صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

  بانوی ورجاوند محترمه شهلاجان لطيفی 

سرزمین مغضوب 

در سرزمین مغضوب  
گلی بی رحمانه پرپر می شود
روح بلند با آسانی می میرد
آرزوی پسربچه ای
و آرمان های ناشکفته دوشیزه ای
در سایه ظلم و غفلت از فرصت ها
تباه می شوند
***
در سرزمین مغضوب
ستاره ها زیر ابر می خوابند
تا سراسیمگی باغ های ویران شده را با چشمان پویای شان دیگر نبینند
و مهتاب در لایه های افسردگی ها نهان می شود
تا گریه های شب هنگام یتیمان را بعد از این دگر نشنود
***
در سرزمین مغضوب
همه دارند هوای مملو از درد و بی بند و باری انسانی را
ناخودآگاه تنفس می کنند
و اکثر فقط می خورند و می خوابند
بیخبر از اینکه
هر نفسی تنیده به آرزوهای خواب آلود شان
ضایعه لحظه هایست
در لابلای تشنج بی درمان دوران
***
04-20-2016

 

+++++++++++++++++++++++++++
 
سازش با من


سازش با من دوست داشتن آفتاب است
در روزهای که فقط یخ دارد پنجره ها را می نوازد
و مرغکانی تخمگذار
به روی توده ای برف 
تخم های گرم می گذارند
***

سازش با من دوست داشتن مهتاب است

که حریر فروغش را به کناره های سرد ستارگان با ترحم می آویزد
***

سازش با من دست گرفتن بی بضاعت روی جاده است

شفقت به کودک ناوابسته به عطوفت مادر است
***
سازش با من باران سخاوت است
گل های رنگ رنگ عشق از بستان باطراوت است
***
سازش با من خواب در کاخ افسانوی است
احساس عشق جاودانی است
***
سازش با من ترانه ها را در باغ قحطی عاطفه ها می سراید
و دریچه های بسته را به رخ دریا می گشاید
***
سازش با من عشق است
سکوت محض در کلبه آزادی های انسانی باهوش است
***
سازش با من رخت دلتنگی اندام یک زن 
به روی دستان خیالات است
خروش پرنده آبی لب ساحل ِ فخر و مباهات است
***
سازش با من شراب است
می از شیره انگور ناب است
که سرانجام در کام عشق و صلح
پیوندها را غسل خواهد داد 
جاودانه



10-05-2015

هیچ نظری موجود نیست: