صدای امریکا

‏نمایش پست‌ها با برچسب سروده های از خانم صالحه وهاب واصل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سروده های از خانم صالحه وهاب واصل. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

( استاد ادب دری ) محترمه صالحه جان وهاب واصل

 حس زنانه 

رسیده روزی که مثل فسانه می آیم
شکسته بـــر تَرَکِ لب، تـــرانه می آیم
دلم که منجمد و یخ گرفته است و حزین
بـــــه سینه بـــــا حسِ نامنصفانه می آیم

۱۴۰۱ خرداد ۱۳, جمعه

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل

 دعای دل همهٔ‌ ما و شما. تقدیم به همه آوارگان افغان

التجاء

بیا و باز بده خواب های گمشده ام
به پرده های گلویم صدای گمشده ام
بیا و باز بیاور زمان کودکی ام
ز گور مادرم آر لای لای گمشده ام

۱۳۹۹ آبان ۹, جمعه

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل

شعر از مجموعۀ دهم غزلیات به نام «گنج گمان»

اعزاز عشق

كائنات در ياب در من اى كـه جوئى راز عشق
تار و پودم مى دهــد بيرون نوا و ســـاز عشق
ميگساران نشئه جوينـد هـــــردم از ميخــانه ها
مستى خواهى آ، ز من آموز این انـداز عشق

۱۳۹۹ خرداد ۲۱, چهارشنبه

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل
«هر عمل اجری و هر کِرده سزای دارد» دامن ایران ازین آتش سوزی در امان نخواهد بود (ان شاء الله). وقتی در ضمیر آدم ها "انسانیت" بمیرد، به آنها حتی "آدم" خطاب کردن گناه است چه رسد به "انسان" نامیدن آنها. هموطنم در غمت شریکم بدان

۱۳۹۸ اسفند ۶, سه‌شنبه

وای بر ما


( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل


وای بر ما

یاد آن روزی که ما خاک و دیاری داشتیم
زیر نام آن دیار یک افتخاری داشتیم
یاد آن روزی که آرامش رفیق امن بود
در امور کشور خود اختیاری داشتیم

۱۳۹۸ آبان ۲۳, پنجشنبه

بغض گلو

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل

هموطنان عزیز، خواستم امروز درد همۀ تان را با یک صدا از خون قلم خود بیرون دهم. تا میتوانید به اشتراک بگذارید. تا هر هموطن ما با رگ رگ خود احساسش کند.
بغض گلو
این چشم خشک و خستۀ مــــا را کسی نـــدیـــد
در سیــنه بغض بســتـۀ مـــــا را کسی نــــدیـــد
هر کس به هر طریقی دلش خواست ضربه زد
زخمی بـــــه دل نشستۀ مـــــا را کسی نــــدیــد

۱۳۹۷ آبان ۱۵, سه‌شنبه

انشعاب معنی !

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل

شعری از مجموعۀ پنجم غزلیاتم به نام «بیکران عشق» برای تان انتخاب نموده ام. امید است خوش تان بیاید

انشعاب معنی !

روز تا روز من ز خود، در خویش نابود میشوم
همچو رنگ خامـه بیش از پیش نـــابـــود میشوم
عالــم فقـــــرم، جنــــونــــم هســــت استغنای من
از غنـــــاء در دامن درویش نــــابــــود میشـــوم

۱۳۹۷ شهریور ۶, سه‌شنبه

خدای دل

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

خدای دل

آتش تر بـــه بـــر دیــــده نهان ساختــــه ام
چون شراری که به کاغذ نگران ساخته ایم

هر سرشکی که فتد از سر مژگان به زمین
مثل بید است که بی بهره عیان ســـاخته ام

۱۳۹۷ مرداد ۲, سه‌شنبه

آتش پرست


( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل


شعر انتخاب شده از مجموعۀ هفتم غزلیاتم به نام (گدازدرون) تقدیم به شما عزیزان

آتش پرست

اگر غـافـل ز چشمش پــرده بـــر دارد، نظـر دارد
و گــر عــاقل بـه قلبش یک نظر دارد، بصـر دارد
هـر آنکس یکــدمی در بـزم مـا بنشسته بــر خیـزد
ز بزم مـــا هـــر آنچه او بـه ســـر دارد، اثر دارد

۱۳۹۷ تیر ۱۹, سه‌شنبه

بغض گلو


( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل


شعر منتخبه از مجموعۀ هشتم غزلیاتم است به نام «آئینه بندان»

بغض گلو

زین چشم خشک گــــریــــۀ مـــا را کسی ندید
در سیـــنه بغض بستۀ مـــــا را کسی نــــدیــــد
هر کس به هر طریقی دلش خواست ضربه زد
زخـــمِ بـــه دل نشســـتۀ مــــا را کسی نـــدیـــد

۱۳۹۷ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

خون بها

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

خون بها

وطن تــــرا ز غـــــم و رنج آفریــــــده خــدا
تــرا ز جمع همه کائنـــــات کشیـــــــده خــدا
ز ابــــر تـــو همه خـــون قطره قطره میبـارد
به آسمان تــــو از خــــون شفق دمیـــده خـدا

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۴, جمعه

خانۀ حباب

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل


غزلی از گنجینۀ نهم به نام «گنج گمان» تک بیت رنگین از مجموعۀ «روح تبسم»

خانۀ حباب

هرکسی پیراهنی از عشق در بر میکند
خاک را در خاکدانی خـــردۀ زر میکند

۱۳۹۷ فروردین ۳۱, جمعه

طفل اشک

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل



دوستان نازنینم یک شعرک کاغذ پیچ که تا حال نشر نشده، از مجموعۀ هشتم «آئینه بندان» برای تانانتخاب کرده ام امید است خوش تان بیاید. چار پاره هم از کتاب رنگین «نوای دل» است

طفل اشک 

آفتاب رخت از دور درخشــان شـــده است
همچو شمسی که بر آفاق نمایان شده است

زخم بالنــــده که از هــــر نگهت خورده دلم
غنچۀ نورس سرخ است که خندان شده است

۱۳۹۷ فروردین ۳۰, پنجشنبه

قیامت وصل


( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

شعری منتخبه از مجموعۀ هشتم به نام آئینه بندان، تقدیم به دوستان عزیزم

قیامت وصل

یاری خواهم که بر این خسته دلم جان باشد 
دلبر عشوه گر و فتنۀ دوران باشد
یاری خواهم که به جز دولت حُسنش نبود
شاد وخوش تینت و سر مست و غزل خوان باشد

۱۳۹۷ فروردین ۲۹, چهارشنبه

سر زمین من

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

سر زمین من 

به کوچه، کوچۀ تو سنگ از سـرانسان
به جوچه، جوچۀ تو خون میکنــد شادی

۱۳۹۷ فروردین ۲۷, دوشنبه

من کدام حقوق را مستحقم؟

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان واهب واصل

من کدام حقوق را مستحقم؟


تا طفل بودم مرا به نام دخترو غیرت پدرم شناختند، در نوجوانی به نام خواهر و ننگ برادرم، بعد از عروسی به نام زن و ناموس شوهرم، وقتی مادر شدم به نام مادر وعزت و آبروی پسرم. در جامعه سنتی هویتم را با کلمۀ سیاه سر شناسائی کردند و در مذهب دینی مرد سالاران با کلمۀ ناقص العقل و ضعیفه.
هویت من چیست، شخصیت من چه شناختی دارد، من کیستم و درین دنیای هست کردۀ خدا و غصب شدۀ مردان موقف و جایگاه من در کجاست؟

۱۳۹۷ فروردین ۹, پنجشنبه

بدو خلقت

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل
شعری از مجموعۀ پنجم به نام بیکران عشق خدمت شما عزیزان تقدیم است

بدو خلقت

این دم دلم هوای بر یار کرده است
امید بر دو لحظۀ دیدار کرده است
از بس هجوم شوق دلم را فشرده است
او را به حال شمع گرفتــار کرده است

۱۳۹۶ اسفند ۲۸, دوشنبه

طلب وصل

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

طلب وصل

حور و ملک به مقدم یارم نمی رسد
بر محرمِ به عرش سوارم نمی رسد
احرام خود به میَ کند ار تازه شاخ گل
بر شوخی های حسن نگارم نمی رسد

۱۳۹۶ بهمن ۵, پنجشنبه

حرص ذوق

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

حرص ذوق

بــر لبـــم فـــریــاد چون تبخال می سازد گـره
مــدح رویش در زبــــان لال می ســـازد گره
دور او می گردم و سر تا به پــا آتش بـــه تن
گردش دور شمَع از بـــال می ســازد گـــره

۱۳۹۶ دی ۱۵, جمعه

غنایی عشق

( استاد ادب دری ) بانوی فرهیخته  محترمه صالحه جان وهاب واصل

غنایی عشق


به شوق دیدنت این دیدۀ حیــران بی خوابست...
ز شـــرم ســـجده غیـر تو، جبین آئینــۀ آبست

خیـــالـت روشنی انــــداز نیـــرنگ شبســتـانم
چنان تــابد ســراپای مــرا که گـویی مهتابست