صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

بروال معمول همه ساله، با اهدای بخش پایانی مقاله «فرمانده کل قوا» به جویندگان حقایق تاریخی و پویندگان راه عدالت و آزادی، سال جدید میلادی را به همگان تبریک و تهنیت می گویم. امیدوارم سال جدید، آغازی بر روند برقراری صلح و امنیت جهانی باشد که در اثر حاکمیت سرمایه از بین رفته و حیات بشری با خطر مواجه شده است.   ا.م. شیری

فرمانده کل قوا (بخش سوم- پایانی)


https://eb1384.files.wordpress.com/2015/12/satlin2.jpg
مقاله یوری امیلیانوف
محقق تاریخ، بمناسبت ١٣٧ سالگی یوسف ویساریونویچ استالین
مترجم: ا. م. شیری
٨دی- جدی ١٣٩۴
نظارت بر اجرای تصمیمات متخذه
مارشال توپخانه ن. د. یاکوفلیف در خاطرات خود می نویسد: «استالین بسیار صبور  و بردبار بود، با استدلال منطقی موافقت می کرد. اما این تا پایان بحثها پیرامون این یا آن مسئله بود و بعد از حصول توافق، انجام تغییر در آن عیرممکن می شد». ژوکوف می نویسد: «همه آنچه که از طریق قرارگاه استالین یا کمیته دفاع دولتی انجام می شد، به این سبب انجام می شد که اجرای تصمیمات اتخاذی این دو نهاد عالی همان ساعت آغاز می شد، و روند اجرای آنها را فرمانده کل قوا شخصا یا بدستور او، سایر مقامات رهبری یا نهادها بطور اکید و بی تزلزل کنترل می کردند.
بسیاری از رهبری صنایع دفاعی تلفنهای استالین را در زمان جنگ بیاد دارند. طراح برجسته تسلیحات توپخانه، سرلشکر و. گ. گرابین بخاطر دارد که استالین در پائیز سال ١٩۴١، زمانی که آلمانها در پشت دروازه مسکو ایستاده بودند، به او زنگ زد و خواست در باره اجرای وظایف تولیدی گزارش دهد. سپس او گفت: «شما خوب می دانید، که وضعیت جبهه بسیار دشوار است. فاشیستها بسرعت به مسکو می رسند. نیروهای ما در اثر فشار نیروهای برتر دشمن بسختی عقب نشینی می کنند. آلمان فاشیستی از برتری کمی تسلیحاتی برخوردار است. برغم این، ما بر آلمان فاشیست پیروز خواهیم شد. اما برای پیروزی با قربانی کم، ما باید سلاحهای بیشتری در آینده نزدیک تولید کنیم. از شما جدا خواهش می کنم، بهر طریق ممکن اسلحه بیشتری بما بدهید».
هنگام حمله دوم آلمانها به مسکو در ماه نوامبر سال ١٩۴١ استالین اغلب بطور مستقیم با فرمانده لشکر دفاعی مسکو تماس می گرفت. فرمانده لشکر ١۶، راکاسسوسکی پس از آنکه آلمانها بار دیگر نیروهای ما را در منطقهایسترای جبهه زیر فشار قرار دادند به گفتگوی تلفنی با استالین فراخوانده شد، ژنرال در همین رابطه «گفتگوی طوفانی» نیز با ژوکوف، فرمانده جبهه داشت. راکاسسوسکی در خاطرات خود می نویسد: «در حین رفتن به پای تلفن، من تصور می کردم تحت تأثیر گفتگو با ژوکوف، چه غرشها که اکنون در انتظار من است. در هر حال، با یقین به بدترین آماده شدم. گوشی را گرفتم، خود را معرفی کردم. بر خلاف انتظار، صدای ساکت و آرام فرمانده کل قوا را شنیدم. او از چگونگی وضع کنونی در خط ایسترا پرسید. ضمن گزارش وضع، سعی کردم در خصوص اقدام متقابل صحبت کنم. اما استالین با تأکید بر اعتماد به فرمانده، به آرامی گفت صحبت در مورد اقدام شما لازم نیست. در پایان گفتگو استالین پرسید: «برای شما سخت نیست»؟ پس از دریافت پاسخ مثبت، او گفت که این را درک می کنم: «خواهشمندم چند وقت دیگر تحمل کنید... به شما کمک می کنیم...». لازم است اضافه کنم که توجه فرمانده کل قوا برای کسانی که شامل آن می شدند، معنی بزرگی داشت. و لحن گرم تشویقی پدرانه، اعتماد به نفس را تقویت می کرد. در این باره نمی گویم که کمک وعده شده- «هنگ کاتیوش»، دو هنگ ضد تانک، چهار گردان مسلح به تسلیحات ضد تانک و سه گروهان تانک نزدیک صبح به لشکر رسید. البته استالین، دو هزار نفر دیگر هم بمنظور تکمیل نیروی پرسنلی از مسکو فرستاد».
استالین در پایان ماه نوامبر باز هم به راکاسسوسکی تلفن کرد. «از او پرسید آیا شما اطلاع دارید که بخشی از نیروهای دشمن به منطقه کراسنی پالیانی رخنه کرده، و چه تدابیری برای ممانعت از پیشروی آنها اندیشیده اید؟ استالین بویژه تأکید کرد که فاشیستها می توانند از منطقه کراسنی پالیانی پایتخت را با توپخانه کالیبر بزرگ مورد هدف قرار دهند». راکاسسوسکی تصمیمات متخذه را به اطلاع استالین رساند، و استالین بنوبه خود به ژنرال گفت که «قرارگاه از عهده این منطقه و تقویت نیروهای دفاعی منطقه مسکو برآمده است».
زمانی که استالین می دید فرماندهان جبهه به خطر هوایی دشمن توجه نمی کنند، در اجرای عملیات جنگی دخالت می کرد. شتمنکو در یادداشتهای خود دستور العمل ٢٢ اوت ١٩۴٣ استالین را به فرمانده جبهه وارونژ، ن. ف. واتوتین نقل کرده است، که در آن گفته می شود: «من یک بار دیگر جایز نبودن اشتباه را به شما که چند مرتبه در حین انجام عملیات مرتکب شده اید، یادآور می شوم و از شما می خواهم عملیات نابودی یگانهای دشمن در آختیر، بمثابه مهمترین وظیفه، باید در روزهای نزدیک انجام شود. این را شما می توانید انجام دهید. زیرا، امکانات کافی در اختیار دارید. خواهشمندم به پوشش پایگاه خارکوف از طرف پالتاوا سرگرم نشوید و همه توجه تان را روی وطیفه اصلی و مشخص، یعنی نابودی یگانهای دشمن در آختیر متمرکز نمائید. زیرا، بدون حذف این یگانهای دشمن پیروزی جدی در جبهه وارونژ ممکن نیست».
استالین در اوایل ژوئیه سال ١٩۴۴ از روحیه «تهاجمی» ژوکوف و واسیلوسکی ممانعت کرد. ژوکوف در دیدار ٨ ژوئیه با استالین بمنظور تصرف پروس شرقی و جدا کردن نیروهای «شمال» آلمان، تقویت نیروهای سپاه دوم جبهه بلاروس را مطرح کرد. استالین مخالفت کرد. ژوکوف سؤال فرمانده کل را بخاطر آورد: «شما با واسیلیوسکی تبانی کردید؟ – او هم خواستار تقویتش بود». - نه، تبانی نکرده ایم. اما اگر او چنین فکر می کند، واقعا درست است، -  ژوکوف متأثر شد. استالین با آگاهی کامل به تاریخ پروس شرقی و اهمیت آن برای رژیم هیتلر جواب داد: «آلمانها تا آخرین نفس برای حفظ پروس شرقی خواهند جنگید. ما در آنجا گیر می کنیم. ابتدا باید استان لوو و بخش شرقی لهستان را آزاد ساخت». روند عملیات تهاجمی نیروهای اتحاد شوروی در ماه نوامبر سال ١٩۴۴ به پروس شرقی حقانیت نظر استالین را ثابت کرد.
گاهی اوقات استالین بمنظور اجرای موفقیت آمیز وظایف تعیین شده، راهکارهای جدید جستجو می کرد. در روند اجرای عملیات کارسون- شوچنکو، استالین مارشال نیروی هوایی، آ. آ. نویکوف را به کرملین احضار نمود و از وی پرسید: «رفیق نویکوف، با جنگنده می توان تانک را متوقف ساخت؟» نویکوف پاسخ داد: «البته، که می توان تانک را با هواپیمای جنگنده متوقف کرد». این پاسخ، طبیعتا پرسش دیگر در پی داشت: «شما این کار را چگونه انجام می دهید»؟ «اگر ما ٢۵٠ بمب تجمعی کوچک به جنگنده سوار کنیم، نتیجه دلخواه می گیریم». استالین گفت: «فکر خوبی است، موافقم- فردا پرواز کنید به جبهه یکم اوکراین، به پیشواتوتین و تدبیری برای متوقف کردن تانکها بیاندیشید». استالین رضایت خود را از جواب نویکوف پنهان نکرد و اضافه نمود: «و گرنه به تمام عالم جار می زنند که واحدهای کارسون- شوچنکو را محاصره کردیم، اما تاکنون از عهده اش برنمی آئیم».
«جنگ- آزمون دشوار»
استالین بشدت نگران شکست، بویژه شکست ارتش سرخ بود. شکست نیروهای جبهه کریمه یکی از شکستهای جدی سال ١٩۴٢ بود. یک روز پس از حمله در ماه مه سال ١٩۴٢ آلمانها خط دفاعی جبهه را شکستند. معاون کمیساریای دفاع، رئیس اداره کل سیاسی ارتش سرخ و کمیسر خلق در امور نظارت، ل. ز. مخلیس که بعنوان نماینده ستاد به جبهه اعزام گردید، در گزارش خود به استالین فرمانده جبهه، د. ت. کازلوف را مقصر واقعه دانست. استالین در پاسخ مخلیس نوشت: «شما بعنوان یک ناظر خارجی موصع عجیب و غریب دور از مسئولیت جبهه گرفته اید. این یک موضع ساده، اما بشدت انحرافی است... شما هنوز درک نکرده اید، که شما نه بعنوان مأمور نظارت دولتی، بلکه، بعنوان مقام مسئول ستاد به جبهه کریمه اعزام شدید. شما می خواهید ما کسی مثل هیندنبورگ را جایگزین کازلوف کنیم. اما شما خوب می دانید که در میان ذخایر ما هیندنبورگ وجود ندارد. اوضاع ما در کریمه پیچیده نیست، و شما می توانستید از عهده آن برآئید. اگر شما بجای استفاده از جنگنده های تهاجمی برای عملیات جانبی، آنها را برعلیه تانکها و سربازان دشمن بکار می گرفتید، دشمن نمی توانست خط دفاعی جبهه را بشکند و تانکها پیشروی کنند. برای درک این مسئله ساده بعد از حضور دو ماهه در جبهه، لازم به هیندنبورگ بودن نیست».
در عین حال وضعیت در شبه جزیره کرچ وخیم شد. از ١٧ ماه مه جنگ ایذایی برای کمک به خروج نیروهای ما از کریمه آغاز گردید، اما عقب نشینی متشکل ممکن نشد. دشمن تقریبا تمامی تجهزات جنگی و تسلیحات سنگین نیروهای اتحاد شوروی را تصرف کرد. بگزارش بوتلار، ژنرال آلمانی، نیروهای آلمان در جنگ شبه جزیره کرچ، «بموازات به اسارت درآوردن ١۵٠ هزار نفر، ١١٣٣عراده توپ، ٢۵۵ تانک و ٣٢٣ فروند هواپیما به غنیمت گرفتند».
سوم ژوئن یا. اِ. چادایف مدیر اجرائی شورای کمیسرهای خلق با مخلیس که به مسکو آمده بود، در اتاق انتظار استالین ملاقات کرد. در حالی که مخلیس علل شکست نیروهای ما در شبه جزیره کرچ را به چادایف توصیح می داد، استالین در آستانه در ظاهر شد. مخلیس از جا برخاست. «سلام، رفیق استالین! اجازه بدهید گزارش بدهم...». استالین کمی مکث کرد، مخلیس را از سر تا پا ورانداز نمود و با صدای آزرده گفت: «لعنت بر شما!» و همان دم به اتاق برگشت و در اتاق را کوبید. مخلیس دستهایش را بآرامی پائین انداخت و به طرف پنجره رفت.
روز بعد، ۴ ژوئن ستاد قراری صادر کرد که سبک استالینی را بطور قطع تأئید می کرد و جزئیات اشتباهات رهبری جبهه کریمه را توضیح می داد. د. ت. کازلوف فرمانده جبهه، ف. آ. شامانین عضو شورای نظامی کمیساریای گردان، پ. پ. وچنئی رئیس ستاد جبهه و برخی فرماندهان دیگر از مقام خود عزل گردیدند، کازلوف و شامانین تنزل درجه یافتند. مخلیس از مقام معاونت کمیسر دفاع و ریاست اداره کل سیاسی ارتش سرخ خلع و تا درجه کمیسر سپاه تنزل یافت.
ژنرال کازلوف سعی کرد به تصمیم اتخاذی در رابطه با خودش اعتراض کند. راکسسوسکی شاهد گفتگوی وی با استالین بود. کازلوف ضمن تبرئه خود، گفت، که «او بمنظور کنترل وضعیت به هر کار ممکن دست زد، همه توان خود را بکار گرفت...». استالین با آرامش به صحبت او گوش داد و حرف او را قطع نکرد. مدت زیادی گوش داد و در پایان پرسید: «صحبت شما تمام؟- «بلی»- می بینید که شما به هر کار ممکن دست زدید، اما نتوانستید کاری بکنید که انجام آن ضروری بود». در پاسخ این سخنان که بسیار آرام بیان می شد، کازلوف از مخلیس نام برد و گفت که مخلیس بمن اجازه نمی داد آنچه را که خود او ضروری می دانست انجام دهم، مداخله می کرد، بمن فشار می آورد و من با وجود مخلیس نمی توانستم آنطور که لازم بود، فرماندهی کنم.
استالین بآرامی صحبت او را قطع کرد و پرسید: «صبر کنید رفیق کازلوف! بگوئید فرمانده جبهه شما کی بود، شما یا مخلیس؟»- «من». – «یعنی، شما فرمانده جبهه بودید؟» - «بلی». - «همه در جبهه موظف بودند دستورات شما را اجرا کنند؟»- «بلی، اما...»- صبر کنید. مخلیس فرمانده جبهه نبود؟»- «نبود...»- «یعنی شما فرمانده جبهه بودید نه مخلیس؟»- «یعنی شما باید دستور می دادید نه مخلیس، بله؟» - «بلی، اما...»- «صبر کنید. شما فرمانده جبهه بودید؟» - «بلی، اما او بمن اجازه نمی داد فرماندهی کنم»- «پس چرا شما زنگ نزدید، اطلاع ندادید؟» - «می خواستم زنگ بزنم، ولی امکان نداشتم». - «چرا؟» - «چون مخلیس همیشه با من بود، و بدون او نمی توانستم زنگ بزنم. مگر اینکه در حضور او زنگ می زدم». - «خیلی خوب. چرا نمی توانستید در حضور او زنگ بزنید؟»- سکوت. « اگر شما نه او را، که خودتان را حق بجانب می دانستید، چرا نمی توانستید در حضور او زنگ بزنید؟» روشن است رفیق کازلوف! بیش از آلمانها، از مخلیس می ترسیدید؟» - کازلوف گفت: «شما مخلیس را نمی شناسید رفیق استالین»، - «خوب، این هم صحیح نیست رفیق کازلوف. من رفیق مخلیس را می شناسم. (مخلیس در سالهای ١٩٢۴- ١٩٣٠ معاون استالین در دفتر دبیر کل کمیته مرکزی بود- یادداشت نویس). حالا می خواهم از شما بپرسم: چرا شما شاکی هستید؟ شما فرمانده و مسئول عملیات جبهه بودید. در این مورد از شما سؤال می شود. در نتیجه آن که جرأت نکردید گوشی را بردارید زنگ بزنید، عملیات شکست خورد، شما را تنبیه کردیم... تصور می کنم برخورد درستی با شما شده است رفیق کازلوف».
استالین پس از خداحافظی با کازلوف و خروج او از اتاق، رو به راکاسسوسکی گفت: «این هم یک گفتگوی جالب رفیق راکاسسوسکی». مارشال یادآوری می کند: «با این درک از دفتر کار فرمانده کل قوا خارج شدم که این گفتگو درس خوبی بمن بود که فرماندهی جبهه را تازه بعهده گرفته بودم. باور کنید، من سعی کردم آن را بیاموزم».
در سالهای جنگ علاوه بر کازلوف، فرماندهان نظامی زیادی بودند که بخاطر عدم اجرای دستورات صادره از مقام فرماندهی خود عزل گردیدند و  در روند جنگ فرماندهان جدید جای آنها را گرفتند.
پیش از آنکه آنها بعنوان مقامات عالی برگزیده شوند، استالین آنها را بدقت زیر نظر می گرفت. همانطور که س. م. شتمنکو یادآور می شود، هنگامی که او در تابستان سال ١٩۴٩ در خانه ییلاقی استالین بود، صاحب آن در مورد علل پیروزی اتحاد شوروی بر آلمان هیتلری صحبت می کرد. استالین می گفت: «جنگ آزمون دشواری است. آن، قوی ترین، شجاع ترین و با استعدادترین انسانها را پیش می کشد. انسان با استعداد در دوره جنگ در مدت چند ماه خود را نشان می دهد در صورتیکه برای آن در دوره صلح به سالها وقت نیاز دارد. فرماندهان برجسته ما در اولین ماههای جنگ ظاهر شدند و در کوره جنگ تجربه اندوخته، به سرکردگان واقعی تبدیل گردیدند». بگفته شتمنکو، در اینجا استالین «از حافظه خود نام فرماندهان جبهه، ارتش، ناوگان دریایی و رهبران گروه های پارتیزانی را برشمرد».
استالین ادامه داد: «اما در پشت جبهه، آنچه که بلشویکها انجام دادند، آیا دیگران می توانستند انجام دهند؟ «خارج کردن مجموعه کامل کارخانه ها و مؤسسات تولیدی از زیر دماغ دشمن، استقرار آنها در زمینهای خالی ساحل ولگا، آنسوی اورال، در سیبری، راه اندازی تولید در مدت کوتاه در شرایط فوق العاده دشوار و تأمین نیازمندیهای جبهه! عرصه های نفت، متالوژی، حمل و نقل، ماشین سازی و کشاورزی ما نیز ژنرالها و مارشالهای خود را پیش کشیدند. در مجموع، ژنرالهای علوم».
شتمنکو نوشت: «او بآرامی و بدون مکث نام دانشمندان، شخصیتهای صنایع، کشاورزی را بر زبان راند». همه این انسانها که در میدانهای نبرد یا در پشت جبهه برای تأمین نیازمندیهای آن جنگیدند، شخصا با استالین آشنا بودند و در نشستهای تکوین و توسعه استراتژی پیروزی شرکت داشتند.
و استالین انسانهایی را بیاد آورد که در دفاتر کرملین ننشستند. بگفته شتمنکو، استالین گفت: «صدها هزار انسان انتقال یافته به آلمان در واقعیت امر به بردگان کاری هیتلر تبدیل گردیدند. با آن همه، او نتوانست نیازهای ارتش خود را تأمین نماید. اما خلق ما ناممکن ها را ممکن ساخت و به پیروزی برزگ دست یافت. چنین بود کار کمونیستها در ساختن اتحاد شوروی و آموزش انسان نوین... و این است علت دیگر پیروزی ما»!
استالین می دانست که بدون تلاشهای قهرمانانه انسان شوروی پیروزی حاصل نمی شد. پشتیبانی بی شائبه خلقهای اتحاد شوروی از مشی استالینی پیروزی بر دشمن بیرحم ضامن موفقیت شخصی استالین در مقام فرمانده کل قوا بود.

هیچ نظری موجود نیست: