صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۲, پنجشنبه

چالش‌های امنیتی آسیای مرکزی از تهدیدهای سنتی تا تندروهای نوظهور

کارشناس مسائل سیاسی روسیه گفت: ظهور مجدد تهدیدهای سنّتی در آسیای مرکزی به همراه قدرت‌گیری جریانات تندرو، آینده امنیتی این منطقه را با چالش‌های زیادی مواجه خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند، «آندری کازانسف» مدیر مرکز تحلیلی انستیتو مطالعات بین‌المللی دانشگاه دولتی روابط بین‌الملل مسکو در مطلبی که در نشریه گلوبال افرز منتشر کرده، به بررسی تازه‌ترین چالش‌های امنیتی در منطقه آسیای مرکزی پرداخته است.

افغانستان، تهدیدی سنتی با خطرات جدید
در حال حاضر کشورهای آسیای مرکزی شوروی سابق با مشکلات مربوط به تشدید تهدیدات قدیمی امنیتی و ظهور تهدیدات جدید مواجه شده‌اند. این تهدیدات می‌تواند برای چشم‌انداز توسعه نظام سکولاری در منطقه تأثیرگذار بوده و برای جریانات نوسازی یک خطر جدی ایجاد کند.
تهدیدات قدیمی امنیتی در مرحله نخست این است که اوضاع در افغانستان همسایه، کشور دارای بحران دائمی بیش از پیش سخت تر می‌شود. خطرناک‌ترین تهدید در این رابطه تجمع شبه‌نظامیان در سال‌های 2014 و 2015 میلادی در شمال افغانستان (در مرزهای تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) است.
همان طور که در اسناد شورای امنیت سازمان ملل متحد تاکید می‌شود، بر اساس برآوردهای نیروهای امنیتی، در افغانستان در ماه مارس سال 2015 میلادی حدود 5 هزار و 500 شبه‌نظامی- تروریست‌های خارجی فعال بودند. آنجا فقط از «جنبش اسلامی ازبکستان» (جنبش اسلامی ازبکستان بعداً به عنوان جنبش اسلامی ترکستان تغییر نام داد) 200 شبه‌نظامی حضور داشتند.
اگر خود افغان‌ها را هم حساب کنیم آن وقت تعداد کل شبه‌نظامیان- تروریست‌ در افغانستان بنابر ارزیابی‌های ستاد کل روسیه 50 هزار نفر است.
این تهدیدات از طرف افغانستان، نه تنها تهدیدی از جانب اسلام رادیکال است، بلکه دارای یک بعد کاملاً نظامی نیز است. از جمله احتمال تکرار حوادثی مانند «جنگ باتکن» (حمله جنبش اسلامی ازبکستان به قرقیزستان در سال 1999 میلادی) وجود دارد. آن زمان تعداد شبه‌نظامیان از 200-250 نفر فرا‌تر نرفته اما مبارزه با آن‌ها به دلیل ضعف ساختارهای دولتی در قرقیزستان نیازمند به استفاده از روش‌های پیمان امنیت دسته‌جمعی کشورهای مستقل مشترک‌المنافع بود.
داعش؛ تهدید تازه امنیت آسیای مرکزی
از سوی دیگر، در سال 2014 میلادی و بخصوص در سال 2015، در مسیر خاور نزدیک «جبهه دومی» به وجود آمد. این جبهه به اصطلاح داعش به عنوان تهدید جدید تلقی شده است.
داعش در مرحله اول، تهدیدی برای سرایت تروریسم باانگیزه‌های مذهبی را در ارتباط با پتانسیل جدی مهاجرت شبه‌نظامیان به وجود می‌آورد. بر اساس ارزیابی‌های معتبر، از ازبکستان به سوریه و عراق 500 نفر شبه‌نظامی، از ترکمنستان 360، از قرقیزستان 350، از قزاقستان 250 و از تاجیکستان 190 نفر شبه‌نظامی برای جنگ به این کشورها اعزام شده‌اند.
این در حالی است که اغلب جنگجویان تبعه آسیای مرکزی به سوریه و عراق از طریق خاک روسیه اعزام می‌شوند و مهاجران کاری فعال در روسیه نیز مورد استخدام قرار می‌گیرند.
در مرحله دوم، داعش یک چالش ایدئولوژیک جدی برای تمام کشورهای جهان اسلام از جمله آسیای مرکزی می‌باشد زیرا داعش به عنوان یک «خلافت» خواستار به قدرت رسیدن در تمام جهان اسلام است.
از جمله، آسیای مرکزی و افغانستان در چهارچوب داعش به عنوان بخشی از «استان خراسان» تلقی شده است. ضمناً، داعش با استفاده از یک شکاف در درون طالبان پس از مرگ ملاعمر رهبر آن به طور فعالی به افغانستان نفوذ می‌کند. از جمله، به گزارش الجزیره، دستمزد شبه‌نظامیان طالبان از حقوق شبه‌نظامیان استخدام شونده توسط داعش تا 10 برابر بیشتر است.
بر اساس ارزیابی «والری گراسیم اف» فرمانده ستاد کل روسیه، در فصل پاییز سال 2015 میلادی در افغانستان از 2 تا 3 هزار نفر شبه‌نظامی که با دولت اسلامی ارتباط مستقیم داشتند، حضور داشته و این موضوع برای کشورهای آسیای مرکزی موجب نگرانی است.
این نگرانی در حالی است که جنبش اسلامی ازبکستان با داعش اعلام بیعت کرده است. همزمان با این، قبایل ترکمنی که در مرز ترکمنستان زندگی می‌کنند (بسیاری از آن‌ها نسل‌های باسماچی­های سابق می‌باشند که بر ضد دولت شوروی جنگ کردند) پرچم‌های دولت اسلامی را بر افراشتند.
کمک 70 میلیون دلاری به داعش برای عملیات‌های خرابکارانه در آسیای مرکزی
داعش در نزدیکی کشورهای آسیای مرکزی نیز به طور فعال کارهای خرابکارانه انجام می‌دهد. از جمله در گزارش‌های کار‌شناسان قرقیزی و تاجیکی رقم‌های 70 میلیون دلار اختصاص‌یافته توسط دولت اسلامی برای کارهای خرابکارانه در این منطقه به چشم می‌خورد.
در حال حاضر، بیشتر نگرانی‌ها از لحاظ سرایت بی‌ثباتی و نفوذ رادیکال‌ها در تاجیکستان به وجود آمده است. در این کشور از بین عوامل منفی می‌توان به همسایگی با افغانستان به خصوص وضعیت سخت اجتماعی و اقتصادی و همچنین به جنگ‌های داخلی نیمه اول سال‌های 1990 میلادی که هنوز پیامدهای ویرانگری دارند، اشاره کرد.
همزمان با این تشدید افراط‌گرایی در جامعه به ویژه در بین سازمان‌های نیروی انتظامی مشاهده می‌شود. مورد خاص در این زمینه، فرار «گلمراد حلیم اف» سرهنگ گروه پلیس مخصوص در سال 2015 میلادی و پیوستن وی به داعش بود.
در فصل پاییز سال 2015 میلادی شورش نظامی که به سرتیپ «عبدالحلیم نظرزاده» معاون وزیر دفاع منصوب شد، صورت گرفت. مقامات رسمی نیز این شورش‌ را به نفوذ رادیکال‌ها ارتباط دادند.
این تحولات در حالی است که همچنان نظارت ارضی دولت مرکزی بر برخی مناطق تاجیکستان از جمله بدخشان کوهستانی به طور کافی ضعیف است.
در همین حال، حفاظت از مرز تاجیکستان و افغانستان پس از خروج مرزبانان روسیه نیز روند مناسبی نداشته و این موضوع نیز با تشدید بی‌ثباتی اوضاع در مناطق مرزی افغانستان خطر بیشتری ایجاد می‌کند.
قرقیزستان نیز در همین حال با تهدیدات جدی مواجه است. تقسیم ژئوپلیتیک کشور به شمال و جنوب نیز از جمله ریسک‌های این کشور است. ساختارهای دولتی قرقیزستان که ضعف خود را در «جنگ باتکن» نشان دادند، از ضعف سنتی برخوردار بوده و این ضعف در دوران دو انقلاب در سال‌های 2005 و 2010 میلادی باز هم تشدید شد.
ریسک بیشتر رادیکال‌ها در جنوب کشور به خصوص در بین مردم ازبکی‌ الاصل وجود دارد. در اینجا با توجه به مناقشات بین قومی شدید بین قرقیز‌ها و ازبک‌ها که در سال 2010 میلادی منجر به قتل و غارت شد، اوضاع باز هم پیچیده‌تر می‌شود.
اوضاع امنیتی در ترکمنستان که تاکنون یکی از باثبات‌ترین مناطق در منطقه محسوب می‌شد، در سال‌های 2014 و 2015 میلادی و همزمان با تشدید فعالیت گروه‌های تندرو تشدید شده است.
ترکمنستان بشترین جنگجویان را در سوریه و عراق دارد
 این در حالی است که سیاست بی‌طرفی ترکمنستان رفته رفته جنبه‌های منفی خود را نشان می‌دهد. این کشور برای حفاظت از مرزهای خود ارتش قوی ندارد. ولی درخواست کمک نظامی، از جمله از روسیه با نظریه بی‌طرفی مغایر است. اوضاع در داخل کشور نیز خوب نیست. بر اساس آمار‌ها، از لحاظ تعداد شبه‌نظامیان در سوریه و عراق ترکمنستان مقام اول را داراست
اوضاع در ازبکستان از لحاظ رویارویی دولت و جنبه‌های افراط‌گرایی تا اندازه‌ای دارای تضاد می‌باشد. از یک طرف، ازبکستان محل بروز قوی‌ترین گروه‌های افراط‌گرایی است.
در سال 1999 میلادی در تاشکند اقدامات تروریستی که توسط جنبش اسلامی ازبکستان سازمان‌دهی شده، صورت گرفت. در ماه می‌ سال 2005 میلادی در اندیجان وادی فرغانه تظاهرات سازمان‌دهی شده از سوی سازمان رادیکال «اکرامیه» برپا شد. از طرف دیگر، نیروهای امنیتی کشور فعالیت افراط‌گرایان در کشور را تحت نظارت شدید گرفته است.
قزاقستان از لحاظ مشکلات سرایت رادیکالیسم، کمترین خطر را احساس می‌کند اما این مسئله به معنای دوری کامل این کشور از خطر نیست.
در سال‌های اخیر نیز در قزاقستان غربی نیز وضعیت سختی به وجود آمده است. اکتشافات صنعتی ذخایر نفتی در این منطقه موجب این شد که در اینجا محل تجمع گروه‌های مختلف به خصوص مهاجران گردد و بطور طبیعی در این محیط سخت، همواره پتانسیل برای تشدید نفوذ گروه‌های رادیکال وجود دارد.
با توجه به تحلیل فوق، تهدیدات برای نظام سکولاری در آسیای مرکزی به طور کافی زیاد است. ولی کشورهای منطقه می‌توانند با آن مقابله کنند و در همین راستا کمک ابرقدرت‌ها در مبارزه با رادیکالیسم در آسیای مرکزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
در این زمینه می‌توان از روسیه که در زمینه تأمین امنیت منطقه‌ای دارای موقعیت کلیدی است، نام برد. سازمان امنیت دسته‌جمعی که توسط مسکو مورد حمایت قرار دارد، پاسداری اساسی قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان از حمله‌های احتمالی از قلمرو افغانستان و همچنین از تجاوز بالقوه داعش است.
روسیه علاقمند است با رادیکالیسم در آسیای مرکزی مبارزه کند زیرا گسترش بیشتر آن و حتی پیروزی احتمالی آن موجب تشدید یک سری تهدیدات فرامرزی در حوزه تروریسم، قاچاق مواد مخدر، تشدید جریان مهاجرت غیرقابل نظارت و غیره خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست: