صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱, سه‌شنبه

شاعر ورزیده محترمه عزیزه عنایت 

آشفته !

گشته ام غرق خیال تو جهان را چه کنم
بیتو من دبدبه و شوکت و شانرا چه کنم

آشفته !


گشته ام غرق خیال تو جهان را چه کنم

بیتو من دبدبه و شوکت و شانرا چه کنم

نبؤد در سر من جز تو هــــوایی دیگری

دل شد آشفتۀ تــو،راحت جان را چه کنم

نغـمـۀ عشق تو آرد دل و جانم به نــــوا

ای نوازشگرمن شـور و فغا نراچه کنم

جان دهم پیش رخت دلبر مستا نه ء مـن

گــر نبینم رخ تو سود وزیانرا چه کنـــم

بـا دل واله (عزیزه)همه شب تا به سحر

دیــدۀ نم زده و اشک فشـــانــرا چه کنـم 

عزیزه عنایت :


هیچ نظری موجود نیست: