صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۸, پنجشنبه

تاملی بر مصاحبه پرویز مشرف با بی بی سی

افغانستان، میدان نبرد سیاستگذاران جهانی

سیاست پاکستان طی دوره حکومت مشرف و حتی تا سال گذشته که خبر مرگ ملاعمر رهبر طالبان بعد از گذشت دو سال از مرگش اعلام شد، سیاست افزایش خشونت و تروریسم در افغانستان از طریق حمایت از طالبان بوده است. دولت پاکستان را باید یکی از موانع اصلی برقراری صلح در افغانستان دانست.
دولت بهار : افغانستان که اکنون برای همه کارشناسان و آگاهان به تاریخ و نظام بین‌المللی به عنوان یک منبع و منشأ ناامنی منطقه‌ای و جهانی شناخته شده است، تبدیل به میدان و صحنه‌ای از مبارزه سیاستگذاران منطقه‌ای و جهانی برای کسب منافع خود شده است.

با گذشت بیش از یک دهه جنگ ائتلاف غرب به رهبری امریکا در افغانستان بر علیه آنچه بنیادگرایی اسلامی و به خصوص القاعده و طالبان نامیده می‌شوند، امریکا و متحدانش مجبور به خروج بخش عمده نفرات و تسلیحات نظامی خود از افغانستان شدند. اما با تمام خوش بینی‌ها برای تأمین امنیت افغانستان توسط ارتش این کشور، در حال حاضر نیز طالبان در حال قدرت‌نمایی در افغانستان و بلکه تصرف بخش‌های بیشتری از این کشور است.
اهمیت افغانستان برای قدرت‌های منطقه‌ای چیست؟ کدام کشورها به دنبال منافع در افغانستان هستند؟ سیاستگذاری ایران در افغانستان چگونه است؟
افغانستان را می‌توان میدان یا آوردگاه بزرگ سیاستگذاران منطقه‌ای و جهانی دانست که موجب طراحی و اجرای بسیاری از سیاست‌های جهانی است. سیاست‌هایی که بر معادلات بین‌المللی تأثیرگذار بوده و رویدادهای بزرگ و مهمی مانند 11 سپتامبر 2001، جنگ با تروریسم و ... را نیز در پی داشته است.
افغانستان در حال حاضر به میدانی برای نمایش قدرت سیاستگذاران دولتی و حتی غیر دولتی تبدیل شده است. سیاستگذاران دولتی مانند: پاکستان، ایران، هند، چین، روسیه، امریکا و حتی ترکیه و سیاستگذاران غیر دولتی مانند سازمان‌های تروریستی القاعده، طالبان، داعش و ... که هر کدام دارای سیاست‌ها و اهداف خاصی برای حضور در افغانستان بوده و سیاستگذار اصلی افغانستان یعنی دولت این کشور را به شدت تحت شعاع قرار داده‌اند!
علیرغم تمام تلاش‌ها و ادعاهای امریکا و متحدانش در مورد سرکوبی تروریسم در افغانستان، هجوم گسترده طالبان از یک سو و فعالیت‌های داعش از سوی دیگر، وضعیت نابسامان و نامشخصی را در افغانستان ایجاد نموده است. این وضعیت برای برخی طرفین ماجرا یا همان سیاستگذاران دولتی مانند پاکستان، خوشایند است.
برای درک بهتر چگونگی سیاستگذاری پاکستان در افغانستان، می‌توان به مصاحبه یک ماه اخیر پرویز مشرف رئیس جمهور اسبق پاکستان با تلویزیون بی بی سی اشاره نمود که در آن مصاحبه، پرویز مشرف به صراحت از نقش سازمان اطلاعات ارتش پاکستان در حمایت از طالبان سخن گفته و دلایل آن را حمایت پاکستان از پشتون‌ها برای مقابله با نقش دولت هند در افغانستان اعلام نمود.
پرویز مشرف با صراحت از مداخلات دولت خود در امور افغانستان پرده برداشته و این مداخلات را پیامد سیاست گرایش به سوی هند دولت حامد کرزای می‌دانست. حضور گسترده هند در افغانستان و ایجاد کنسولگری هند در قندهار که موجب ترس دولت پاکستان شده بود، موجب حمایت ارتش و دستگاه اطلاعاتی پاکستان از طالبان و دیگر گروه‌های جنگ افروز حاضر در صحنه افغانستان بوده است.
سیاست پاکستان طی دوره حکومت مشرف و حتی تا سال گذشته که خبر مرگ ملاعمر رهبر طالبان بعد از گذشت دو سال از مرگش اعلام شد، سیاست افزایش خشونت و تروریسم در افغانستان از طریق حمایت از طالبان بوده است. دولت پاکستان را باید یکی از موانع اصلی برقراری صلح در افغانستان دانست.
مخالفت دولت پاکستان با صلح میان دولت افغانستان و گروه طالبان که در دوره مشرف به شدت دنبال می‌شد، در آستانه دور جدید مذاکرات دو طرف در سال 2015 و با اعلام مرگ ملاعمر در سال 2013 در کراچی پاکستان به اوج خود رسیده و کل برنامه مذاکره و صلح را تحت تأثیر قرار داده است. (1)
سیاستگذاران پاکستانی که خود را یک قدرت اتمی منطقه‌ای می‌دانند، برای مقابله با سیاست‌های رقیب دیرین و اصلی خود یعنی هند، افزایش حمایت از گروه های تروریستی در افغانستان را در صدر اولویت‌های سیاستی خود قرار داده‌اند.
مصاحبه پرویز مشرف با بی بی سی نشان از مخالفت شدید دولت پاکستان با مجاهدین جبهه شمال یا مجاهدین پنجشیر داشت. زیرا جبهه شمال یا پنجشیری‌ها به شدت مخالف دخالت‌های پاکستان و برتری قومی پشتون‌ها در افغانستان هستند.
افغانستان برای سیاستگذاران پاکستانی دارای اهمیت فوق‌العاده است، اهمیتی که در مؤلفه‌های زیر برجسته می‌شوند:
1- استفاده از پشتون‌ها و فرقه‌های مذهبی برای فشار بر ایران به عنوان قدرت برتر منطقه‌ای و شیعه.

2- پرورش و افزایش گروه‌های جنگ‌طلب و خشن برای عملیات در هند و تهدید امنیت هند.
 3- دریافت کمک‌های اقتصادی و مالی از غرب و به خصوص امریکا به بهانه همکاری در مبارزه با تروریسم.
4- ایجاد و استمرار وضعیت فوق‌العاده در برخی مناطق پاکستان برای مقابله با استقلال خواهی قبیله‌ای و قومی در پاکستان.

هند، در جستجوی پرستیژ جهانی
هند طی چند دهه اخیر که همواره مدعی عدم تعهد به شرق و غرب بوده است، خود را حامی کشورهای فقیر و مستضعف منطقه نشان می‌داد. یکی از این کشورهای فقیر را باید افغانستان دانست که با انواع مشکلات و بحران‌ها مواجه می‌باشد. هند که رقابت و تقابل دیرینه‌ای با پاکستان دارد، سیاست‌های منطقه‌ای خود را برای تهدید پاکستان بر فعالیت در افغانستان متمرکز نموده است.

افغانستان برای هند دارای اهمیت استراتژیک بوده و دروازه‌ای است برای تبدیل شدن به یک قدرت بین‌المللی و بلکه جهانی. اهداف سیاستگذاران هندی از دخالت در افغانستان را می‌توان در موارد زیر مشاهده نمود:
1- مقابله با پاکستان و کنترل قدرت‌نمایی پاکستان در منطقه و به خصوص جامو و کشمیر.

2- دست‌یابی به بازار بکر و دست نخورده افغانستان برای کالاهای هندی.
3- افزایش پرستیژ و ارایه نمایش قدرت خود در معادلات منطقه‌ای و جهانی.
4- همسایگی با منابع عظیم نفت و گاز مانند ایران و ترکمنستان.
5- فراهم ساختن مقدمات و شرایط ایجاد خطوط انرژی نفت و گاز از دریای خزر و حتی ایران به هند مانند خط لوله صلح یا خط لوله تاپی بدون نیاز عبور از پاکستان.
6- قدرت‌نمایی و رقابت با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه.

با توجه به شرایط کنونی و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته از سوی هند در افغانستان و از جمله سفر اخیر ناندرا مودی نخست وزیر هند به افغانستان، هند به صورت بسیار ماهرانه‌ای در حال به دست گیری شرایط افغانستان می‌باشد.
سیاستگذاران هندی با استفاده از ابزارهای مالی و اقتصادی در حال کسب جایگاه و منافع خود در افغانستان هستند. این سیاستگذاری در حالی صورت گرفته‌ است که کشورهایی مانند ایران، پاکستان و امریکا با صرف هزینه‌های فراوان، با مشکلات فراوانی در سیاستگذاری در افغانستان مواجه هستند.
سیاست هند در افغانستان را می‌توان با نظریه سیاست پیروزی بدون جنگ ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق امریکا همسو دانست که هند را به بیشترین منافع با کم‌ترین هزینه‌ها می‌رساند، در حالی که ایران، پاکستان، امریکا و ... در حال نبرد مستقیم و غیر مستقیم با ترور و مواد مخدر در افغانستان هستند، هند بدون هیچ‌گونه دردسری در حال کسب منافع در این کشور است.
ترکیه نیز طی چند سال اخیر دست به تحرکاتی در افغانستان زده و به بهانه حمایت از اقلیت ترکمن افغانستان، روابط و دیدارهای خاصی برا دولت افغانستان برقرار نموده است.
ایران، سیاستگذاری پر هزینه
پرویز مشرف در مصاحبه با بی‌بی‌سی، هیچ حقی برای دخالت هند در افغانستان قائل نبود اما ایران، روسیه و پاکستان را کشورهایی می‌دانست که با توجه به پیشینه روابطی که دارند، حق و شرایط دخالت در افغانستان را دارند.

ایران علیرغم تمام امکانات و استعدادهای زبانی، قومی، دینی و ... که با افغانستان دارد و هزینه‌های اقتصادی، مالی و حتی انسانی بسیاری نیز برای آزادی، رشد و توسعه افغانستان صرف نموده است، همچنان از تأثیر راهبردی در مسایا این کشور برخوردار نیست!
سیاستگذاران ایرانی طی یک دهه اخیر به شدت بر نقش و جایگاه غرب و به خصوص امریکا در افغانستان انتقاد داشته و حضور امریکا در افغانستان را به منزله اشغال افغانستان قلمداد می کردند، در حالی نقش بسیار مخرب پاکستان و یا سیاست خزنده هند در افغانستان را در نظر نمی‌گرفتند.
سیاستگذاران و دولتمردان ایران طی چند دهه اخیر و به خصوص یک دهه اخیر با وجود تشکیل یک دولت مرکزی در افغانستان و رابطه ظاهراً خوب دو کشور، نتوانسته‌اند مشکل سهمیه ایران از آب رودخانه هیرمند را حل و فصل نمایند، مشکلی که موجب خسارات سنگین به استان سیستان و بلوچستان ایران شده است!
سیاستگذاری ایران در یک کشور هم‌زبان و هم‌ریشه، بسیار ضعیف‌تر و ناکارآمدتر از سیاستگذاری دولتی مانند هند در این کشور است. افغانستان که اکنون به ابزار توازن قوای منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است، می‌تواند جایگاه سیاستگذاران فعال و پیروز در این کشور را در آینده معادلات جهانی مشخص و تثبیت نماید.
به هر حال با توجه به اعترافات پرویز مشرف در زمینه دخالت‌های پاکستان در افغانستان و از سوی دیگر فعالیت‌های آشکار هند در افغانستان و از همه مهم‌تر افزایش فعالیت‌ها و اقدامات سازمان‌های تروریستی و جنگ‌طلب طالبان و داعش در افغانستان، لازم است تا سیاستگذاران ایرانی ضمن بازبینی سیاست‌های خود در افغانستان، سیاست‌های قابل دست‌یابی و واقعی‌تری را برای افغانستان طراحی و به اجرا درآورند

هیچ نظری موجود نیست: