برگزار می شود.
امروز دیگر به جز دست راستی ترین نیروهای سیاسی به ویژه در آمریکا، هیچ کس در صحت ارزیابی تقریبا همه اقلیم شناسان در مورد تغییرات جوی تردید نمی کند. این ارزیابی دو گزاره اصلی دارد:
یک - زمین با سرعت فزاینده به سوی گرمتر شدن می رود.
دو - بشر در این روند از طریق دمیدن گازهای گلخانه ای به جو زمین نقش دارد.
نتیجه گرمایش زمین بسیار زودتر از آن که دانشمندان این رشته چند دهه قبل پیش بینی می کردند آشکار شده است. از آثار قابل سنجش این روند، کاهش سریع حجم توده های یخ قطبها و بالا رفتن سطح آب اقیانوسهاست. قربانیان اصلی این پدیده، مردم برخی از فقیرترین کشورهای جهان مانند بنگلادش اند. در سالهای اخیر بارها ساکنان سواحل بنگلادش از سیل و توفان آسیب دیده اند. مناطق محل سکونت آنها پس از سیل های متعدد به شرایط ازسرگیری کشاورزی بازنگشته اند. در نتیجه، میلیونها نفر در این کشور صد و شصت میلیونی با از دست دادن ممر معاش خود ناگزیر به مهاجرت به شهرها و زاغه نشینی شده اند.
فاجعه انسانی در بنگلادش تنها یک نمونه از یک روند عمومی است. تخریب مبانی زیست کره زمین در وهله اول از میان فقیرترین مردم جهان قربانی می گیرد. در سالهای اخیر، بی عدالتی زیست محیطی بر مصایب ناشی از سلطه نظامی به شدت ناعادلانه افزوده شده است. نظام سرمایه داری نه تنها بخش اعظم ثروت به دست آمده از کار و فعالیت میلیادرها انسان را در دست اقلیتی کوچک متمرکز کرده، بلکه به اقتصادی انجامیده که منابع طبیعی را به سرعت نابود و با مواد آلاینده، ادامه حیات روی کره زمین را با خطرات جدی روبرو کرده است.
جدی ترین این خطرات، تولید انبوه گازهای گلخانه ای است. و پرحجم ترین گاز گلخانه ای که بشر وارد اتمسفر زمین می کند، دی اکسید کربن یا همان گاز کربنیک است. تولید دی اکسید کربن در مقیاس گسترده با اختراع ماشین بخار و صنعتی شدن اروپا آغاز شد. در قرن نوزدهم میلادی، احتراق زغال سنگ منبع اصلی دی اکسید کربن با منشأ انسانی بود. کشف منابع نفت در مناطق مختلف جهان، نفت را نیز به زغال سنگ افزود. اقتصاد فسیلی اکنون از نفت، گاز و زغال سنگ به عنوان منابع اصلی انرژی استفاده می کند. وجه مشترک احتراق همه منابع فسیلی، تولید دی اکسید کربن، اصلی ترین گاز گلخانه ای است. گازهای گلحانه ای مانند دی اکسید کربن، هم منشأ طبیعی دارند و هم منشأ انسانی. وجود گازهای گلخانه ای به عنوان مانعی برای صدور اشعه گرمایی از زمین به فضا، برای حیات روی زمین لازم است. اما اضافه شدن منشأ انسانی بر منابع طبیعی گازهای گلخانه ای، تعادل جوی کره زمین را بر هم زده است. از آغاز صنعتی شدن، میانگین دمای کره زمین رو به افزایش است. طبق برآیند نظر کارشناسان، این افزایش اگر از دو درجه سانتیگراد فراتر رود، به عواقب جبران ناپدیر و تهدیدی جدی برای ادامه حیات خواهد انجامید. از این رو، در کنفرانسهای متعددی که سازمان ملل برای یافتن راههای جلوگیری از تغییرات اقلیمی برگزار کرده است، موضوع اصلی این بوده است که چگونه می توان افزایش دمای متوسط زمین را به دو درجه سانتیگراد محدود کرد.
همه کنفرانسهای اقلیمی سازمان ملل که تاکنون برگزار شده، بدون نتیجه مطلوب مانده است. سال به سال بر میزان تولید گازهای گلخانه ای و به ویژه دی اکسید کربن توسط انسان افزوده می شود. کاهش حجم یخچالهای مناطق قطبی و کوهستانی دیگر سال به سال قابل اندازه گیری است. گسترش بیابانها بر اثر کاهش بارندگی ناشی از افزایش حرارت را می توان از طریق مقایسه عکسهای ماهواره ای مشاهده کرد. تجارت پروانه تولید دی اکسید کربن به عنوان راهی که دولتها برای کنترل تولید این گاز در پیش گرفتند، شکست خورده است (در این سیستم تجارت، هر موسسه اقتصادی برای تولید دی اکسید کربن باید پروانه آن را از بازار تهیه کند). در سالهای اخیر شاهد کاهش شدید بهای این پروانه ها بوده ایم. علت اصلی نیز این است که فروش این پروانه ها برای بسیاری از شرکتها به نوعی منبع اضافی درآمد تبدیل شد. مثلا شرکتها بابت سرمایه گذاری در هر حال ضروری خود برای تهیه تاسیسات مدرن تر، از آنجا که هر نسل تجهیزات از نسل قبلی راندمان انرژتیک بالاتری دارد، اجازه یافتند حق تولید مابه التفاوت دی اکسید کربن خود را در بازار به فروش برسانند. در نتیجه، اکنون بازار جهانی از این پروانه ها اشباع شده است. بهای این پروانه ها در حدود ۹ دلار بابت هر تن دی اکسید کربن است که نسبت به بالاترین رقم آن کاهشی ۷۰ درصدی را نشان می دهد.
نقص اصلی همه تلاشهای نافرجامی که تاکنون برای کنترل تولید گازهای گلخانه ای صورت گرفته است، پیروی از منطق و مکانیسم های بازار آزاد است. اگر تجربه بیست ساله برنامه ناموفق کنترل گازهای گلخانه ای یک چیز را نشان دهد، این است که نمی توان نظام اقتصادی کنونی جهان را حفظ و در عین حال با گرمایش کره زمین مقابله کرد. نظام اقتصادی کنونی بر به حداکثر رساندن سود سرمایه استوار است. در بازار آزاد، هیچ ملاحظه درازمدت دیگری قادر نیست بر گرایش به حداکثر سود غلبه کند. اقتصاد فسیلی کماکان بسیار سودآور است. تنها یک گواه آن، سوراخ سوراخ کردن زمین و نابودی محیط زیست در آمریکای شمالی برای گشودن منابع جدید نفت و گاز است. اگر شرکتهای نفت و گاز به سودهای عظیم صدها میلیاردی آینده امیدوار نبودند، نه دست به شیوه های پر ریسک جدید برای استخراج نفت و گاز (مانند پمپاژ فشار بالای آب به زیر زمین موسوم به فرکینگ) می زدند و نه هزاران کیلومتر مربع از آمریکای شمالی را برای گرفتن نفت از شن، آلوده می کردند.
اقتصاد فسیلی سودآور است و بخشی از این سود هنگفت را برای تاثیرگذاری بر تصمیم های سیاسی به کار می اندازد. یک نظام سیاسی و قانونگذاری که در آن هر تصمیم برای محدود کردن سود سرمایه به سد سدید لابی ها برخورد، نمی تواند راهی را در پیش گیرد که انتهای آن، پایان اقتصاد فسیلی است.
این در حالی است که پایان دادن به اقتصاد فسیلی به لحاظ فنی کاملا امکان پذیر است. هم اکنون یک سوم انرژی برق آلمان را منابع پاک مانند باد و نور خورشید تامین می کنند. با محاسبه سایر مصارف مانند سوخت وسایل نقلیه و تاسیسات حرارتی، آلمان توانسته است سهم منابع پاک در کل مصرف انرژی را ظرف ده سال از کمتر از شش درصد به نزدیک به پانزده درصد برساند. این افزایش در وهله اول در عرصه هایی صورت گرفته است که تابع منطق سود حداکثری در کوتاه ترین مدت نیست، مانند انرژی مصرفی منازل و تولید برق توسط شرکتهای برق متعلق به شهرداری ها. این پیشرفت حتی علیرغم سیاستهای دولت فدرال آلمان در صیانت از سودهای کلان سرمایه بزرگ حاصل شده است. به عنوان نمونه اگر دولت مرکل در ده سال گذشته (و دولت شرودر در هفت سال پیش از آن) به سفارش شرکتهای اتومبیل سازی آلمان جلوی هر گونه تشدید جدی مقررات علیه آلایندگی وسایل نقلیه توسط اتحادیه اروپا را نمی گرفت، اکنون بیلان انرژی های پاک در این کشور از حد فعلی نیز بهتر بود.
اما روی آوردن به انرژی های پاک، به معنای خداحافظی با اقتصاد فسیلی و سودهای ده ها میلیارد دلاری سالانه آن است. مثلا در آمریکا هر کاندید ریاست جمهوری یا نمایندگی کنگره که بخواهد علیه منافع شرکتهای نفتی اقدام کند، باید شاهد حمایت مالی گسترده این شرکتها و لابی های آنها از رقبای انتخاباتی خود باشد. در سالهای اخیر پروژه های مخرب اقتصاد فسیلی در آمریکا مانند فرکینگ و احداث خط لوله های طویل، از حمایت پشتیبانان شرکتهای مربوطه در کنگره آمریکا برخوردار بوده است.
فعالان محیط زیست همواره از خود پرسیده و این پرسش را در نشریات خود بازتاب داده اند که چه عاملی باعث می شود گرایش به سود کلان در کوتاه مدت حتی مصالح ادامه حیات بر کره زمین را هم تحت الشعاع قرار دهد؟ مگر صاحبان ثروتهای میلیاردی و وارثان آنها نیز روی زمین زندگی نمی کنند؟
برای پاسخ دادن به این پرسش، باید به آنچه مدافعان ادامه وضع موجود در اقتصاد جهان می نویسند و می گویند مراجعه کرد. آنها که سود سرمایه برایشان مقدس است، از انکار افزایش دمای زمین شروع کردند. وقتی تحت فشار سنگین مشاهدات مجبور شدند به این افزایش اعتراف کنند، گفتند بشر در این روند نقشی ندارد. برخی از آنها اکنون که می بینند استفاده از روش های علمی در موسسات جدی تحقیقاتی و علمی در رشته اقیلم شناسی، همه دانشمندان را قانع کرده است که نقش اقتصاد صنعتی در گرمایش زمین واقعی است، شیوه های «مهندسی زمین» را تبلیغ می کنند. مهندسی زمین یعنی استفاده از تکنولوژی برای جلوگیری از گرمتر شدن زمین بدون دست کشیدن از اقتصاد فسیلی. طرحهای مهندسی زمین طیف گسترده ای را شامل می شود. بخشی از طرح ها متوجه انبار کردن دی اکسید کربن در منابع زیر زمینی است. بخشی دیگر این هدف را دنبال می کند که از طریق پخش ذرات معلق در لایه های بالایی جو زمین، در برابر رسیدن نور خورشید به زمین مانع ایجاد کند. وجوه مشترک همه طرح ها این است که میلیاردها دلار سود نصیب بخشهای جدید از اقتصاد سرمایه داری خواهد کرد و مضرات، خطرات و ریسکهای جدی خواهد داشت. هزینه همه این طرح ها از هزینه جایگزینی منابع فسیلی انرژی با منابع پاک بیشتر است. اما منابع پاک انرژی، مواهب طبیعت اند که استفاده از آنها مانند استخراج پر هزینه مواد فسیلی برای سرمایه کلان، سودآور نیست.
بخشی دیگر از شیفتگان سرمایه داری چاره ای نمی بینند جز این که اذعان کنند نظام اقتصادی مطلوبشان تنها خواهد توانست بخشی از انسانها را از ورطه پیش رو نجات دهد. از هم اکنون بازار شرکتهایی گرم شده است که خدمات و وسایلی برای دوران مصیبت بار آتی ارائه می دهند. آنها روی این حساب باز کرده اند که مشتریان دارای قدرت خرید بالا، در آینده به دژهای تسخیر ناپذیر در مناطق مرتفع برای سکونت، به ارتشها و سلاحهایی برای دفاع از ثروت و موقعیت خود و به منابع اختصاصی آب و غذا نیاز خواهند داشت. این شرکتها برای دوران بربریت آینده آماده می شوند و می خواهند در صف مقدم سودبرندگان آن دوران باشند.
و این، جان کلام پاسخ سرمایه داری به پرسش فعالان محیط زیست است: فاجعه زیست محیطی و بربریت مولود آن دارد می آید، برای آن آماده شویم. ثروتمند شوید تا باقی بمانید. نمی توان از بار نمادین و تاریخی این پاسخِ، حیران نماند. این آخر خط است. وقتی کشتی دارد غرق می شود باید به این فکر باشید که به قیمت له کردن سایر مسافران، برای خود جایی در قایقهای نجات تسخیر کنید.
کمبود تاریخی جنبش دفاع از محیط زیست، این بوده است که حساب چنین پاسخی را نمی کرد. در نتیجه، این حنبش به طور سنتی به عدالت زیست محیطی کم اعتنا بوده است. بسیاری از مدافعان محیط زیست هنوز گمان می کنند مقصران اصلی بحران فعلی در سیاست اکولوژیک، کشورهای رشدیابنده اند که آنها نیز می خواهند صنعتی شوند. بدون آنکه بخواهیم نقش مخرب دولتهای فاسد و مستبد کشورهای رشدیابنده و اقلیت ثروتمند این کشورها در آلودگی محیط زیست را نادیده بگیریم، باید به این نکته توجه کنیم که متوقف کردن فاجعه اکولوژیک، نیازمند هدایت منابع مالی و تصمیم های سیاسی و حقوقی کشورهای ثروتمند به سمت عدالت اکولوژیک است. عدالت اکولوژیک، به حساب آوردن این واقعیت تاریخی است که در روند گرم شدن زمین تا کنون، در تخریب و هدر دادن منابع زمین طی دویست سال گذشته، کشورهای صنعتی نقش اصلی را داشته اند. ثروت آنها از قِبَل غارت مستعمرات و دمیدن بخش اعظم گازکاربنیک دارای منشأ انسانی به جو زمین به دست آمده است. آنها باید مالیات این ثروت عظیم را که اندوخته اند بپردازند. چین و هند و برزیل و امثالهم هنوز خیلی از آن فاصله دارند که به اندازه کشورهای صنعتی شده در قرون نوزده و بیست میلادی محیط زیست را تخریب کنند. ذوب شدن فعلی یخچالهای طبیعی و افزایش فعلی وسعت بیابانها، محصول روندهای صدها و ده ها ساله ای است که کشورهای رشدیابنده فعلی در آن نقشی نداشته اند.
از این منظر است که نمی توان دفاع از محیط زیست را از مبارزه طبقاتی جدا دید. جنبش محیط زیست اگر می خواهد موثر باشد باید به جای تلاش برای «قانع کردن» سیاستمداران گوش به فرمان سرمایه، عدالت اکولوژیک را محور فعالیت خود کند. از همین رو، مهم است که در تظاهراتی که همزمان با کنفرانس پاریس برگزار می شود، عدالت اکولوژیک پرچم اعتراض به سیستمی فاجعه زا شود که دارد حیات روی زمین را به سوی نابودی می برد.
* * *

ایران در تحولات مربوط به محیط زیست چه جایگاه و نقشی دارد؟
در روندهای اکولوژیک سالهای اخیر در ایران، آنچه آشکارتر از همیشه رخ نموده است این است لااقل مناطق وسیعی از ایران از روندهای تخریب محیط زیست بیش از پیش رنج می برند. مصایب اکولوژیک بسیاری را می توان برشمرد که هنگام کودکی ما یا اصلا وجود نداشتند یا قابل لمس نبودند: ریزگردهایی که نفس میلیونها ایرانی را گرفته اند، گازهای سمی تولید شده توسط صنایعی گسترش یافته با تکنولوژی عقب مانده و ده ها میلیون خودرو که در آنها نیز از تکنولوژی امروزی اثری نیست، بی آبی و خشک شدن دریاچه های هزاران ساله، نابودی جنگلها، ساختمان سازی بدون رعایت اصول صرفه جویی در انرژی و فهرستی طولانی که ادامه آن در حوصله این نوشته نیست. این پدیده ها علل مختلفی دارد. بخشی از علل آن از اختیار و کنترل کشور، دولت و مردم ایران خارج و مربوط به مجموعه شرایط رو به وخامت محیط زیست در جهان و منطقه خاورمیانه است. برخی دیگر زاییده عقب ماندگی تاریخی و کمبود منابع لازم برای هدایت یک رشد مبتنی بر اصول اکولوژیک است. اما یک رشته عوامل دیگر نیز وجود دارد که مستقیما به فساد و ناکارآیی رژیم جمهوری اسلامی بر می گردد. به عنوان مثال، در نزدیک به سی سال اخیر، در سایه سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی، قشر مرفهی شکل گرفته است که اکنون با اتومبیلهای پرمصرف، منازلی وسیع که در زمستان نیاز به گرما و در تابستان نیاز به سرما دارند، میزان بالای مصرف و تولید زباله و عدم پرداخت مالیات و عوارض لازم برای اجرای یک سیاست ترمیم محیط زیست، به مانع جدی چنین سیاستی تبدیل شده است. چرا باید تهران که سالهاست ترافیک آن سنکوپ کرده است کماکان جولانگاه اتومبیلهای شخصی باشد؟ چرا این شهر عظیم باید از یک سیستم حمل و نقل عمومی پاسخگوی نیازهایش محروم بماند؟ چرا بودجه حفظ محیط زیست به گرد بودجه نهادهای نظامی و امنیتی نمی رسد؟ چرا باید کشوری که مردمش دارند از دود و گازهای سمی خفه می شوند سالانه میلیادرها دلار صرف ماجراجویی های نظامی در کشورهای دیگر مانند سوریه کند؟
اما نگاه کردن به مسائل ایران در عرصه اکولوژی از زاویه نقد دولتی فاسد، ناکارآ و ماجراجو کافی نیست. اگر بپذیریم خروج از اقتصاد فسیلی راهی است که جهان باید بدان گام نهد، کاهش درآمد نفتی ایران کاملا قابل پیش بینی است. ایران باید هر چه زودتر برای دوران پس از نفت (و حتی گاز) آماده شود. این کشور دارای منابع عظیم انرژی های پاک مانند نور بی دریغ خورشید است که می تواند کل انرژی مورد نیاز در ایران را تامین کند. جمعیت ایران که میلیونها نفر دارای تحصیلات دانشگاهی دارد، می تواند در صورت اجرای سیاستهای توسعه پایدار، بسیار موثرتر از امروز برای برآورده کردن نیازهای خود فعال شود. شرایط اقلیمی در بسیاری از مناطق ایران هنوز برای کشاورزی و تولید مواد غذایی بسیار مساعد است. برای کشوری مانند ایران، رهایی از وابستگی به اقتصاد فسیلی جهانی ممکن است اما راهی است دشوار که باید هر چه زودتر بدان گام نهاد.
آنچه در ایران امیدبخش است، افزایش آگاهی اکولوژیک و فعالیت در دفاع از محیط زیست در سالهای اخیر است. همین انعکاس اخبار مربوط به بحران های زیست محیطی نیز بدون چنین آگاهی، حساسیت و فعالیتی ممکن نمی بود. به همان میزان که موفقیت جنبش جهانی دفاع از محیط زیست، منوط به پیوند آن با جنبش عدالتخواهانه است، در ایران نیز دفاع از محیط زیست زمانی به موفقیتهای ملموس و بنیادین دست خواهد یافت که خود را جدا از اهداف اجتماعی ترقیخواهانه دیگر نبیند و با سایر جنبشهای مدنی و عدالتخواهانه پیوند یابد. دفاع از محیط زیست یعنی دفاع از عدالت در مناسبات نسل کنونی با نسل های آتی. این عدالتخواهی بدون مطالبه عدالت در مناسبات اجتماعی فعلی ناقص است.         

             اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۷ آذر ۱٣۹۴ -  ۲٨ نوامبر ۲۰۱۵

هیچ نظری موجود نیست: