صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

سقط جنین «نهضه» (بیداری یا احیای عربی)
ترجمه بخش کوتاهی از چاپِ انگلیسی کتاب «بهار عربی» نوشتهٔ سمیر امین

ا. مانا

• نهضه، همچنین متوجه نیست، که مُدرنیته مشوقِ زنان در راه آزادی آنان است، و از این رهگذر حق آنان را برای فعالیت در مسیر نوآوری و گسستن از سنت ها به رسمیت می شناسد. در نهایت، نهضه مُدرنیته را به مفهومِ بلاواسطهٔ آنچه که می آفریند، پیشرفتِ تکنولوژیک، محدود می نماید ...

مُدرنیته بر این اصل استوار است که انسانها، بصورتِ انفرادی یا در مجموع، تاریخ خود را ساخته و در این رهگذر حق نوآوری داشته و ملزم به تکریم سنتها نیستند. اعلان چنین اصلی، به معنای گسستن از اصلِ بنیادینی است که بر همهٔ جوامع پیشا - سرمایه داری از جمله اروپای فئودال مسیحی حاکم بود. این اصل مستلزمِ چشم پوشی از اشکالِ غالبِ مشروعیت بخشی به قدرت بود - در خانواده ها، در اجتماعات انسانی که روشِ زندگی و شیوهٔ تولید خود را سازماندهی می نمودند، و در حکومت ها که تا آنزمان بر متافیزیک استوار بود که غالباً در قالب مذهب تجلی می یافت. مُدرنیته بر جدایی حکومت از مذهب و سکولاریزاسیونِ رادیکال تأکید دارد که پیش شرطِ آغاز سیاست ورزی مُدرن بود.

این اعلان، به زایشِ مُدرنیته انجامید، و نه زایش مجددِ آن. عنوان «رُنسانس» که اروپاییها برای این لحظهٔ تاریخی انتخاب نمودند گمراه کننده است. این عنوان از سیری ایدئولوژیک برخاسته است که بر اساسِ آن یونانی ها و رومیان باستان اصول مُدرنیته را شناخته بودند، که توسط تاریک اندیشی مذهبی در قرون وسطی (مابین مُدرنیتهٔ کهن و نو) مدفون گردید. این دریافتی افسانه ای از روزگارِ باستان است که بنوبهٔ خود به «اروپا محوری» (یوروسنتریسم) منجر گردید که توسطِ آن اروپا مدعی بازگشت به گذشته اش در قالبِ «رجعت به اصلِ خود» (که اکنون رُنسانس خوانده می شد) گردید، که در واقع گسستی از تاریخ اروپا بود.

زایش مُدرنیته، بمانندِ پیدایش سرمایه داری، اتفاقی نبود. روابطِ اجتماعی ویژهٔ سیستمِ جدید سرمایه داری در بردارندهٔ آزادی شرکتها، دستیابی به بازارها و اعلامِ حقِ غیر قابلِ تغییر مالکیت خصوصی (که مقدس شمرده می شود) می باشد. حیاتِ اقتصادی، که از قیمومیتِ قدرت سیاسی رها گردیده بود، که از ویژگی های رژیمهای پیشا - مُدرنیته بود، بعنوان عرصه ای مستقل از زندگی اجتماعی توسعه یافت که از قوانین خاصِ خود تبعیت می نمود. سرمایه داری، جبرگرایی سنتی ثروت را با روندی معکوس جایگزین نمود که ثروت را به منبعِ قدرت تبدیل نمود.

تنزل
«بیداری» عربی - اسلامی

رُنسانس اروپایی حاصلِ یک روندِ اجتماعی داخلی بود، راه حلهایی یافته شده برای تضادهای خاصِ اروپای آنزمان از رهگذرِ نوآوری های سرمایه داری. از طرفی دیگر، آنچه عربها به تقلیدِ از اروپا رُنسانس خود نامیدند - بیداری قرنِ نوزدهم - چنین نبود. این بیداری، عکس العملی به یک شوکِ خارجی بود. اروپایی که با تکیه بر مُدرنیته قوی و پیروزمند گردیده بود - تأثیری دوگانه بر جهان عرب داشت - جاذبه ای داشت که موجب تحسین آن می گردید، و دافعه ای که از تکبری ناشی می گردید که مولودِ برتری آن بر دیگران بود. رُنسانس عربی دقیقاً از نوعِ اروپایی آن اقتباس گردید. فرض گردید که اگر اعراب به اصلِ خود بازگردند، بمانند اروپاییها (آنگونه که خود ادعا می نمودند)، عظمت شان را باز یافته، حتی اگر برای مدتی خوار گردند. بیداری عربی، طبیعتِ مُدرنیته را که اروپا را توانمند نمود، درک ننمود.

اینجا مکان مناسبی برای پرداختن به جنبه ها و لحظاتِ گوناگون گسترش «بیداری عربی» نیست. به اختصار اشاره می نمایم که بیداری عربی گسستِ لازم با سنت را (که مُدرنیته را معنا می بخشد) تحقق نبخشید. این بیداری معنای سکولاریسم را درک ننمود، بعبارتی، جدایی مذهب و سیاست، شرطی که متضمنِ تبدیل سیاست به عرصهٔ نوآوری های آزادنه، و در این راستا، متضمن دمکراسی در معنای نوین آنست. بیداری عربی برا ین تصور بود که سکولاریسم را میتوان با تفسیری از مذهب که از سرگشتگی های تاریک اندایشانهٔ آن تصفیه گردیده است جایگزین نمود. در هیچ حالتی، جوامعِ عرب تا به امروز، با این درک مسلح نبوده اند که سکولاریسم ویژگی خاصِ جوامع غربی نبوده، بلکه پیش شرطِ مُدرنیته می باشد. نهضه معنی دمکراسی را درک نمی نماید، که باید چون حقی برای گسستن از سنت تفسیر گردد. در نتیجه، دمکراسی زندانی مفاهیمِ حکومتِ استبدادی بوده، حکومتی که در آرزوی مستبدی عادل دست به دعا برداشته - حتی اگر مستبدی «آگاه» نباشد، نکتهٔ ظریفی که باید مورد توجه قرار گیرد.

نهضه، همچنین متوجه نیست، که مُدرنیته مشوقِ زنان در راه آزادی آنان است، و از این رهگذر حق آنان را برای فعالیت در مسیر نوآوری و گسستن از سنت ها به رسمیت می شناسد. در نهایت، نهضه مُدرنیته را به مفهومِ بلاواسطهٔ آنچه که می آفریند، پیشرفتِ تکنولوژیک، محدود می نماید. این نمایش داوطلبانهٔ بغایت ساده شده، به معنای آن نیست که مولفِ آن به تناقضاتِ نهضه آکاه نبوده، چنانکه متفکرانِ پیشاهنگ بر چالشهای واقعی مُدرنیته آگاه بودند ( قاسم امین و اهمیت رهایی زنان - علی عبدل رازق و سکولاریسم - کواکبی و چالشهای دمکراسی). گرچه هیچیک از اینها تأثیری نگذاشته، و بر عکس، انتخابِ جوامع عرب در پیش نگرفتن راه های مورد اشاره بود. بنابراین، نهضه نه نشانگرِ لحظهٔ تولد مُدرنیته در جهانِ عرب، که مشخصهٔ دورانِ سقط جنین ان بود.

گیلبرت آکار (Gilbert Achcar) در کتاب عالی اش بسال ۲۰۱۰ بنام «اعراب و هُلوکاست» نوشته های رشید رادا، آخرین رشته در زنجیرهٔ نهضه را بررسی نموده است. رادا که در دههٔ ۱۹۲۰ می نوشت، از آغاز الهام بخش اخوان المسلمین بود. اسلامی که او عرضه می داشت، که «بازکشت به اصل» توصیف می گردید، بشدت از تفکرِ جدی تهی بود. اسلامی است محافظه کارانه، که تکیه اش بر جوامع کوچک انسانی و تشریفات است. حمایت رادا و اخوان المسلمین از وهابیت، که بمانندِ آنان از هر نشانه ای دال بر تفکر اقتصادی اعلام انزجار نموده است، تنها و تنها نیازهای جامعه ای عشایری و بدوی را برآورده می نماید که منادی پیدایشِ اسلامِ سیاسی است. 
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۵ آبان ۱٣۹۵ -  ۱۵ نوامبر ۲۰۱۶


هیچ نظری موجود نیست: