صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

   
استاد صباح

آقاي غني ! چرا چنين کردي؟؟؟
قسمت چهارم
این سینه بي کینه،پینه بسته است درآن
صدها حکايت وقصه،نشسته است درآن
قلبی است که سنگ بسته بر گورامید
سنگی ست که جفا،شکسته است درآن .

براساس این حکم سه‌ماده‌ای، مقام‌های ارشد دوره‌ی نخست و دوم ریاست‌جمهوری حامد کرزی، از حقوق وامتیازات ذیل مستفید می‌شوند: تامین امنیت با در نظرداشت اوضاع و احوال مربوط، حداکثر الی چهارمحافظ و تامین خدمات صحی رایگان در شفاخانه‌های دولتی. هم‌چنین درصورت نداشتن موتر شخصی، توزیع یک عراده واسطه نقلیه مناسب (زرهی) با در نظرداشت موقف و سطح تهدیدات امنیتی، استفاده از پاسپورت سیاسی و استفاده از مساعدت‌های مالی با در نظرداشت قانون تنظیم معاش مقام‌های عالی‌رتبه دولتی و مصوبه شماره ۳۲، تاریخ ۱۵/۸/۱۳۹۱ شورای وزیران برای مدت پنج سال.  با آن‌که در این حکم در مورد مساعدت‌های مالی جزییات ارایه نشده است، اما تاکید شده که این حکم براساس درخواست کتبی برخی از اعضای شورای وزیران پیشین ترتیب داده شده است.
در همین حال، براساس این حکم مقام‌های ارشد دور نخست ریاست‌جمهوری که سمت‌های رسمی‌شان پایان یافته و در حال حاضر به وظیفه دولتی یا غیردولتی اشتغال ندارند، ازمعاش ماهوار حدود پنجاه درصد ومقام‌های ارشد دوره دوم ریاست‌جمهوری از معاش ماهوار حدود هشتاد درصد مستفید می‌شوند. برمبنای این حکم، اداره محافظت رجال برجسته مکلف ساخته شده که درراستای تامین امنیت مقام‌های یادشده حداکثر چهارمحافظ امنیتی دراختیارآنان قراردهد واداره امور وشورای وزیران نیز موظف شده که معاش ماهوار و مساعدت‌های مالی مقام‌های یادشده را پرداخت کند. هم‌چنین، به وزارت صحت عامه دستورداده شده که خدمات صحی رایگان برای مقام‌های یاد شده ارایه کند و وزارت خارجه نیز درمورد تدارک پاسپورت سیاسی آنان مسوول شناخته شده است.
نامگذاري ميدان هواي کابل
وزارت خارجه و شورای امنیت ملی طرزالعملی را به مجلس نمایندگان فرستاده که براساس آن، در کنار مقام‌های اشد حکومت به شماری از فرماندهان جهادی نیزمجوز عبور از سالون «VVIP» میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی صادر شده است. وزارت خارجه، در مکتوب شماره ۳۶۹۵، تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۹۳، عنوانی وزارت دولت در امور پارلمانی کاپی طرزالعمل استفاده از سالون‌های «VIP» و «VVIP» میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی را فرستاده است.  این طرزالعمل در پنج فصل و ۲۴ ماده تدوین گردیده و در حال حاضر در میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی عملی می‌شود.
پیش از این در میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی، تنها یک سالون «VIP» وجود داشت.

براساس مقرره‌ی شورای وزیران، نمایندگان، سناتوران، اعضای کابینه، اعضای شورای عالی ستره‌محکمه، والیان، شهردار کابل، دادستان کل، رییس امنیت ملی سفیران و دیپلوماتان ارشد کشورهای خارجی و برخی از مقام‌های ارشد دیگر می‌توانند با استفاده از پاسپورت سیاسی، در هنگام سفرهای خارجی خود از سهولت‌های سالون «VIP» استفاده کنند. اما به تازگی در میدان هوایی بین‌المللی کابل یک سالون جدید دیگر به نام «VVIP» نیز ایجاد شده است. در فصل سوم طرزالعمل استفاده از سالون «VVIP»، در کنار شماری از مقام‌های ارشد حکومت و سفیران کشورهای خارجی، برخی از فرماندهان جهادی و خانواده‌های‌شان نیز ذکر شده که می‌توانند در جریان سفرهای خارجی رسمی و غیررسمی از این سالون استفاده کنند.
در ماده اول فصل سوم این طرزالعمل، نام‌های شخصیت‌های ذیل آمده است: «صبغت‌الله مجددی و خانواده‌شان، عبدرب الرسول سیاف و خانواده‌شان، پیرسید احمد گیلانی و خانواده‌‌شان، شیخ محمد آصف محسنی و خانواده‌شان، خانواده احمد شاه مسعود، خانواده برهان‌الدین ربانی.  با این حال، در این ماده تاکید شده که فرزندان و نواسه‌های بابای ملت (ظاهر شاه) و فرزندان و نواسه‌های سردار محمدداوود خان نیز می‌توانند در جریان سفرهای رسمی و غیررسمی از سالون‌های «VVIP» استفاده کنند.

درهمین حال، شماری از اعضای کمیسیون روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان طرزالعمل تازه شورای امنیت و وزارت خارجه را غیرقانونی می‌خوانند. براساس قانون، دارندگان پاسپورت سیاسی می‌توانند در هنگام سفرهای خارجی ازسالون «VIP» استفاده کنند. پیش ازاین تنها یک سالون «VIP» درمیدان هوایی بین‌المللی کرزی وجود داشت و دراین سالون یک اتاق ویژه برای رییس‌جمهوری، معاونان و برخی ازمقام‌های ارشد وجود داشت؛ اما اکنون سالون جدید دیگربه نام «VVIP» ساخته شده است
حکومت به شماری از فرماندهان جهادی و خانواده‌هاشان فرصت این را داده تا در جریان سفرهای خارجی از سهولت‌های سالون ویژه «VVIP» استفاده کنند: «این کار حکومت خلاف قانون است و عملا باعث گسترش انارشیزم و هرج‌ومرج می‌شود. این کار فرصت را برای کارهای غیرقانونی به دیگران مساعد می‌کند کتگوری‌ دارندگان پاسپورت سیاسی براساس قانون مشخص است و طرزالعمل تازه شورای امنیت و وزارت خارجه غیرقانونی است.

درحال حاضر بیش از ۴ هزار پاسپورت سیاسی به‌شکل غیرقانونی توزیع شده و کمیسیون روابط بین‌الملل در نظر دارد که دارندگان آن‌ را افشا کند. براساس آمارها باید در جریان چند سال گذشته برای تمام مقام‌ها به شمول نمایندگان، سناتوران و دیپلومات‌های وزارت خارجه، حدود ۶۰۰-۷۰۰ پاسپورت سیاسی توزیع شده باشد، اما اکنون بیش از ۴ هزار پاسپورت سیاسی توزیع شده و باید دارندگان آن افشا شوند. کمیسیون در نظر دارد که بالای وزارت خارجه فشار وارد کند تا دارندگان این تعداد پاسپورت سیاسی را افشا کند
این عضو کمیسیون روابط بین‌الملل هم‌چنین می‌گوید، در صورتی‌که دارندگان پاسپورت سیاسی افشا نشوند، هرج‌ومرج و کارهای غیرقانونی در میدان هوایی بین‌المللی کابل بیشتر می‌شود.

با آن‌که شماری از اعضای کمیسیون روابط بین‌الملل مجلس نمایندگان می‌گویند که براساس مصوبه جدید این کمیسیون، تنها وسایط نقلیه رییس‌جمهوری برحال، رییس‌جمهوری پیشین و رییس اجرایی تا زیر بال طیاره رفته می‌توانند؛ اما در طرزالعمل تازه تغییرات زیاد اعمال شده است. در طرزالعمل شورای امنیت و وزرات خارجه آمده که وسایط نقلیه «رییس‌جمهوری برحال، رییس‌جمهوری پیشین، رییس اجرایی، معاونان رییس‌جمهوری، معاونان رییس اجرایی، معاونان پیشین ریاست‌جمهوری، روسای مجلیسن شورای ملی و قاضی القضات می‌توانند الی زیر بال طیاره در داخل میدان هوایی بین‌المللی حامد کرزی غرض انتقال مقام‌های مربوطه رفت‌وآمد کنند در مصوبه کمیسیون روابط بین‌الملل، معاونان رییس‌جمهوری پیشین، برحال، معاونان رییس اجرایی، قاضی‌القضات و رییس‌های مجلسین از این امتیاز مستثنا هستند. درعین حال، مسوولان وزارت امور خارجه می‌گویند که طرزالعمل استفاده از سالون‌های «VIP» و «VVIP» توسط شورای امنیت ساخته شده و مسوولیت آن نیز به عهده شورای امنیت می‌باشد.
سخنگوی وزارت امورخارجه گفت: پیشبرد این سالون‌ها مربوط وزارت خارجه است؛ اما فیصله و تصمیم‌گیری مبنی براین‌که کی‌ها می‌توانند از سالون‌های «VIP» و «VVIP» رفت‌وآمد کنند، مربوط شورای امنیت است.

غني توميداني که کرزي چه کرد؟؟؟
دریادداشت‌هایی به واشنگتن از سوی سفیرامریکا، کارل ایکنبیری که ویکی‌لیکس آن‌ها را افشا کرد ، سفیرامریکا به صورت مشخص ازلحن منزجرکننده‌ای درتوصیف مجالس خود با رییس جمهوراستفاده کرده است. «درحقیقت، ناتوانی او در جهت دست‌یابی به ابتدایی‌ترین اساسات دولت‌سازی وعدم مصوونیت عمیق اوبه عنوان یک رهبر، پذیرش هرنوع خطایی ازجانب او را نامحتمل ساخته وازسوی دیگر تلاش‌های ما را برای یافتن کرزی به حیث یک همکار مسوول دچارنوعی سردرگمی ساخته است.» آیکن‌بیری دوشخصیت رقیب با یکدیگر را دروجود کرزی تشخیص داده بود. «اولی‌اش شخصی ترسو و ضعیف است که با ابتدایی‌ترین اساسات ملت‌سازی هم آشنایی ندارد وچنان بیش ازحد به خودآگاهی رسیده است که دیگر زمان بازبینی وبازنگری‌اش ازسوی جامعه جهانی پایان یافته است. شخصیت دومی‌اش یک سیاست‌مدارزیرک و باهوشی را نشان می‌دهد که به عنوان یک قهرمان ملت‌گرا ظهور کرده است ... عمر زاخیلوال  وزیرمالیه که ازاحترام زیادی نزد کرزي برخورداراست، به امریکاییان گفته بود که «کرزی یک شخص بی‌نهایت ضعیف بود که به واقعیت‌ها گوش نمی‌داد و درعوض به ساد ‌گی ازسوی هرکسی که می‌آمد وحتا قصه‌ها و طرح‌های بسیارعجیب وغریب را برایش می‌گفت، به ساد ‌گی فریفته می‌شد.» به قول او، یک «حلقه داخلی» وزیران ارشد سیستمی را ایجاد کرده بودند تا زمانی که کرزی «بالای بعضی موضوعات برآشفته می‌شد» به گونه‌ای با هم کارکنند تا برکرزی نفوذ داشته باشند.
سالهاست که ما به کره بي عدالتي ،جنگسالاري ، تفنگ کشي ، روزگذراني ، مصلحت گرايي ، بي غم باشي وبازي هاي نافهميده وناسنجيده کرزي کباب شده ایم وباتداوم چنين يک حالتي درانتظارسراب بايد باشيم. پس که جنين شد! آيا بازهم منتظربود که دوران زمامداري کرزي وبي کفايتي وبي مسووليتي ويرا تاريخ جه بنويسد؟ وظالمانه نخواهد بودکه اگربگويم مورد عفوتاريخ قرارخواهد گرفت؟. تمام عملکرد کرزي به چند جاده ومکتب واداره دولتي خلاصه ميشود وگاهي ازخود پرسيده ايم که چه مقدارپول خارجي به باد داده شده وچقدرمتخصص داخلي وبيروني عرق ريخته اندونزديک به يکنم دهه سپري گرديده است؟ .
آيا دراخرين روزهاي پاياني اداره کرزي درانتخابات چه گذشت وبازهم تفنگها ازخانه ها وپس خانه بيرون وتفنگداران شاخ ودم شوراني نمودند . کرزي که طي اين مدت نتوانست يک مشت اوئباش تفنگداروجنگ سالاررامهارنمايد وراکت پراني ومداخلات علني پاکستان رامتوقف نمايد وحدودي پنجصد تاراجگرومفسد که ازين کرسي به آن کرسي کوچ کشي مينمايند وهمه دارونداروطن رابه يغمابرده اند واداربه قانون پذيري ووطن دوستي نمايد ، آيابازهم اميدواربود که تاريخ نام کرزي راچگونه بنويسد؟؟؟.
آمریکا ازسال دوهزارودوتا دوهزارودوازده حدود يکصدوچهارمیلیارد دالررا در بخش‌های نظامی‌، حکومت‌داری خوب، توسعه‌ی اقتصادی واجتماعی درافغانستان مصرف نموده است.
امامیلیون ها دالرحیف ومیل شده ازکمک های خارجی وسرمایه ملی درسال های گذشته وهزینه های روزافزون اجتماعی وسیاسی آن درکشور، جلوگيري ازفساد اداری ، به یک بن بست واقعی گريده که دورنمای توسعه، ثبات ودموکراسی درافغانستان راکاملا به مخاطره انداخته است. فساد درتمامی ابعادش درکشوروسوءاستفاده ازامکانات دولتی برای مقاصد شخصی گرفته تا خرید وفروش پست های مهم سیاسی، فساد درپروژه های عام المنفعه مانند سرک سازی، دزدی ازمعاشات کارمندان دولتی، غضب زمینهای دولتی توسط مقامات بلند پایه دولتی وقوماندان سالاران، تبدیل شدن رشوت ستانی به یک امرمعمول درادارات، کم کاری وحیف ومیل شدن میلیون ها دالرازسرمایه ملی روز به روز درحال افزایش می باشد. به نظرمی رسد یک رابطه تنگاتنگ بین فساد و کمک های خارجی درافغانستان وجود دارد. این نه به دلیل نفس فسادزایی کمک های خارجی، بلکه ناشی از سوء مدیریت و فقدان یک مکانیسم شفاف اداری در افغانستان می باشد. تاریخ کمک های جهانی به کشورهای جهان سوم نشان می دهد که به هرمیزانی که سطح فساد در کشور کمک گیرنده بلند باشد به همان میزان موثریت کمک های خارجی کاهش می یابد.
این نگرانی در افغانستان نیز به قوت خود باقی است . بانک جهانی درگزارشی درمورد اقتصاد افغانستان پس ازدوهزارچهارده، مصرف ناعادلانه کمک های بین المللی در افغانستان را مورد انتقاد قرار داده است. مطابق به ارزیابی بانک جهانی، قسمت زیاد این کمک ها درمناطق ناامن به هدف ایجاد ثبات سرمایه گذاری شده است. هرچند شواهد نشان می دهد که مصرف میلیون ها دالردرمناطق ناامن نه تنها در کاهش خشونت کمک نکرده است بلکه هرازگاهی تبدیل به یک عنصر اصلی افزایش خشونت شده است.
یکی ازپیامدهای تخصیص ناعادلانه این کمک ها افزایش شکاف های اقتصادی بین مناطق مختلف بوده است. بعضی مناطق با استفاده ازاین کمک ها از فرصت های بهتر برای سرمایه گذاری، رشد و توسعه برخوردار بوده اند و بعضی مناطق دیگر از این فرصت ها کاملا محروم مانده اند. اگر این روند ادامه یابد، افزایش شکاف های اقتصادی که منجر به نابرابری های اجتماعی می شود، موثریت کمک های خارجی را کاهش داده و تبدیل به یک عنصرضد توسعه خواهد شد. بنابراین انتظارمی رود که این بار دولت با سیاست های درست اقتصادی در مصرف عادلانه این کمک ها در کشور اقدام نماید، درغیرآن میزان مؤثریت این کمک ها کاهش خواهد یافت.
 
ادامه دارد...

 
+++++++++++++++++++

غني! خوابي ياغفلت وياترس وسکوت؟؟؟
قسمت سوم
برودرکشورما بگردوبنگر                             
همه خراب اند با حال اپتر
شمابا ریش وبا پکول نازيد                            
ولي هرروزميزنيد دوصد عر .
تمام کسانی که درحکومت وحدت ملی شامل هستند درطول سي وپنج سال به جنگ وغارت وچپاولگری مشغول بودند. دولت وحدت ملی درحال حاضربرای تداوم قدرت جنایتکاران وغارتگران وبرای تداوم نظام مافیایی حکومت فعلی به وجود می آید. حکومت برای تعیین چگونگی تقسیم چوکی ها و منصب ها است. مردم براین باورند که تشکیل این حکومت به معنای تداوم قدرت چهره های گذشته است و درواقع نمی تواند تاثیرمثبتی در روند حکومتداری بگذارد.
امنيت وآرامش امروزدروطن به يک رويايی دست‌نيافتنی وامنيت به يک کابوس وحشتناک تبديل شده است. امنيت به دست کسانی هست که ديروزبه منظورحرفه‌ ی شدن نشانه‌زنی، عابرين را به گلوله می‌بستند. به دست کسانی هست که افتخار خرابی اين شهر را به گردن آويخته‌اند.  آنانيکه سالهاي سال است که درمقابل ملت ستم ديده ومردم رنج کشيده زورگفتند ، کشتند ، بستند وبردند وازاموال بيت المال وازخون ملت قصرها، بلدنگها وآسمانخراشها ساختند ودرمقابل ديد جامعه بين المللي وقواي ناتوثروت ملي را به تاراج ميبرند ودستان شان بيشترازگذشته وبه خون بي گناهان آلوده شده است .
ماجراي قتل وترورسران جمعيت
چه قدرفاصله اینجاست بین آدمها
چه قدرعاطفه تنهاست بین آدمها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
اوهنوز شکوفانست بین آدمها
کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدمها
تمام پنجره ها بی قراربارانند
چه قدرخشکی و صحراست بین آدمها.

جناب ريس جمهور! سران جمیعت ( بخصوص شوراي نظار، اتحاد سياف وحرکت که درپانزده سال اخیرجزو جرگۀ قدرت درارگ بوده اند،  داد می زنند که دولت، عاملان «قتل های زنجیره ای» نظامیان وابسته به جمیعت را پیگیری نمی کند. اینان درواقع حلقه مسئولیت و حسابگیری را به گردن خود شان می اندازند.
منظورآنها از«حکومت» و «دولت» چیست؟
شروع ترور ها ازسید مصطفی کاظمی ( حرکتي وابسته به شوراي نظار) که ازسوی انتحاری ها آماج قرارگرفتند، که خود مقامات و شخصیت هایی که حالا دولت را به اهمال درپیگری عاملان ترور متهم می کنند، یا وزیرخارجه، یا وزیرداخله یا رئیس امنیت و یا رئیس ولسی جرگه یا والی و...بوده اند. ازهمان زمان فهیم قسیم و خلیلی  معاونان چپ وراست رئیس جمهور بودند و حالا هم هستند؛ ازهمان زمان، بسم الله محمدی لوی درستیز ووزیردفاع بوده حالا هم عرمي زند. وتورن اسماعیل ،عطا محمد ( چور) هم دررأس مقامات عالیه قرار داشتند و حالا هم ستون پنداشته مي شوند.
گذشته ازین، بقیۀ درولسی جرگه و جمع مشاوران ارشد رئیس جمهور ویا به حیث سفیران و فرماندهان اردوی ملی و پولیس، شورای امنیت ملی یا دررأس شورا های ولایتی و یا هم به عنوان متنفذین محلی، برحال و حاضر در صحنه بوده اند و حالا هم هستند. پس هدف اينان منتقد و شاکی ازین که دولت و حکومت نتوانسته سرنخ های ترورهای شخصیت ها را کشف کند، چه کسانی است که تا حال ازآسمان نازل نشده ویا درسیارۀ مریخ یا کره ماه سکونت گزیده اند! همین امنیت ملی از زمان عارف سروری، شروع تا امرالله صالح به طور کامل دراختیارحکومت حاکم قرارداشت.  اسدالله خالد فرد نزدیک به سیاف، کرزی وفهیم. همین امنیت ملی از الف تا ی تحت اوامر شان است و هرروز هم از طریق مطبوعات واعلامیه های رسمی دولت توضیح می دهند که آدرس اصلی ترور و تروریست ها، «شورای کویته» یا حلقات وابسته به آی اس آی است. پس آیا یک مهاجردورازوطن ، يک جوالي شهرويک تکسی ران کابل بیاید شبکه های ترور را برای شان رد یابی کنند؟
همه  چیز روشن است و هیچ چیزی هم نا شفاف باقی نمانده است. خود منتقدان، هم دولت، هم حکومت، وهم قاضی اند و اردو وپولیس و امنیت ملی زیر ریش شان است. پس چه کم دارند که زبان به شکوه می گشایند و از«دولت» طوری یاد می کنند که گویا دولتی است که تشکیلاتش از کدام سیارۀ دیگرنازل شده و درنظراینان کاملا ناشناخته است. یا دولت به طورکل پیچ ومهره اش برضد «مجاهدین» است و همدست گروه های طالب که به جان قوماندان ها و سیاسیون «مجاهدین – چپاولگران » ساطوربرداشته اند!به شمول کرزی و صدها مشاور وسکرتر ودستکی ها، همه به اردوگاه اينان واکنون نيزريس اجرائيه ،پنجاه پنجاه کابينه، وزارت داخله ، معين ارشد امنيتي ، معاونين امنيت ملي و... تعلق دارد؛ حتی یک مدیر دریک وزارت بدون مجوز و تایید دسته بندی های مقامات، مقرر نمی شود.  از کی توقع  دارند گره از مشکل شان بگشاید؟
قانونی، عبدالله، امرالله صالح ، بسم الله محمدي ، ملا معنوي ، عتيق بريالي ، جباروالي کابل و ده ها تن دیگرکه قدرت حکومت ونظام بودند و هستند، توقع دارند که یک حمام چي وياشيرفروشوکيلنر بياید ماجرا های ترور را تعقیب می کرد؟ مگر اوباما، آصف علی زرداری یا احمدی نژاد وخميني ، امام علي رحمان بیایند تحقیق کنند تا جنرال داود وربانی وانجنیرعمر و مولانای سیدخیل را چه نیروهایی از صحنه حذف کرده اند؟این درحالی است که طالبان به حیث پیشقراول جنگ وترور، هماره اعلام می کند که این کشتارها را ما انجام داده ایم. بنا برین،  آیا اينان راه را گم کرده اند یا قصد گمراهی اذهان عامه دارند؟ آیا ما با یک سوژۀ طنزسیاسی دارای سروکار نداریم؟.
تورن اسماعیل مي گويد- توپ و تانگ ما را جمع کردند و مثل آشغال دریکجا سر هم ریختند و به عوض آن دختر آلمانی آوردند، دختر فرانسوی آوردند، دخترهالندی آوردند، دختر امریکایی را مسلح کردند، عسکر سفید پوست اروپایی آوردند، عسکر سیاه پوست افریقایی آوردند و فکر کردند که در اینجا امنیت آورده می توانند، اما نتوانستند. نظامیان خارجی قادر به تامین امنیت افغانستان نیستند و باید سهم بیشتر به مجاهدین داده شود. وی در تلاش ایجاد نهاد ویژه ای نظامی از مجاهدین پیشین است و در این باره با رییس جمهور کشور نیز گفتگو های شده است. با شخص جناب رییس صاحب دولت که یکی از مجاهدین است، در رابطه صحبت های مفصل داشتیم، و در مرکز افغانستان فعلاً نام نویسی و روی یک آجندا و مسودۀ تشکیل جهادی در سطح افغانستان کار می کنیم. وی تاکید می ورزد که هم اکنون حکومت در حال ترتیب طرح این نهاد ویژه است.
طالبان دولتي رابشناسيم
آنچه بیش از همه قابل تأمل واندیشه است اینست که ، نه تنها در ریشه کن کردن سیستم وشیوه های قوماندان سالاری وحاکمیت تفنگ کارموثری صورت نپذیرفته ، بلکه بصورت مستقیم وغیرمستقیم درتقویهء پایه های سیاسی وقدرت اقتصادی آنان موثریت روا داشته شده است . درحالیکه دراوضاع کنونی ودر طی بيش ازچهارسال این انتظار موجود بود که درعرصه های تأمین امنیت، بازسازی وقانونمداری، طرد فساد اداری ودولتی وسایر نابه سامانی ها کار های بزرگی انجام میشد اما این مامول ها تحقق نیافته باقی مانده وخواست ملت برای ایجاد یک دولت قوی ونیرومند وپاسدار قانون و تأمین کنندهء امنیت وادامه دهندهء بازسازی، تأمین کار ورفاه اجتماعی درحال بدل شدن به یأس تلقی ميشود. افغانستان با اين همه سلاح وسلاحدار به آتش زير خاكستر مي ماند كه هر آن امكان دارد با كوچكترين بي احتياطي اين آتش زير خاكستر شعله ور گردد و حضور نيروهاي جنگ سالاردرادارات مهم امنيتي وسياسي به اين وضعيت بيشتر دامن زده است، اما آيا با مسامحه كاري و ميدان دادن به نيروهاي جنگ سالار تحت عنوان نيروهاي مقاومت و مبارز مي توان از اين واقعه جلوگيري كرد يا نه؟ بلكه مي توان بر دامنه اين تهديد نيز افزود.
دهها هزار ميل سلاح نزد گروپ هاي مسلح وجود دارد كه عامل نا امني در كل كشور هستند. اگر سلاح جمع اوري شده باشد، پس اينهمه زورگويي، درگيري، قتل و جنايت چگونه اتفاق مي‌افتند. همين حالا تنظيم هاي حزب گلبدين، جمعيت رباني، شوراي نظار، اتحاد سياف ، وحدت اكبري، وحدت محقق، حركت هاي اسلامي و … كاملاً مسلح بوده، واليان و قوماندانان امنيه تنظيمي هريك دهها ميل سلاح دراختياردارند. سرگروپها وبعضي ازفرماندهان ومسوولان اين تنظيم ها در دولت نيز شركت داشته ولي سلاحكوت هاي خود را حفظ كرده اند. حال كه در موجوديت نيروهاي آيساف و ائتلاف بين المللي امكان درگيري هاي فرسايشي جبهوي بين گروپ هاي مختلف ومتخاصم وجود ندارد، گروپ هاي مسلح صرف بخاطر كسب امتيازوغارت دارايي هاي مردم به سلاح خفيف ضرورت دارند. سلاح هاي خفيف ومهمات را حفظ كرده، سلاح هاي ديگر چندان به درد شان نمي‌خورند.
 از تمام سلاحكوت هايي كه توسط نيروهاي امنيتي داخلي و خارجي تا حال كشف شده، در آن ها نه سلاح سبك و نه مهمات شان وجود داشته، كه اين خود نشان مي‌دهد سلاح هاي سبك تهديد كننده اصلي امنيت كشور بوده، همچنان در دست تنظيم ها و گروپ هاي مسلح باقيمانده است.
سلاحکوتهاي قسيم فهيم وبسم الله محمدي درپنجشير،امان الله گذروقسيم جنگل باغ درکوهدامن، بصيرسالنگي درپروان ، انواع گوناگون سلام ومهمات تورن اسماعيل درهرات ، سيد حسام الدين ودارودسته اش دردوشي ، سلاح هاي قوماندانان فريد دركوهبند كوهستان، هزاران ميل سلاح قومندانان پنجشير، سلاح هاي عارف داوري درشهرستان، هزاران ميل سلاح عطا درمزار، سلاح هاي علييار وابوذر درباميان، سلاح هاي ظاهرقديروقوماندان حضرت علي در ننگرهارولغمان، اسلحه ۱۵۹ نفر از قوماندان حزب اسلامي ، سلاح هاي ملاشير محمد وعبدالرحمن جان ، شيرعلم وسياف و… گل آقاي شيرزي ازقندهاررا چه وقت جمع اوري كردند؟.
سوال اينجاست آيا همين قومانداناني كه در قعطات نظامي به پروسه ي دي دي آر پيوستند، ۲۰ در صد سلاح خود را تحويل داده اند؟ آيا ۸۰ در صد آنها را براي روز مبادا نگهداري نكرده اند و آيا با همين سلاحها همين امروز غارت و چپاول نمي كنند؟ انتقال اين مقدار مواد مخدر به خارج از كشور، درگيري ها، راه گيري ها، اختطاف ها و قتل در شهرها حتي در پايتخت با كدام سلاح صورت مي گيرند؟ قوماندانان نذيردروزلمي مجددي بدخشان، قومندان عطا در مزار ، حضرت علي و حاجي دين محمد ، ملاشيرمحمد و عبدالرحمن جان در هلمند، قاضي كبير و بشير چاه آبي در تخار، مطلب بيگ و پيرام قل در كندز، قوماندان سلام در غور، ، امان الله در شيندند، افراد اسماعيل خان درهرات  ، انجنيرغفار در ننگرهار، كشمير در كنرها و … خلع سلاح شده اند؟ در جريان سه دهه جنگ بيشتر از يك و نيم مليون ميل سلاح خفيف از چار طرف وارد افغانستان شده است كه از آن جمله تا حال ۲۴ هزار ميل آن جمع آوري گرديده.
اگر ۲۰ در صد آن زير خاك پوسيده باشد، بازهم حدود يك مليون ميل سلاح در دست سرگروپها و اشخاص منفرد باقيمانده است، و اين در حالي است كه ورود سلاح ازپاكستان توسط طالبان و حزب اسلامي كماكان ادامه داشته هر روز بر انبار سلاح و مهمات در كشور ما افزوده مي‌گردد. جامعه جهاني اگر مايل است كه درمجموع سلاح از افغانستان جمع اوري گردد، بايد سلاح قوماندانان و سرگروپ ها را از دست شان خارج سازد. درغيرآن ادعاي شان مبني بر خلع سلاح در افغانستان، خيالي ودروغ بيش نيست.  امنیت یکی ازهمان اصطلاحات واسمای بی مسمایی است که از زبان مسوولین دولتی وتریبیونها وبلند گوها دردا خل وخارج کشور به مود روز ومود سال بدل گردیده ، اما واقعیت خلاف آن است که می بینیم، میشنویم واحساس میکنیم.
زورگويي ها بي کفايتي مسولين بلند پايه دولتي استخدام اشخاص مفسد دررده هاي بلند دولتي غارت کمک هاي جامعه جهاني غارت بيت المال ازسوي برخي وزيران، قوماندانان جهادي جنگسالار،واليان ، ولسوالان وديگر افراد درولايات کشورجريان دارد . کرزی وياران تفنگدارش دراین چند سال تا جایی که توانستند به قانون شکنی روی آورد وتا توانستند با دموکراسی ، آزادي عقيده وبيان درکشورمقابله کرد و نقض حقوق بشررا گسترش دادند. عقب نشینی ازبرنامه ی عدالت انتقالی، تقلب در انتخابات ریاست جمهوری وپارلماني، افزایش سانسور رسانه ها و خبرنگاران، گسترش قدرت جنايتکاران و حمایت قاطع ازآنان، همه و همه نشان ازاین است که این رژيم به هیچ وجه با دموکراسی ،حقوق بشر، مردمسالاري وعدالت اجتماعي اعتقادی ندارند. دراداره کرزي روزبروز برتعداد جرم وجنايت افزود ميگردد. چرا جرم و جنايت صد برابرشد ؟ در روز روشن غارت مسلحانه ،قاچاق احجار قيمتي ،كودك ربايي ، اختطاف كارمندان بين المللي، ترورهاي سياسي ،غارت كمك هاي بازسازي ،رشد عقايد منفور بنيادگرايي، زنداني ساختن زنان و رشد فعاليتهاي روزافزون سرويس هاي جاسوسي خارجي وبخصوص همسايگان ، رشد توليد و قاچاق مواد مخدر همه وهمه کاريست که بشکل ازاشکال تفنگداران ، زورگويان وقانون شکنان سهيم اند.
جنایتکاران جنگی افغانستان که جنایات و قساوت شان به مراتب نسبت به جنایتکاران بوسنی موحش تر و حیوانی تر است، همه طی دهسال گذشته بوسیله ملل متحد، امریکا و متحدانش در قدرت نصب شدند و بالاترین پست های دولتی برایشان داده شد و دست شان در هر جنایت و چپاول و فساد باز گذاشته شده است. به این هم اکتفا نکرده، به مرده هایشان لقب داده شد و به زنده ها اجازه داده شد که جنایات خود را ببخشند و برای فرار ازهرگونه بازپرسی قانون خاینانه عفو بسازند. و حال به آنانی که بیرون از دایره قدرت مانده اند رشوه پیشکش میکنند که به اداره فاسد، مافیایی و پوشالی بپیوندند و مثل دیگر جانیان از نعمت های موجود بهره برند.
به دلیل این خیانت نابخشودنی غرب نسبت به مردم و وطن ماست که با وجود ده سال جنگ، کشتار دهها هزار هموطن بیگناه ما، بربادی و مصرف صدها میلیارد دالر هنوز هم وضعیت افغانستان از بد بسوی بدتر شدن روان است . بدون محاکمه جنایتکاران و تامین عدالت، افغانستان هرگز روی صلح، ثبات، آزادی ودموکراسی را نخواهد دید. و تا زمانیکه مردم افغانستان خود برای عدالت و آزادی تلاش و پیکار ننمایند، کسی این ارزشها را به آنان هدیه نخواهد کرد و وضعیت به همین منوال ادامه خواهد یافت.
تعدد و تداوم اختطاف ها، سرقت ها ، قتلها ، انفجارات وانواع بی امنی ها درکشور واقعیت تلخی است که ا ز سپیده دم دولت موقت آغاز شده، دردولت انتقالی تشدید و در دولت انتخابی به اوج خود رسیده است . در افغانستان بسيارى از فرمانداران محلى و ولايتى هم ازاردو، پوليس و افسران امنيتي قبلاً فرماندهان جناح هاى مختلفى بوده اند كه براى سرنگونى طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ درجبهه اى واحد به آمريكا كمك مى كردند.
روزنامه گابرک چاپ روسیه نگاشته که امروز همه طالبان تحت فرمان ملا هيبت الله نيستند و در جریان گزارش خود چنین اضافه کرده:
عطا محمد درحدود سه هزار طالب دارد.
امان الله گذر حدوددونيم هزار طالب دارد.
بسم الله محمدى حدوددوهزار طالب دارد
اديب فهيم هزارودوصد طالب دارد.
محمد محقق دوهزاروپنجصدوچهل طالب دارد
فضل هادی مسلمیار هزاروپنجصد طالب دارد.
اسماعیل خان دوهزارودوصد طالب دارد.
جنرال ملك هفتصد طالب دارد
رووف ابراهيمى چهارصد طالب دارد
اينها افرادى را حمايت نموده بنام طالب حمايت مادى و مالی مي كنند تا به اعمال غير مشروع و اهداف غير انسانى شان دست يابند.  بالفرض اگرملا هيبت به پروسه صلح بپيوندد وهمه سلاح و مهمات خود را تسليم دولت كند بازهم ريشه طالب خشك نخواهد شد. طالبان ديروز ازملا عمر دستور مي گرفتند ولى امروز نميتوانيم از چنين وضعيتى سخن زد. طالب امروز ريشه مافيايى افراد بلند رتبه دولتى دارد كه خاتمه دادن به اين مافيا ، كار سهل نيست. بيشترين طالب امروز به فرمان عطا محمد فعاليت مي كند.

 
ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست: