صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۴, شنبه

آیا جبهه سوم جنگ نیابتی «تهران - ریاض» در افغانستان گشوده می‌شود؟
مشرق : ایران به افغانستان به عنوان یکی از مناطق استراتژیک و مهم نگاه می‌کند، همان طور که عراق چنین جایگاهی در سیاست خارجی دارد. عربستان هم سابقه ای طولانی از حضور در افغانستان دارد.

جنگ نیابتی میان ایران و سعودی در غرب آسیا، هیچ گاه از سرخط خبرهای مربوط به این منطقه دور نمی شود؛ دو کشور در مناقشات مختلفی در منطقه در تقابل با یکدیگر قرار دارند، که کانون ان ها سوریه و یمن است، دو کشوری که هر کدام صحنه یکی از مرگبارترین و پیچیده ترین مناقشات تاریخ معاصر هستند. ولی یک نبرد دیگر نیز بین این دو قدرت منطقه وجود دارد که تاکنون توجه رسانه ای چندانی به خود جلب نکرده است: افغانستان.
علی رغم همه تلاش ها برای صلح، افغانستان همچنان بسیار شکننده و آسیب پذیر است، با یک دولت مرکزی ضعیف و گروه های شورشی که تاثیر قابل ملاحظه ای بر مناطق مختلف این کشور دارند. بسیاری از این گروه ها سابقه ای طولانی در کار با تهران یا ریاض، و گاه هر دو، دارند. گرچه هر دوی این کشورها مراکز اسلامی و گروه های مختلفی را در افغانستان ایجاد کرده اند، ولی راهبردهای این دو برای منطقه و در نتیجه افغانستان، از اساس تفاوت دارد.
ایران، افغانستان را یکی از حوزه های اصلی و راهبردی خود می داند، همان طور که به عراق چنین نگاهی دارد.
این دو کشور مرز مشترک طولانی و پیشینه فرهنگی، زبانی و نژادی مشترک و پیوندهای اقتصادی عمیق با هم دارند. به علاوه، ایران از چند دهه پیش میزبان جمعیت بزرگی از افغان های پناهجو بوده است. به همین دلیل، هر گونه افزایش بی ثباتی و ناامنی در آن جا، می تواند ایران را هم متاثر سازد. مضاف بر این که، قاچاق مواد مخدر از افغانستان و آثار سوء آن بر جامعه ایران، دلیل دیگر اهمیت افغانستان برای ایران است.
به همین دلایل، تهران از پیش از تهاجم نظامی آمریکا و ناتو به افغانستان برای سرنگونی طالبان در 2001، در این کشور حضور داشت. البته ایران در ان مقطع، به دلایل منافع ملی خود با این تهاجم همراهی نشان داد و حتی با ناتو همکاری هایی در جنگ با طالبان و القاعده داشت. تهران از نفوذ خود برای کمک به ایجاد یک دولت ملی جدید در کابل استفاده کرد و صدها میلیون دلار کمک در اختیار ان گذاشت. در واقع، ایران همواره یک نیروی امیدبخش در افغانستان بوده است.
از سوی دیگر، عربستان سعودی نیز سابقه ای طولانی در افغانستان دارد. ریاض و اتباع ثروتمند سعودی از زمان اشغال خاک افغانستان توسط نیروهای اتحاد شوروی، پول های کلانی در قالب خیریه ها افغانستان خرج کرده اند. برای نمونه، سعودی ها پشتیبانی مالی پروژه «عرب های افغان» را برای مقابله با نیروهای اتحاد شوروی به عهده داشت. این پروژه که توسط سازمان سیا برنامه ریزی شده بود، با سرمایه گذاری و تسلیح بخشی از مجاهدین افغان برای نبرد با ابرقدرت شرق، هسته اولیه القاعده را بنیان گذاشت. در واقع، «اسامه بن لادن»، بنیان گذار و رهبر القاعده، از دوران جهاد با شوروی، کانال اصلی ورود پول های سعودی به افغانستان برای پیشبرد برنامه های ریاض و واشینگتن بود.
وقتی در اواسط دهه 1990، طالبان موفق به تشکیل حکومت در افغانستان شد، عربستان(بعد از پاکستان) دومین کشوری بود که حکومت این گروه تروریستی را به رسمیت شناخت.
ریاض امروز هم منافع خود را در افغانستان دارد، ولی این کشور زمین اصلی بازی منطقه ای ریاض محسوب نمی شود. در حقیقت، با لحاظ پاره ای از تفاوت ها، افغانستان همان نقشی را برای عربستان دارد که یمن برای ایران: یعنی یک اولویت اصلی برای رقیب که نقش آفرینی در آن جهت ضربه زدن به حریف با هزینه و تلاش کم تر قابل حصول است. از این رو، عربستان قصد دارد از افغانستان برای ضربه زدن به منافع ایران استفاده کند، همان طور که عرصه یمن این نقش را برای ایران دارد.
افغانستان یک مزیت دیگر هم برای ریاض دارد: این کشور برای ایالات متحده اولویت دارد.
ریاض به طور روزافزون به این باور می رسد که اهمیت سابق را برای واشینگتن ندارد و از این رو، به دنبال فرصت هایی است که خود را به رخ آمریکا بکشد. طرح اخیر کنگره آمریکا برای تحت تعقیب قرار دادن کشورهای خارجی بابت نقش آفرینی اتباع آن در عملیات تروریستی 11 سپتامبر در خاک آمریکا، که به روشنی ریاض را هدف گرفته است، بیش از پیش سعودی‌ها را کلافه کرده و انگیزه های آن‌ها را برای جلوه نمایی و ماجراجویی با هدف تحت تاثیر قرار دادن واشینگتن بالا برده است. در حقیقت، چون سعودی تاکنون خود را از هر لحاظ تحت‌الحمایه واشینگتن می دانسته، حال به دنبال این است که به حامی خود نشان دهد که هنوز مهره ای تاثیرگذار است.
ریاض به افغانستان به چشم یک فرصت مطلوب برای تحقق چنین هدفی می نگرد. سعودی می تواند برای بی‌ثبات سازی افغانستان از گروه هایی استفاده کند که یا خود آن ها را ایجاد کرده است یا از آن ها پشتیبانی مالی انجام می دهد. به ویژه، در مناطق روستایی و دور از مرکز افغانستان، این گروه های می توانند قدرت دولت مرکزی را به چالش بکشند و همین کار را هم می کنند. در واقع، با این روش، هم تلاش های آمریکا و ناتو(با هزینه های چند صد میلیارد دلاری تاکنون) جهت ایجاد ثبات در افغانستان مختل می شود و هم با ایجاد محیط بی ثبات، می تواند کشور همسایه و هم مرز با افغانستان، یعنی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. این دقیقا خطی است که سعودی ها، به ویژه با حمایت و پشتیبانی از داعش، در افغانستان دنبال می کنند.
عربستان می تواند ابزاری برای معامله باشد: ریاض می تواند از برگ افغانستان در مذاکرات آتی با واشینگتن برای همکاری نظامی و دریافت تسلیحات و کمک های نظامی بیشتر استفاده کند، یا از آن برای تحت فشار قرار دادن تهران برای کم کردن نفوذش در یمن و ایجاد موازنه بهره بگیرد.
رقابت تهران و ریاض در افغانستان می تواند خود را در قالب افزایش کمک‌ها و سرمایه گذاری ‌های مستقیم و غیرمستقیم فعال در افغانستان نشان دهد. سعودی عمدتا روی گروه های سنی وهابی یا متمایل به وهابیت سرمایه گذاری می کند، در حالی که ایران با گروه های مختلف شیعه و سنی کار می کند. حتی در تابستان گذشته خبری مبنی بر سفر هیاتی از جناح معتدل تر طالبان، یعنی دفتر سیاسی مستقر در قطر، به ایران منتشر شد. افزایش حضور و نفوذ داعش در مناطقی از افغانستان، انگیزه ها را برای نقش آفرینی بیشتر در افغانستان بالا می برد. ایران اصلا نمی خواهد که شاهد مناطق تحت کنترل داعش هم در مرزهای غربی(عراق) و هم شرق خود(افغانستان) باشد.
وقتی هنوز بخش هایی از قلمرو عراق و به ویژه موصل در دست داعش است، ایران قطعا تلاش خود را خواهد کرد که جلوی تصرف بخش هایی از همسایه شرقی خود را توسط داعش بگیرد. پس تهران به دنبال کمک به دولت مرکزی در جهت ایجاد ثبات و جلوگیری از گسترش ناامنی است. برای حصول این هدف، بعید نیست که ایران شروع به همکاری با گروه هایی کند که الزاما هم جهت با ایران نیستند(مانند حزب اسلامی گلبدین حکمتیار) و حتی بعید نیست که سپاه پاسداران فعالیت های محسوس تری را، به مانند سوریه و عراق، در افغانستان در پیش بگیرد.
همزمان، عربستان هم ایران را بزرگ ترین تهدید امنیتی خود می داند. این رویکرد، با این باور تقویت می شود که ریاض در حال از دست دادن بزرگ ترین دارایی خود است: واشینگتن
ریاض گمان می کند که آمریکا دیگر اهمیت پیشین را برای غرب آسیا قایل نیست، در نتیجه، به دنبال ابراز قدرت و جلوه نمایی در مقابل ایران است. از سوی دیگر، دغدغه امنیتی بزرگ تهران، مساله تضعیف و فروپاشی دولت های مرکزی در کشورهای همسایه است که می تواند سبب شکل گیری خلاء خطرناکی شود که گروه های تروریستی را به خود جذب کند. از این رو، ایران به افغانستان به چشم یک اولویت مهم نگاه می کند که باید جلوی تشکیل یک پایگاه برای داعش را در آن گرفت.
نزدیک به یک دهه و نیم بعد از مداخله ناتو در افغانستان، امکان جنگ نیابتی ایران-سعودی در افغانستان، می تواند بر پیچیدگی‌ها و وضعیت بغرنج امنیتی منطقه بیافزاید.

منبع : سایت آریایی

هیچ نظری موجود نیست: