صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۱, چهارشنبه

انتخابات مقدماتی آیووا در ایالات متحدهٔ آمریکا

ا. مانا

• در آمریکا، مستحکم ترین دژِ سرمایه داری، رویگردانی مردم از سرمایه داری با سرعتی در جریان است که در مخیلهٔ خیلی ها نمی گنجید. سرعت تغییر در داوری مردم در ارتباط مستقیم است با سرعتِ از دست رفتن کیفیت ها و استانداردهای زندگی در جوامع سرمایه داری. جالبِ توجه آنکه، بیش از ۸۵٪ جوانان این ایالت رأی خود را به نفع ساندرز به صندوقها ریختند ...

نتیجهٔ انتخاباتِ مقدماتی اول فوریه ۲۰۱۶ در ایالت آیووا در بردارندهٔ نکات بسیار مهمی بود که نباید از نظر دور داشت.

۱. درصدِ قابل توجهی از آرای هردو حزب دمکرات و جمهوری خواه به کسانی تعلق گرفت که آنان را نمایندگان دلخواه سیستم نمی خوانند. ظاهراً تأثیر مطبوعات جریان اصلی در شکل دادن به نتایج، کارایی سابق را نداشت. بعبارتی بخشی از جامعهٔ آمریکا تحتِ تأثیر مطبوعات جریان اصلی نیستند.
۲. نظر سنجی های معتبرِ چند سالِ اخیر نشان می داد که بیش از نیمی از آمریکاییها سرمایه داری را سیستمی نمی دانند که راه گشای بشریت بسوی آینده ای بهتر باشد، میزان بالای رأی برنی ساندرز در ایالتی بسیار محافظه کار چون آیووا نشان داد که درصد قابل ملاحظه ای از آمریکاییها به کاندیدایی که خود را سوسیال دمکرات می خواند روی آورده اند. تصور چنین حمایتی از رالف نادر در انتخاباتِ ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ ممکن نبود. در آمریکا، مستحکم ترین دژِ سرمایه داری، رویگردانی مردم از سرمایه داری با سرعتی در جریان است که در مخیلهٔ خیلی ها نمی گنجید. سرعت تغییر در داوری مردم در ارتباط مستقیم است با سرعتِ از دست رفتن کیفیت ها و استانداردهای زندگی در جوامع سرمایه داری. جالبِ توجه آنکه، بیش از ۸۵٪ جوانان این ایالت رأی خود را به نفع ساندرز به صندوقها ریختند.
٣. اهمیت امر انتخابات در بسیج توده ها بار دیگر نمایان گشت. مسئله، امید بستن تام و تمام به انتخاباتی نیست که در هر صورت در چهارچوبِ شرایط و قوانین یک سیستم خاص انجام می پذیرد که نمی تواند بخودی خود معجزه بیافریند. در عصری که پروژهٔ سرمایه داری در غیر سیاسی نمودن توده ها با موفقیت نسبی همراه بوده است، انتخاباتها فرصتهایی برای عمل توده ای به حساب می آیند. نمی توان ادعا نمود که در غیاب کاندیدایی چون برنی ساندرز در رقابتهای مقدماتی ریاست جمهوری آمریکا، همهٔ فرصتهایی که در آن بخش قابل توجهی از مردم آمریکا با مفاهیمی چون عدالتِ اجتماعی، بیمهٔ همگانی، آموزش رایگان، مهندسی انتخابات با صرف میلیارها دلار، امکان پذیر بودن دنیایی بهتر و …. آشنا شده و آنها را به بحث گذاشتند، از دست نمی رفت؟ کدام حزب و گروه اپوزیسیون در آمریکا قادر بوده است این بحثها را تا بدین حد توده ای نماید و چنین به امرِ آگاهی رسانی خدمت نماید؟ هر چه فضای سیاسی در کشوری بسته تر باشد اهمیت استفادهٔ بهینه از فرصتهایی که انتخاباتها فراهم می آورند برجسته تر می گردد. ساندرز در هر فرصتی که پیش آمده است به مردم یادآوری نموده که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا قادر نخواهد بود که در غیابِ جنبشی مردمی تغییری جدی در سیستم موجود کشور پدید آورد. اگر نتوانیم در فرصتهای مشابهی سیستمهای حاکم را به عقب نشینی های کوچک واداریم، صحبت از تغییرات رادیکال شوخی بی مزه ای بیش نخواهد بود. اگر ناکامی تجارب مشابه قبلی در ایجاد تغییر از رهگذر انتخابات را یادآور می گردیم لازم است خاطرنشان سازیم که علت عمدهٔ این ناکامی ها در از هم پاشیدن اتحادها و جنبشهایی بوده است که پیروزیهای تاریخی انتخاباتی را ممکن گردانیدند. مطمئن نیستم اگر جنبش مردمی که یاریگر فرانکلین روزولت در پیشبرد سیاستهای معروف به New Deal بود، در زمان ریاست جمهوری اوباما هم وجود داشت، مورد استقبالِ اوباما قرار می گرفت. نباید از یاد برد که روزولت نه تنها از همکاری با این جنبش سرباز نزد که با اهرم فشارِ همین جنبش از پایین بود که قادر به پیشبرد سیاستهایش گردید. به شخصه معتقدم که حتی در صورت وجود چنین جنبشی، اوباما حاضر به استفاده از اهرم فشار آن نبود همچنانکه فاصلهٔ خود را با جنبش اشغال وال استریت در طول حیات این جنبش حفظ نمود. گمان نمی کنم اوباما هیچگاه شدت انعطاف ناپذیری سیستم سرمایه داری در آمریکا را درک نموده باشد. سخنان حکیمانهٔ فیدل کاسترو در سال ۲۰۰۸ را به یاد می آورم که گفت: نمی توان رقابتهای انتخاباتی آمریکا را دنبال نمود و با اوباما احساس همراهی نداشت و برایش آرزوی موفقیت ننمود. گرچه نباید فراموش کرد که سیستم حاکم بر آمریکا از هر رئیس جمهوری قدرتمندتر است (نقل به مضمون). در غیاب جنبشهای توده ای، حتی رئیس جمهور یا دولتی با نیت خیر کافی نخواهد بود.
۴. رقابت انتخاباتی ساندرز همهٔ ادعاهای بی اساس، دایر بر غیر ممکن بودن رقابت در غیابِ کمکهای میلیاردی ثروتمندان و شرکتهای بزرگ را باطل نموده است. تا به اینجای کار، بیش از سه و نیم میلیون نفر به ساندرز کمک مالی نموده اند و بیشترین کمک محدود به ۳۵ دلار بوده است. کافی است همت به دفاع از منافع مردم ببندید تا هزینه های انتخاباتی از خود همین مردم تأمین شود.
۵. اخبار منتشره در تاریخ ۷ فوریهٔ ۲۰۱۶ حکایت از نزدیکی بیش از پیش آراری ساندرز و کلینتون در سطح ملی داشت، ۴۴٪ کلینتون و ۴۲٪ ساندرز. هنگامی که به یاد آوریم که در ابتدای اعلام کاندیداتوری، ساندرز فقط از حمایت ۳٪ دمکراتها برخوردار بود، موفقیت مبارزاتِ انتخاباتی او را بهتر درک خواهیم نمود. چنین اقبالی گسترده به پیام بسیار مشخص مبارزات انتخاباتی او، نشان از نگرانی بخش عظیمی از مردم آمریکا دارد که آیندهٔ خود و بشریت را تحت سلطهٔ سیستم سرمایه در خطر می بینند و حاضرند به سیستمهای جایگزین بیندیشند. چنانکه خود ساندرز بارها خاطر نشان ساخته است، در غیابِ آمریکاییهایی که همیشه از شرکت در انتخابات احتراز ورزیده اند، پیروزی او محال می نماید. پیروزی ساندرز و ترکیبی نسبتاً بهتر در مجلسین آمریکا نیازمند به صحنه آمدن نیمهٔ خاموشِ آمریکا است که متعقدند تغییر در آمریکا از رهگذر انتخابات ممکن نیست. باید صبر کرد و دید که آیا ساندرز می تواند بخشی از این نیمهٔ خاموش جامعهٔ آمریکا را به حرکت در آورد؟ 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۰ بهمن ۱٣۹۴ -  ۹ فوريه ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: