صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

نقش روان شناســی اجتماعــی و ناخــود اگاه جمــعی در انتــخاب ترامپ

اشکبوس طالبی

• ترامپ هم دقیقا مثل خمینی این تابوها وخشم های فروخفته و احساسات زیر پوستی هویت یابی توده را دیده بود و با مهارت و نیز هوشی به ندای انها پاسخ داد. و با احساسات ودردمندی های انها بازی کرد و شرایطی فراهم کرد تا زخم های کهنه حقارت و شکست و خشم وناکامی تلمبار شده وناخود اگاه سرریز شوند و بیرون بریزد ...

* (ناخود اگاه جمعی)، یا social unconscious امریکایی ها را به حرکت در اورد و دانلد ترامپ را قیصر روم کرد

انقلاب اقای ترامپ در امریکا ،شباهت های زیادی از نظر دینامیزم اجتماعی و روانی با انقلاب اقای خمینی در ایران دارد. در ایران هم توده های کم تَر باسواد و متوهم و هویت باخته بر پا خواستند و احساس کردند که به هویت گم شده خود می رسند. در امریکا هم بخشی از سفید پوستان کمتر باسواد، احساس کردند که کشور و هویت خودشان را از دست داده اند و روز بروز در رقابت های داخلی ضعیف تَر و ضعیف تَر می شوند. خصومت زیرپوستی سفید پوستان نسبت به سیاهپوستان را نمی شود سرپوش گذاشت. ٣۰ سال است که در محل کار و حتی در کلاس های درسم در دبیرستان و دانشگاه این تنش را به عینه مشاهده کرده ام و نگرانی بخش بزرگی از امریکایی های مسن تر را در مورد ورود مهاجرین و به تنگنا افتادن فرصت های شغلی انها را هم دیده ام وبه انان گوش کرده ام. این بخش از امریکایی ها سخت با جهانی شدن و و هجوم مسلمان ها و لاتین تباران، به امریکا مخالف اند، ولی قوانین ضدتبعیض ان چندان محکم بر نژاد پرستی و زن ستیزی و مهاجر ستیزی مهار زده است که واقعا کسی به خاطر عواقب قانونی ان نمی توانست لُب بگشاید.
ترامپ هم دقیقا مثل خمینی این تابوها وخشم های فروخفته و احساسات زیر پوستی هویت یابی توده را دیده بود و با مهارت و نیز هوشی به ندای انها پاسخ داد. و با احساسات ودردمندی های انها بازی کرد و شرایطی فراهم کرد تا زخم های کهنه حقارت و شکست و خشم وناکامی تلمبار شده وناخود اگاه سرریز شوند و بیرون بریزد. هیچ قانون ومحدودیت اخلاقی و اجتماعی هم جلو گیرشان نشود. خمینی خود راه قانون شکنی و فوران خشم فرو خفته خود را به توده های ترسیده نشان داد و در بهشت زهرا ندا داد که (من توی دهن این دولت می زنم و خود دولت تعیین می کنم (unleashing aggression). و دونالد ترامپ هم در یکی از سخنرانی هایش گفت (سیستم امریکا فاسد است. واشنگتن یک گنداب بزرگ است که من می ایم تا ان را خشک کنم. به من رای بدهید. من می ایم همه چیز را درست می کنم و هیلاری را به زندان می اندازم) نمی گویدً دستگاه قضائی باید پرونده او را بررسی کند، بلکه می گویدً "من او را به زندان می اندازم" این دیگر دموکراسی نیست و عین دیکتاتوری فردی است. تقریبا همان حرف های خمینی در بهشت زهرا و در مدرسه رفاه است.
و توده های بر افروخته که دیگر سوار بر اسب سرکش نا خوداگاه بودند عنان و قید و بندهای اجتماعی و اخلاقی را پشت سر گذاشتند و فریاد زدند (luck her up) وترامپ هم با خنده و کف زدن پشت انها را گرم می کرد. پیروان خمینی هم کف بدهان و چماق بر دست فریاد بر اوردند که "امام اگر اذن جهادم دهد لشکر دنیا نتواند که جوابم دهد" پیاده از تهرا ن عازم کردستان بودند تا درخت اسلام ۱۲ امامی را در سرزمین کردان سنی ابیاری کنند. یعنی گذار از مختصر چهارچوب های اجتماعی قوانین مدون و برگشت به دوران توحش و بی قانونیً و گذار از زندگی شهروندی و تمدن به زندگی طایفه ای ( tribal life style ).
دیکتاتورها و خودشیفتگان، قهرمان بازی گرفتن احساسات ونیروهای نا خوداگاه و حیوانی مردم وتوده های متوهم هستند. یعنی خوب می توانند احساسات و نیازهای پیروان خود را دستکاری کنند (manipulation). برای بخش بزرگی از ایرانیان و هم برای سفیدپوستان امریکا اصلا مهم نبود که برنامه های سیاسی خمینی و ترامپ چیست. وچگونه می خواهند ایران را از شرق وغرب مستقل کنند و یا چگونه می خواهند امریکا را دوباره به اصطلاح great کنند. هیچکدام هم اهمیت نمی داد که در کتاب ولایت فَقِیه چه چیزهایی نوشته شده بود. همین که انها زبان گویای این هویت باختگان باشند کافی بود. مگر رای دهندگان به ترامپ می دانستند که برنامه بیمه عمومی او چیست؟ همین که گفته است برنامه های بیمه درمانی براک اباما (رئیس جمهور سیاهپوست) را ملغی خواهد کرد، برایشان کافی بود تا برای او هورا بکشند. بیشتر سفید پوستان امریکا از رییس جمهور شدن یک سیاهپوست در کشورشان، از نظر روحی زخمی و پاره شده گی حس می کردند و بدنبال جبران این trauma بودند. تمام جمهوریخواهان (که عمدتا سفید پوست بودند) از ابتدا تعهد کردند که تمام کارهای اباما را سد خواهند کرد و اجازه نخواهند داد تا ۴ سال ریاست جمهوری را به پایان برساند. او را مسلمان خواندند. کمونیست خواندند. گفتند که کنیایی است و متولد امریکا نیست. این تضاد در سطح جامعه بود ولی تخاصم و خشمی زهراگین و فروخفته در عمق جامعه سفید پوستان موج می زد و هردم بیشتر تلمبار می شد. ترامپ بر این موج خفته چادر افراشت و پرچم رهایی امریکا از دست غیرسفید پوستان را برف راز خیمه خود بالا برد. فکر نکنید که ترامپ تنهاست. هیچ دیکتاتوری تنها نیست. همین حالا دیکتاتورهای کوچکی در حلقه ترامپ خبردار ایستاده اند مثل جولیانی، مثل گینگ ریج، مثل کریستی.
دیکتاتور خودشیفته و خودمحور را نمی توانید تغییر دهید. مگر تا حال یک سیکوپات را در بیمارستان درمان کرده اند؟ این شخصیت های خودشیفته بسیار هم خطرناک هستند و فاقد عاطفه و حس مسئولیت و به سادگی ادم خواهند کشت و به سادگی به پیروان خود هم پشت خواهند کرد اولین قربانی ها همان پیروان عاصی و خشم الود نزدیک خودشان خواهند بود. مگر هیتلر در جامعه متمدن المان همین کار را نکرد؟ مگر موگابه در زئیر همین کار را نکرد؟ تاریخ در امریکا و به تبع ان در جهان ورق خورده است و متاسفانه یک عقب کرد تکان دهنده که نیروهای انباشته شده شخصیت (سابه) یا unconscious بخش بزرگی از رای دهندگان امریکایی را به حرکت در اورده است و فقط با تخلیه این پرخاشگری حیوانی و کور از حرکت باز خواهد ایستاد. انسان های ضدفاشیست امریکا، که المان را به زانو در اوردند و سیاهان امریکا را از بردگی٤٠٠ ساله نجات دادند، امروز خود دچار فاشیسم شده اند. فقط مقاومت در خیابان ها و یسیج ملیونی توده ها می تواند دست درازی فاشیسم و راسیسم را کنترل کند. این دیوانگی درمان پذیر نیست، فقط قابل کنترل است. از همین امروز استین ها را بالا بزنیم ودر خیابان ها به فاشیسم - نژاد پرستی- زن ستیزی- خود کامگی و بیگانه ستیزی (نه) بگوییم و از دست اورد های مدرنیته با چنگ و دندان دفاع کنیم.

اشکبوس طالبی مدرس و تحلیلگر مسایل روان شناسی- نهم نوامبر ٢٠١٦ - مریلند 


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۱ آبان ۱٣۹۵ -  ۱۱ نوامبر ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: