صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۶, جمعه

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

مقام عشق
جهان اقبــال هستی بُــرد از امکـــان هســــتِ تــو
سعـادت رمز خـوشبختی گرفت از هــر نشستِ تو

به ســــر از سائیبان اَمن میــــدارد جنـون پـــرور
که دارد با هزاران عجز سـر بـر زیــر دستِ تــو

جهان آئینـه شــد در چشم و جانم اشــعۀ خورشـید
که تا نقش بصر شـــد طلعت معنـی پـــرستِ تـــو

فغان از رگ رگ هر سنگ میتازد بـرون آنـــدم
که ازحیرت چکد اشکم بـه دشت و بند و بستِ تو

به بزم آسمان امشب چه رقصان اسـت عــالم هـا
که شوخی با فلک دارد نگـــاه چشم مســـتِ تـــو

نفس بر سینه در بنـــد است و آزادی نمی خواهد
که هست و بود و نابـــودش بُـوَد یارا به دستِ تو

سر تسلیم میــدارد بـــه پـــــایت در مقــــام عشق
که شد این قبله گاهِ «واهِبِ» مست و الستِ تـــو

12-10-2013
صالحه وهاب واصل
هالند

«مقام عشق» شعری از مجموعۀ ششم شعري «واهِب» به نام (فنایی عشق) و تک بیت از یازدهمین کتاب رنگین صالحه واهب واصل و محترم تواب وهاب به نام «فیروزه»

هیچ نظری موجود نیست: