صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۷, دوشنبه

اسلاوی ژیژک درباره خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مطرح کرد: 
آیا فضای هرج ومرج پس ازبرگزیت به نفع چپها خواهد بود؟

نوژن اعتضادالسلطنه

• اسلاوی ژیژک فیلسوف معروف معاصر در مقاله تازه خود در نشریه "نیوزویک" این پرسش را مطرح کرده است که آیا فضای ایجاد شده پر هرج و مرج پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا می تواند سبب شود تا نیروهای چپ در اروپا بتوانند به بازتعریف خود بپردازند. ...
فروید روانکاو معروف این پرسش برایش مطرح بود که در پایان عمرش چه اتفاقی می افتد او که بر روی موضوع سکسوالیته تمرکز کرده بود اعتراف کرد که درباره معمای تمایلات جنسی زنانه دچار سردرگمی شده است. حیرت مشابهی را امروز می توانیم درباره خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا ببینیم ما با خود می گوییم که اروپا چه می خواهد؟


مخاطرات واقعی همه پرسی اخیر زمانی روشن تر می شود که خود را در بستر تاریخی کلان تر آن قرار دهیم. در غرب و شرق اروپا نشانه هایی از تنظیم دوباره ترتیبات سیاسی دیده می شوند. تا همین اواخر فضای سیاسی تحت تسلط احزاب اصلی بودند که کل بدنه انتخاباتی را تشکیل می دادند از سویی احزاب راست میانه از جمله دموکرات مسیحی ها، محافظه کاران لیبرال و در سوی دیگر احزاب چپ میانه حضور داشتند از جمله سوسیالیست ها و سوسیال دموکرات ها و در نهایت نیز احزابی با رای دهندگان کوچک تر که می توان احزاب حامی محیط زیست و نئوفاشیست ها را در آن زمره جای داد. در حال حاضر یک جریان منحصر بفرد در حال ظهور است که در مقابل سرمایه داری جهانی ایستاده و در برابر حقوق همجنسگرایان، اقلیت های قومیتی و مذهبی و مسائلی چون سقط جنین از خود مدارا به خرج می دهد این جریان مخالف سیاست های ضد مهاجرتی احزاب پوپولیست است سیاست هایی که با خواسته گروه های نئوفاشیست همپوشانی دارند.


لهستان یک مورد خوب از این موضوع است پس از آن که کمونیست های سابق ناپدید شدند احزاب اصلی خط مشی "ضد ایدئولوژیکی" پیدا کردند و "دونالد تاسک" نخست وزیر آن کشور از حزب لیبرال میانه شد که اکنون ریاست شورای اروپایی را بر عهده دارد و در سوی دیگر حزب برادر لیبرال ها یعنی حزب محافظه کار نماینده اش به عنوان رییس جمهوری لهستان در فاصله سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ مشغول به کار شد. در اوایل دهه ۹۰ میلادی محافظه کاران بهتر عمل کردند و پس از آن به نظر می رسید که چپ های لیبرال دست بالا را پیدا کرده اند و اکنون بار دیگر محافظه کاران قدرت گرفته اند. پوپولیست های ضد مهاجران بار دیگر به سیاست بازگشته اند آنان از تضاد ها و رویارویی صحبت می کنند از قرار گرفتن ما در برابر دیگری و همین موضوع است که باعث شده تا چپ با این سردرگمی مواجه شود که باید در برابر رویکرد پرشور راست های پوپولیست چه موضعی اتحاذ کند . برخی از چپ ها از خود می پرسند اگر رهبر ملی گرای افراطی جبهه ملی فرانسه یعنی مارین لوپن می تواند این کار را انجام دهد چرا ما نتوانیم ؟ در نتیجه واقعیت آن است که بازگشت چپ ها به ایده دولت ملت و بسیج ملی احساسات آنان درگیر یک مبارزه مسخره از پیش بازنده در برابر پوپولیست ها می کند.


اروپا در یک دور باطل گرفتار شده است شاهد نوسانی میان تکنوکراسی بروکسل هستیم که قادر به بیرون آمدن از آن نیست و از سوی دیگر شاهد خشم مردمی علیه این وضعیت هستیم خشمی که پیش تر به جنبش چپ رادیکال نو اختصاص داشت اما اکنون از سوی پوپولیسم راستگرا مورد بهره برداری قرار می گیرد. همه پرسی اخیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در امتداد خط این اپوزیسیون تازه بوده است و نشان می دهد چرا یک اشتباه وحشتناک بوده است. می توان هم پیمانی عجیب و غریبی را در اردوگاه طرفدار خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مشاهده کرد: میهن پرستان راستگرا و ملی گرایان پوپولبیست با تلفیق احساس ترس از مهاجران به همراه خشم طبقه کارگر در همراهی با نژادپرستی میهن پرستان خشم مردم عادی را سازماندهی کرده اند آیا این بستر ایده آلی برای شکل گیری نوع تازه ای از فاشیسم نخواهد بود؟


ما باید تهدید واقعی را تشخیص دهیم باید بفهمیم که چگونه می تواند با توافق نامه هایی چون توافق تجارت و سرمایه گذاری مشارکت ترانس اتلانتیک که در حال حاضر تهدیدی واقعی برای حاکمیت مردم است مقابله کرد و باید درک کرد که چگونه می توان با فجایع زیست محیطی و عدم تعادل اقتصادی که فقر و مهاجرت های تازه را موحب شده اند رویارو شد. انتخاب گزینه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا به معنای عقب گیری تاریخی برای مبارزات واقعی بود باید بخاطر داشت که یک استدلال مهم برای هواداران برگزیت طرح موضوع "تهدید پناهجویان" بود. همه پرسی بریتانیا اثبات نهایی این موضوع بود که ایدئولوژی (به مفهوم مارکسیستی آن در معنای آگاهی کاذب) هنوز در جوامع ما زنده است.


زمانی که استالین در اواخر دهه ۲۰ میلادی این موضوع را مطرح کرد که کدام جناح سیاسی بدترین است چپ یا راست او این پاسخ را مطرح کرد که "هر دوی آن ها بدترین هستند" ! چرا همین استدلال مشابه آن چیزی نبوده باشد که رای دهندگان بریتانیایی با آن مواجه بودند؟ ماندن در اتحادیه اروپا بدترین گزینه بود چرا که حافظ وضع موجود بود و خروج نیز بدترین گزینه است چرا که هیچ تغییر مطلوبی را به ارمغان نخواهد آورد.


دو روز پیش از همه پرسی تفکری در رسانه ها مطرح شده بود:"فارغ از نتیجه همه پرسی اتحادیه اروپا هرگز همانند دوران اولیه خود نخواهد شد و آسیب غیر قابل جبرانی را خواهد خورد". اما عکس این قضیه نیز صادق است:" هیچ چیزی واقعا تغییر نکرده است بجز آن که رکود و سکون موجود در اروپا را نمی توان نادیده گرفت. اروپا بار دیگر وقت خود را در جریان مذاکرات طولانی مدت میان اعضایش تلف خواهد کرد و هم چنان به پروژه های سیاسی خام خود در مقیاس کلان تداوم خواهد بخشید. این آن چیزی است که مخالفان برگزیت نتوانستند ببینند و از مشاهده واقعیت ها شوکه شدند آنان از "عدم عقلانیت" حاکم بر طرفداران خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا گلایه می کنند در حالی که نیاز به تغییرات ضروری پیش از برگزاری همه پرسی را نادیده گرفته بودند.


سردرگمی اصلی آن است که برگزیت محدود به اروپا نمانده است و بخشی از روند بزرگتر بحران "تولید رضایت دموکراتیک" در جوامع ما است که در آن شکاف بزرگی میان نهادهای سیاسی و خشم مردمی ایجاد شده است خشمی که فضایی برای ظهور ترامپ و سندرز در امریکا بوده است. نشانه های هرج و مرج و بی نظمی در همه جا دیده می شوند بحث های اخیر درباره قانون کنترل اسلحه در کنگره و تحصن نمایندگان دموکرات به نشانه اعتراض. آیا اکنون زمانی برای ناامیدی است؟


شعار مائو را به خاطر آورید:"همه چیز زیر آسمان در هرج و مرج مطلق است وضعیت بسیار عالی است". باید بحران را جدی گرفت بدون توهم. با این حال، اکنون فرصتی پیش آمده که می توان از آن به طور کامل بهره برداری کرد. اگرچه بحران ها خطرناک و دردناک هستند اما واقعیت آن است که مبارزه هزینه دارد و باید برای پیروزی هزینه آن را پرداخت. اکنون نیازمند استفاده از فرصتی منحصر بفرد هستیم نیاز به تغییری رادیکال در مسیری مناسب تر وجود دارد پروژه ای که دور باطل تکنوکراسی اتحادیه اروپا و پوپولیسم ملی گرایانه را در هم شکند. در میانه این چرخه معیوب باید به پروژه پان اروپایی اشاره کرد که چالشی واقعی برای بشریت امروز است.


اکنون همزمان با پیروزی برگزیت خواست خروج از اتحادیه اروپا در سرتاسر اروپا مطرح شده است . متاسفانه اکنون چپ موجود به خوبی شناخته شده ای وجود ندارد که قابلیت درهم شکستن وضعیت ایجاد شده را داشته باشد تا فرصت به وجودآمده را از دست ندهد. 


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۶ تير ۱٣۹۵ -  ۲۶ ژوئن ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: