صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۴, جمعه

«تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان»، آیا این مسئله به نفع افغانستان است؟

پیام آفتاب: در نگاه اول به نظر می‌رسد که این تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان در مسئله مبارزه با گروه‌های تروریستی و ورود مستقیم پهپادهای این کشور در مسئله هدف قرار دادن ملا منصور بدون هماهنگی با پاکستان، می‌تواند نوید بخش فرداهای بهتر برای افغانستان باشد.

«ملا اختر محمد منصور» رهبر پیشین طالبان، شنبه هفته گذشته در حمله پهیادهای آمریکایی در ایالت بلوچستان پاکستان کشته شد. کشته شدن ملامنصور در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی، به زودی با واکنش مقامات پاکستان در این زمینه مواجه شد. پاکستان حمله هواپیماهای بدون سرنشین در این منطقه از خاک خود را تعرض به تمامیت ارضی پاکستان اعلام کرد و اذعان داشت که بر اساس تفاهم قبلی، پهپادهای آمریکایی تنها می‌توانسته‌اند در مناطق قبایلی «فاتا» از پاکستان عملیات داشته باشند که این منطقه خارج از محدوده تفاهم‌شده بود است. بر همین اساس «سید طارق فاطمی» دستیار ویژه نخست‌وزیر پاکستان در امور خارجی با «دیوید هیل» سفیر آمریکا در پاکستان دیدار کرده و مراتب اعتراض پاکستان نسبت به تمامیت ارضی خود را به مقامات آمریکایی منتقل کرد. پاکستان همچنین اعلام کرد که کشته شدن ملا منصور بر روند مذاکرات صلح افغانستان تأثیر منفی برجای می‌گذارد.
پس از اظهارات بود که مقامات آمریکایی هم ساکت ننشسته و سیاست‌های پاکستان در قبال تروریسم را به باد انتقاد گرفتند. «جيمز کانینگهام» سفير پيشين امريکا در کابل در اظهاراتی گفت که لانه‌ها و پناهگاه‌هاى مصوون تروريستان، بعد از اين براى آمريکا قابل قبول نيست. کانینگهام ابراز اميدوارى نمود که پاکستان به ويژه ادارۀ استخباراتى آن کشور (آى اس آى)، پاليسى جديد امريکا را درک کنند. سفیر پیشین آمریکا در افغانستان گفت: «قتل ملا منصور يک سر آغاز و پيام آشکار است، که امريکا بعد از اين تهديدهايى را تحمل کرده نمى تواند که از سوى رهبران طالبان مستقر در پاکستان ايجاد شده و در آنها محلات مصون داشته‌اند».
برخی کارشناسان کشته شدن ملا منصور در این حمله هوایی را نقطه عطفی در مناسبات آمریکا با پاکستان و افغانستان می‌دانند. از دیدگاه آنان، عدم اطلاع پاکستان از حمله هوایی به ملا منصور و اعتراض پاکستان نسبت به بی‌اطلاعی از این حمله را می‌توان یکی از دلایل مؤید این مسئله تلقی کرد.
البته برای این تغییر رویکرد می‌توان دلایل مختلف دیگری را هم متصور بود.

آمریکا سالانه به پاکستان کمک‌های هنگفتی در زمینه مبارزه با تروریسم می‌کند، اما همواره از پاکستان که شریک استراتژیک آمریکا در منطقه می‌باشد درخواست کرده است که از این کمک‌ها برای سرکوب بدون اولویت و یکسان تروریست‌ها در خاک خود بهره ببرد، کاری که پاکستان در عمل آن را انجام نداده است. پاکستان در طول دو سال گذشته و از زمان شروع «عملیات ضرب عضب» حملات مختلفی را بر گروه‌های تروریستی ساکن در مناطق مختلف این کشور به خصوص منطقه وزیرستان شمالی (لانه امن گروه‌های تروریستی) داشته است، اما مقامات آمریکا و افغانستان همواره معتقد بوده‌اند که «شبکه حقانی» که عامل اصلی عملیات‌های تروریستی در خاک افغانستان است از این حملات مصون بوده است. اعتراض افغانستان نسبت به مصون بودن «شبکه حقانی» از عملیات‌های ضدتروریستی پاکستان زمانی شدت گرفت که پس از کشته شدن «ملا محمد عمر»، «سراج‌الدین حقانی» رهبر شبکه حقانی به عنوان معاون «ملا منصور» انتخاب گردید و عملاً مسئولیت عملیات‌های نظامی طالبان در خاک افغانستان به دوش این شبکه افتاد، چنانچه مقامات امنیتی افغانستان پس از حمله به ساختمان حفاظت از رجال برجسته کشور در ریاست امنیت ملی کابل، شبکه حقانی را مهمترین عامل ایجاد ناامنی و شکل‌دهی عملیات‌های تروریستی در خاک افغانستان تلقی نمودند. بر همین اساس، کنگره آمریکا تصویب کرد که کمک‌های این کشور به پاکستان به منظور مبارزه با تروریسم، تا زمانی که پاکستان تروریست‌ها را به دو دسته خوب و بد تقسیم کند، دچار تغییر و کاهش خواهد شد. در همین راستا کنگره آمریکا با تأمین بودجه خرید 8 فروند جنگنده اف-16 برای پاکستان (که دولت آمریکا در ماه فبروری سال جاری میلادی قول آن را داده بود) مخالفت نموده و اعلان داشت که پاکستان به دلیل پایبند نبودن به تعهدات خود در قبال مبارزه با تروریستان، در صورت تمایل به خرید این جنگنده‌ها، خود باید بودجه آن را فراهم کند.
در طرف دیگر قضیه، افغانستان همواره پاکستان را متهم به پناه دادن به گروه‌های مختلف تروریستی از جمله طالبان افغانستان و شبکه حقانی می‌کند، مسئله‌ای که مقامات پاکستانی پیشتر آن را به عهده نمی‌گرفتند، اما پس از اظهاراتی که چندی پیش «سرتاج عزیز» مشاور امنیت ملی نخست‌وزیر پاکستان داشت، این کشور به صورت رسمی اعلام کرد که رهبران برخی از این شبکه‌ها به همراه خانواده‌های خود در خاک پاکستان ساکن بوده و پاکستان دارای اندک نفوذی بر این شبکه‌ها مي‌باشد.
مقامات پاکستانی علاوه بر متهم کردن آمریکا به نقض تمامیت ارضی این کشور در جریان حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به ملامنصور، آمریکا را متهم به نقض مفاد توافقات خود در نشست‌های چهارجانبه کرد. «سرتاج عزیز» در این زمینه گفت: «افغانستان، پاکستان، امریکا و چین در پنجمین نشست چهارجانبه صلح افغانستان در اسلام آباد توافق کردند که راه حل سیاسی و مذاکره، امکان پذیرترین گزینه برای کمک به حل مسائل افغانستان است و تلاش ها در این زمینه باید برای آوردن طالبان پای میز مذاکرات صلح ادامه یابد، اما برخی اعضای گروه چهارجانبه به این توافق پایبند نماندند».
لذا به نظر می‌رسد که با توجه به این مسائل، رویکرد آمریکا در هماهنگی با پاکستان و تلقی این کشور به عنوان یک

شریک استراتژیک دچار تغییراتی شده است. این مسئله را یکی از نمایندگان کنگره آمریکا به وضوح بیان کرد. «دانا رورا بکر» عضو کنگره ایالات متحده امریکا گفت: «پاکستان یک شریک قابل اعتماد برای گروه های هراس افگن است نه برای ایالات متحده امریکا. پاکستان درپناه دادن به قاتلان شهرت کسب کرده است».
«محمد عامر رانا» مدیر موسسه مطالعات صلح پاکستان نیز در مصاحبه با یکی از رسانه‌ها، مسئله چالش‌دار شدن روابط آمریکا و پاکستان را تأیید و تصریح کرد: «بعد از کشته شدن ملا اختر منصور روابط پاکستان و آمریکا دیگر مانند گذشته نیست». وی افزود: «آمریکا با هدف قرار دادن رهبر طالبان در خاک پاکستان تلاش کرد با یک تیر چند نشان بزند». مدیر مؤسسه مطالعات صلح پاکستان معتقد است که روابط پاکستان و آمریکا هیچ زمانی تا این حد خراب نبوده که همکاری و دوستی تبدیل به دشمنی شود. وی البته آغاز چالش در روابط دو کشور را «عملیات ابیت‌آباد» برای کشتن «اسامه بن لادن» می‌داند. مسئله‌ای که باز هم رد پای پاکستان در حمایت تروریسم پاکستان در آن واضح است.
اما سؤال اینجا است که آیا این تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان، به نفع افغانستان تمام می‌شود؟ 
مقامات افغانستان همواره خواستار آن بوده‌اند که آمریکا نباید به پاکستان اعتماد کرده و کمک‌های هنگفت مالی و نظامی برای سرکوب گروه‌های تروریستی به این کشور نماید، چرا که پاکستان در عمل تنها با تروریست‌هایی که منافع داخلی این کشور را به مخاطره انداخته‌اند مبارزه نموده و در طرف مقابل، گروه‌های تروریستی که عوامل ناآرامی افغانستان و منطقه می‌باشند را در خود پناه داده است. مقامات افغانستان بارها اذعان داشته‌اند که برای حل معضل ناامنی در افغانستان، باید لانه‌های مصون تروریستان در خاک پاکستان هدف حمله قرار گیرد. لذا در نگاه اول به نظر می‌رسد که این تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان در مسئله مبارزه با گروه‌های تروریستی و ورود مستقیم پهپادهای این کشور در مسئله هدف قرار دادن ملا منصور بدون هماهنگی با پاکستان، می‌تواند نوید بخش فرداهای بهتر برای افغانستان باشد.
به صورت کلی باید گفت که این نگاه در صورتی درست است که در ورای ظواهر امر، مسائل پشت پرده‌ی دیگری وجود نداشته و این تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان و تحولات منطقه، صرفاً به دلیل حل معضل دیرینه‌ی افغانستان باشد، نه دلایل دیگری از جمله موارد ذیل:
- مسئله‌‌ی ارتباط گرفتن ملا منصور با روسیه: 
از حدود یک سال پیش گمانه‌زنی‌ها و خبرهایی مبنی بر ایجاد ارتباطاتی میان طالبان و روسیه در رسانه‌ها منتشر شد. حتی برخی خبرها حاکی از آن بود که «ملا منصور» که در آن ایام به تازگی ردای خلافت طالبان را بر تن کرده بود در یکی از پایگاه‌های نظامی روسیه در آسیای میانه با «ولادیمر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه دیدار کرده است. اگرچه نفس این دیدار توسط مقامات روس تکذیب شد، اما مسئله ارتباط طالبان با روسیه و حتی تجهیز این گروه در برخی مناطق افغانستان برای مقابله با داعش، مسئله‌ای قابل انکار نبود. چنانچه «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور افغانستان در برهه‌های مختلف این مسئله را انکار نکرده است و حتی پس از کشته شدن ملا منصور و روی کار آمدن «ملا هبت‌الله آخوندزاده»، کابلوف در مصاحبه‌ای مدعی شد که روسیه ارتباطات خود با طالبان را حفظ خواهد کرد. این مسئله بارها توسط مقامات امنیتی و حکومتی افغانستان هم به باد انتقاد گرفته شد، اما توجیه روسیه در این مورد، جلوگیری از نفوذ گروه تروریستی داعش به مرزهای آسیای میانه است. از زمان ورود گروه‌های افراطی به قسمت‌های شمالی افغانستان و ظهور داعش در خاک کشور، روسیه همواره از این مسئله ابراز نگرانی کرده و استحکامات نظامی خود در مرزهای شمالی افغانستان را تقویت نموده و اقداماتی را برای نفوذ داعش و دیگر گروه‌های افراطی به آسیای میانه روی دست گرفت. لذا روسیه ارتباط گرفتن با طالبان را تنها زمینه‌ای برای پیشگیری از قدرت گرفتن داعش در افغانستان می‌داند. از این جهت، شکل گیری این ارتباط میان رهبر جدید طالبان با روسیه، مسئله‌ای بود که قطعا موجبات نگرانی آمریکا را فراهم می‌کرد. برخی کارشناسان بر این عقیده بودند که یگانه دلیل حذف فیزیکی ملا منصور، همین مسئله بوده است. این احتمال زمانی تقویت شد

که پاسپورت نیمه سوخته ملا منصور، پس از کشته شدن از وسیله نقلیه منهدم شده پیدا شد. این پاسپورت نشان داد که ملا منصور، به خلاف ملا عمر، رهبری گوشه‌نشین نبوده و بارها به کشورهای مختلف دنیا سفر کرده است و برقرار کردن ارتباط شخصی با مقامات دیگر کشورها چندان هم برای وی مشکل نبوده است.
- تقویت جایگاه آمریکا در گفتگوهای چهارجانبه:
گفتگوهای چهارجانبه صلح که در ابتدا تصور می‌شد با حضور آمریکا، چین و پاکستان، نتایج چشمگیری داشته باشد، پس از برگزاری پنج دور و ناتوانی پاکستان در حاضر کردن طالبان پای میز مذاکره، عملاً با شکست مواجه شده بود. رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی پس از حمله انتحاری به ساختمان امنیت ملی در کابل، با حضور در پارلمان و ایراد سخنرانی بی‌سابقه و پرشور، اعلام کرد که دیگر به پاکستان اعتماد ندارد. مقامات افغانستان بارها از کشورهای حاضر در مذاکرات چهارجانبه خواستند که به تعهدات سپرده شده در جریان گفتگوها عمل کنند، اما همکاری نکردن پاکستان و بازی دو رویه‌ی این کشور، سرنوشت مذاکرات چهارجانبه را با ناکامی گره زد، تا جایی که دور ششم این مذاکرات تنها در سطح سفرای کشورها برگزار شد. تمامی این مسائل باعث شده بود که از یک سو جایگاه آمریکا به عنوان یک ابرقدرت، به علت ناتوانی در به نتیجه رسیدن مذاکرات متزلزل شود و از سوی دیگر، دولت افغانستان همکاری‌های منطقه‌ای خود را برای نزدیک شدن به صلح، با کشورهایی نظیر روسیه، ایران و هند تقویت کند. بر همین اساس شاید بتوان چنین تصور کرد که یکی دیگر از اهداف عمده آمریکا از حذف ملا منصور، نشان دادن قدرت آمریکا در تحولات افغانستان و جلب نظر مجدد دولت افغانستان و احیای جایگاه این کشور بود.
- فرمایشی و موقتی نبودن تغییر دیدگاه آمریکا نسبت به پاکستان: تغییر رویکردی که آمریکا اخیراً در قبال پاکستان روی دست گرفته است و اعمال فشار بر این کشور برای مبارزه با تروریسم، تنها در صورتی مفید واقع خواهد شد که این مسئله فرمایشی و موقتی نباشد. چنانچه کارشناسان پاکستانی در تحلیل‌های خود معتقدند همچنان که روابط هر دو کشور دیگری می‌تواند دستخوش روابط سینوسی و پر فراز و نشیب باشد، روابط آمریکا و پاکستان هم از این قاعده مستثنی نیست. «محمد عامر رانا» مدیر موسسه مطالعات صلح پاکستان نیز معتقد است که چالش ایجاد شده در روابط آمریکا و پاکستان موقتی بوده و در صورت رعایت تعهدات آمریکا،‌ بار دیگر این روابط به گرمی می‌گراید.
با توجه به این مسائل، نگاه مثبت به تغییر رویکرد آمریکا نسبت به پاکستان و نفع افغانستان از این مسئله را باید با دیده شک و تردید نگریست. به خصوص اینکه تعداد زیادی از کارشناسان مسائل سیاسی کشور و منطقه، به دلایل مختلف آمریکا و غرب را یگانه دلیل به وجود آمدن مشکلات منطقه می‌دانند. «جاوید کوهستانی» کارشناس مسائل نظامی و سیاسی کشور معتقد است که حتی شکل‌گیری داعش در افغانستان و انتقال آنها از مناطق جنوبی به سمت شمال نیز پروژه‌ای در دستان خارجی‌ها است. وی معتقد است: «در افغانستان بازی بیشتر در کنترل انگلیس، پاکستان و امریکا است و اگر این سه کشور به تفاهم برسند، جنگ در افغانستان به پایان می رسد». «محمد عمر رانا» هم عقیده دارد که منطقه در شرایط حساسی به سر می‌برد که آمریکا به عنوان بازیگر اصلی، مسئول تمام اتفاقات رخ داده است.

هیچ نظری موجود نیست: