صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۹, شنبه

بایدهای پس از رویداد دهمزنگ

8 صبح : آخر هفته گذشته رایزنی‌های زیادی صورت گرفت تا اعضای جنبش روشنایی به‌جای تظاهرات، از گزینه گفتگو برای طرح مطالبات خود استفاده کنند. بخشی از چهره‌های برجسته در رهبری جنبش، ناوقت شام روز جمعه (اول اسد) مانند کریم خلیلی، صادق مدبر‌، استاد عزیز‌الله شفق و شماری از وکلا و… با نشر اعلامیه خبر از توافق برای گفتگو با حکومت دادند. در میان رهبران جنبش روشنایی نیز اکثریت بر گفتگو تاکید داشتند. بر‌اساس روایت‌هایی که از اعضای جنبش صورت می‌گیرد، شمار اندکی از رهبران جنبش تاکید بیشتر بر مظاهره داشتند. برای اعضای جنبش روشنایی تظاهرات دوم اسد از این جهت مهم بود که برای نخستین‌بار می‌خواستند در غیبت رهبران سنتی میزان بسیج اجتماعی خود را در حوزه نفوذ‌شان را به نمایش گذارند. در دوم اسد انتقال لین برق به حیث داعیه و مطالبه در اولویت نبود. بلکه اعضای جنبش بافراخوانی هواداران‌شان در تلاش بودند تا شانس سیاسی خود را برای زعامت سیاسی در حوزه نفوذ‌شان به آزمایش گیرند. اعضای جنبش روشنایی برخلاف تصور رهبران سنتی موفق شدند تا شماری از جوانان‌ تحصیل‌یافته را به خیابان آورند. هر‌چند که در آغاز شمار اندکی، رهبران از جنبش را همراهی می‌کردند. اما در مقابل دروازه دانشگاه کابل به این جمعیت افزوده شد. بیشتر افرادی که در تظاهرات روز دوم اسد حضور یافته بودند، عمدتا افراد تحصیل‌یافته بودند.
نسل جدید هزاره‌ها انتظار دارند تا از این به بعد، حکومت آن‌ها را به حیث آدرس‌های رسمی در تعاملات داخلی به رسمیت بشناسد. تا اکنون تمام گزینش‌ها، عزل و نصب‌ها در حوزه‌ی هزاره‌ها صرفا از آدرس رهبران قومی صورت گرفته است. برای نمونه تا زمانی‌که کریم خلیلی معاون دوم رییس‌جمهور بود، تمام کارمندان دفترش را از «قول خویش» زاد‌گاه کریم خلیلی استخدام کرده بود. حتا خانه‌سامان و چای‌دار دفترش هم از همین منطقه استخدام شده بود. صادق مدبر که از آن آقای کرزی به حیث صدر اعظم یاد می‌کرد، شرط اول اولش برای استخدام، خانه‌پری فورم عضویت حزب انسجام بود. محمد محقق هم‌اکنون تمام گزینش‌هایی‌ها را که انجام داده است، عمدتا از حوزه نفوذش در شمال می‌باشد. سرور دانش نیز فعلا تمرکز را روی «اشترلی» یکی از ولسوالی‌های دایکندی کرده است. با این روش، فرصت برای هزاران تحصیل‌یافته لیسانس، ماستر و داکتر هزاره که با این لین‌ها رابطه نداشته‌اند، فراهم نشده است. همین امر سبب شده تا میزان اعتراض‌ها هر روز بیشتر شود. نسل بی‌کار و تحصیل‌یافته نمی‌تواند در برابر این رفتارها و صدها پدیده‌ای منفی که وجود دارد، ساکت باشد. در این میان برخی افراد که اشتهای رهبرشدن را در سر دارند، به راحتی می‌توانند موج‌آفرینی کرده و لشکر عظیم بی‌کاران را برای مقاصد خود استفاده کنند. حکومت می‌تواند با ایجاد رابطه با نسل جدید، بستر جدیدی از همکاری را با این نسل فراهم کند.
هرچند که شماری از اعضای جنبش روشنایی با هدف‌های سیاسی‌ای که دارند، تلاش خواهند کرد تا برای مدت‌های طولانی اعتراض‌هایی را علیه حکومت راه‌اندازی کنند. آن‌ها به خوبی درک کرده‌اند که ظرفیت برای سربازگیری وجود دارد، از این جهت با استفاده از فرصت برای تقویت پایگاه خود استفاده می‌کنند. رویداد روز شنبه به همان میزان که برای اعضای جنبش یک موفقیت به شمار رفت، به همان پیمانه اعتراض‌ها و سوال‌های جدی را به‌دنبال داشته است. جنش روشنایی که در آغازین روزها در رهبری آن ۷۰ نفر بود، اکنون به ۱۷ تن کاهش یافته است. ریزش در جنبش، پس از رویداد روز شنبه نیز بیشتر شده است. شماری از رهبران کلیدی پس از رویداد تلاش می‌کنند که از مسوولیت فرار کنند. اکنون سایه مسوولیت بزرگ روی بازوان جنبش روشنایی قرار گرفته است تا به خانواده‌های شهدای روز دوم اسد، پاسخ قناعت‌کننده داشته باشند. چنان‌که حکومت نیز باید برای این خانواده‌ها جواب قناعت‌بخش داشته باشد.
پس از رویداد روز شنبه، حکومت و اعضای جنبش روشنایی با مسوولیت‌پذیری مشترک باید تلاش کنند به این جدال و تقابل خاتمه بخشند. گفتگو‌های مثبت و سازنده می‌تواند به‌عنوان یک گزینه و با حد اقل هزینه مطرح باشد. حکومت می‌تواند وسعت نظر و حوصله‌مندی دید‌گاه رهبران جنبش را بشنود و رهبران جنبش نیز برای این گفتگو آماده باشند. مسوولیت‌پذیری و خویشتن‌داری هر دو جانب قضیه سبب می‌شود تا افغانستان از تکرار «روآندا» شدن‌، عراق و سوریه شدن نجات داده شود.
پس از رویداد، مسوولیت حکومت و رهبران جنبش بیشتر شده است. تکرار یک تظا‌هرات و یا تکرار رویداد در دهمزنگ با آسیب‌پذیری‌هایی که افغانستان دارد، راه را برای خلق مشکلات بیشتر باز می‌کند.

هیچ نظری موجود نیست: