صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

شعری از محترم "نصیرنشاط" در وصف خر
کاش بودم زیر پالان مثل خر

گر چه خر را گفته مردم بی هنر


می کشیدم بار منت را به دوش

می شدم از حرمت خر بهره ور




مثل آدم، خر که بی فرهنگ نیست

تا که نتواند تمیز خیر و شر

خر نبوده کاشف راز اتم

تا که دنیا را کند زیر و زبر

خر نکرده هیچ گاهی انتحار

خر نبوده صانع توپ و سکر

خر نکرده قوم خود را اختطاف

نیست خر از حرمت خود بی خبر

نیست در قانون خر، جنگ و نفاق

خر بود باهر چه خر، شیر و شکر

خر نکرده وضع دنیا را خراب

خر نبوده مایل فتح قمر

خر نمی سازد سلاح مرگبار

تا زعالم محو گردد نسل خر

قتل خر را خر نمی گوید رواست

خر نسازد تانک و تلوار و تبر

هیچ نرخر دوستدار جنگ نیست

هیچ خر را خر نکرده بی پدر

در طویله، باهمی و الفت است

خر به جسم خر نکوبد نیشتر

مسجدی را خر نداده انفجار

خر نکرده هیچ خر را در به در

از خر دیگر نباشد در هراس

گر کند در جنگل و صحرا سفر

خر ندارد اختلاف و ائتلاف

خر نباشد عامل انواع شر

هر یکی در راه خود باشد روان

خر نکرده با خر دیگر تکر

اختلاس کاه و جو معمول نیست

با توافق میخورند از خشک و تر

با دو سه جفتک شود دعوا تمام

جنگ خرها نیست چندان پر خطر

می سراید خر، سرود با همی

این بود معنای هنگ و عر و عر

می کند همنوع خود را احترام

نیست خر مانند آدم خیره سر

یک خری هم در جهان معتاد نیست

خر بود از چرس و پودر بر حذر

بوده نر بازی به دین خر حرام

کس ندیده نرخران را سر به سر

هیچ گاه بر کرهء شیر خوار خود

کی تجاوز می کند خر های نر

کس ندیده یک خر همجنس باز

آنچه معمول است در بین بشر

هیچ خر شداد و فرعونی نشد

خر ندارد هتلر و ملا عمر

عاملش خر نیست، تنها آدم است

گر شده یکسر ملوث بحر و بر

مثنوی هفتاد من کاغذ شود

کرده ام توصیف خر را مختصر

آدمان بر خر اهانت می کنند

هر آدم گشت، می گویند، خر!!! ؟

هیچ نظری موجود نیست: