صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ خرداد ۱۴, جمعه

زندان سرای مردم نیکو نهاد نیست

برخیز تا چو رستم دستان خطر کنیم 
از هفتخوان وحشت دیوان گذرکنیم 

برخیز تا کرانه ی این شام تیره را 
سرشار از فروغ سپید سحرکنیم 

همت کنیم و ریشه ی بیداد برکـَنـیم 
آتش به جان مردم بیدادگر کنیم 

سوزنده آتشی است به خاکستری نهان 
باید که هرچه زودترش شعله ور کنیم 

خورشید در محاصره ی دستهای ماست؛ 
باور به دستهای توانا اگرکنیم! 

بیهوده دل به یاری بیگانه بسته ایم 
این فکر پوچ، کاش که از سر بدر کنیم. 

این کاخ روی خون و جنون ایستاده است 
شالوده اش خوش است که زیرو زبرکنیم 

این خاکِ خونسرشته ی نادوستکام را 
با کیمیای مهر بورزیم و زر کنیم 

این شیر خشمگین به دام اوفتاده را 
از پایدامِ بی سروپایان بدر کنیم! 

از درد و رنج مردم این خاک دیر سال 
فریاد برکشیم و جهان را خبر کنیم 

آواره کرد شاه شهان را قیام ما 
با شیخ نابکار از آنهم بتر کنیم! 

اهل شرف مجوی در این قوم حیله گر 
زین سفله گان خوش است که یکجا حذرکنیم 

اینان هزار شعبده در کار می کنند 
خوش نیست رو ازین، بسوی آن دگر کنیم 

انگشتِ دین گره نگشاید زکارِ ما 
بهتر که اعتماد به علم و هنر کنیم 

دزدان طرفه را که به مسند نشسته اند 
کیفر بدست دادرسِ دادور کنیم 

زندان سرای مردم نیکو نهاد نیست 
با حکم عدل، دزد در آن مستقر کنیم 

از پیر توس پند بگیریم وخویش را 
با زیور خِـَرد به جهان مشتهر کنیم 

گویند شاخِ صبر، ببار آورد ظفر 
آرد، ولی تلاش اگر مستمر کنیم. 
جهان آزاد
چهارم خرداد ۹۵ 
بیست و سوم ماه مه 
  

هیچ نظری موجود نیست: