صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۰, شنبه


( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

خصلت گژدم
لبش از فاصلۀ دور تبسم دارد
نگهم با نگهش میل تکلم دارد


همه در تاب و تب است این دلم از محضر او
آه، خونم به رگ از شوق تلاطم دارد

اختیارم شده از دست و سرا پا عرقم
سینه تنگ از نفس کوته، توهم دارد

نه به لب جام و نه ساغر نه می و بادۀ ناب
لیک در مستی سرم همسری با خُم دارد

هوش بیگانه، زبان لال و لبم گنگ و خموش
لیک دل با نظر آرام، چِه غمُ غمُ دارد

همه حیرانِ من و من همه در حیرت او
این چه نور است که چون سایه مرا گم دارد

بینم هردم که مرا میطلبد از دل و جان
لیک در پیش کسان لطفِ کم و تُم دارد

خصم جانم شده این دوری و آزار رقیب
اوف زبانِ دگران، خصلت گژدم دارد

«واهِبا» پند دل، آواز خدا باشد و بس
حرف دل کن، نه به گفتاری که مردم دارد

صالحه وهاب واصل
23-08-2013
هالند

هیچ نظری موجود نیست: