صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

سیاست بی بنیان خرید دلاری رابطه ژئوپلتیک

اردشیر زارعی قنواتی

• گسترش مناسبات قاهره و ریاض ضمن اینکه تهدید آشکاری برای تمدن و ناسیونالیسم مصری است هم زمان در منطقه پیرامونی نیز حاصلی به غیر از تشدید آنارشی و بی ثباتی نخواهد داشت. بدون تردید این بذل و بخشش مالی عربستان و تقدیم بخشی از حاکمیت ارضی مصر به طرف مقابل بیش از آنچه در چارچوب مناسبات مالوف و معمول دیپلماتیک طبقه بندی شود به نوعی تصویر "خرید ارزی" متحد را در ذهن تداعی می کند ...

روابط بین جمهوری مصر و پادشاهی عربستان سعودی همیشه تابعی از نوسانات سیاسی و امنیتی در عرصه داخلی و خارجی دو کشور بوده است. تاریخ تمدن چند هزار ساله، جمعیت هشتاد میلیونی، میراث "ناصریسم" و نقش راهبردی – کانونی مصر در جهان عرب در مقابل جمعیت کم، واپسگرایی اجتماعی، ارتجاع وهابیت سیاسی و جغرافیایی بیابانی عربستان در مقایسه با منطق تحلیلی یک معادله نابرابر را در خصوص برتری جایگاه قاهره نسبت به ریاض نشان می دهد. این در حالی است که بعد از بحران انرژی در دهه ۵۰ میلادی که ملی شدن نفت ایران توسط زنده یاد "محمد مصدق" کمپانی های بزرگ غربی را در جستجوی نفت و گاز به سوی سرزمین های تازه کشاند و از درون بیابان های حجاز و زیر خیمه های شیوخ خلیج فارس دریایی از نفت مورد اکتشاف و استخراج قرار گرفت که همین خیمه نشین ها را یک شبه به کاخ نشین های متمول عربی تبدیل کرد. سقوط نظام پادشاهی در ایران و شکست "ناسیونالیسم" عربی با چاشنی سوسیالیسم محلی به خصوص بعد از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ با اسرائیل و سپس فروپاشی جهان دوقطبی، گام به گام شرایطی را رقم زد تا ریاض جایگاه خود را با کمک دلارهای نفتی در منطقه تثبیت کنند. از آنجا که چنین معادله سیاسی فاقد حداقل های مبانی قدرت ژئوپلتیک و هژمونی سیاسی – اجتماعی است به تبع آن، هر گونه تغییر مناسبات در روابط دوجانبه ناشی از متغیرهای مالی بوده و فورماسیون این اتحادها بر شالوده سست "روابط بر اساس مراودات مالی" بنا می گردد. از طرف دیگر برای رقم خوردن یک اتحاد استراتژیک به عوامل بسیاری از جمله همسویی در کسب منافع ملی و سازگاری جوامع با تحولات سیاسی – اجتماعی ملی و منطقه یی نیاز است که در عرصه کلان چنین پارامترهایی در مناسبات بین مصر و عربستان وجود نخواهد داشت. آنچه امروز قاهره را به ریاض نزدیک کرده است بیش از هر موضوع دیگری به افول جایگاه مصر در منطقه و فروپاشی ساختار اقتصادی و تا حدودی سیاسی این کشور مربوط می باشد. 
سفر چند روزه "ملک سلمان" پادشاه عربستان به قاهره و توافقات انجام گرفته بین دو کشور در هفته اخیر را باید در چارچوب یک نیاز و استیصال اقتصادی (نه تاریخی با اهداف کسب منافع ملی) مورد ارزیابی قرار داد. به گزارش تلویزیون مصر در جریان این دیدار تاریخی بیش از ده قرارداد به ارزش ۲۰ میلیارد دلار بین دو کشور امضاء شده و ریاض متعهد به تامین مالی ۱۶ میلیارد دلاری یک صندوق سرمایه گذاری مشترک گردید. حجم این سرمایه گذاری ها برای اقتصاد فروپاشیده کنونی مصر از اهمیت زیادی برخوردار بوده است، چنانچه دولت "عبدالفتاح السیسی" رئیس جمهوری این کشور را واداشت تا با دادن یک باج بزرگ در خصوص واگذاری و به رسمیت شناختن مالکیت دو جزیره استراتژیک در دهانه ی دریای سرخ به عربستان، نه تنها خشم ناسیونالیست های مصری که صدای جامعه مدنی کشور خود را نیز در آورد. چنانچه در راستای همین واگذاری بخشی از حاکمیت ملی مصر به عربستان در ازای کمک های کلان مالی، طرح احداث پل بین دو کشور بر روی دریای سرخ نیز مورد توافق قرار گرفت. این توافقات چنانچه به مرحله اجرایی برسد و مخالفت فزاینده جامعه مصری نتواند نقش بازدارنده خود را تحمیل کند در آینده هژمونی ریاض در جهان عرب را می تواند تضمین کند. این تضمین هژمونی به منزله سقوط مصر که همیشه داعیه جهان عرب را داشته است به یک قدرت درجه دوم خواهد بود و می تواند سلطه ریاض بر قاهره را تثبیت کند.
ادعای هر دو رهبر در جریان امضای توافقات حاصله به خصوص در مورد احداث پل بین دو کشور که اتفاقا قرار است از منطقه "نبق" در خاک مصر با گذر از جزایر اهدایی "تیران" و "صنافیر" به منطقه "راس حمید" در عربستان ساخته شود، مبنی بر اتصال دو قاره آسیا و آفریقا با توجه به نقش بی ثبات کننده ریاض در منطقه به نوعی می تواند هجوم سیاسی و ایدئولوژیک وهابیت به سمت آفریقا را کلید بزند. به عکس تصور عمومی و غالب در خصوص توسعه و رشد حوزه های سرزمینی و ملی این حرکت خزنده ریاض برای کشورهای عرب آفریقایی از جمله الجزایر، تونس، لیبی و مراکش نیز با توجه به تاثیری که ریاض بر گسترش تفکرات سلفی – تروریستی دارد، در بطن خود حامل یک تهدید تلقی خواهد شد. اینکه بعد از چند روز از دستیابی به این توافق مهم از سوی رهبران عرب در شاخ آفریقا هیچ عکس العمل مثبتی مشاهده نمی شود، دقیقا به همین واقعیت عینی ارتباط دارد. السیسی با این قراردادها و گسترش مناسبات با ریاض به خصوص به واسطه واگذاری مالکیت دو جزیره استراتژیک تیران و صنافیر به عربستان در آینده نزدیک مورد انتقاد شدید ناسیونالیسم قدرتمند مصری قرار خواهد گرفت. از طرف دیگر با نفوذ قدرت سعودی در حوزه تمدنی مصر ایدئولوژی وهابیت بیش از پیش سکولاریسم و اقلیت بزرگ "قبطی" این کشور را تحت فشار قرار داده و این دو بال تمدنی مصر، این ضربه ویرانگر را بر پرزیدنت السیسی نخواهند بخشید. هر چند که تجربه چند سال اخیر به خصوص بعد از سرنگونی "محمد مرسی" نشان داده است که نظامیان حاکم بر مصر همواره سعی کرده اند در دوستی با ریاض بسیار محتاط عمل کرده و حتی با پذیرش تعهدات نیز، بیشتر به فکر دور زدن و شانه خالی کردن از مسئولیت خود بوده اند که نقش قاهره در ائتلاف عربی در جنگ یمن موید این واقعیت است. السیسی با واگذاری مالکیت دو جزیره مورد اختلاف به عربستان دست به بزرگترین قمار سیاسی خود زده است و از آنجا که قراردادهای انجام گرفته به دلیل بازه زمانی اجرایی شدن آن ها تاثیر فوری و مثبتی بر زیست اقتصادی مردم مصر ندارد، آنچه بیشتر در یاد مردم این کشور به یادگار می ماند تبعات سیاسی آن در خصوص واگذاری و مالکیت بخشی از حاکمیت ارضی و سرزمین ملی به یک کشور دیگر خواهد بود. به همان اندازه که امروز قاهره به ریاض نزدیک می شود با توجه به رقابت های منطقه یی و بین المللی، می تواند از جوامع متمدن و مسئولیت پذیر دورتر شود و این تاوانی است که وی هم چون همتای ترک خود "رجب طیب اردوغان" خواهد پرداخت. گسترش مناسبات قاهره و ریاض ضمن اینکه تهدید آشکاری برای تمدن و ناسیونالیسم مصری است هم زمان در منطقه پیرامونی نیز حاصلی به غیر از تشدید آنارشی و بی ثباتی نخواهد داشت. بدون تردید این بذل و بخشش مالی عربستان و تقدیم بخشی از حاکمیت ارضی مصر به طرف مقابل بیش از آنچه در چارچوب مناسبات مالوف و معمول دیپلماتیک طبقه بندی شود به نوعی تصویر "خرید ارزی" متحد را در ذهن تداعی می کند. 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۵ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۲۴ آوريل ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: