صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۶, چهارشنبه

به بهانه انتخابات امریکا

رضا کعبی

• حکام و احزاب جامعهای که در جنگ قدرت و در ضمن اختلافاتشان به ترور شخصی روی می آورند، در واقع سیما، منش و نوع مدیریت شان را عرضه می کنند. اوباما نهایتا پذیرای ترامپ شد و دیداری مملو از ریا و تظاهر و نمایشی از دولتمردانی که اگر نتوانستند بر هم غلبه کنند با هم بر سر جابجایی قدرت و با سیاست های نه چندان متضادی توافق می کنند ...

١_ دنیای واقعی با دنیای مجازی دره عمیقی فاصله دارد. هیاهو و طوفان به پاکردن در دنیای مجازی همچون طوفان در فنجان به پاکردن است. دنیای مجازی بسیاری را از دنیای واقعی و ارزش و معیارهای آن دور کرده است. عمده ابتکار و "نوآوری" در دنیای مجازی در انحصار قدرت های جهانی و دستجاتی از قبیل داعش است که بسیار ماهرانه از آن در جهت نقشههای خود بهره می جویند.

٢_ این بیماری کشنده متاسفانه دامن احزاب را فرا گرفته است. هیاهو در مورد جایگاه رهبر و تاکتیک و نفوذ حزب در دنیای مجازی به یک سبک، به یک نیاز، به یک ابزار ساکت کردن مخالفان و هرگونه صدای اپوزیسیون تبدیل شده است. یک حزب نهچندان عمده می تواند با ارسال پیام به رۆسای جمهوری عالم با عکسی از دبیرکلش با یک رئیس جمهور و پخش آن در دنیای مجازی برای خود دنیایی بسازد. با فتوشاپ می توان از خود جایگاه دیگری نشان داد.

٣_ رسانهها بیش از پیش به ابزار تحمیق، به بلندگوی بالادست ترین لایههای طبقه حاکم، زۆرداران و سرمایهداران، به سازمان و به توجیه وضع موجود تبدیل شدهاند. به نظر می رسد که از همان تز گوبلنزی پیروی می کنند که "دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورکردنش آسان تر است" اما با ابزارها و شرایط بسی متفاوت از بیش از نیم سده قبل. ماهوارهها و پیشرفتهترین ابزار رسانهای دارند پند گوبلنز را روزانه به عمل در می آورند.

٤_ رسانههای احزاب سیاسی بیش از پیش رسالت آگاهگری و روشنگری خود را از دست دادهاند. کار فکری و کار تئوری و پرداختن به تدوین استراتژی سیاسی جای خود را به ظاهرشدن در یکی دو مناظره تلویزیونی و چند موضع گیری روزانه در سال داده است. رهبران و کادرهای نمادین احزاب از این عرصه دور افتادهاند و به منابع مالی و فرماندههی نیروی مسلح و دیپلماسی چسبیدهاند. از سرمقالههای رهبران احزاب، از ارائه سمیناری تحقیقی در مورد مسائل حزب و جامعه خبری نیست. سنت ویرانگر جیرهخواری را در ارگان هایی که سابقا مرکز تولید فکر و سیاست و اندیشه بود، رواج می دهند و رسانههای حزبی حتی در میان رهبری حزب کم ترین خواننده را دارند. و یا در بهترین حالت این عرصه را به حال خود رها کردهاند.

٥_ نظرسنجی ها برخلاف سابق که اراده افکار عمومی جامعه را بیان می داشتند، اکنون به ابزارها و اهرم هایی برای شکل دان به افکار عمومی در جهت نیازها و منافع طبقه حاکم بدل گشتهاند. تفاوت فاحش میان نظرسنجی در انتخابات امریکا با آرا ریخته شده به صندوق ها به فاصله کم تر از ٢٤ ساعت دلیلی است بر ادعای فوق.

٦_ برای رئیس جمهور شدن کم ترین دانش و کم ترین سابقه مدیریت و تخصص در مدیریت دولتی و اداره امور لازم است. در میان احزاب سیاسی نیز معیارهای وارد شدن به عرصه رهبری و کار در ارگان های رهبری به شدت افت کرده است و هنوز دوره اپوزیسیون را طی می کنند که در درون خود "جنگ قدرت" دن کیشوتی را پیش می برند. بر سر خزانه خالی رقابت مالی می کنند و به پست های حزبی در حالیکه کل حزب دوره رونقی را ندارد به شدت چسبیدهاند. در حالیکه اختلافات بالا می گیرد کسی از مضمون سیاسی و محتوی اختلاف اطلاعی ندارد.

٧_ ترور شخصیتی در هنگامه انتخابات و اختلافات می تواند برضد خود تبدیل شود. همگان با نازل ترین ادبیات به ترامپ تاختند. اوباما او را بی لیاقت ترین کاندید ریاست جمهوری تاریخ ایالات متحده نامید و سیلی ویرانگر از دشنام های بالاترین مقامات حزب خودی و رسانههای جهان. اما کارگر نیفتاد. در پس "کاراکتر" ترامپ و تشبیهات نازل از وی، ترامپ سخنانی به زبان راند که بسیاری در جامعه امریکا تشنه شنیدنش بودند. و همان کسان زود فهمیدند که در پس این هجوم شخصی علیه ترامپ و ترور شخصی بی رحمانهاش، کاسهای زیر نیم کاسه نهفته است. هیات حاکمه و مدافعان وضع موجود که در قامت هیلاری کلینتون تبلور یافت برای لاپۆشانی کاستی ها و شکست هایشان و برای فرار از پاسخ های روشن به سئوالات به ترور شخصیتی ترامپ پرداختند. ( این که آیا ترامپ شایسته چنین هجومی بود یا نه، چیزی از این حقیقت نمی کاهد که این یورش ها در راه کسب قدرت انجام می گیرد و مجاز نیست.)

٨_ حکام و احزاب جامعهای که در جنگ قدرت و در ضمن اختلافاتشان به ترور شخصی روی می آورند، در واقع سیما، منش و نوع مدیریت شان را عرضه می کنند. اوباما نهایتا پذیرای ترامپ شد و دیداری مملو از ریا و تظاهر و نمایشی از دولتمردانی که اگر نتوانستند بر هم غلبه کنند با هم بر سر جابجایی قدرت و با سیاست های نه چندان متضادی توافق می کنند.

٩_ حکام در قدرت دولتی و حزبی نمی توانند برای بقا خود به هر روشی دست بزنند. آنانکه باید قدرت را واگذار کنند بهتر است به دیگران نتازند. بازکردن پرونده دیگران برای تکیه به جایگاهی که باید ترکش کرد، پایان غم انگیزی خواهد داشت.

١٠_ انتخابات ها، دورههای حزبی و رقابت های انتخاباتی و تلاش برای تکیه زدن به کرسی ها بالاخره دورهای دارد و به پایان می رسد. کیانند و کجایند آنانکه با به جاگذاشتن سنت و اندیشه و منشی می پندارند که جامعه و پیرامون خود را چندین گام به جلو بکشاند. تاریخ عبارت از آن چه نیست که به ما عرضه شده است، سازندگان تاریخ خۆیش باشیم اگرچه در شرایط نامطلوب و برخلاف امیدها و آرزوهای خود قرار گرفتهایم.

هیچ نظری موجود نیست: