صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

فاشیسم اردوغان، نمونه برجسته فاشیسم کنونی

حسن رحمان پناه

• دوران طلایی بکار بردن القاب "اسلام میانه رو"، "اسلام لیبرال"، "اسلام غیرتندرو" و غیره که همه برگرفته از "اسلام سیاسی" و بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی رایج شدند، در مورد دولت کنونی ترکیه و رئیس جمهور دیکتاتور آن "سلطان اردوغان" که به کمک بنگاههای تبلیغاتی آمریکا و متحدینش از همه بیشتر مورد استفاده قرار گرفت، در حال رنگ باختن و پایان است ...

دوران طلایی بکار بردن القاب "اسلام میانه رو"، "اسلام لیبرال"، "اسلام غیرتندرو" و غیره که همه برگرفته از "اسلام سیاسی" و بعد از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی رایج شدند، در مورد دولت کنونی ترکیه و رئیس جمهور دیکتاتور آن "سلطان اردوغان" که به کمک بنگاههای تبلیغاتی آمریکا و متحدینش از همه بیشتر مورد استفاده قرار گرفت، در حال رنگ باختن و پایان است. اسلام "معتدل" و "میانه رو" که دولت اسلامی ترکیه طی بیش از ١٠سال اخیر نمونه آن بود، اکنون و به همت برنامه و سیاست اقتصادی، اداره جامعه و دولت داری اسلامی، حباب شد و به هوا رفت. اسلام "لیبرال و معتدل" ترکیه که قرار بود الگوی اداره اسلامی در خاورمیانه باشد، طی چند سال اخیر و به ویژه بعد از خیزش و مبارزات تودههای مردم زجرکشیده در کشورهای مصر و تونس که چندین کشور خاورمیانه و شمال افریقا را نیز در برگرفت و دیکتاتورهای قدیمی این ممالک را سرنگون و می رفت در کشورهای دیگر نیز حاکم شود، چهره راستین اسلام را که به دوران حاکمیت پیامبر مسلمین و چهار خلیفه صدراسلام (سلف صالح) مربوط می شدند به جهانیان نشان دادند و دولت اسلامی عراق و شام (داعش) با حمایت بیدریغ اسلام "لیبرال" ترکیه و "وهابی" های حاکم بر عربستان سعودی، حداقل از دو سال و نیم قبل، بی مایه و بی محتوا بودن این "تز" را نشان داد. بعد از پیروزی اردوغان و اک پارتی در "انتخابات" سازماندهی شده نوامبر ٢٠١٥ این شکل از اسلام بیشتر از هر زمانی رنگ باخت و اکنون به پایان عمر خود رسیده است. امروز نه تنها مخالفین و منتقدین "اردوغان" و دولت متبوعش، بلکه دوستان و متحدینش در اتحادیه اروپا و آمریکا و دیگر ممالک سرمایهداری نیز، نامبرده را به دیکتاتور و سرکوبگر مطبوعات، ضداپوزیسیون و عامل به بند کشیدن نمایندگان پارلمان و دشمن آزادیهای به رسمیت شناخته شده در کشور ترکیه، معرفی میکنند. اما آنچه بعد از پیروزی اردوغان و اک پارتی از انتخابات نوامبر سال ٢٠١٥ در داخل ترکیه علیه مخالفین دولت و حزب حاکم به وقوع پیوسته و آنچه در سیاست خارجی این حزب و دولت در پیش گرفته شده است، کاملآ در چهارچوب و قالب "فاشیسم" عصر کنونی مفهوم و معنا پیدا می کنند.
فاشیسم پدیده جدید، مدرن، محصول و زاده سرمایهداری معاصر است. فاشیسم محصول دوران بحران و راه حل نجات سیستم کنونی از آن است. نظام های فاشیستی علارغم تفاوتهای که داشتهاند، اما تشابهات آنان و عملکرد یکسانشان در ضدیت با جنبش کارگری که در صورت رشد و گسترش مانع کسب سود و سرمایه اندوزی طبقه سرمایهدار و دولت نماینده آنان می شود، همچنین ضدیت با جنبش های تودهای و آزادیهای دمکراتیک و به منظور محو و نابودی آنان و مهار بحران اجتماعی به منظور جلوگیری از انقلاب و تغییر و تحول از پایین، پا به عرصه ظهور می گذارند.
نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا که جنگ جهانی دوم را با بیش از ٦٠ میلیون کشته بر بشریت تحمیل نمودند، محصول بحران عظیم سرمایهداری دهه ٣٠ قرن بیست میلادی، بی ثباتی بعد از جنگ اول جهانی در سطح جهان، وحشت از پیروزی انقلاب کارگری روسیه در اکتبر ١٩١٧، ترس از جریان چپ و بویژه جنبش کارگری نیرومند و مدعی قدرت در آلمان و ایتالیا بود. جنبش ارتجاعی و فاشیسم اسلامی در ایران در سال ١٣٥٧ به منظور جلوگیری از پیروزی قیام مردم این کشور و به شکست کشاندن و ممانعت از تعمیق آنان، جلوگیری از گسترش آن به منطقه صادر کننده نفت و گاز خاورمیانه به کشورهای امپریالیستی و پاسخ به بحران ایجاد شده در جامعه متحول ایران، به سوی کسب قدرت هدایت شد. فاشیسم حزب بعث در عراق که جنگ ارتجاعی و ضدانسانی عراق_ایران را به همراه و با تلفات یک میلیون انسان از دو طرف جنگ و خصارات صدها میلیارد دلاری به طرفین آغاز شد و با بن بست جنگ از دو سوی آن پایان یافت و از سوی فاشیسم اسلامی حاکم بر ایران با جواب "لبیک" و جنگ "نعمت الهی" است گرامی داشته شد. همچنین "انفال" ١٨٠ هزار نفر از مردم کردستان، کشتار بیرحمانه شیعیان در عراق، خاموش کردن شهر حلبچه با گاز شیمیایی و برقرار کردن سکوت گورستانی بر جامعه عراق، در واقع جواب به بحرانی بود که از کودتای نظامی "عبدلکریم قاسم" در سال ١٩٥٨ آغاز و با دو کودتای متعاقب آن فروکش نکرده بود و جامعه عراق را در بی ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرو برده بود که توسط صدام حسین و حزب بعث از سال ١٩٧٥ به سوی تثبیت قدرت فاشیستی خیر بلند برداشت.
بحث های نظری و فکری زیادی پیرامون "فاشیسم"، خصوصیات و ویژگیهای آن، رژیم های فاشیستی در ایتالیا و آلمان که آغازگر جنگ جهانی دوم بودند و متحد آنان "فرانکو" در اسپانیا توسط نظریه پردازنی از قبیل "انتونیو گرامشی" مبارز کمونیست و برجسته ایتالیا، که به پایه مادی و اجتماعی فاشیسم پرداخت و "لئون تروتسکی" از رهبران انقلاب کارگری اکتبر که خطر فاشیسم هیتلری را از آغاز دهه ٣٠ قرن گذشته سریع دریافت و علیه آن به رهبری حزب کمونیست وقت شوروی و استالین گوشزد کرد، اما گوش شنوا نیافت و دهها نظریه پرداز دیگر، نوشته شده و موجود است. بعد از فاشیسم المان و ایتالیا، رژیم های فاشیستی دیگر در گوشه و کنار جهان از جمله "سوهارتو" در اندونزی، "پینوشه" در شیلی، خانواده "اسد" در سوریه، "دولت اسلامی شام و عراق (داعش) در این دو کشور و همچنین حکومت "اک پارتی" و "سلطان اردوغان" در ترکیه، نمونههای برجسته فاشیسم در قرن گذشته و قرن ٢١ هستند که تحقیقات گذشته و حال در شناساندن و معرفی این نوع حکومت ها ما را کمک خواهند نمود.
در وجود "فاشیسم" در تمام موارد بیان شده، دو عامل یا محرک اصلی که دیگر دلایل به گرد آنها می چرخد و در بکار بردن چنین مختصاتی میتوان دولت های موردنظر را با آن خصوصیات شناساند، مشترک است . ١_ نژاد پرستی و "ملی گرایی افراطی" . ٢_ برتری طلبی دینی و اتکا به مذهب بعنوان ایدئولوژی نظام و طبقه حاکم. این دو ویژگی در برخی دولت های فاشیستی با هم ادغام و در برخی دیگر از هم مجزا بوده و هستند. اما اعمال دولت های فاشیست در خدمت به نیاز سرکوب جامعه، تسلط مطلق بر آن و تآمین منافع اقتصادی، سیاسی و طبقاتی طبقه حاکم نهفته است.
به دنبال تدقیق فاکت و نمونههای تاریخی فاشیسم بودم که مطلبی از دکتر "لاورنس بریت" استاد علوم سیاسی با ترجمه "مسعود امیدی" توجه مرا به خود جلب کرد و کار من را در شناسایی و معرفی فاشیسم بسیار آسان نمود. این مطلب تحت عنوان "١٤ ویژگی فاشیسم" در صفحه ٢٠ شماره بهار سال ٢٠٠٣ مجله "تحقیق آزاد" منتشر شد و وب سایت "پرسش آزاد" آنرا مجددآ منتشر نموده است.
اگرچه ممکن است انتقاد یا اشکالاتی به این یا آن گوشه نوشته، یا تقدم و تآخر فاکت و مختصات تعریف شده وجود داشته باشد، اما به دلیل اهمیت موارد بیان شده، بدون کم و کاست آنرا در اختیار شما خوانندگان عزیز این نوشته قرار می دهم. به امید مفید بودن آن در معرفی و شناساندن فاشیسم، بویژه فاشیسم چند دهه اخیر جریانات اسلامی در منطقه خاورمیانه، از جمهوری اسلامی تا دولت اسلامی عراق و شام (داعش) و دولت فاشیستی"رجب طیب اردوغان" در ترکیه و مبارزه مشترک و متحدانه علیه آنان.
١٣ نوامبر ٢٠١٦
******

دکتر بریت، دانشمند علوم سیاسی مقاله ای در باره فاشیسم نوشت که در مجله تحقیق آزاد، نشریه ای با اندیشه بشر دوستانه منتشر شد. دکتر بریت رژیمهای فاشیستی هیتلر (آلمان)، موسولینی (ایتالیا)، فرانکو (اسپانیا)، سوهارتو (اندونزی) و پینوشه (شیلی) را مطالعه کرد. او دریافت که همه این رژیمها ۱۴ ویژگی مشترک داشتند. او این ویژگی ها را، ویژگیهای معرف فاشیسم نامید. عنوان مقاله توسط لاورنس بریت "فاشیسم در هر جا" گذاشته شد و در صفحه ۲۰ شماره بهار سال ۲۰۰۳ مجله تحقیق آزاد، منتشر شد.
وب سایت پرسش آزاد

۱۴ویژگی فاشیسم عبارتند از:
۱_ ملی گرایی نیرومند و مداوم- رژیمهای فاشیستی تمایل دارند به صورت دائمی شعارها، رجزخوانی ها، نمادها،سرودها و سایر ژست های میهن پرستانه را مورد استفاده قرار دهند. پرچم ها در هرجا دیده می شوند تا آنجا که پرچم ها به عنوان نمادهایی برای پوشش و در معرض دید همگان قرار دارند.
۲_ تحقیر به رسمیت شناخته شدن حقوق بشر- مردم در رژیمهای فاشیستی به دلیل ترس از دشمنان و نیاز به امنیت ترغیب شده اند که در موارد معین به دلیل "نیاز" می توان حقوق بشر را مورد چشم پوشی قرار داد. در رژیم های فاشیستی مردم مایلند که چشم خود را بر روی بسیاری از مسائل ببندند یا حتی شکنجه ، اعدامهای عجولانه ، قتل ، حبس های طولانی مدت زندانیان و امثالهم را تایید کنند.
۳_ تعیین هویت دشمنان به عنوان مقصر همه گرفتاری ها به عنوان عامل وحدت- مردم به یک هیجان میهن پرستانه یکپارچه فراتر از آنچه که برای از بین بردن تهدید مشترک یا دشمن قابل درک است، برانگیخته و بسیج می شوند. اقلیت های نژادی،قومی یا مذهبی، آزادی خواهان،کمونیستها، سوسیالیست ها، تروریست ها و غیره ...به عنوان تهدید و دشمن به مردم معرفی می شوند.
۴_ برتری طلبی نظامی- حتی هنگامی که مشکلات داخلی در سطحی گسترده همه جا را فراگرفته است، نیروهای نظامی مبالغ هنگفتی از وجوه دولتی را به خود اختصاص می دهند و مشکلات داخلی به حال خود رها شده و مورد مسامحه قرار می گیرند. نظامی گری و خدمت نظام وظیفه پر زرق و برق و فریبنده است.
۵_ تبعیض جنسیتی گسترده- دولتهای کشورهای فاشیستی تمایل دارند تقریباً منحصر به حکومت مردان گردند.تحت رژیمهای فاشیستی نقش سنت ها استوارتر می گردد. مخالفت با سقط جنین بسیار زیاد است. همینطور انزجار از هم جنس بازی و قوانین و خط مشی ضد همجنس خواهی زیاد است.
۶_ کنترل رسانه های گروهی- گاهی اوقات رسانه ها مستقیماً توسط دولت کنترل می‌شوند، اما در سایر موارد رسانه ها به صورت غیر مستقیم بوسیله قوانین دولتی یا از طریق رسانه های موافق سخنگوی قوه مجریه کنترل می شوند. سانسور بویژه در زمان جنگ بسیار معمول است.
۷_ وسواس ذهنی و نگرانی"امنیت ملی"- این بیم به عنوان ابزار انگیزش بیش از حد توده ها توسط دولت استفاده می شود.
۸ _ درهم پیچیدگی دولت و مذهب - دولت های فاشیستی تمایل دارند رایج ترین مذهب در کشور را به عنوان ابزاری جهت دستکاری افکار عمومی مورد استفاده قرار دهند. حتی هنگامی که بیشتر اصول مسلم دینی در راستای مخالفت با سیاست ها و اقدامات دولت باشد، سخنان رهبران دولتی عموماً بازتاب دهنده قدرت نطق و بیان و مجموعه ای از واژگان مذهبی است.
۹_ محدود بودن قدرت شرکت ها- اشرافیت تجاری و صنعتی در یک کشور فاشیستی اغلب همانهایی هستند که رهبران دولت در قدرت منصوب می نمایند. حکومت های فاشیستی نوعی رابطه سودمند خویشاوندی متقابل دولت تجارت و اقتدار نخبگان را ایجاد می کنند.
۱۰_ سرکوب طبقه کارگر- از آنجا که قدرت سازماندهی طبقه کارگر تنها تهدید واقعی برای یک حکومت فاشیستی است، اتحادیه های کارگری یا کاملاً از میان برداشته می شوند یا به سختی تحت فشار و سرکوب قرار می گیرند.
۱۱_ اهانت به روشنفکران و هنرمندان حکومت های فاشیستی گرایش به ترویج و مدارا با دشمنی آشکار در برابر تحصیلات سطح بالا و آکادمیک دارند. سانسور یا حتی بازداشت برای اساتید و سایر آکادمیسین ها غیر معمول نیست. آزادی بیان در هنر آشکارا مورد حمله قرار می‌گیرد و دولتها اغلب از تخصیص بودجه به فعالیت های هنری سر باز می زنند.
۱۲_ وسوا س فکری دائمی در برابر جرم و مجازات - در رژیمهای فاشیستی،اغلب برای وادار کردن مردم به اجرای قوانین، قدرت نامحدودی به پلیس داده می شود . مردم اغلب مایلند از سوء استفاده های پلیس چشم بپوشند و حتی از آزادی های مدنی به نام میهن پرستی چشم بپوشند. در دولت های فاشیستی اغلب یک نیروی پلیس ملی با قدرت واقعاً نامحدود وجود دارد.
۱۳_ پارتی بازی گسترده و فساد- رژیمهای فاشیستی تقریباً همیشه توسط گروهی از دوستان و وابستگانی اداره می شود که یکدیگر را به پست های دولتی منصوب کرده اند، کسانی که قدرت و اختیارات دولتی را برای حمایت از دوستانشان در مقابل پاسخگویی مورد استفاده قرار می دهند. در رژیمهای فاشیستی غیر معمول نیست که منابع ملی یا حتی خزانه مورد سوء استفاده قرار گرفته یا حتی توسط رهبران دولتی یکجا سرقت شود.
۱۴_ انتخابات فریب آمیز - گاهی اوقات در کشورهای فاشیستی انتخابات یک تظاهر تمام عیار است. سایر اوقات، انتخابات از طریق مبارزات انتخاباتی لکه دار در برابر کاندیداهای مخالف (یا حتی قتل ) دست کاری می شود، گاهی از قانون برای کنترل شمار آراء یا دستکاری در محدوده های مشخص سیاسی ، یا دستکاری در رسانه های عمومی و... ارقام جابجا می شوند. حکومت های فاشیستی نوعاً سیستم قضایی خود را نیز برای دستکاری یا کنترل انتخابات مورد استفاده قرار می دهند.

نویسنده: دکتر لاورنس بریت
برگردان: مسعود امیدی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲٣ آبان ۱٣۹۵ -  ۱٣ نوامبر ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: