صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

بازار پر رونق اپوزیسیون سازی!

آوا : افغانستان در نزدیک به نیم قرن گذشته شاهد ظهور و حضور احزاب و گروه های گوناگون بوده است.
هرکدام این گروه ها جولان محدود داشته و چون برق آمده و چون باد گذشته اند. آنچه برجای مانده است جز نشانه های کم رنگ و بی رمقی نیست.
این که چرا چنین است، خود نیازمند مجال فراخ و تامل فراوانست که هم ریشه های جامعه شناسی دارد و هم بی نیاز از تحلیل روانشناسانه نیست.
این فراهم آمدن ها و از هم گسیختن ها در کشور ما به یک روند تبدیل شده است، چنانچه هر تجمعی که در هر نقطه ای بوجود آمده است قبل از آن بر پایایی و پویایی و ماندگاری آنها تامل و درنگ شود و کارکرد آنها مورد توجه باشد این گمان غالب است که تشکل جدید چند ماه یا حداقل سالی دوام خواهد آورد یا نه؟
در زمان حکومت گذشته شاهد ظهور ائتلاف های سیاسی پر رنگ و رونقی در سطح کشور بودیم و لیکن دیری نپائیدند که طلوع شان به غروب گرائید و نشانه و اثری از این ها بر جای نماند.
بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی برخی چهره های سیاسی از قدرت بدور ماندند و در بدنه حکومت جایی برای آنها در نظر گرفته نشد. این جمع که هم سابقه سیاسی دارند و هم دوران جهاد را تجربه کرده اند، بیش از سایرین خود را مستحق حکومت و سیاست در کشور می دانند و عدم حضور خود را در دستگاه حکومت بر نمی تابند.
این جمع گویا، با رایزنی های گوناگون پنهان و آشکار، و نشست های متوالی به این نتیجه دست یافته اند که در قالب تشکل سیاسی هویت خود را آشکار سازند. آن گونه که پیدا است غرض و مقصد گروه های جدید نظارت بر کارکرد حکومت و نقد آنست.
گرچه منشور تشکیلاتی و یا مرام نامه سیاسی این گروه ها هنوز منتشر نشده است و زود است که در مورد آنها به داوری نشست. اما از نام و عنوانی که از این گروه ها در رسانه ها درز کرده است، چنین بر می آید که از وضعیت کنونی چندان دل خوشی ندارند و حتما در جایگاه منتقد حکومت خواهند نشست و نقش مخالفان سیاسی حکومت را بازی خواهند کرد.
در یک نظام سیاسی قانون مند و دموکراتیک، مخالفان سیاسی جزیی از حکومت هستند و باید توسط حکومت تقویت گردند و نقدهای آنها مورد توجه حکومت قرار داشته باشد.
اما در افغانستان این رویه چندان مرسوم و متداول نبوده است. نه حکومت هاضه فراخ از خود نشان داده که مخالفان سیاسی خود را جدی بگیرد به نقدهای آنها گوش بسپارد و در صدد اصلاح خود باشد و نه هم مخالفان سیاسی حکومت از چنان درک و درایتی برخوردار بوده که با نگاه عمیق تر و با دید ژرف تر به کارکرد حکومت بپردازد و شیوه های بیرون شد از نابسامانی ها را نشان دهد.
در سال ۲۰۰۱ حکومت تشکیل شد، بعد از آن قانون اساسی کشور تدوین و تصویب گردید. گمان می رفت که با تصویب قانون اساسی در کشور، حکومت داری نیز بهبود پیدا خواهد کرد. اگر به تکون تدریجی حکومت با دید ژرفتر نگریسته شود نمی توان حکومت داری در کشور را دارای سیر صعودی و بهبود دانست. یعنی که حکومت از سال۲۰۰۱ تا هنوز در راه اصلاح خود گام چندانی برنداشته که هیچ حتا تنزل حکومت داری آشکار است. شکاف های قومی در کشور افزایش پیدا کرده، بی اعتمادی به حکومت بیشتر شده است. فساد در دستگاه اداری حکومت رواج بیشتر یافته و... گروه یا گروهایی که به عنوان مخالفان سیاسی حکومت عرض اندام می کنند و در صدد ایفایی که نقش مثبت و موثر هستند و خواهان بیرون آوردن حکومت از وضعیت نامطلوب به وضع مطلوب هستند، لزوما باید دید عمیق تر و نگاه نافذتری به حکومت داری داشته باشند و دیدگاه ریشه ای تری را نسبت به کمبودهای حکومت مطرح کنند.
در حکومت آقای کرزی هم مخالفان سیاسی حکومت دارای دستگاه های عریض و طویل بودند و به نقد حکومت هم همت می گماشتند. اما نقدها چنان کلیشه ای، سطحی، کم مایه و کم عمق بود که توجه کمتری را به خود جلب کرد و مصدر اصلاحات قرار نگرفت، سرانجام همان حکومت هم یک انتخابات پرتقلب را سامان بخشید همه رشته ها را پنبه کرد.
گروه و یا گروه هایی هم در چهارچوب قانون اساسی و در زمان حکومت کنونی بوجود می آیند و در جایگاه مخالفان سیاسی قرار می گیرند؛ اگر تمام نگاه و نگره شان معطوف به ظواهر حکومت باشد و نقدها را فقط به ظواهر سیاست مداران و حکومت گران کشورمعطوف دارند، به اصل و کنه سیاست و حکومت داری در افغانستان توجه نشود؛ بی تردید نه توجه حکومت را به خود معطوف خواهند داشت و نه هم اصلاحی در بدنه حکومت بوجود خواهد آمد. این واقعیت را باید پذیرفت که حکومت از یک بستر بیمار بیرون آمده. هر منتقد و مخالفی که این بیماری را بشناسد و درمانی مطابق با این بیماری تدارک ببیند می تواند منتقد و مصلح حکومت باشد که هم مورد اعتماد مردم قرار خواهند گرفت و هم حکومت ناگزیر است که راه اصلاح خود را در پیش گیرد.
اگر بیمار از درد شکم رنج ببرد، اما درمانگر در صدد اصلاح کلاه بیمار باشد این مبتلا، درمان نخواهد شد و تلاش درمانگر هم هدر خواهد رفت.
بنابراین منتقد حکومت باید بداند که سیاست در افغانستان از چه بستری برخاسته، بیماری آن کدام است و راه درمان آن را چگونه می توان پیدا کرد. آنچه که در گذشته اتفاق افتاده اگر در آینده نیز تکرار شود، با اطمینان می توان گفت که راهی به دهی گشوده نخواهد شد، اصلاحی صورت نخواهد گرفت. منتقدان یا همان اپوزیسیون گذشته بدین باور بودند که اگر رشته زمامداری از دست حکومت بدست این ها بیفتد و این ها در مقام و مسند حکومت قرار گیرند، دنیا گلستان خواهد شد و همه ناکامی ها به کامیابی خواهند انجامید.
در حالی که همه شاهد و ناظر هستند که حکومت از کرزی به حکومت وحدت ملی رسید. اما مشکلات و دشواری های مردم هم چنان بدون پاسخ باقی مانده است.
اگر گروه های سیاسی که نقش اپوزیسیون را بازی می کنند، گذشته مخالفان سیاسی حکومت را تکرار کنند به این اندیشه باشند که اگر شریک حکومت شوند یا حکومت بدانها واگذارشود، در هر حال وضعیت کشور بهبود پیدا نمی کند، بی گمان راه خطا می روند و آب در هاون می کوبند و باد در غربال می پیمایند.
اگر حرکت مخالفان سیاسی حکومت مبتنی بر دیدگاه کارشناسانه باشد و دیدگاه آنها را در حکومت داری خوب، معیار رفتار و گفتار خود قرار دهند باید امیدوار باشند که کشور و حکومت داری به تدریج راه اصلاح را در پیش گیرد.

هیچ نظری موجود نیست: