صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۵, یکشنبه

توماس پیکتی به بهانه ظهور برنی ساندرز:
ایالات متحده آمریکا وارد عصر سیاسی نوینی میشود

پروین اشرفی

• از آنجائیکه سندرز با ماشین کلینتون و همچنین با رسانه های اصلی محافظه کار روبروست، ممکن است در این رقابت پیروز نشود. اما اکنون نشان داده شده است که سندرز دیگری بزودی میتواند در یک روزی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را ببرد و چهره کشور را تغییر دهد. ما از جنبه های بسیاری، پایان آن چرخه سیاسی – ایدئولوژیکی که توسط پیروزی رونالد ریگان در انتخابات های ۱۹۸۰ گشوده شده بود را شاهد هستیم ...
موفقیت باورنکردنی برنی سندرز، نامزد "سوسیالیست" در انتخابات مقدماتی ایالات متحده آمریکا را چگونه میتوانیم تفسیر کنیم؟ در حال حاضر سناتور شهر ورمونت در میان رأی دهندگان زیر ۵۰ سال متمایل به دموکرات، از هیلاری کلینتون جلوتر است. فقط به لطف نسل کهن سال تر است که کلینتون توانسته است در نظرسنجی ها جلوتر باقی یماند.
از آنجائیکه سندرز با ماشین کلینتون و همچنین با رسانه های اصلی محافظه کار روبروست، ممکن است در این رقابت پیروز نشود. اما اکنون نشان داده شده است که سندرز دیگری – شاید جوان تر و کمتر سفید – بزودی میتواند در یک روزی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را ببرد و چهره کشور را تغییر دهد. ما از جنبه های بسیاری، پایان آن چرخه سیاسی – ایدئولوژیکی که توسط پیروزی رونالد ریگان در انتخابات های ۱۹٨۰ گشوده شده بود را شاهد هستیم.
بیائید برای لحظه ای به گذشته بنگریم. ایالات متحده آمریکا از سال های ۱۹٣۰ الی ۱۹۷۰ در خط مقدم مجموعه ای از سیاست های بلندپروازانه متمرکز بر کاهش نابرابری های اجتماعی بود. این کشور در سال های میانه جنگ، بخشا برای جلوگیری از هر گونه تشابه با اروپای کهن که آن زمان شدیدا نابرابر و برخلاف روح دموکراتیک آمریکا دیده میشد، درآمد و مالیات بر املاک بسیار مترقی را اختراع کرد و درجه ای از پیشرفت های مالی را براه انداخت که هرگز در این قسمت ما از آتلانتیک، به کار گرفته نشد. از سال های ۱۹٣۰ الی ۱۹٨۰ – یعنی برای مدت نیم قرن – حد متوسط نرخ مالیات بر بالاترین درآمد در ایالات متحده آمریکا (هر ساله بیش از یک میلیون دلار) ٨۲ درصد بود که با رشد خود در سال های ۱۹۴۰ الی ۱۹۶۰ (از زمان روزولت تا کندی) به ۹۱ درصد رسیده بود و هنوز هم در طول انتخابات ریگان در سال ۱۹٨۰، به اندازه ۷۰ درصد بود.
این سیاست به هیچ وجه بر روی رشد قوی اقتصاد پس از جنگ آمریکا تأثیر نگذاشت. بدون شک بخاطر اینکه هیچ دلیلی برای پرداخت ۱۰ میلیون دلار به مدیران بالا وجود ندارد وقتی که پرداخت ۱ میلیون دلار کافی است. مالیات بر املاک، که به همان اندازه نرخ مالیات ۷۰ الی ٨۰ درصدی بر بالاترین دارایی ها در طول دهها سال مترقی بود، تمرکز سرمایه آمریکایی را، بدون تخریب و جنگ هایی که اروپا مجبور به مواجهه با آن شد، شدیدا کاهش داد.

یک سرمایه داری افسانه ای

در سال های ۱۹٣۰، ایالات متحده آمریکا همچنین یک نرخ دستمزد حداقل را در سطح فدرال مقرر داشت. یعنی مدت ها پیش از اینکه کشورهای اروپایی این کار را بکنند. نرخ دستمزد به ارزش ساعتی ۱۰ دلار (به دلار ۲۰۱۶) در اواخر سال های ۱۹۶۰، تا حد زیادی بالاترین نرخ در زمان خود بود.
این امر از آنجایی که هم سطح بهره وری و هم سیستم آموزشی اجازه میداد، تقریبا بدون بروز بیکاری صورت گرفت. ضمنا این همان زمانی است که ایالات متحده آمریکا سرانجام به تبعیض نژادی قانونی غیردموکراتیک که هنوز در جنوب مقرر بود، پایان داد و سیاست های اجتماعی جدیدی را به راه انداخت.
همه این تغییرات، بروز یک اپوزیسیون عضلانی، بخصوص در میان نخبگان مالی و حاشیه ارتجاعی رأی دهندگان سفیدپوست را موجب گردید. آمریکای سال های ۱۹۷۰ که در جنگ ویتنام تحقیر شده بود، بسیار نگران بود از این که بازندگان جنگ جهانی دوم (با آلمان و ژاپن در خط مقدم آن) دارند به سرعت خودشان را میرسانند. سوار بر امواج همه این ناکامی ها، ریگان در سال ۱۹٨۰ با برنامه ای مبتنی بر احیای یک سرمایه داری افسانه ای، که گفته میشد در گذشته وجود داشت، انتخاب شد.
نقطه اوج این برنامه جدید، رفورم های مالیاتی سال ۱۹٨۶ بود که به نیم قرن سیستم مالیاتی مترقی پایان بخشید و مالیات بر بالاترین درآمدها را تا نرخ ۲٨ درصد کاهش داد.
دموکرات ها در سال های ریاست جمهوری کلینتون (۲۰۰۰-۱۹۹۲) و اوباما (۲۰۱۶-۲۰۰٨) این گزینه که نرخ مالیاتی را در حدود ۴۰ درصد (یعنی دو برابر کمتر از سطح متوسط در طول سال های ۱۹٣۰ الی ۱۹٨۰) ثابت نگهداشت، هرگز واقعا به چالش نکشیدند. این امر موجب بروز یک انفجار در نابرابری در کنار حقوق به غایت بالا برای کسانی که میتوانستند آنرا دریافت کنند شد و همچنین باعث رکود درآمد برای بسیاری از آمریکایی ها گردید – همه این ها با رشد کم همراه بود (رشد در سطحی که هنوز هم به گونه ای از اروپا بالاتربود، با توجه به اینکه دنیای کهن در مشکلات دیگری فرو رفته بود).

یک دستورکار مترقی

ریگان همچنین تصمیم گرفت تا حداقل دستمزد در سطح فدرال را نیز منجمد نماید، چیزی که با تورم از سال ۱۹٨۰ اگر چه به آرامی، اما با اطمینان خاطر تحلیل یافته بود (مقداری کمتر از ۷ دلار در ساعت در سال ۲۰۱۶ در مقابل تقریبا ۱۱ دلار در ساعت در سال ۱۹۶۹). تکرار میکنم که این رژیم سیاسی – ایدئولوژیک جدید در سال های کلینتون و اوباما اصلا تخفیف نیافت.
امروزه موفقیت سندرز نشان میدهد که آمریکا از رشد نابرابری و این باصطلاح تغییرات سیاسی به تنگ آمده است و در صدد است هم یک دستور کار مترقی و هم سنت مساوات طلبی آمریکایی را احیاء نماید. هیلاری کلینتون که در سال ۲۰۰٨ در رابطه با مقولاتی مانند بیمه درمانی، در قسمت چپ باراک اوباما می جنگید، امروزه به گونه ای ظاهر میشود که گویا دارد از وضعیت موجود دفاع می کند، یعنی به مثابه وارث دیگری از رژیم سیاسی ریگان – کلینتون – اوباما.
سندرز روشن میسازد که او میخواهد سیستم مالیاتی مترقی را بازگرداند و حداقل دستمزد بالاتری را (۱۵ دلار در ساعت) مقرر دارد. او به این برنامه خود، درمان رایگان و آموزش عالی تر رایگان را نیز اضافه میکند و آنهم در کشوری که در آن نابرابری در دسترسی به آموزش، به بالاترین نقطه بی سابقه ای رسیده است که تفاوت عمیق مابین زندگی اکثریت آمریکایی ها و سخنرانی های شایسته سالار تسکین دهنده که توسط پیروزمندان سیستم لفاظی میشود را برجسته مینماید.
در این ضمن حزب جمهوریخواه در یک گفتمان شدیدا ناسیونالیستی، ضد مهاجران و ضد اسلام (اگرچه اسلام یک نیروی بزرگ مذهبی در این کشور نیست)، و همچنین در یک تجلیل بی حد و حصر از ثروت انباشته شده توسط مردم سفید پوست غرق میشود. قضاتی که در تحت ریاست جمهوری ریگان و بوش منصوب شده اند، هر گونه محدودیت قانونی در مورد نفوذ پول بخش های خصوصی در سیاست را حذف کردند، امری که کار نامزدهایی چون سندرز را تا حد زیادی پیچیده میسازد.
با این وجود، اشکال جدیدی از بسیج سیاسی و تأمین مالی از سوی مردم، میتواند غالب شود و آمریکایی ها را به یک چرخه جدید سیاسی هل بدهد. ما از پیشگویی های حزن آور پایان تاریخ بسیار دور هستیم.  



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ فروردين ۱٣۹۵ -  ٣ آوريل ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: