صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۵, یکشنبه

بانوی فرهیخته ( استاد ادب دری ) محترمه صالحه جان وهاب واصل

گِرِه

ز وهم خورده به وصلش نفس هزار گِرِه

نمی رسد به نظر از پس غبار گِرِه

به پله پلۀ عقلانیت نشسته هوس
به پایه پایۀ غفلت شد، استوار گِرِه

صدا نهفته به هر پیچ و تابِ لای گلو
خموشی خورده به لب از سَرِ فشار گِرِه

چنان ز ساغر چشمش به مستی گم شده ام
که نشئه وا کند هر لحظه از خمار گِرِه

گره گشای فراقش ز خود برون شدن است
برین طلسم وفا، گشته انتظار، گِرِه

ز خامی می تپد هردم نفس به سینۀ ما
ولی به پختگی دارد، در اختیار گِرِه

چه سان هجوم تعلق ندیده یی «واهِب»
که زد نگاه ترا مژه بار بار گِرِه

14-08-2013
هالند

هیچ نظری موجود نیست: