صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

انتخابات آمریکا: قدرت پول و معنای دمکراسی

رحمان حسین زاده

• همین دو مکانیسم فیلتر حزبی و مالی کافی است که در انتخابات آمریکا "آزادی" عمل "شهروندان آزاد" در همین چارچوب قالب بخورد و هیچ امکان دیگری در مقابل خود نبینند. در چنین سیستمی میتوان به سادگی تصور کرد که نمایندگان اتحادیه ها و تشکلهای کارگری و توده ای مستقل از این احزاب، نمایندگان احزاب رادیکال و خلاف جریان و خلاف این دو حزب روزگاری سر از صندوق رای درآورند و انتخاب شوند ...

در مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صفوف به هم ریخته حزب جمهوریخواه با انتخاب سختی روبرو است. قبول دونالد ترامپ میلیاردر "غیربالانس" و یا دست زدن به اقدامی غیرمتعارف در کنوانسیون سراسری حزب در ماه ژوئیه و تعیین فرد دیگری به عنوان کاندید مورد حمایت حزب. شواهد نشان میدهد حزب جمهوریخواه به پذیرش کاندیداتوری ترامپ متقاعد خواهد شد. از دو هفته قبل که ترامپ به عنوان تنها کاندید حزب جمهوریخواه در صحنه رقابتهای درون حزبی باقی مانده، مهندسی افکار توسط رسانه های نان به نرخ روز روال دیگری را شروع کرده است. بحث آنجا متمرکز شده است، دونالد ترامپ جمهوریخواه یا هیلاری کلینتون دمکرات؟ کدامیک شانس پیروزی نهایی را دارند؟! این صورت مسئله هیئت حاکمه امپریالیستی آمریکا از هر دو حزب و کل ایدئولوگها، مفسرین و رسانه های بورژوایی در سطح جهانی است. در صددند با هزینه های نجومی مالی و مهندسی وسیع افکار عمومی این صورت مسئله بی ربط به سرنوشت و اراده واقعی مردم را نه تنها به مردم آمریکا، به جهان تحمیل کنند. این صورت مسئله گمراه کننده را نباید پذیرفت و بی اراده کردن مردم را در خلال همین پروسه انتخاباتی در مهد دمکراسی غربی در خود آمریکا باید نقد کرد و روند دیگری را نشان داد.

در دنیای دمکراسی و در دمکراسی غربی و آمریکا ظاهرا همه آزادند، "انتخاب شوند و انتخاب کنند". آنجا برای مثال در مقایسه با کشوری مثل ایران خبری از هیئتهای تایید کاندیداها و "شورای نگهبان" و نهادهای کسب اطمینان وفاداری به نظام حاکم نیست. مثل کشورهای استبدادی مانعی برسر راه مخالفان دولت حاکم وجود ندارد. از فیلترینگ و سوپاپ اطمینانهای آنچنانی و تهدید عریان و زندان خبری نیست. اما در تار و پود دمکراسی غربی و در تجربه خود آمریکا به عنوان بزرگترین کشور دمکراسی فیلترینگ و سوپاپ اطمینانهای به مراتب قویتر و نه چندان پوشیده همواره و این بار هم عمل کرده اند. فقط به دو مورد اشاره میکنم.

تاریخ سیاسی دمکراسی آمریکا صحنه رقابت انتخاباتی دو حزب دمکرات و جمهوریخواه به عنوان دو جناح اصلی و مورد اعتماد بورژوازی امپریالیستی آمریکا است. کاپیتالیسم در آمریکا بر دوش دو حزب شناخته شده و اصلی خود نه تنها هیچگاه احساس ترس و بی اعتمادی نکرده است، بلکه وجود این دو حزب در کنار هم و دست به دست شدن قدرت در میان آنها اتفاقا اطمینان بخش ترین سوپاپ اطمینان حفظ نظم سرمایه و استثمار و ستم طبقاتی در مقابل کارگر و توده مردم همیشه خواهان تغییر بوده است. هر بار که مردم از دولت حاکم سرخورده شده اند، حزب اپوزیسیون با همه مکانیسمهای موجود و مهندسی افکار و عمدتا با همان پلاتفرم مشهور "تغییر" ((Change رأی و توجه مردم را به سمت حزب خود کانالیزه کرده است. اولین فیلتر و صافی اطمینان بخش تایید کاندیداها در آمریکا از کانال این دو حزب میگذرد. محال است کاندیدی بتواند یارای رقابت داشته باشد و سر از صندوق انتخابات در آورد، مادامی که حمایت یکی از این دو حزب را با خود نداشته باشد. ما شاهد بودیم که یک میلیاردر آمریکایی به نام "راس پرو" در انتخابات ۱۹۹۲ که به عنوان کاندید مستقل از این دو حزب پا به میدان گذاشت، راه به جایی نبرد.

اضافه بر فیلترینگ این دو حزب، قدرت پول تعیین کننده است. کاندیدی میتواند در این رقابتها ثبت نام کند و دوام بیاورد که از قدرت مالی بالایی برخوردار باشد. برای مثال در انتخابات ۱۹۹۶ برای ثبت نام کردن به عنوان کاندید میبایست از قدرت مالی ۶۰ میلیون دلاری برخودردار بود. با رکوردی که امسال ترامپ بر جای گذاشته، به احتمال قوی این استاندارد هم سنگین تر شده است. به روشنی معلوم است صرفنظر از بعضی جنبه های دیگر قدرت مالی در انتخابات امسال یک برگ برنده اصلی در تفوق بر رقیبان است. برگه مهمی تا هم اکنون ترامپ میلیاردر و کلینتون مورد حمایت میلیاردرها به خوبی از آن بهره برده اند.

همین دو مکانیسم فیلتر حزبی و مالی کافی است که در انتخابات آمریکا "آزادی" عمل "شهروندان آزاد" در همین چارچوب قالب بخورد و هیچ امکان دیگری در مقابل خود نبینند. در چنین سیستمی میتوان به سادگی تصور کرد که نمایندگان اتحادیه ها و تشکلهای کارگری و توده ای مستقل از این احزاب، نمایندگان احزاب رادیکال و خلاف جریان و خلاف این دو حزب، رهبران و شخصیتهای منفرد، نهادها و جریانات و افرادی که از توانایی مالی بالایی برخوردار نیستند و طبعا کمونیستها که قانونا هم از کاندید شدن منع شده اند، محال است روزی روزگاری سر از صندوق رای درآورند و انتخاب شوند. معنای دمکراسی واقعی و غربی و نمونه اخیر آن در آمریکا همین است و این چیزی جز بی اراده کردن از قبل مردم در یک پروسه ظاهرا انتخاباتی نیست. اگر بی اراده کردن و سلب اراده مردم در کشورهای استبدادی محتاج دم ودستگاه عریض و طویل سرکوب و زندان و پلیس و اختناق سیاسی بیسابقه است، در اینجا همین نتیجه را با مکانیسم دمکراسی و انتخابات حاصل میکنند.

تغییر رادیکال لازم است
تردیدی نیست جامعه آمریکا و طبقه کارگر و مردم و اقشار تحت ستم آن تشنه تغییر و رهایی هستند. تغییر رادیکالی لازم است که به استثمار و تبعیض و نابرابری و کار مزدی، به سیاستهای امپریالیستی در جهان معاصر، به راسیسم و دسته بندی رنگین پوستان و تقسیم بندی سیاه و سفید، به بی حقوق زنان و مهاجرین و بیکاران و بی مسکنان و به بازی گرفتن هر چهار سال یکبار سرنوشت طبقه کارگر و صف میلیونی انسان حق طلب و خواهان تغییر رادیکال توسط جناحهای مختلف بورژوازی خاتمه دهد و اراده انسان را احیا کند. چنین تغییری در گرو جاری شدن سیاست سوسیالیستی در بطن جامعه و در گرو عروج کارگر و کمونیسم و حزب کمونیستی در بزرگترین کشور صنعتی دنیا است. در غیر اینصورت معجزه ای در کار نیست، سرنوشت طبقه ما و انسانیت در جامعه آمریکا به همین شکلی رقم میخورد که بیش از یک قرن است اسیر دست جناحهای مختلف بورژوازی و بازی انتخاباتی آنها است. 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱٨ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۷ می ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: