صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۱, چهارشنبه

زن

فریبا صفری نژاد

 تا شوم خود علتِ تحریمِ خویش
زن شدم اما نه با تصمیمِ خویش

من زنم، یک اتفاقِ ناتمام
ناگزیری در گریز از نیمِ خویش

شاخه ای گل در لگدمالِ زمان
کرده عمری خویش را تقدیمِ خویش

یک سند، اما به نامِ دیگری
مستند، اما نه با تنظیمِ خویش

از خودم هر روز می پرسم کی ام ؟!
گشته ام سرگشته ی تفهیمِ خویش

همسری در جستجوی خویشتن !؟
مادری در حسرتِ تکریمِ خویش !؟

مرده یی محکومِ عمری زندگی ؟!
زنده یی در مجلس ترحیمِ خویش ؟!

من زنم که از شروعِ بودنم
گم شدم انگار در تقویمِ خویش

من علاجم در نجات از زندگی ست
از خودم، این غده ی بدخیمِ خویش.

هیچ نظری موجود نیست: