صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

هیولاهای کهن ترکیه در قالب چهره های جدید*
کارابگیر آک کویونلو - برگردان: آرسن نظریان

• اردوغان به کمک رسانه های چاپلوس و با سازماندهی عملیات گسترده در رسانه های اجتماعی بسیاری از هوادارانش (گرچه نه همه آنها) را به پیروان مرتجعی تبدیل کرده که بی چون و چرا براین باورند که سقوط "استاد بزرگ" (بویوک اوستا) به معنای سقوط و از هم پاشی کشور، ملت و حتی دین و مذهب خواهد بود ...
بعد از ٨ سال، دولت هنوز نتوانسته است عاملین قتل هراند دینک را به دست عدالت بسپرد.

"دولت پنهان" ترکیه با "ترکیه جدید" اردوغان تلاقی کرده است. لجنزار حاصل از این تلاقی بسیار خطرناکتر از دو دهه پیش است.
حملات انتحاری یکی پس از دیگری در ترکیه روی می دهد. مردم ترکیه به صحنه های کشتارهایی که محل وقوع آن نه در سوریه یا عراق، بلکه در پایتخت خودشان است، دارند عادت می کنند. انفجارهای دوگانه ای که در ١٠ اکتبر جاری جان حداقل ١٠٢ نفر را در یک گرد هم آیی صلح در آنکارا گرفت در پی یک سلسله انفجارهایی به وقوع پیوست که از سوروک در ماه ژوییه و دیاربکر در ژوئن گذشته شروع و از زمان بمب گذاری مه ٢٠١۳ در ریحانلی، مرگبارترین حملات در تاریخ ترکیه شناخته شده اند.

توالی تعجب آور قصور ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی کشور، توانایی و یا تمایل دولت را در حفظ و حراست جان شهروندانی که از نظر وی حاکمیتش را تهدید می کنند، زیر سوال برده است.

اکنون این واقعیت محرز شده است که این حملات با درگیری فاجعه آمیز ترکیه در جنگ داخلی سوریه مرتبط هستند. بمب گذاران آنکارا و سوروک دو برادر بودند، که مثل عامل بمب گذاری دیاربکر، به سوریه سفر کرده بودند تا به داعش بپیوندند و سپس به ترکیه بازگشتند تا به سلاخی کردها، غیرسنی ها و چپ گرایان بپردازند. توالی تعجب آور قصور ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی کشور که راه را برای این حملات باز کرد - که علی رغم ممنوعیت خبررسانی رسانه ها توسط دولت، به وسیله گروه کوچکی از ژورنالیستهای سخت جان، به ویژه در روزنامه رادیکال Radikal، افشا گردید - توانایی و یا تمایل دولت را در حراست جان شهروندانی که از نظر وی حاکمیتش را تهدید می کنند، به طور جدی زیر سئوال برده است.
این قصورهای پی در پی، هم چنین به این سوء ظنها اعتبار بخشیده که هیولاهای قدیمی ترکیه – یعنی آنچه که تاچندی پیش اصطلاحا "دولت پنهان" خوانده می شد، دوباره آفتابی شده و اکنون در اتحاد با رییس جمهوری فلک زده کشور، رجب طیب اردوغان، عمل می کند. ردیابی پاره ای از پیچ و خمهای تاریخ سیاسی اخیر ترکیه برای ارزیابی اعتبار این سوءظنها و ترسها بی فایده نیست.

تاریخی مملو از خشونت
اصطلاح "دولت پنهان" “deep state” ما را به گذشته، به اوج کشمکش میان دولت ترکیه و گروه مبارز کردی پ. کا.کا. (حزب کارگران کردستان PKK) در دهه ١٩٩٠ بر می گرداند. در این زمان، حملات تروریستی اسرارآمیز یا قتلهای بسیار غوغا برانگیز آتش بسهای متعدد را مختل می ساخت، امیدهای صلح و آشتی را برباد می داد و دور جدیدی از خشونتها را دامن می زد. بعدها معلوم شد که بسیاری از این اعمال در داخل دولت سازماندهی می شدند تا آنچه را که اصطلاحا "جنگ کثیف" می نامیدند ادامه داشته باشد، جنگی که شبکه مرموزی از قانونگذاران و نمایندگان مجلس، نظامیان، بیوروکراتها و روسای مافیا از آن سود اقتصادی و سیاسی می بردند.
در طول دهه یادشده، جوخه های ترور اولترا- ناسیونالیستی که در استخدام دستگاههای امنیتی دولت بودند، هزاران نفر از کردهای مخالف، از جمله رهبران سیاسی محلی، روزنامه نگاران و روشنفگران را ربودند، آنها را تحت شکنجه قرار دادند و اعدامشان کردند. گرچه هنوز در مناطق به خون کشیده شده جنوب شرقی کشور گورستانهای دسته جمعی کشف می شوند، بااینحال، هنوز کسی برای بسیاری از "ناپدیدشدگان" مسئول شناخته نشده است.
دهه ١٩٩٠ معمولا به عنوان "دهه از دست رفته" نامیده می شود. اما تاریخ خشونت دولتی علیه شهروندان ترکیه سابقه بسیار طولانی در کشورمان دارد. یک قرن پیش، نظامیان پان- ترکیست حاکم بر دولت عثمانی عمال امنیتی، تبه کاران زندانی و قبایل کرد را به خدمت گرفته و به جان ارمنیان انداختند. تصادفی نیست که پاره ای از گورستانهای جمعی، که هرازگاهی در استانها کردی سر از زمین بیرون می آورند، به ارمنیان سلاخی شده در سالهای ١۶ - ١٩١۵ تعلق دارند.     
(تبلیغات ناسیونالیستی در دهه ١٩٩٠ این ارتباط تاریخی را به شکلی تحریف شده تایید کرد و با اینکار به این شایعات دامن می زد که پ.کا.کا. (حزب کارگران کردستان) توسط ارمنیان اداره می شود و نه کردها. شرم آورانه، اردوغان و طرفدارانش هم از همین تبلیغات برای جلب ترکهای ناسیونالیست و کردهای محافظه کاری که علیه مخالفان کردی حزب عدالت و توسعه اردوغان AKP هستند، استفاده کرده و می کنند.  

پایمال شدن عدالت
در اوایل دهه ٢٠٠٠ ، زمانی که ترکیه در راه تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا دست به اصلاحات و آزادسازی جامعه زد "دولت پنهان" موضوع مباحثات حاد شد. نقش دولت در تاریکترین صفحات تاریخ ترکیه، از انهدام ساکنان غیرمسلمان آناتولی و مستحیل کردن اجباری کردها و علوی ها در دوره تاسیس جمهوری تا جنایات عمال پنهان دولت، که به عنوان بهانه برای کودتاهای نظامی در دوران جنگ سرد از آن استفاده می شد، در بحثها مطرح و فرای مرزهای تنگ تاریخ نویسی رسمی مورد کنکاش و واکاوی قرار می گرفت. درآن زمان، حزب عدالت و توسعه اردوغان، نخست وزیر وقت، با تایید روشنفکران لیبرال و بر خلاف خواست دستگاه نظامی و بورکراسی سکولار، برای پیشبرد اصلاحات مورد حمایت اتحادیه اروپا تلاش می نمود.

پرونده های جزایی معروف به "اِرگِنِکُون" و "بالیوز" بزودی به محاکمات نمایشی برای سرکوب هرگونه مخالفت واقعی یا فرضی با ائتلاف حاکم اسلامی تبدیل گردید.

بین سالهای ٢٠٠٨ تا ٢٠١١ ، یک سلسله تحقیقات قضایی و دعاوی دادگاهی به قصد افشاگری شبکه های اولترا ناسیونالیستی جنایتکار در داخل دولت و سپردن آنها به دست عدالت آغاز گردید. این حرکت مدت کوتاهی امیدهایی را برای پالایش اجتماعی به وجودآورد. اولین موج دستگیری ها اعضای سابق بدنام دستگاه امنیتی و روسای اولترا- ناسیونالیست مافیایی مرتبط با قتلهای فراقضایی دهه نود، و هم چنین ترورهای اخیر رهبران سیاسی، مثل قتل هراند دینک، روزنامه نگار ارمنی، در ٢٠٠٧ ، را هدف قرار داده بود.
لکن، پرونده های جزایی معروف به "اِرگِنِکُون" و "بالیوز" بزودی به محاکمات نمایشی برای سرکوب هرگونه مخالفت واقعی یا فرضی با ائتلاف اسلامی حاکم تبدیل گردید. ائتلاف شامل حزب آ.کا.پ. اردوغان و متحد پیشینش، فتح الله گولن، روحانی مقیم ایالت متحده و رهبر نهضت "هیزمِت" می شد. یک نسل تمام از افسران نظامی، از همه صفوف همراه با روزنامه نگاران و کنشگران جامعه مدنی، دستگیر و پشت درهای بسته به کمک اسناد و مدارک ناقص یا ساختگی محاکمه و به مجازاتهای حبس طولانی محکوم شدند.
بدین ترتیب، یک فرصت نادر برای رویارویی صادقانه با گذشته و حال آشوب زده توسط گروهی که بیشتر تشنه قدرت بودند تا متعهد به عدالت و آزادی ضایع گردید. در طی این روند، "دولت پنهان" به افسانه پردازی توسط اسلام گرایان برای تسلط بر دولت بیشتر شباهت پیدا کرد تا یک واقعیت تاریخی که ترکیه می بایست با آن مواجه شود.

یک اتحاد جدید فاجعه آمیز
بعد از اینکه کشمکش قدرت جوشان بین دو متحد اسلامی در دسامبر ٢٠١۳ به اوج خود رسید، چرخشی فاحش در سیر محاکمات پدیدار شد. دادستانان و فرماندهان پلیس طرفدار گولن، یعنی همان هایی که تحقیقات مربوط به "دولت پنهان" را انجام داده بودند، به عملیات گسترده و پرسروصدایی در افشای فساد در داخل خانواده اردوغان، دستیاران او و مقامات رده بالای آ.کا.پ. دست زدند. در پاسخ به این اقدامات، دولت اردوغان اقدام به تصفیه وسیع مقامات مظنون به طرفداری ازگولن در دستگاه پلیس و قضایی کشور نمود.
دادستانان و فرماندهان پلیس طرفدار گولن، یعنی همان هایی که تحقیقات مربوط به "دولت پنهان" را انجام داده بودند، به عملیات گسترده و پرسروصدایی در افشای فساد در داخل خانواده اردوغان، دستیاران او و مقامات رده بالای آ.کا.پ. دست زدند.

اردوغان، که در ٢٠١۴ به سمت ریاست جمهوری انتخاب شده بود، نهایتا توانست گولن را از میدان به در کند، لکن این کشمکش داخلی زخمهای عمیقی در درون او برجای گذاشت، به طوری که وی بیش از پیش هراسناک، بدگمان و خیالاتی گردید. هم چنین، وی را از یک متحد مدبر در زمانی که هم در داخل و هم در خارج سخت محتاج آن بود محروم ساخت. درتلاش برای تحکیم سلطه شکننده اش بر دولت، اردوغان درجستجوی متحدان و حامیان تازه ای برآمد، که به نظر می رسد آن را در گوشه های تاریک دولت ترکیه یافته باشد.
تقریبا یکشبه، اردوغان از موضع "دادستان" خودخوانده محاکمات "دولت پنهان" تغییر جهت داده و مدعی شد که "سازمان شیطانی موازی" دولت وی را فریب داده است. "سازمان موازی" اصطلاحی است که اردوغان برای نهضت گولن اختراع کرد و از آن به بعد توسط رسانه های طرفدار آ.کا.پ. به طور فراگیر مورد استفاده قرارگرفته است. ظرف چند هفته، تجدید محاکمات آغاز شد. از آن زمان، کلیه احکام صادرشده نقض گردیده و همه مظنونان محاکمات تبرئه شده اند.

هیولاهای کهن دوباره سر بر می آورند
به موازات تشدید تعقیب و آزار هوادارن گولن، دولت شروع به پرکردن صفوف پلیس با کادرهای مذهبی- ملی شد که از نظر ایدئولوژیکی حزب حرکت ملی - MHP نزدیکتر بودند. شایعات گسترده ای (که قابل اثبات نیستند، مگرآنکه کسی در اعماق سطوح مختلف دولت چشم و گوش داشته باشد) وجود دارد مبنی بر اینکه ماموران امنیتی سابقی که در عملیات ضد گریلایی دهه نود شرکت داشته اند، برای استخدام و سازماندهی این کادرها در واحدهای شبه نظامی به کار گرفته شده اند. درپی انتخابات عمومی ٧ ژوئن گذشته، هنگامی که کردها بطور دسته جمعی آ.کا.پ. را ترک و به حزب چپ گرای کردی دموکراتیک خلقها HDP رای دادند، پروسه شکننده صلح میان دولت و پ.کا.کا. PKK درهم شکست. نتایج انتخابات امکان تشکیل دولت تک حزبی توسط آ.کا.پ. و لذا امکان تغییر قانون اساسی در جهت ایجاد یک نظام جمهوری قدرتمند را، اولین بار پس از ١۳ سال، از اردوغان سلب نمود.
اردوغان به جای رضایت دادن به یک دولت ائتلافی که در آن ممکن بود پاره ای از وزارتخانه های مهم به احزاب دیگر برسد، تصمیم گرفت در اوضاع و احوالی که به شدت تغییریافته بود کشور را به سمت انتخابات مجدد بکشاند. در پی کشتار ۳۳ سوسیالیست جوان در سوروک در ٢٠ ژوییه، دو افسر پلیس به طرز مرموزی در جیلان پینار به قتل رسیدند. پ.کا.کا. ابتدا مسئولیت قتل آنها را به عهده گرفت، ولی بعد منکر ارتباطش با این واقعه شد.      

به هر جهت، بزودی این هم معلوم شد که پاره ای از اعضای جنگ آزموده پ.کا.کا. نیز از موفقیت انتخاباتی حزب دموکراتیک خلقها خیلی خوشحال نبودند.

بزودی این هم معلوم شد که پاره ای از اعضای جنگ آزموده پ.کا.کا. نیز از موفقیت انتخاباتی حزب دموکراتیک خلقها خیلی خوشحال نشده بودند.

ازآنجا که اینها مایل نبودند رهبری مبارزه را به مشتی غیرنظامی فاقد تجربه در میدان نبرد بسپارند، به تحریکات دولت به همان شکل جواب دادند. ظرف چند روز تمام کشور دوباره در حال جنگ بود.
در کشمکشی که متعاقب آن درگرفت، نیروهای شبه نظامی پلیس با استفاده از تاکتیکها و سبعیتی که برای باشندگان دهه نود ناشناخته نبود، به شهرها و روستاهای کردنشین حمله بردند. جوخه های آدمکش در حال راندن وانتهای غیرقابل شناسایی در شهرها و روستاهایی که تحت حکومت نظامی بودند، کودکان و بزرگسالانی که با گلوله تک تیراندازان به خاک می افتادند، جوانان کرد کشته شده ای که از پشت خودروهای زرهی پلیس کشیده می شدند، جسد مثله شده مبارزان پ.کا.کا.، شعارهای فاشیستی بر دیوارهای مملو از آثار گلوله در شهرهای تحت محاصره کردی ... صحنه هایی بود که در مناطق کردنشین دیده می شد.
در چنین محیط قطبی شده ای، افراد اولترا- ناسیسونالیستی که تا آن موقع در سایه بودند به تدریج در زندگی روزمره عمومی جا باز کرده و در انظار دیده می شدند... یک شخصیت به ویژه بحث انگیر، که به عنوان طرفدار پروپاقرص اردوغان دوباره آفتابی شده است، سِدات پِکِر ،رییس مافیای پان- ترکیست است. پکِر، جنایتکار سابقه داری که در دهه نود نامش بر سر زبانها افتاد، در محاکمات ارگِنِتون ابتدا به ١٠ سال زندان محکوم شد، ولی چیزی نگذشت که از زندان آزاد گردید.
در ماههای اخیر، وی به سیرو ساحت در کشور پرداخته و در گردهم آیی ها و برنامه های متعددی که به طرفداری از دولت برپامی می شود، گاهی هم همراه با محافظان امنیتی دولتی، شرکت نموده است. در ژوئن گذشته، وی طی جشن عروسی یکی از شخصیتهای رسانه ای بدنام آ.کا.پ. در حال گفتگوی گرم با پرزیدنت اردوغان دیده شد. اندکی بعد، اسم او در ارتباط با ضرب و شتم احمد هاکان، ستون نویس و منقد معروف آقای رییس جمهور و دولتش، برسر زبانها آمد. براثر این ضرب و شتم دنده ها و بینی هاکان شکست. پکر منکِر ارتباطش با این حمله شده است.   

یک روز پیش از بمب گذاری آنکارا، پکِر یک میتینگ "ضدترور" در ریزه، شهر موطن اردوغان، سازماندهی کرد، که طی آن، قبل از ستایش اردوغان و تقاضا از جمعیت به دادن رای به حزب عدالت و توسعه در انتخابات آتی، دشمنان دولت را تهدید به راه انداختن "رودخانه های خون" نمود. گردهمآیی تحت حراست شدید پلیس صورت گرفت، یعنی درست خلاف وضعیت تظاهرات احزاب اپوزیسیون، به ویژه حزب دموکارتیک خلقها، که درآن پلیس، اگر هم حضوری داشت وضعیت را ناامن تر می ساخت تا ایمن.

نیروهای شبه نظامی با استفاده از تاکتیکها و خشونتهایی که برای باشندگان دهه نود ناشناخته نبود، به شهرها و روستاهای کردی حمله بردند.

آیا باید منتظر وضعی بدتر از این باشیم؟
تصویر بالا این احساس را به وجود می آورد که ترکیه به روزهای تاریک دهه نود بازمی گردد. لکن، دو دلیل وجود دارد که لجن زار فعلی از آنچه دو دهه پیش بود، متفاوت و بسیار خطرناکتر است.
اولین دلیل، محیط پرهرج و مرج منطقه و عدم ثبات ناشی از جنگ داخلی سوریه است، که خاورمیانه چیزی شبیه آنرا از زمان سقوط امپراتوری عثمانی در یک قرن پیش تجربه نکرده است. ترکیه گرفتار دور و تسلسل باطلی شده است که به واسطه آن تنشها و قطبی شدنهای داخلی آنرا در معرض مخربترین دینامیسمهای کشمکش داخلی سوریه قرار می دهند، که به نوبه خود این تنشها و تفرقه ها را تشدید می نمایند.  

ثانیا، شاید برای اولین بار در تاریخ اخیر ترکیه، "دولت پنهان" اسما تحت کنترل یک نهاد رسمی مثل ارتش، که به عنوان پاسدار جمهوری کمالیستی ویا سپر دفاعی ناتو دربرابر کمونیسم عمل می کرد، نیست. در آنزمان، با وجود شیوه عملی بسیار سبعانه اش، باز با مقداری خودداری بوروکراتیک عمل می کرد. اکنون، به عکس، "دولت پنهان" مرتبط با بالاترین مقام برگزیده کشور است که (هنوز) از محبوبیت برخورداراست. رهبر برگزیده ای که جدایی افکنی و رفتار غیرقابل پیش بینی از ویژگی های شناخته شده اوست و بطور فزاینده ای دچار ذهنیت "یا بجنگ یا بمیر" شده است.

اردوغان به کمک رسانه های چاپلوس و با سازماندهی عملیات گسترده در رسانه های اجتماعی بسیاری از هوادارانش (گرچه نه همه آنها) را به پیروان مرتجعی تبدیل کرده که بی چون و چرا براین باورند که سقوط "استاد بزرگ" (بویوک اوستا) به معنای سقوط و از هم پاشی کشور، ملت و حتی دین و مذهب خواهد بود. لفاظی های پرخاشجویانه، بیگانه ستیزانه و عظمت طلبانه او از شکافهای تاریخی ترکیه به شیوه ای که هیچ رهبر دیگری تاکنون جرات نکرده، بهره می برند، کاری که تاکنون نتایج فاجعه آمیزی به بارآورده است.     

درنتیجه، ترکیه اکنون در وضعیت کاملا جدیدی قرار گرفته. دیوهای قدیمی دوباره در محیطی فوق العاده متغیر و دوقطبی سربرآورده اند. دموکراسی پارلمانی مصدوم آن پس از انتخابات ٧ ژوئن، کلا مختل شده است. امتناع اردوغان از پذیرش نتایج انتخاباتی که برای او و حزبش نامساعد باشد، امیدهای بازگشت دموکراسی نیم بند ترکیه بعد از انتخابات اول نوامبر را کم رنگترکرده است.

چگونه می توان از لبه پرتگاه بازپس رفت
نتیجه انتخابات هرچه باشد، بسیار مهم است که نداهای اعتدال و آشتی جویی از هردو سوی شکاف سیاسی و در داخل هر حزب عمده سیاسی قویتر شوند تا ترکیه را از لبه پرتگاهی که سوریه و عراق در کام آن فرو رفته اند به عقب بکشانند.
در این زمینه هنوز همه امیدها به باد نرفته است. نظرسنجی ها حاکی از آنست که قاطبه کردها، با وجود اینکه خواستشان، هم توسط اردوغان و هم از جانب پ.کا.کا. نادیده گرفته شد از پیگیری هدف دموکراسی پارلمانی، که حزب دموکراتیک خلقها مظهر آنست، باز نایستاده اند. ظرف دو سال گذشته، شمار فزاینده ای از شخصیتهای داخل آ.کا.پ. به شدت از مسیری که حزب و کشورشان اکنون طی می کند ابراز سرخوردگی و نگرانی کرده اند و اینان ممکن است جنبش جانشینی را به وجود آورند که پذیرای آشتی اجتماعی- سیاسی باشد.
حزب جمهوری خواه که زمانی پرچمدار اقتدارگرایی و سکولاریسم خشن بود، امروز رویکرد بازتر و کثرت طلبانه تری نسبت به یک دهه قبل از خود نشان می دهد و می تواند نقش میانجی را در سناریوهای رسمی و غیررسمی ائتلاف بازی کند.
حزب راست گرای افراطی "حرکت ملی"، تحت رهبری بیش ازحد طولانی دِوِلت باغچه لی، که طبق عادت و سنتش هر پیشنهاد سازنده ای را سد می کند، وضع امیدبخشی ندارد، اما باید در هر تلاش مصالحه و سازش درنظرگرفته شود. اولین دستور کار چنین ائتلافی باید انتخاب سخنگویی که عضو حزب عدالت و توسعه نباشد، برای پارلمان بعد از انتخابات اول نوامبر باشد. چنین انتخابی به عنوان اهرمی حیاتی در دست اپوزیسیون برای تعیین دستورکار پارلمان، که اکنون توسط اردوغان سرقت شده، عمل خواهد کرد. البته، وی چنین حرکتی را توطئه ای علیه خودش تلقی و به شیوه ای آشنا علیه آن مقاومت خواهد کرد. باشد. اکنون زمان "یا مبارزه یا مرگ" برای دموکراسی ترکیه است.
------------------------------
* توضیح مترجم: باوجود اینکه مقاله پیش از انتخابات اول نوامبر نگاشته شده، به لحاظ واکاوی عمقی و تاریخی زمینه هایی که به پیروزی غیرمنتظره اردوغان منجر گردید ارزش و اعتبار آن به قوت خود باقی است.
منبع:
https://www.opendemocracy.net/karabekir-akkoyunlu/old-turkish-demons-in-new-faces 

هیچ نظری موجود نیست: