صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۳۰, یکشنبه

شکست "ائتلاف گروههای مخالف" و سقوط حلب
سلمان رفیع شیخ*

آرسن نظریان

• سقوط حلب اهمیت سمبولیک بسیاری خواهد داشت. از زمان سقوط (بخشی از) شهر به دست شورشیان، شهر به شیوه یک نظام حکومتی "بدون اسد" باز سازماندهی شده بود. تحت فرمانروایی مطلق شورشیان، رهبران محلی انتخاب می شدند، نظام آموزشی تازه ای در شهر برقرار شده بود و اقتصادی که برپایه دادوستد با ولایات تحت فرماندهی شورشیان و کشور همسایه ترکیه قرار داشت به راه انداخته شده بود. ...

آنچه که زمانی توسط غرب "گوهر نیروهای مخالف در سوریه" نامیده می شد اکنون در شرف ازهم پاشیدن است. حلب دارد دوباره به دست نیروهای دولتی سوریه می افتد، رویدادی که احتمالا به معنای یکی از بزرگترین شکستهای ارضی و سمبولیک "شورشیانی" خواهد بود که توسط قدرتهای خارجی تامین مالی می گردند. طبق آخرین خبرها، نیروهای دولتی سوریه کلیه مناطقی را که جنگجویان شورشی طی تهاجمی برای درهم شکستن محاصره شرق حلب تصرف کرده بودند بازپس گرفتند. شکستهایی که این نیروها متحمل شدند، درواقع همه پیشروی های ائتلاف گروهای جهادی مختلف، از جمله جبهه فتح الشام، وابسته به القاعده (پیشین)، را بی اثر کرد.

این شکستها در ضمن ضربه بزرگی بود به ائتلاف شکننده ای که گروههای شورشی، به ویژه گروههای تحت حمایت جبهه النصره سابق، در اوت گذشته در آغاز حمله متقابلشان به نیروهای دولتی تشکیل دادند. آنچه که به عنوان "یک جبهه هم آهنگ" علیه حمله - محاصره نیروهای اسد شروع شد، اکنون مثل یک سازه کاغذی فرو می ریزد. نظر به اینکه حلب آخرین پایگاه شهری به شمار می رفت که نیروهای مخالف در آن جای پای نسبتا محکمی داشتند، موفقیت در برابر نیروهای دولتی سوری امتیاز روانی فراوانی برای آنها می توانست به وجود آورد و اثرات ماهها عقب نشینی براثر بمبارانهای هوایی فشرده روسیه را خنثی سازد. لکن، ناتوانی در نگهداری شهر به یک پروسه خود ویرانی دامن زده که طی آن گروههای مخالف بزرگتر گروههای کوچکتر را بلعیده و مناطق بیشتری را تحت کنترل خویش می گیرند و بدین طریق قادر به عضوگیری تعداد بیشتری نیرو برای نبردهای آتی هستند.

طبق گزارشهایی از منابع هر دو طرف، افول ائتلاف یادشده از زمانی آغاز شد که پاره ای از این گروهها، دوشنبه، ١۴ نوامبر در اعزاز، شهرکی نزدیک مرز ترکیه بایکدیگر درگیر شدند. در این کشمکش، یک گروه مهم تحت فرماندهی ارتش آزاد سوریه، یعنی "جبهه لِوانت (جبهه الشامیه)، علیه گروههایی که هم چنین تحت پرچم ارتش آزاد سوریه و احرارالشام، می جنگند، به نبرد پرداختند.

سازمان نظارت حقوق بشر سوریه گزارش داد که طی این منازعه درونی مراکز فرماندهی و ایستگاههای بازرسی جبهه لوانت تصرف شد و یک مقام جبهه یادشده اعلام کرد که جبهه مجبور شده است تعدادی از جنگجویانش را از نبردی که در شهر الباب علیه داعش جریان داشت بیرون بکشد.

گزارش شده است که مقاماتی از "شورشیان" ضمن اعلام این مطلب که نزاع درونی مورد بحث ضربه سنگینی بر نیروهای اپوزیسیون وارد کرده، مبارزه ای را دربخشی از سوریه در همسایگی مرز ترکیه آغاز کرده اند که هدف از آن پاکسازی گروههایی است که خود آنرا "دسته های شرور" می نامند و ازنظر آنها مسئول این آشفتگی سازمانی هستند.

این تحولات نشانگر آنست که نه تنها حلب از دست نیروهای باصطلاح مخالف خارج می شود، بلکه خود این نیروها نیز در حال ازهم پاشی هستند. ازآنجا که ائتلاف آنها مملو از اختلافهای ایدئولوژیک و هم چنین منافع محلی متعارض بود، اکنون شروع به توسل به تاکتیکهایی علیه همدیگر کرده اند که توانایی آنها در تامین منافع حامیان خارجی شان را ضایع، و لذا حمایت آنها را نیز منتفی خواهد کرد.

در سطحی وسیعتر، سقوط حلب اهمیت سمبولیک بسیاری خواهد داشت. از زمان سقوط (بخشی از) شهر به دست شورشیان، شهر به شیوه یک نظام حکومتی "بدون اسد" باز سازماندهی شده بود. تحت فرمانروایی مطلق شورشیان، رهبران محلی انتخاب می شدند، نظام آموزشی تازه ای در شهر برقرار شده بود و اقتصادی که برپایه دادوستد با ولایات تحت فرماندهی شورشیان و کشور همسایه ترکیه قرار داشت به راه انداخته شده بود.
گرچه حلب، پیش از شروع بحران کنونی در ٢٠١١ بزرگترین شهر سوریه و مرکز تجاری آن با حس هویت خاص مبتنی بر فرهنگ ویژه محلی، آشپزی منحصر به فرد و تاریخ چندهزارساله در بخش قدیمی شهر بود، بخش شرقی آن نسبت به بخشهای دیگر عق مانده تر بود و لذا از شورشیان استقبال کرد و نظامی را پایه گذاری نمود که درواقع منادی سقوط بعدی اسد بود.

بااینحال، باوجود اهمیت سمبولیک فراوان نظام حاکم در بخش شرقی، سقوط فعلی شهر این فکرو ایده را تایید می کند که نظام تحمیلی شورشیان، با اسد یا بدون اسد، نمی تواند زندگی عادی مردم را به طور پایدار در جهتی مثبت هدایت کند. آغاز نبرد درونی میان گروههای مختلف برای منافع گروهی، و نه منافع همگانی، بهترین دلیل شکنندگی موضع و موقعیت شورشیان است.

بدین طریق، شرق حلب که زمانی بهترین نمونه سوریه بدون اسد به شمار می رفت اکنون نظاره گر جنگ و ستیز درونی شورشیان است، جنگ و ستیزی که باعث شده مردم بدترین بحران زندگی شان را تجربه کنند. طبق گزارشها، طی منازعاتی که در اوایل نوامبر در شرق حلب روی داد، گروه نورالدین الزنکی و گروه جهادی متحدش، جبهه فتح الشام (قبلا جبهه النصره)، کوشیدند گروه فاستقیم ("تجمع فاستقم کما امرت") را که جزیی از ارتش آزاد سوریه است، درهم بکوبند.
اینها نیروهای اپوزیسیونی بودند که آزاد کردن سوریه از دست یک مستبد را هدف اعلام شده شان قراراده بودند.      

گرچه، در ۳ نوامبر مقامات نیروهای شورشی اعلام کردند که مشغول "حل بحران" هستند، کشمکشهای ١۴ نوامبر نشانگر عدم توانایی آنها در حفظ مواضعشان دربرابر حملات مداوم نیروهای ارتش سوریه بود.
با سقوط حلب، فعالیتهای شورشیان در شمال سوریه به مقدار زیادی فلج خوهد شد. نظربه اینکه رژیم دمشق، پایتخت، و اکنون حلب را، تحت کنترل دارد، احتمالا این تصور که نیروهای حامی بشار الاسد در حال غلبه بر مخالفانشان هستند درمیان مردم سوریه - که هنوز در فاصله ای از دولتشان به سر می برند - تقویت خواهد شد.   

عامل دیگری که محرک این جنگ و ستیز درونی و عدم توانایی حفظ وحدت در شرایط تهاجم ارتش سوریه بوده، پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات اخیر ایالات متحده امریکاست، پیروزی ای که فرض نیرومندی را با خود به همراه داشت: اینکه سیاست جدید ایالات متحده برای همکاری با روسیه نسبت به ارسال تسلیحات و بمب افکن به سوریه جهت حمایت از شورشیان اولویت قایل خواهد شد.

حداقل در مقطع کنونی این فرض منطقی به نظر می رسد. چنانچه ایالات متحده حمایتش را از شورشیان قطع کند، عملا به معنای این خواهد بود که در ارسال مستقیم سلاح به سوریه از طریق ترکیه نقش بسیار کمتری ایفا خواهد کرد.

گروههای شورشی با پیش بینی چنین وضعیتی شروع به ستیز با هم کرده اند، که درواقع چیزی جز پاکسازی یکدیگر برای تصرف هرچه بیشتر مناطق و یافتن راهها و منابع دیگر برای دریافت کمک نیست. این منابع هم کسانی جز دشمنان دیگر اسد در منطقه، یعنی کشورهای عربی، نیستند که هنوز باید موضع و موقعیتشان را دربرابر سوریه بعد از پیروزی ترامپ تعریف و روشن کنند.

درصورتی که ایالات متحده سیاستش را تحت ریاست جمهوری ترامپ تغییر دهد و دول عربی به کمک به "شورشیان" ادامه دهند، جنگ در سوریه ادامه خواهد یافت. گرچه، حلب نهایتا سقوط خواهد کرد، لکن شورشیان ناراضی ممکن است به دلیل کمبود سلاح و تجهیزات، به جای کنترل و اداره شهرها به جنگهای پارتیزانی روی آورند.
________________________________
* محقق و تحلیل گر روابط بین المللی و مسایل داخلی و خارجی پاکستان. مقاله حاضر منحصرا برای
New Eastern Outlook فرستاده شده است.
منبع: journal-neo.org

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ٣۰ آبان ۱٣۹۵ -  ۲۰ نوامبر ۲۰۱۶


هیچ نظری موجود نیست: