صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۴, شنبه

عامل‌های ناکامی سیاسی ریاست اجرایی

8 صبح : تیوری بازی‌ها اساسا بر کنش-واکنش‌های استراتژیک طرف‌های یک بازی یا تعامل آنان، سر و کار دارد. تعاملات استراتژیک شامل تعاملاتی می‌شود که نتیجه یا برآیند بازی برای هر بازی‌گر، افزون بر تصامیم شخصی، وابسته به تصامیم طرف مقابل نیز، می‌باشد.


در تیوری بازی‌ها، فرض بر این است که بازیگران تصامیم عقلانی می‌گیرند و هم‌چنان توانایی پیش‌بینی چند گام جلوتر بازی و استراتژی‌های واکنشی آینده را دارند. این توانایی پیش‌بینی مراحل آینده بازی، باعث می‌شود تا بازیگران «تهدید‌های معتبر» را متوجه رقیب خود کنند و این «تهدید‌های معتبر» باعث می‌شود تا رقیب، طرف را جدی گرفته و در بعضی استراتژی‌های خود، تجدید نظر کند. هر چند این تغییر استراتژی ظاهرا به نفع رقیب نیست، اما برای جلوگیری از ضرر بزرگ‌تر که «تهدید معتبر» متوجه‌اش می‌کند، صورت می‌گیرد.
حالا به همین مقدمه کوتاه بسنده می‌کنیم.
به زبان ساده کنش-واکنش‌های ریاست اجرایی در مقابل ریاست‌جمهوری، به‌عنوان طرف‌های بازی سیاسی، را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
نظر به ساختار تیوریک فوق، بزرگ‌ترین چالش ریاست اجرایی وضع «تهدید‌های معتبر» بر طرف مقابل است و این مساله باعث می‌شود تا مواضع و تهدید‌های ریاست اجرایی جدی گرفته نشود که از لحاظ تخصصی به آن «تهدید غیرمعتبر» می‌گویند.
حالا سوال اساسی این است که چرا ریاست اجرایی قادر به وضع تهدید‌های معتبر نیست؟ پاسخ مناسب به همین پرسش کوتاه، بخش کلان مساله ناکامی استراتژیک نهاد ریاست اجرایی در بازی سیاسی کشور را حل می‌کند.
چند دلیل عمده و اساسی برای این ناکامی را می‌توان چنین برشمرد:

۱- مشکل قانونی- ساختاری نهاد ریاست اجرایی: نهاد نوتشکیل ریاست اجرایی، در مقابل نهاد ریاست جمهوری، از مشکل مشروعیت قانونی و هم‌چنان بیگانگی با عرف سیاسی کشور، رنج می‌برد. معمولا نهاد‌هایی که در ساختار و عرف سیاسی یک جامعه نهادینه نشده باشند، از مشکل نبود تاثیر و تطابق با ساختار‌های موجود رنج می‌برند. برعلاوه مشکل تعامل با نهادهای موجود، ریاست اجرایی دچار مشکل درون‌سازمانی نیز است. مشکلات سلسله مراتبی، موازات و اصطکاک وظایف و مسوولیت‌ها و دیگر مشکلات درون‌سازمانی که از خصوصیات یک سازمان نو تشکیل‌اند، می‌تواند از دلایل عد‌م موثریت و کم‌کارگی نهاد ریاست اجرایی باشد.
۲- گذشته سیاسی و هویت غیرقاطع شخص رییس اجرایی: به باور این قلم عامل مهم‌تر در این تحلیل، شخصیت نرم و غیرقاطع داکتر عبدالله عبدالله رییس اجرایی حکومت، است. گذشت و نرمش سیاسی او در مقابل حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین در انتخابات سال ۲۰۰۹میلادی و هم‌چنان کم‌رنگ‌بودن نفوذ و نقش درون‌حزبی‌اش در میان سران حزب جمعیت اسلامی باعث به‌وجود آمدن این هویت در فضای سیاسی کشور شده است. مواضع نرم و غیرقاطع داکتر عبدالله در انتخابات اخیر سال ۲۰۱۴ میلادی باعث تشدید این هویت در اذهان عامه و بازیگران سیاسی شد. این مواضع نادرست سیاسی، برعلاوه تضعیف او در مقابل حریفان سیاسی‌اش، باعث تضعیف جایگاه مردمی و درون‌حزبی‌اش نیز شده است که یک لایه دیگر بر این هویت و ناتوانی‌های سیاسی‌اش افزوده است.
۳- در جانب مقابل، قاطعیت و خودکامگی رییس‌جمهور و تیم سیاسی‌اش و هم‌چنان جایگاه دیرین و محکم نهاد ریاست جمهوری در عرف سیاسی کشور، باعث تشدید ناکامی‌های ریاست اجرایی شده است.

حالا با این گذشته سیاسی و ساختار ضعیف، ریاست اجرایی قادر به وضع تهدیدهای معتبر به آدرس ریاست‌جمهوری نخواهد بود. این امر باعث نادیده‌گیری مواضع ریاست اجرایی و هم‌چنان خودکامگی بیشتر نهاد ریاست‌جمهوری شده است. به عنوان نمونه، می‌توان به نادیده‌گیری مواضع ریاست اجرایی در قبال تذکره‌های الکترونیک و اصلاح نظام انتخاباتی اشاره کرد که نظر به دلایل فوق، نمی‌توانستند تهدیدهای معتبر تلقی شوند.

منبع : سایت آریایی

هیچ نظری موجود نیست: