صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۳, پنجشنبه

دکتر ژند شکیبی، استاد دانشگاه دولتی نیویورک در گفتگو با ایراس:
منافع نظامی و ژئوپلیتیکی روسیه در سوریه و مسئله غرب

دکتر ژند شکیبی: اولویت قدرت های بزرگ، همکاری با یکدیگر برای رفع چالش های منطقه ­ای و جهانی است. در این چارچوب، قدرت های منطقه ای باید همسو با این قدرت ها قدم بردارند. اگر به بحران سوریه نگاه کنیم، روسیه و غرب با تغییر مواضع خود در خصوص برخی موضوعات مانند آینده بشار اسد در دولت سوریه شروع به همکاری با یکدیگر کرده اند. من فکر نمی کنم که چالش های قدیمی و کنونی میان روسیه و غرب، بر این تصور که همکاری روسیه با قدرت های منطقه ای فرع بر همکاری این کشور با قدرت های جهانی است، خدشه ای وارد کند.

ایراس: با وجود همکاری نزدیک روسیه و امریکا در مسأله سوریه غرب همچنان موضوع تحریم های روسیه را به طور جدی دنبال می کند. آیا ما شاهد الگوی تازه ای از همکاری و تعارض در برابر الگوی قدیمی همکاری و رقابت در روابط روسیه و غرب هستیم؟
دکترشکیبی: به نظر من، این موضوع طبیعی است. ما در تاریخ معاصر شاهد آن بودیم که ایالات متحده آمریکا تحریم هایی در حوزه فناوری علیه شوروی وضع کرده بود، اما این دو قدرت جهانی در دیگر حوزه ها با یکدیگر همکاری داشتند. لذا، این که گفته می شود روابط آمریکا و شوروی در چارچوب بازی حاصل جمع صفر قابل تبیین بوده، از اساس غلط است. این موضوع کاملا عادی است که دو قدرت بزرگ همانند آمریکا و روسیه دارای منافع جهانی باشند، لذا میان تحریم های کنونی و همکاری آن دو کشور در بحران سوریه، تناقضی وجود ندارد. نمونه دیگری از این نوع رابطه در بحران اوکراین خودنمایی می کند. بسیاری این انتظار را داشتند که بحران اوکراین سر آغاز جنگ سرد جدیدی در نظام بین الملل خواهد بود و دو کشور را وارد فضای تخاصم نسبت به یکدیگر می کند، اما شاهد آن بودیم که چنین امری اتفاق نیفتاد. این دو کشور دارای منافع متمایزی بوده، اما این منافع دلیلی بر عدم همکاری انها نیست. با این حال، هنگامی که منافع منطقه ای و جهانی روسیه و آمریکا در تضاد با یکدیگر باشد، رویکردها و سیاست های این دو کشور نیز وجهه ای خصمانه به خود می گیرد.
 
نکته قابل توجه آن است که این موضوع یک «روند» نیست، بلکه ویژگی روابط دوجانبه آن ها به حساب می آید. من فکر می کنم که دیپلماسی دوجانبه این دو کشور غالبا به صورت بازی حاصل جمع صفر تعریف می شود، بدین معنی که آن دو یا روابط خصمانه دارند و یا بهترین دوست یکدیگر تلقی می شوند. کشورها هنگامی که با تهدید جدی و مشترکی مواجه می شوند، برای مقابله با آن، به سوی یکدیگر روی می آورند. در بحران سوریه، برای مقابله با برخی چالش های مشخص که تهدیدگر متحدان آمریکا، اتحادیه اروپا و منافع روسیه در قفقاز بود، دو قدرت ایالات متحده و فدراسیون روسیه نهایتا دست همکاری به یکدیگر دادند. درواقع، کیفیت کنونی مناسبات این دو کشور نباید یک مسئله قطعی قلمداد شود، بلکه نشانگر مولفه واقعگرایی در نوع روابط آن ها است.
ایراس: آیا روسیه از چنین رویکرد آمریکا استقبال می کند و آن را می پذیرد؟
دکتر شکیبی: پاسخ مثبت است. هنگامی که به اسناد و اظهارات مقامات روس توجه کنیم، در می یابیم که آن ها در روابط خود با کشورها از جمله ایران معتقد به نوعی عملگرایی هستند. دولت روسیه به هر کشوری اظهار می کند که ما با هم منافع و تهدیدات مشترک داریم؛ ما با هم بر سر موضوعات مختلف همکاری می کنیم، اما این بدین معنی نیست که در همه حوزه های موضوعی و جغرافیایی با کشورها در توافق کامل هستیم. این نوع نگرش روس ها از ابتدای قرن نوزدهم بر روابط بین المللی آن ها توفق داشته است.
ایراس: چرا روسیه هنوز مایل نیست بازی مستقلی در سطح بین المللی داشته باشد و دائما به دنبال تعریف خود با جهان غرب است؟
دکترشکیبی: به اعتقاد من، آن دسته از افرادی که روابط بین المللی را مورد مطالعه قرار می دهند باید بر این موضوع واقف باشند که واقعیت نه تنها هیچ گاه ثابت نبوده، بلکه سرشار از تناقض است. مقوله هایی همچون واقعیت و واقعگرایی، مفهوم ایدئولوژی و ایده غربی شدن را در ذهن تصمیم گیران روسی خنثی کرده و به طور کلی، زدوده است. هنگامی که روس ها از غرب سخن به میان می آورند، منظور آن ها، آمریکا و ائتلاف یوروآتلانتیک یا ناتو است. از این رو، روسیه همواره با غرب در رقابت بوده، اما همکاری با آن ها را فراموش نکرده است. این نوع تعامل و تضاد با جهان غرب، ویژگی جدایی ناپذیر و تاریخی رفتار بین المللی روسیه حداقل در سیصد سال گذشته به حساب می آید. لذا چندان با این گزاره که روسیه مایل به بازی مستقل در سطح بین المللی نبوده و خواهان تعریف خود در چارچوب جهان غرب است، موافق نیستم.
ایراس: به موضوع سوریه بازگردیم. آیا روسیه در حال تحمیل خود به غرب است یا این که همکاری بر سر موضوع سوریه بازی آمریکا برای مدیریت نقش روسیه است؟
دکترشکیبی: رویکرد ایالات متحده به حضور نظامی روسیه در سوریه تناقض آمیز نبوده، بلکه تصدیق نقش روسیه به عنوان قدرت جهانی و مهر تاییدی بر منافع جهانی این کشور است. با این حال، این کشور به همراه اتحادیه اروپا سعی داشته تا این نقش را از روسیه در پرونده هایی همچون اوکراین و سوریه سلب نماید. به طور کلی، نگرش روسیه به روابط بین الملل به این حقیقت آشکار باز می گردد که قدرت هایی همچون روسیه، چین، ایالات متحده و اروپا، مسئولیت بین المللی نسبت به چالش های جهانی همچون بحران سوریه دارند. از این رو، نگاه کنونی مردم روسیه به قدرت نمایی کشور خود را در چارچوب نقش سنتی این کشور به عنوان یک قدرت جهانی تعبیر می کنند، به طوری که این کشور با دیگر قدرت ها به منظور حل معضلات در سطح نظام جهانی مانند بحرا نسوریه، همکاری می کند.
در ارتباط با این موضوع که روسیه به دنبال مدیریت یا به تعبیر دیگر، محدودسازی نقش روسیه در بحران سوریه است، باید به چند عامل که منجر به تصمیم پوتین مبنی بر نقش آفرینی در بحران سوریه شد، اشاره کنم. نخست، همان طور که همگان می دانند، روسیه از شکل گیری و گسترش گروه های اسلام گرای تندرو در مرزهای جنوبی خود واهمه دارد. لذا، آغاز بحران سوریه و شکل گیری داعش می تواند زمینه ساز بی ثباتی در منطقه قفقاز شمالی شود. دوم، پوتین به سوریه به چشم یک متحد منطقه ای می نگرد. باید توجه داشته باشید که روسیه خود را به عنوان یک قدرت نظامی جهانی معرفی کرده است و نیروی دریایی این کشور از طریق مرزهای دریایی سوریه توانایی قدرت نمایی در مدیترانه را دارند. سوم، این نگرانی در مسکو وجود داشت که با برکناری بشار اسد، کشور سوریه نه تنها با انقلاب مواجه شود، بلکه دولت به دست افراد غربگرا بیفتد. برآیند این عوامل حکایت از آن دارد که روسیه دارای منافع نظامی و ژئوپلتیکی در منطقه بوده و اگر سوریه را از دست دهد، تردید نخواهد داشت که نه تنها این منافع با چالش رو به رو شده بلکه منطقه قفقاز با معضلات داخلی دست به گریبان خواهد شد.
از این نکته نباید غفلت کرد که ایالات متحده آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم، چتر امنیتی بر سر اروپا برقرار کرد. اما هنگامی که تبعات بحران سوریه در اروپا تسری یافت و اوضاع روز به روز برای اتحادیه اروپا وخیم تر شد، دولت آمریکا چندان تمایلی برای دخالت از خود نشان نداد. در این لحظه، ولادیمیر پوتین به عنوان یک ناجی ظهور کرد و اعلام کرد که امنیت سرزمینی شما را تامین خواهم کرد. پوتین به اروپایی ها این پیغام را داد که بمب های آمریکا علیه داعش، وضعیت را تغییر نداد، اما روسیه و اروپا دارای منافع مشترک بوده و روسیه شما را از بحران سوریه مصون نگه خواهد داشت.
ایراس: موضوع همکاری روسیه در سوریه در ازای رفع تحریم های غرب علیه این کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
دکترشکیبی: فکر نمی کنم که روسیه در ازای لغو تحریم های مالی مبادرت به حضور نظامی در کارزار سوریه کرده باشد. چرا که روسیه در بحران اوکراین از چند خط قرمز اساسی عبور کرده است. نقض حاکمیت ملی، الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه و دخالت در شرق اوکراین، خطوط قرمزی بوده که آمریکا و اروپا انتظار آن را نداشتند. غرب متقعد است که اگر الحاق کریمه و دخالت در شرق اوکراین مورد تایید قرارگیرد، غرب هیچ گاه نخواهد توانست در مقابل زیاده خواهی های احتمالی چین نسبت به همسایگان کوچک خود، اقدامی انجام دهد، چرا که چین خواهد گفت: من همان کاری را کرده ام که روسیه پیش از این انجام داده و شما (غرب)، آن را تایید کرده اید! 
ایراس: در خصوص روسیه، انتظار شما از خروجی نشست پیش روی سران ناتو در ورشو لهستان چیست؟
دکترشکیبی: مقامات لهستان اظهار داشته اند که بزرگترین تهدید برای اروپا، روسیه (و نه داعش) است. روسیه همواره دشمنان یا نیروهای مخالف سنتی در ناتو داشته است. کشورهایی همچون لهستان و لتونی اجازه نخواهند داد که روابط دوستانه و گرم غرب با روسیه پس از بحران اوکراین از سر گرفته شود. همچنین، اگر به گزارش راهبردی دو ماه پیش فرمانده ارشد آمریکا در ناتو توجه کنید، در خواهید یافت که روسیه به عنوان تهدید شماره یک ناتو در سال های پیش رو عنوان شده است. از این رو، ناتو و به خصوص آمریکا به دنبال گسترش نیروهای نظامی در منطقه و افزایش بودجه برآمده اند.
ایراس: آیا روسیه تبدیل به «دشمن» ناتو خواهد شد یا کماکان به عنوان یک «تهدید» باقی خواهد ماند؟
دکترشکیبی: فکر می کنم که لهستان، جمهوری های بالتیک و برخی کشورهای دیگر، تمایل دارند تا روسیه را دشمن غرب و ناتو معرفی کنند، اما واشنگتن، لندن، پاریس و برلین اجازه چنین اقدامی را نخواهند داد. با این حال، مادامی که بحران اوکراین ادامه دارد، هیچگونه تنش زدایی و مصالحه ای میان روسیه و ناتو شاهد نخواهیم بود.
ایراس: شکل گیری دولت جدید در آمریکا چه تاثیری بر روابط روسیه و غرب خواهد داشت؟
دکترشکیبی: خیلی سخت است که از الان درباره این موضوع حرف بزنیم. تا به الان، دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه، هیچ جزییاتی از سیاست و رویکرد خود در قبال روسیه مطرح نکرده است. در واقع، ترامپ بسیار غیرقابل پیش بینی است. در سوی دیگر، هیلاری کلینتون از حزب دموکرات، دیدگاه بسیار منفی نسبت به ولادیمیر پوتین و روسیه دارد و فکر می کنم که نسبت به دولت اوباما، رویکرد سختگیرانه تری نسبت به روسیه داشته باشد. پیش بینی من آن است که کلینتون در صورت احراز پست ریاست جمهوری آمریکا برای مهار سوریه با دولت های اروپای شرقی همکاری بیشتری خواهد داشت. به خاطر داشته باشید که کلینتون همچنان به دیدگاه های خود همانند مداخله بشردوستانه و نقش آمریکا در تضمین دمکواسی جهانی پایبند است. با نگاهی به مواضع و عملکرد وی در جنگ های عراق و لیبی و همچنین بحران سوریه درخواهیم یافت که روسیه برای هیلاری کلینتون، تهدید شماره یک و اصلی است. فکر می کنم که ریاست جمهوری کلینتون سرآغازی بر تشدید تنش ها میان روسیه و آمریکا شود. از سوی دیگر، معتقدم مادامی که ولادیمیر پوتین در مسند قدرت قراردارد، هیچ گونه بهبود جدی روابط میان دو کشور به وقوع نپیوندد.
ایراس: سوال پایانی در ارتباط با روابط دوجانبه ایران و روسیه در بحران سوریه است. در ایران این ترجیح وجود دارد که روسیه را به عنوان یک متحد بنامند. در سوی دیگر، روس ها ترجیح می دهند که ایران را به عنوان یک دنباله رو معرفی نمایند. لذا منطق سیاست خارجی روسیه در قبال ایران متفاوت از منطق سیاست خارجی ایران در قبال روسیه است. در ایران این نگرانی وجود دارد که نگاه روسیه به بحران سوریه، نگاهی بین المللی بوده و لذا روسیه معتقد است که این بحران بین المللی باید در سطح قدرت های جهانی حل و فصل شود. این نگرانی از این جهت است که ایران باید دستورکار مطروحه از سوی روسیه و آمریکا را بپذیرد. به اعتقاد شما، این نگرانی تا چه اندازه قابل اعتنا و جدی است؟ 
دکتر شکیبی: همان طور که اشاره کردم، اگر به روندهای رفتاری روسیه از قرن نوزده میلادی توجه کنیم، به دو نکته پی خواهیم برد. نخست، موازنه قوا، بدین معنی که هیچ کشوی نباید تبدیل به ابرقدرت شود. دوم، این تنها قدرت های جهانی هستند که نه تنها مسئولیت حل و فصل معضلات کوچک را بر عهده دارند، بلکه قدرت های بزرگ بدون دخالت دیگر قدرت ها باید نسبت به اعمال نفوذ در بحران ها و روندهای جهانی آزاد باشند. لذا، اعتقاد بر آن بوده که جهان را به چند بخش تقسیم کنند و هر قدرت نسبت به کنترل آن منطقه جهان بدون دخالت دیگر قدرت ها مبادرت ورزد. حال اگر هر یک از قدرت ها با چالشی در منطقه خود رو به رو شد، قدرت ها برای رفع آن چالش با یکدیگر اقدام به همکاری نمایند. البته این بدین معنی نیست که روسیه نسبت به قدرت های منطقه ای و کوچک بی تفاوت است، اما اولویت این کشور همکاری با قدرت های جهانی برای رفع چالش های منطقه ­ای و جهانی است. در این چارچوب، قدرت های منطقه ای باید همسو با قدرت های جهانی قدم بردارند. اگر به بحران سوریه نگاه کنیم، روسیه و غرب با تغییر مواضع خود در خصوص برخی موضوعات مانند آینده بشار اسد در دولت سوریه شروع به همکاری با یکدیگر کرده اند. من فکر نمی کنم که چالش های قدیمی و کنونی میان روسیه و غرب، بر این تصور که همکاری روسیه با قدرت های منطقه ای فرع بر همکاری این کشور با قدرت های جهانی است، خدشه ای وارد کند.

هیچ نظری موجود نیست: