صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۱۵, جمعه


سمیرا پوپلزی


شيشه ي صاف بود 
مرمر زيباي تنم 
به جرم عشق با سنگش شكستند 
اگر گفتم دلم تنگ است در اين زندان تاريك 
گلويم را گرفتند 
دست وپايم را ببستند 


شيشه ي صاف بود 

مرمر زيباي تنم 

به جرم عشق با سنگش شكستند 

اگر گفتم دلم تنگ است در اين زندان تاريك 

گلويم را گرفتند 

دست وپايم را ببستند 

دلم ميخواست 

فقط يكبار زندگي را ببويم

سعادت پيش چشم ام مرد 

خوشي را رج به رج از هم گسستند

نميدانم

براي چه 

اين بي ننگان بي دين 

تنديس ننگ و نام و غيرت هستند

زناكار و گناه كار ، دزد و رهزن

الله گفتند ،خدا گفتند 

به سنگ جسم ام آلودند

جانم را گرفتند

هیچ نظری موجود نیست: