صدای امریکا

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

عوامل و نتایج پیروزی دانولد ترامپ 

Make America Great Again

مهین میلانی

• دانولد ترامپ مظهر قدرت و توانائی های یک فرد است که در جبهه ای می جنگد که همگان، همگانی که سیستم موجود در آمریکا را در دست دارند، او را از هر جانب بمباران می کنند. و در شرایطی پیروز می شود که تمام حرف هایش مبنی بر دیوار کشیدن بین آمریکا و مکزیک تا ممانعت مسلمین از ورود به آمریکا و برخوردهای تند با همه و تحقیر زنان، و با وجود نپراختن مالیات بردرآمد، مورد مخالفت تمام اقشار جامعه است ...

با پیروزی دانولد ترامپ جهان وارد دوره ی جدیدی از زمان می شود، دوره ای شبیه به دوره ی ناسیونالیسم هیتلر یا سوسیالیسم لنین، که در آن یک فرد میخ خود را آن چنان بر زمین می کوبد که همه ی جهان را سال های سال در گیر خود خواهد نمود. دانولد ترامپ یکه و تنها در مقابل راست، سانتریست، لیبرال و چپ، و در مقابل رسانه ها ایستاد. دانولد ترامپ یک دهن کجی بزرگ بود به کل سیستم موجود که در آن "گرم شدن زمین" از جانب دانشمندان، "تجارت آزاد" از جانب اقتصاددانان، و "امنیت جمعی دنیا" از جانب ژنرال ها را به سخره می گیرد. دانولد ترامپ، در حالی که هیلاری کلینتون دل به عشق کورپوریشن ها بسته بود، در جنوب فلوریدا به اسپانیائی زبان ها و آفریقائی های آمریکائیِ به حاشیه رانده شده، امکان آمدن بر روی صحنه را داد. او مردم آمریکا را بهتر از هر اِلیت، برگزیدگانی که فخر به تولد خود در خانواده ای برگزیده می کنند و فخر به ثروت خود، و تمام پست های حساس جامعه را از وزارت و وکالت و نمایندگی مجلس در دست دارند، می شناخت و شعار Make America Great Again   را سرلوحه ی خود قرار داد با تکیه بر تولید داخلی؛ و اتفاقأ همان کسانی را برسرصندوق رأی به نفع خود آورد، که هیلاری کلینتون، با توجه به همه ی ضعف هایی که در ترامپ شمرده می شد، می توانست به راحتی اگر اندکی سویه ی این حاشیه به راندگان را داشت، جا برای خود باز کند.

کوشش این مقاله لزومأ در تأیید و یا تکذیب دیدگاه های دانولد ترامپ نیست، بلکه قصد بر اینست که دور از تعصبات و پیش داوری ها با این پدیده ی نو که اثراتش را بدون تردید عمیقأ در سیاست های جهانی به جا خواهد گذاشت، برخورد کنیم و دریابیم چه عواملی سبب پیروزی وی شده است.

دانولد ترامپ مظهر قدرت و توانائی های یک فرد است که در جبهه ای می جنگد که همگان، همگانی که سیستم موجود در آمریکا را در دست دارند، او را از هر جانب بمباران می کنند. و در شرایطی پیروز می شود که تمام حرف هایش مبنی بر دیوار کشیدن بین آمریکا و مکزیک تا ممانعت مسلمین از ورود به آمریکا و برخوردهای تند با همه و تحقیر زنان، و با وجود نپراختن مالیات بردرآمد، مورد مخالفت تمام اقشار جامعه است.
لذا پیروزی وی ۱- قدرت یک فرد را به نمایش می گذارد که چگونه اگر اراده کند و اگر شناخت کافی داشته باشد و اگر باهوش باشد می تواند به هرجا که می خواهد برسد، ۲- یک احساس همدردی ایجاد می کند با این فرد که توانسته است کل سیستم یک کشور را با وجود جبهه های مخالفت شدید بر علیه او به زیر اتوبوس براند.

ترامپ: انقلاب پوپولیستی علیه واشنگتن

عوامل پیروزی ترامپ را در اینجا بر می شمریم:

۱. می توان تجربه ی کار سیاسی، کار در دولت، و در ارتش را نداشت و پیروز شد. حرکت ترامپ به گفته ی "ناشنال پست" یک انقلاب پوپولیستی بود بر علیه واشنگتن (جوزف برین. ۹ نوامبر/ مطلب لی لی بازی ریاست جمهوری). وی می نویسد: "این (پیروزی) رأی مردان سفید بود، که علت خشمشان می تواند مختلف باشد. اما عللی که با یک نفرت انگیزاننده آمیخته شد، نفرت از زنی که سه دهه در یک نهاد ملی مشغول رسیدگی به منافع شخصی خود است، کسی که از یک نهاد ایالتی چون قیف کمک های مردمی برای منافع تاسیسات خانوادگی استفاده می کرد، و کسی که امنیت ملی را به سخره گرفت تا حقظ کند حریم خصوصی ایمیل هایش را." و "کوین" در مقاله ی "نتایج نشان می دهد که هیچ چیز اهمیت ندارد" می گوید: "ترامپ نماینده ی up-is-down بود، یعنی نماینده ای که سیستم را به پائین می کشد" (ناشنال پست / ۹نوامبر)

۲. می توان دیدگاه ها و روش های کار و زندگی خود را تنها محک حرکت دانست و بر آن اساس پیش رفت. برای ترامپ، راهی که در پیش گرفت، آنقدر روشن بود، و او آنقدر متکی بود بر خود و دیدگاه هایش، که سرسخت ترین دیدگاه ها از جانب سرآمدان سیاست و اقتصاد و امنیت هیچ شمرده می شد. او بر رسانه های جمعی حکمروائی کرد و بیشترین هواداران را داشت.

٣. دموکراسی در آمریکا یعنی اینکه هرکس پول بیشتری داشت می تواند خود را بیشتر تبلیغ کند و بنابراین رأی افراد را بخرد. هیلاری کلینتون نوکر کورپوریشن ها بود. ترامپ از هیچ احدی پول قرض نکرد. خود به اندازه ای داشت که بتواند مخارج تبلیغاتی خود را تأمین کند. عدم وابستگی مالی در اینجا استقلال گفتار، کردار و رفتار را به دنبال دارد. این استقلال یکی از ویژگی ها در ترامپ است که آن چنان با قدرت پیش می رود.

۴. ترامپ فردی بود با صراحت کلام، با هیچ کس مصالحه نمی کرد و از هیچ واکنشی هراس نداشت. این چنین برخورد صداقتی را در بردارد که می تواند هرفردی را به او جذب نماید. بی باکی او به علت استقلال مالی او نبوده است. او هم سیستم موجود را خوب می شناخت و هم مردم را. به همین دلیل هوشیاری او به علت پاهایی بود که محکم بر روی زمین داشت. و صراحت و صداقت او در پی یک عمر تلاش در درون سیستمی بود که کورپوریشن هایش، فارغ از حتی زندگی مردم کشور خود، دنیا را به نابودی کشانده اند. ترامپ از درون همین سیستم زاده شد.

۵. او مردی بسیار کوشا و موفق بوده است در کشوری که گاهی مرز بین موفقیت و شکست، برنده و یا بازنده شدن، به یک مو بسته است؛ در شرایطی که با یک خم ابرو فرد می تواند به راحتی از چهاردیواری به خیابان رانده شود. ترامپ یک بار در بیزینس به سختی ورشکست شد. ولی سرپا ایستاد و با کوشش و اعتماد به نفسی که داشت، اکنون یکی از بزرگترین ثروتمندان جهان است.

۶. در راهی که می رفت ایستاد. اهمیت نداشت که واکنش های مثبت از دیگران کسب کند. این امر به طور انتزاعی بسیار قابل تحسین است، فارغ از اینکه این فرد چه اهداف و مقاصدی را در سر دارد. بسیار باهوش بود و در هر مرحله می دانست که چگونه عمل کند. آخرین ضربه ی او درست ۱۰ روز قبل از ٨ نوامبر ۲۰۱۶، مطرح کردن دوباره ی پاک کردن ایمیل های شخصی از جانب هیلاری کلینتون بود. که اگر حتی این اتهامات به آن شکلی که مطرح شد، مورد نداشته باشد، کاری بود کارستان.

۷. وی نشان داد که ترکیب آگاهی - هوش - صراحت - قدرت (دارائی)، و اتکاء به نفس چه ها که نمی کند. عواملی که ترامپ از همه ی آنها برخوردار بود تا سنگ خود را بر زمین زند. و زد.

٨. ترامپ به مانند خیلی سیاستمداران آمریکائی و اروپائی در سخنرانی هایش، حتی در سخنرانی تاریخی خود در روز ٨ نوامبر ۲۰۱۶ دست زنش را نگرفت که در کنار خود قرار دهد تا نشان دهد که مثلأ اهل خانواده است و ماسکی دیگر بر چهره بپوشاند (یک کنش معمول سنتی که بارها بوی گند آن همه ی دنیا را برداشته است). ترامپ در همه حال خودش بوده است. این ویژگی چه بسا مهمترین ویژگی ترامپ است که او را در جایی که الان نشسته است می گذارد.

اما، ما به یک نتیجه گیری مختصر نیز در اینجا نیازمندیم از این ماراتون بی سابقه در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که در آن یک زن، یک سوسیالیست و یک پوپولیستِ آپس اند دانیسم شرکت داشته اند:

• برای اولین بار نقش عاملین بیزاری ها، جنگ ها، نا بسامانی ها در دنیا که شرکت های چند ملیتی بزرگ هستند، به طور وسیعی افشا شد. این انتخابات به شکلی به دنباله ی جنبش Occupy Worldکه از وال استریت شروع شد و در سال ۲۰۱۰ هزارها شهر در دنیا را فراگرفت، نقش مهمی داشت در شناخت این عامل اصلی ویرانی در دنیا. و به عبارتی مردم آمریکا که در طی دهه ها سرمایه داری آموخته بودند که یک زندگی فردگرایانه داشته باشند که در آن هرکس مسئول خودش است و اهمیتی به عالم سیاست نمی دادند، به دنیای سیاست وارد شدند و یاد گرفتند که باید برای آینده ی خود در سیاست نقش داشته باشند.

• این انتخابات نشان داد که می توان کس دیگری بود و حرف های دیگری زد و پیروز شد. به عبارتی یاد گرفتیم که مستقل فکر کنیم، مستقل حرکت کنیم. هراس نداشته باشیم از مخالفت ها و پیش برویم.

• دانولد ترامپ زاده ی همین سیستم است. یاد گرفته است که چگونه مالیات بر درآمدهای کلان خود را نپردازد. امیدوار باشیم که فردی مثل او شاید بتواند جلوگیری کند از نپرداختن این همه مالیات بردر آمدی که یک درصد ثروتمند کشور آمریکا به مردم مدیون است. و چه بسا هدف او برای بازسازی تولید ملی، راهی باشد برای بیرون کشیدن آمریکا از بقیه ی دنیا. در واقع حتی اگر ترامپ برای منافع صرفا جاه طلبانه وارد گود ریاست جمهوری شده باشد، اما باری که اکنون بر دوش اوست، او را در راهی ببرد که برای دنیا حرکتی رو به جلو باشد.

مهین میلانی
milanimahin.blogspot.ca
mmearthback@gmail.com


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۴ آبان ۱٣۹۵ -  ۱۴ نوامبر ۲۰۱۶

هیچ نظری موجود نیست: