صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۳, سه‌شنبه

منجنیق آتشین ریاض این بار بیروت را نشانه رفته است

اردشیر زارعی قنواتی

• نقش عربستان در سیاست های منطقه یی متاسفانه امروز بیش از آنچه ناشی از خرد و منطق سیاسی باشد موجب گسترش منازعات فرقه گرایانه، بی ثبات سازی، گروگانگیری مالی اکثریت کشورهای عربی جهت حمایت از ماجراجویی های ریاض و در نهایت تقویت تروریسم اسلامگرا از نوع "داعشی" خواهد شد ...

رهبران عربستان قطار بحران را ایستگاه به ایستگاه به سمت لبنان هدایت می کنند و ققنوسی که بعد از جنگ های داخلی در دهه ٨۰ میلادی بر اساس قرارداد "طائف" از خاکستر این منازعات سر بر آورده بود، دوباره با ماجراجویی های ریاض در معرض آسیب تندباد قرار گرفته است. از زمان قرارداد طائف جناح های سیاسی و گروهبندی های قومی – مذهبی در لبنان با میانجیگری منطقه یی و بین المللی متقاعد شدند که شرط لازم برای برون رفت از بن بست جنگ های داخلی، پذیرش حقوق و جایگاه مشروع جناح ها در طی یک تقسیم قدرت و تعهد طرفین منازعه برای رعایت صلح در چارچوب منافع ملی کشور خواهد بود. از آن روز تا به امروز با تمام اختلافاتی که در طول این سال ها در بین جناح های رقیب ایجاد و اوج آن در زمان ترور "رفیق حریری" نخست وزیر سابق این کشور از جناح مسلمانان سنی حادث شد و بعد از کشمکش زیاد بالاخره نیروهای نظامی سوریه که به عنوان نیروی حافظ صلح و تضمین کننده قرارداد طائف مورد اتهام قرار گرفته و از این کشور خارج شدند، این کشور چندپاره هم چنان توانست وحدت سیاسی – اجتماعی و اتحاد ملی خود را حفط کنند. با توجه به سوابق تاریخی منطقه و در هم تنیدگی امنیت لبنان با کشور همسایه سوریه که همیشه به عنوان برادر بزرگ تر به حساب می آمد، زمانی که دامنه بحران موسوم به "بهار عربی" به مرزهای سوریه رسید باز هم لبنان دچار یک خلاء امنیتی و اختلافات درونی حول حمایت از اسد یا مخالفان وی گردید. هر چند که تا به امروز با رعایت اصول و تعهدات صلح طائف و زکاوت نیروهای سیاسی این کشور توسط تمامی نیروهای داخلی هم چنان "سرزمین زیتون" توانسته است خود را از مسیر "شط خون دمشقی" دور نگهدارد اما به تازگی و به دلیل ورود عنصر جدید جنگ فرقه یی و نیابتی حول محور سنی و شیعه در منطقه و میدان جنگی سوریه به نظر می رسد که بعضی از رهبران منطقه یی که رویاهای خود در سوریه را بر باد رفته می بینند بی میل نیستند که دامنه منازعات را به لبنان نیز بکشند.
بحران در روابط لبنان با عربستان و شورای همکاری خلیج فارس در نشست اتحادیه عرب در خصوص قطع روابط ریاض – تهران متعاقب حمله به سفارت سعودی در تهران آغاز شد که بیروت حاضر نشد در همراهی با عربستان به قطعنامه محکومیت ایران رای مثبت دهد. این موضع مستقل بیروت خشم مقامات و رهبران ریاض را به همراه داشت و چند هفته بعد در ۱۹ فوریه دولت عربستان کمک سه میلیارد دلاری به لبنان برای تجهیز ارتش این کشور را به صورت یک جانبه لغو کرد. متعاقب این اقدام بلافاصله کشورهای بحرین، امارات متحده عربی و سپس شورای همکاری خلیج فارس نیز ضمن حمایت از ریاض به شدت علیه بیروت موضع گیری کردند. هر چند که این اقدام عربستان با انتقاد اتحادیه اروپایی و آمریکا روبه رو گردید و "جان کربی" سخنگوی وزارت امور خارجه واشینگتن به صراحت در این مورد گفته است "آمریکا از این موضوع نگران است و این نگرانی را به ریاض منتقل کرده است" اما این ناخرسندی متحد بین المللی واشینگتن هم موجب نشد تا ریاض دامنه منازعه با لبنان را افزایش ندهد. اوج این رویارویی در نشست اتحادیه عرب در یازدهم مارس به مرحله جدیدی رسید چرا که به پیشنهاد عربستان و حمایت شورای همکاری خلیج فارس با صدور قطعنامه یی که تنها عراق، لبنان و الجزایر با آن مخالفت کردند، به صورت رسمی "حزب الله لبنان" را در فهرست گروه های تروریستی قرار دادند. این در حالی بود که قبل از صدور قطعنامه "ابراهیم جعفری" وزیر امور خارجه عراق در اظهارات خود ضمن حمایت از حزب الله و نیروهای "حشد الشعبی" عراق آنان را خط مقدم مبارزه با تروریسم و گروه "داعش" دانسته و به خصوص حزب الله را به عنوان اصلی ترین نیروی مقاومت عربی موجب آبروی اعراب معرفی کرد. این سخنان موجب بروز تنش در جلسه گردید و نمایندگان عربستان با ترک نشست در زمان سخنان جعفری نارضایتی و خشم خود را نسبت به مواضع دولت عراق (هشداری که می تواند در آینده دامنه خشم ریاض را به عراق هم بکشاند) نشان دادند.
قطعنامه اتحادیه عرب علیه حزب الله لبنان در حالی صادر شده است که این گروه رکن اصلی دولت قانونی لبنان تلقی می شود و ثبات و امنیت این کشور در طی چند دهه گذشته به موجودیت این حزب گره خورده است. هم ریاض و هم اتحادیه عرب به خوبی می دانند که حزب الله قدرتمندترین نیروی حال حاضر در لبنان است و هرگونه تقابلی با این نیرو بدون تردید تاثیر تعیین کننده و مخربی بر وضعیت امنیتی این کشور خواهد گذاشت. اینکه با وجود درک این واقعیت از سوی اعراب، در نشست اتحادیه عرب رای به تروریستی بودن حزب الله داده شد، بیش از آنچه ریشه در منطق و پراگمای سیاسی داشته باشد ناشی از نفوذ مالی عربستان است که متاسفانه در طی سال های اخیر با گروگان گرفتن اعراب با اهرم کمک های مالی توانسته است سیاست های ماجراجویانه خود را بر دیگر اعضای اتحادیه عرب دیکته کند. چنانچه اتحادیه عرب بخواهد در چارچوب این قطعنامه روابط خود را با دولت لبنان تنظیم کند و با توجه به حضور آلترناتیوی حزب الله در این دولت یک پارادوکس سیاسی شکل می گیرد که نتیجه عینی آن فروپاشی ساختار پیچیده و مشارکتی کشور خواهد بود. اول اینکه در لبنان به واسطه شرایط عینی سیاسی در هرم قدرت، نه تنها نادیده گرفتن حزب الله دور از ذهن خواهد بود که در آینده نیز این جریان شیعی بزرگ ترین قدرت و گروه تشکیل دهنده هر دولت منتخبی می باشد. در چنین شرایطی اتحادیه عرب با یک پارادوکس و سوال بزرگ روبه رو می شود و آن اینکه بر طبق قطعنامه ۱۱ مارس که حزب الله را در ردیف گروه های تروریستی دسته بندی کرده است، در آینده چگونه می تواند روابط خود را با لبنانی که این حزب یکی از ارکان اصلی دولت آن می باشد تنظیم کرده و مناسبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی مالوفی را با این کشور دنبال کند. از طرف دیگر در صورتی که اتحادیه عرب بخواهد در چارچوب تعهد به این قطعنامه در روابط با لبنان حرکت کند هیچ راهی به غیر از قطع رابطه با دولت لبنان و ایزوله کردن این کشور نخواهد داشت. در این صورت بحرانی که گریبانگیر بیروت می شود با توجه به شکاف های سیاسی – امنیتی موجود در لبنان موجب تشدید اختلافات و تضادهای قومی – مذهبی در این کشور شده و می تواند بار دیگر هیولای خفته جنگ داخلی را بیدار کند. قطعنامه اتحادیه عرب خارج از هر تعصب و تعارفی به صدا در آوردن "طبل جنگ" علیه کشوری بوده است که چندین دهه طعم تلخ خون و باروت را بر تن زخمی خویش حس کرده است. نقش عربستان در سیاست های منطقه یی متاسفانه امروز بیش از آنچه ناشی از خرد و منطق سیاسی باشد موجب گسترش منازعات فرقه گرایانه، بی ثبات سازی، گروگانگیری مالی اکثریت کشورهای عربی جهت حمایت از ماجراجویی های ریاض و در نهایت تقویت تروریسم اسلامگرا از نوع "داعشی" خواهد شد. 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۷ اسفند ۱٣۹۴ -  ۱۷ مارس ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: